من مشغول مطالعه کتاب هستم .
آقای منتقم زهرا موافق باشید ، کمی از مطالب کتاب را قرار دهیم . مفید خواهد بود .
به نام خدا
اینهم بخشهایی از کتاب
آتش زدن در خانه و مجروح شدن حضرت زهرا عليها السّلام بدست عمر
(1) عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد «22»! حضرت زهرا عليها السّلام در مقابل او در آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول اللَّه»! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و به پهلوى حضرت زد. آن حضرت ناله كرد: «يا ابتاه»! عمر تازيانه را بلند كرد و به بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد: «يا رسول اللَّه، ابو بكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتارى كردند»!
دفاع امير المؤمنين عليه السّلام از حضرت زهرا عليها السّلام
(2) على عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد. ولى سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و وصيتى را كه به او كرده بود بياد آورد و فرمود: «اى پسر صُهاك «23»، قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر نبود مقدّرى كه از طرف خداوند گذشته و عهدى كه پيامبر با من نموده است مىدانستى كه تو نمىتوانى به خانه من داخل شوى».
دستور ابو بكر براى حمله و آتش زدن خانه
(3) عمر فرستاد و كمك خواست. مردم هم آمدند تا داخل خانه شدند، و امير المؤمنين عليه السّلام هم سراغ شمشيرش رفت.
قنفذ نزد ابو بكر برگشت در حالى كه مىترسيد على عليه السّلام با شمشير سراغش بيايد چرا كه شجاعت و شدّت عمل آن حضرت را مىدانست.
ابو بكر به قنفذ گفت: «برگرد، اگر از خانه بيرون آمد (دست نگه دار) و گر نه در
خانهاش به او هجوم بياور، و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بكشيد»! قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. على عليه السّلام سراغ شمشيرش رفت، ولى آنان زودتر به طرف شمشير آن حضرت رفتند، و با عدّه زيادشان بر سر او ريختند.
عدّهاى شمشيرها را بدست گرفتند و بر آن حضرت حملهور شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابى انداختند
مجروح شدن حضرت زهرا عليها السّلام بدست قنفذ
(1) حضرت زهرا عليها السّلام جلو در خانه، بين مردم و امير المؤمنين عليه السّلام مانع شد. قنفذ ملعون با تازيانه به آن حضرت زد، بطورى كه وقتى حضرت از دنيا مىرفت در بازويش از زدن او اثرى مثل دستبند بر جاى مانده بود «25». خداوند قنفذ را و كسى كه او را فرستاد لعنت كند.
دوستان دقیقا از کتاب صفحات 225 تا 227 کپی کردم .
اگه حالی پیدا کردید منو هم دعا کنید .
صفحه 259 کتاب:
... فرمایش امیرمومنین علی (علیه السلام):
... بدانید که ایمان بر چهار پایه است : یقین و صبر و عدل و جهاد
1- یقین بر چهار شعبه است : شوق و ترس و زهد و انتظار
هرکس مشتاق بهشت باشد شهوات را از یاد می برد و
هر کس از آتش بترسد از محرمات پرهیز می کند
و هر کس نسبت به دنیا زهد و بی اعتنایی کند مصیبت ها بر او آسان می شود و
هر کس به انتظار مرگ باشد ، در خیرات می شتابد .
2- صبر بر چهار شعبه است . : بصیرت در فهم و درک . تاویل و تبیین حکمت . شناخت عبرتها سنن پیشینیان
هرکس در فهم و درک بصیرت داشته باشد در حکمت ، جستجو و تبیین می کند و
هر کس در حکمت جستجو و تبیین کند ، عبرتها را می شناسد و
هر کس حکمت را تفسیر کند ، عبرت را می بیند و
هر کس عبرت را ببیند گویا همراه پیشینیان بوده است .
3- عدل بر چهار شعبه است : پیچیده های فهم ، پوشش علم و شکوفه های حکمت و باغ حلم
هر کس بفهمد ، جمله های علم را تفسیر کند و
هر کس علم داشته باشد ، شرایع حکمت بر او عرضه می شود
و هر کس بردباری کند ، در کارش افراط نمی کند و به وسیله آن در بین مردم ستوده زندگی می کند .
4- جهاد بر چهار شعبه است : امر به معروف و نهی از منکر . راستگویی در جاهای مختلف و غضب به خاطر خداوند و بغض و عداوت با فاسقین .
هر کس امر به معروف کند ، کمر مومن را محکم می کند و
هر کس نهی از منکر کند ، بینی فاسق را به خاک می مالد
و هر کس در جاهای مختلف راست بگوید ، وظیفه ای که بر عهده اش بوده را انجام داده است و
هر کس با فاسقین عداوت داشته باشد و به خاطر خداوند غضب کند خداوند به خاطر او غضب می نماید .
{به ابی انت و امی و نفسی یا امیر المومنین }
سلام به همه
آقا میشه این کتاب رو در یه سایت دیگه آپلود کنی؟
این 4شیرد پدر من رو درآورد....ثبت نام هم که می خوام
انجام بدم....هنگ می کنه.
------------
دمت گرم تو یه سایت دیگه آپلود کن ما هم بتونیم استفاده کنیم.
یا علی
صفحه 261:
... آن مرد گفت : یا امیر المومنین ، کمترین چیزی که شخص با آن مومن می شود
و کمترین چیزی که با آن کافر می شود چیست ؟
حضرت فرمود سوال کردی ، جواب بشنو :
کمترین چیزی که شخص با آن مومن می شود ، آن است که خداوند خود را به او بشناساند و او به پروردگاری خداوند اقرار نماید
و پیامبرش را به او بشناساند و او به نبوت او اقرار نماید ،
و حجت خود را در زمین و شاهد بر خلقش را به او بشناساند و او به اطاعتش اقرار نماید .
عرض کرد یا امیر المومنین : اگر نسبت به همه چیز (غیر آنکه توضیح دادی )جاهل باشد؟
فرمود آری ! و فقط هر گاه به او دستور داده شد و هر گاه نهی شد بپذیرد .
کمترین چیزی که شخص با آن کافر می شود آن است که چیزی را به عنوان دین بپذیرد و
گمان کند که خداوند او را به آن امر کرده - از چیزهایی که خداوند از آن نهی کرده است -
بعد آن را دین خود قرار دهد و بر اساس آن تولی و تبری داشته باشد و
گمان کند خدایی را که به او امر کرده ، می پرستد .
کمترین چیزی که شخص با آن گمراه می شود ، آن است که حجت خدا در روی زمین و شاهد او بر حقش را که امر به اطاعت او نموده و ولایتش را واجب کرده نشناسد
{ در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ............ از گوشه ای برون آی ، ای کوکب هدایت }
توی کتابی که تو دست من هست...صفحه ی 237و238 تو پاورقی یه توضیحاتی درباره ی اصالت(!!!) عمر بن خطاب نوشته شده که خوندن چندبارش باعث میشه عمق این داغ و این فاجعه(شهادت بانو(سلام الله علیها)) رو بیشتر حس کنیم!!!
در بحار جلد8قدیم صفحه ی 295 چنین روایت کرده است:
صهاک کنیز حبشی عبدالمطلب بود و برای او شتر میچرانید.نفیل با او زنا کرد و خطاب را به دنیا آورد. خطاب وقتی به سن بلوغ رسید به صهاک طمع کرد و با او زنا نمود و دختری به دنیا آورد. آن دختر را در پارچه ای از پشم پیچید و از ترس مولایش اورا بر سر راه گذاشت. هاشم بن مغیره اورا دید و برداشت و تربیت کرد و نامش را "حنتمه" گذاشت. وقتی حنتمه به سن بلوغ رسید روزی خطاب اورا دید و در او طمع کرد و او را از هاشم خواستگاری نمود. هاشم اورا به ازدواج خطاب درآورد! و عمر بن خطاب متولد شد. بنابراین خطاب پدر و پدربزرگ و دایی عمر است و حنتمه مادر و خواهر و عمه ی اوست!!!!!
حالا ببینید چه داغیه وقتی عمر بن الحرام بن الحرام!به خونه ی ناموس خدا(سلام الله علیها) و غیرت الله(علیه السلام) حمله میکنه...باعث شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) میشه...به امیرالمومنین(علیه السلام) با بدترین و توهین آمیز ترین شکل رفتار میکنه...و ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم جز اینکه از این داغ بسوزیم و منتظر منتقم فاطمه(سلام الله علیها) باشیم...اگرچه یه معلمی داشتم که میگفت: نگید منتظر منتقم فاطمه(سلام الله علیها) هستیم...امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انتقام مادرشونو نمیگیرن...انتقام خانوم(سلام الله علیها) رو خود خدا تو صحرای محشر میگیره...خود خدا انتقام ناموسشو میگیره!!!خود خدا!!!
لعن علی عدوکَ یا علی(علیه السلام)...اولی و دومی و سومی!
لعن علی عدوکِ فاطمه(سلام الله علیها)...اولی و دومی و عایشه!
پیشنهاد میکنم کتاب سقیفه علامه عسگری رو حتما بخونید.
من این کتاب رو خوندم؛ کتابی که کاملا حوداث بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله رو شرح میده.
حسرتی که من میخورم از اینه که اگر ما میخواهیم با آقایون غیر شیعی وحدت داشته باشیم، بحثی نیست؛ برای حفظ جامعه اسلامی رعایت وحدت رو میکنیم. اما سوال اینجاست که چرا ما رو از واقعیت دور نگه میدارید؟!!!
دو سه روز دیگه شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛ میرن روی منبر روضه خانم رو میخونن؛ اما نمیگن که کی بود که این کار رو کرد؟
باشه ...
این نیز هم، بگذرد ...
یا علی! تو هنوز هم غریبی!!!
(۳/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۳۳)Elia نوشته است: [ -> ]
پیشنهاد میکنم کتاب سقیفه علامه عسگری رو حتما بخونید.
من این کتاب رو خوندم؛ کتابی که کاملا حوداث بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله رو شرح میده.
حسرتی که من میخورم از اینه که اگر ما میخواهیم با آقایون غیر شیعی وحدت داشته باشیم، بحثی نیست؛ برای حفظ جامعه اسلامی رعایت وحدت رو میکنیم. اما سوال اینجاست که چرا ما رو از واقعیت دور نگه میدارید؟!!!
دو سه روز دیگه شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛ میرن روی منبر روضه خانم رو میخونن؛ اما نمیگن که کی بود که این کار رو کرد؟
باشه ...
این نیز هم، بگذرد ...
یا علی! تو هنوز هم غریبی!!!
شاید این روزها ما هم مامور به صبر شده ایم....
تا کمی،فقط کمی درک کنیم 30 سال خار در چشم و استخوان در گلو داشتن فاتح خیبر یعنی چی؟
تا یه کم درک کنیم دستان بسته سردار رشید اسلام و در غلاف ماندن ذوالفقار یعنی چی.
انشاالله نزدیکه روزی که یگانه منجی ما روضه رو کامل برامون میخونه.
سلام
این کتاب رو من در منزل دارم
رو جلدش نوشته:
اسرار آل محمد
ترجمه ی
اولین کتاب شیعه در زمان امیرالمومنین
تالیف
سلیم بن قیس
متوفای90ق ه
امام زین العابدین:
سلیم راست گفته است و همه اینها احادیث ماست که از آنها خبر دارم
امام صادق :
هر کس از پیروان و دوستان ما کتاب سلیم بن قیس هلالی را نداشته باشد چیزی از مسایل امت ما نزد او نیست و از وسیله های ما هیچ آگاهی ندارد و ان کتاب الفبای شیعه و سری از اسرار ال محمد است.