تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: 1001 نکته از علامه حسن زاده آملی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
دوستان عزیز

با سلام و تبریک سال نو

از امروز تصمیم دارم گلچینی از گنجینه 1001 نکته علامه حسن زاده را در این جا منتشر کنم.
امیدوارم شما دوستان عزیز هم موافق و همراه باشید.

با تشکر


نكته 548
شيخ بزرگوار ابن سينا در قانون فرمايد: يخ را در آب حل نكنيد و نخوريد كه به اعصاب و مزاج سخت آسيب مى‏رساند و اگر در هنگام جوانى طبيعت بدن با او دفاع كند بالاخره پس از بالا آمدن سن، آن يخ كار خودش را مى‏كند و دست بردار نيست. و چون بخواهيد آب سرد بنوشيد آب را در جوار يخ‏ سرد كنيد
منبع:هزار و یک نکته
تعليم و تاديب
يعقوبى متوفاى در سنه سوم هجرى ، در كتاب تاريخى اش وصيتى از سبط اكبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، امام حسن مجتبى (عليه السلام ) روايت كرده است كه اختصاص به خردسالان دارد، و عبارت آن حضرت به نقل يعقوبى چنين است : و دعا الحسن بن على (عليه السلام ) بنيه و بنى اءخيه فقال : يا بنى و يا بنى اءخى ! انكم صغار قوم و توشكون اءن تكونوا كبار قوم ، آخرين فتعلوا العلم ، فمن لم يستطع منكم يرويه (ان يرويه ظ) اءو يحفظه فليكتبه و ليجعله فى بيته .
امام مجتبى (عليه السلام ) در اين وصيت اعتنايى خاص به خردسالان دارد كه هم در تعليم تاديب بزرگسالان به اكرام و احترام زير دستان و كودكان حائز اهميت بسزا است ، و هم از جهت دستورالعملى كه به خردسالان فرموده است .
يعنى امام حسن (عليه السلام ) فرزندان خود و فرزندان برادراش را خواند و گفت : (( اى فرزندان من ! و اى فرزندان برادر من ! امروز شما خردسالان گروهى هستيد و در آينده نزديكى بزرگان گروهى ديگر خواهيد بود، پس دانش بياموزيد و هر كه از شما توانايى روايت و نگهدارى دانش را ندارد آن را بنويسد و در خانه خود بنهد. ))
امام (عليه السلام ) بديشان فرمود: (( شما كه خردساليد هم ، اكنون نوشتن بياموزيد و خط تعليم بگيريد و دانش را كه آموخته ايد به قلم در آوريد. )) كه به قول بيهقى : (( مرد آنگه دانا شود كه نبشتن گيرد. ))
شيرين تر آن كه امام در پايان فرمود: (( آن را بنويسد و در خانه خود بنهيد. ))
آرى ! زينت خانه ، كتاب علمى در طاقچه آن است نه مجسمه سگ و گربه . كان امام فرمود: (( خانه شما بايد كتابخانه باشد. Wink)
منبع:هزار و يك نكته ، ص 540 و541
نکته
حفاریهائی که درمصر باستان به عمل آمده در مقبره فرعون مصر، گندم هایی در سنبل از اهرام مصر بدست آوردند و در شک بودن که آیا قوه نمو در آنها باقی است یا نه آنها را برای امتحان کاشتند کاملا سبز و بارور شد و به ثمر رسید.این نکته را در بقای وجود شریف حجه عصر مهدی منتظر روحی له الفداء اعمال کن با اینکه هنوز باندازه آن دانه گندم از عمر شریف او نگذشت هرچند ورای این مطلب خطابی و اقناعی براهین عقلی و شواهد نقلی داریم که تفصیل و بیان آن را در رساله نهج الولایه آوردیم.
منبع:هزار و یک نکته
سكوت پيامبر در واقعه غدير
چنين گويند كه شبلى در روز غدير نزديك يكى از معروفان شد از علويان و او را تهنيت كرد آنگه گفت : يا سيدى تو دانى تا اشارات در آن چه بود كه جدت دست پدرت گرفت و برداشت و سخن نگفت .
گفت : ندانم .
گفت : اشارت بود به آن كه زنانى كه از جمال يوسف بى خبر بودند زبان ملامت در زليخا دراز كردند و گفتند
امراة العزيز تو را و دفتيها عن نفسه قد شغفها حبا انا لنريها فى ضلال مبين
او خواست تا طرفى از جمال يوسف به ايشان نمايد مهمانى ساخت و آن زنان را بخواند و در خانه دو در بر و بنشاند و يوسف را جامه هاى سفيد در پوشيد و گفت : براى دل من از اين خانه در رو و به آن در بيرون شو و ايشان را گفت : من مى خواهم تا اين دوست خود را يك بار بر شما عرض كنم براى دل من هر كدام به او مبرتى كنيد.
گفتند: چه كنيم ؟
گفت : هر يك را كاردى و ترنجى به دست مى دهم چون آيد هر يك پاره ترنجى ببريد و به او دهيد.
گفتند: چنين كنيم .
چون از در در آمد و چشم ايشان بر جمال او افتاد خواستند كه ترنج ببرند دست ها ببريدند و حيرت زده شدند، چون برفت ، گفتند:
حاش الله ماهذا بشر ان هذا الا ملك كريم .
گفت : ديديد اين آن است كه شما زبان ملامت بر من دراز كرديد به سبب اين فذلكن الذى لمتنى فيه ، رسول عليه السلام هم اين اشارت كرد، گفت : اين آن مرد است كه اگر وقتى در حق او سخنى گفتم شما را خوش نيامد زبان ملامت دراز كرديد. امروز بنگريد تا خداى تعالى در حق او چه گفت او را چه پايه نهاد و چه منزلت داد، آنگه گفت : الست اولى بكم من كم بانفسكم ، الخ
منبع:هزار و يك نكته ، ج 1 و 2، ص 329 - 328.
مقام صبر و رضا
آورده اند كه : جابر بن عبد الله انصارى كه يكى از اكابر صحابه بود در آخر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود. محمد بن على بن الحسين عليه السلام معروف به باقر به عيادت او رفت و از حال او سوال فرمود، گفت : در حالتى ام كه پيرى از جوانى و بيمارى از تندرستى و مرگ را از زندگانى دوست تر دارم .
محمد گفت كه :
من با وى چنانم كه اگر مرا پير دارد پيرى دوست تر دارم و اگر جوان دارد جوانى دوست تر دارم و اگر بيمار دارد بيمارى و اگر تندرست دارد تندرستى و اگر مرگ دهد مرگ و اگر زندگانى زندگانى را دوست تر مى دارم .
جابر چون اين سخن شنيد به روى محمد بوسه داد و گفت : صدق رسول الله صلى اله عليه و آله كه مرا گفت كه يكى از فرزندان مرا ببينى هم نام من و هو يبقر العلم بقرا كما يبقر الثور الارض و به اين سبب او را باقر علوم الاولين و الاخرين گفتند و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه
جابر در مرتبه اهل صبر بوده است و محمد در رتبه رضا.
تاثير قرائت آية الكرسى
دست بر دیدگان مى گذارى و آية الكرسى را براى حفظ نور چشم مى خوانى ، در اين حال نفس ناطقه گوهر آن سويى از توجه به ملكوت نيرو مى گيرد، و به تصور و تعمل و انشاء خود در قوى و محل آنها و در اعضاء و جوارح خود اثر مى گذارد كه توجهات و تصورات نفسانى را در بدن و قوى و احوال آن تاءثيرى بسزا است ، فافهم .
منبع:هزار و یک نکته
مباهله در مورد قران
در قرآن کریم به هیچ وجه و هیچ نحو تحریفی نشده است. این قرآن بین دفّتین که اول آن فاتحه و آخر آن ناس است.همانی است که بر خاتم صلّی علیه وآله و سلم انزالاً و تنزیلاً وحی شده است ،و ترتیب سور و آیات،همه به فرمان حق،سبحانه است و اگر کسی خلاف این حکم را مدعی است . علاوه بر این که رساله ای در ردّ آن نوشته ام و براهین قاطعه آورده ام ، با چنان کس به مباهله حاضرم.
منبع:هزار ویک نکته ،صفحه 102
اعمال
هرکسی سفره خود و مهمان سفره خود است.و بعبارة اخری: هر کس زارع و مزرعه خودش است و نیّات و علوم و اعمالش بذرهایش بنگر تا در مزرعه خویش چه کاشته ای، که علی التحقیق علم و عالم و معلوم و عمل و عامل و معمول اتحاد وجودی دارند و آن تویی.در قول حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم: الدنیا مزرعة الآخرة و در کلام جناب وصیّ علیه السلام به حارث همدانی: أنت مع من احببت[ یعنی با کسی همنشین هستی که او را دوست داری] و نظائر این گونه احادیث صادر از اهل بیت عصمت و وحی دقت کن.
هزار و یک نکته/ نکته 566/ ص318.
تفاوت های فلسفه و عرفان:

"فلسفه" حرف می آورد و "عرفان" سکوت.
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.

آن نور است و این نار.
آن درسی بود و این در سینه.

از آن دلشاد شوی و از این دلدار.
از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.

آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.
آن راه است و این مقصد.

آن شجر است و این ثمر.
آن فخر است و این فقر.
آن کجا و این کجا!

اخلاق نفسانى

امام اميرالمؤ منين على عليه السلام به يكى از دانشمندان يهود فرمود :

هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد،

و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد،

و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آن چه كه ارتقايش ‍ دهد بالا رود،

و هر كه به سوى آن چه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد

و هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى ،

و به باب ملكى درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.

پس يهودى گفت : الله اكبر! اى پسر ابوطالب ، همه فلسفه را گفته اى - چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده اى ؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع