تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جواب دکنر دینانی به مخالفان فلسفه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
[تصویر: 148790_439.jpg]به دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی عرض کردیم که عده ای علم مخالفت با فلسفه را در رسانه ها بر داشته اند. گذشته از مقاصد سیاسی و غیر سیاسی اینها، چه پاسخی باید به این جماعت که در گذشته و حال این شبهات را بیان می کنند، بدهیم؟

به گزارش خبرآنلاین این استاد فلسفه دانشگاه در آغاز لبخندی زد و گفت باز حرف های تکراری. تا کی؟

ایشان البته کوتاه پاسخ گفت: « طرفداران فلسفه، مخالفان خود را در مقابل این استدلال قرار می دهند، و می گویند: یا فلسفه و استدلال فلسفی طریقی است که انسان می تواند از آن طریق به نوعی از حقیقت نائل گردد یا نه؟ اگر کسی بگوید: فلسفه چیزی است که می تواند چهره ای از حقیقت را برای انسان آشکار سازد، ناچار به ارزش و اعتبار فلسفه اعتراف کرده است.

ولی اگر کسی این ارزش و اعتبار را انکار کرده و فلسفه را امری بی حاصل به شمار اورد، ناچار باید برای اثبات این سخن به نوعی استدلال دست یازد و در همین مورد است که منکر فلسفه با حربه ی فلسفه به جنگ فلسفه می رود و در عین انکار فلسفه، به دامن فلسفه پناه می برد."

وی ما را به مطالعه کتاب «وجودِ رابط و مستقل در فلسفه اسلامی» که به قلم خودش منتشر شده است توصیه کرد و گفت: در آنجا هم آورده ام، هیچ چیزی برایم مضحک تر از منظره ی دشمنان ظاهری فلسفه نیست، زیرا این اشخاص به استدلال های پر طمطراق متوسّل می شوند، تا ثابت کنند که فلسفه وجود ندارد. مخالفان فلسفه می گویند، فلسفه همان گونه که در زمینه ی علوم طبیعی، نقش مهمی به عهده ندارد، در زمینه ی علوم اقتصادیريال سیاسی و اجتماعی نیز حرفی برای گفتن ندارد، زیرا کلیه امور اجتماعی باید با ملاک مصلحت شنجیده شود و مصلحت چیزی است که به فلسفه نیازمند نیست. ولی این اشخاص از این نکته غافل شده اند که این سخن به هیچ وجه از فلسفه کنار نیست.

زیرا وقتی در مورد امور اجتماعی مصلحت را ملاک کار خود قرار می دهند، معنی سخن آنان این است که در کار خود، هدف یا غایتی را از پیش در نظر گرفته و برای تحقق بخشیدن به آن کوشش می نمایند. در همین جا این پرسش پیش می آید که این هدف چیست؟ در مقابلِ پاسخ به این پرسش می گویند: هدف فقط قدرت مملکت است. در اینجا دوباره فیلسوف می پرسد: چرا باید قدرت ممکلت هدف باشد؟!"

دکتر دینانی افزود : "مخالفان فلسفه اگر کوشش کنند که در برابر این پرسش، نظر خود را توجیه نمایند، ناچار باید گفت از حوزه ی یک نظریه ی سیاسی و اقتصادی خارج شده اند و به قلمرو فلسفه، وارد شده اند. برای سردمداران امر اجتماعی، آنچه بیش از این مسئله، اهمیت دارد این است که گفته می شود: در جامعه، چه چیز واقعی است؟

و آنچه واقعیت دارد، تا چه درجه از واقعیت، برخوردار است؟ جای هیچ گونه تردید نیست که جامعه در نظر انسان یک نیروی واقعی به شمار می آید، شاید نیروی جامعه از نیروی هر عنصر دیگر در این جهان برای انسان واقعی تر باشد. اکنون در اینجاست که بی درنگ با یک مشکل روبرو می شویم، اگر به اطراف خود نگاه کنیم، در جامعه فقط انسان ها را مشاهده می نمائیم. اگر در جست و جوی نوعِ بشر باشیم، فقط به افراد، دست خواهیم یافت. پس بسیار ی از حکما نیز بر این عقیده اند که کلّیِ طبیعی چیزی جز وجود افراد نیست. اینکه گفته اند: "الحق ان وجودالطبیعی معنی وجود اشخاصه"
اصرار بعضی ها برای تخریب نخبه هایی نظیر دکتر عباسی برایم بسیار جالب است!!!


جناب دکتر ابراهیمی شخصی با سواد و صاحبنظر در زمینه ی فلسفه و عرفان و ادبیات است ، ولی اینطور که پرسش کننده سوال رو مطرح کرد اگه برای منم اینطوری مطرح میکرد من هرچی بد و بیراه بود به اون شخصی که به قول سوال کننده "علم مخالفت با فلسفه را در رسانه ها بر داشته اند" نثار میکردم!!!



1- دکتر عباسی کجا رسانه ای داشته و داره؟ و توی کدوم رسانه وقتی که دعوتش کردند از مخالفتش با فلسفه حرفی زده؟



2-

نقل قول:گذشته از مقاصد سیاسی و غیر سیاسی اینها

نظر دادن درباره ی فلسفه هم میتواند مقاصد سیاسی داشته باشد؟! پس لابد شما هم به قصد و برای مطامع سیاسی داری این سوال رو میپرسی؟ یا دکتر ابراهیمی هم چون میخواد رئیس جمهور بشه میاد تو شبکه چهار گلستان سعدی رو تفسیر میکنه و از فلسفه حرف میزنه!؟



3- دکتر عباسی با دلیل حرف زدند و کسی هم که میخواد ردش کنه و بره از استادش بپرسه ، باید دلایل دکتر عباسی رو هم بیاره...



4- دکتر عباسی گفتند من با استفاده از روش بحث فلسفی حاضرم حرفم رو اثبات کنم! و اگر سوال کننده با قصد و غرض سوال رو اینطوری مطرح نمیکرد استاد ابراهیمی هم همون حرف دکتر عباسی رو تکرار نمیکردند....

5- شما یک جا در قرآن به بنده نشان بدهید که به مومنان سفارش کرده باشد که در دین یا در قرآن "تفلسف" کنند! همیشه به "تعقل" و "تفکر" و "تدبر" و... سفارش شده است! نه "تفلسف" ! فلسفه بافتن مد نظر قرآن نیست! در بحث با دیگران ، فلسفه به کمک ما می آید چون فلسفه زبان کسی است که با دین کاری ندارد ولی برای اهل دین ، و در مسائل تخصصی دین باید به جای آرخه و کلمه به سراغ "آیه" و نشانه رفت...



6- توی یه تاپیک دیگه هم گفتم ولی حذف شد ، عده ای که قبلا از سوی دکتر عباسی مورد انتقاد قرار گرفتند ، چون توی حیطه ای که ازشون انتقاد شده قادر به دفاع از خود نبوده و جایی برای دفاع نداشتند ، اخیرا احساس کرده اند که بهترین فرصت است که به بهانه ی دفاع از فلسفه با ترفند های مختلف دست به تخریب چهره ی دکتر عباسی بزنند.... واقعا برای این افراد متاسفم و از خدا براشون هدایت به صراط مستقیم رو مسئلت میکنم....
به قول یکی از دوستان ، تا کی ما میخوایم قدر نخبه هامون رو ندونیم و اینطوری راحت دست به تخریبشون بزنیم؟! امان از بی بصیرتی....



یا علی (علیه السلام) Heart
برای منم عجیبه که نخبه هایی که در سایه گارد میگیرند و پشت سر آدمی حرفشان را می زنند!!ییاید و با منطق و عقل بحث کنید کرسی آزاد اندیشی برای همین ایجاد و تاکید شده...اینطوری عمل کردن مردوده. اگر حرفی دارید خوب تریبون آزاد هست بیایید دلایلتون رو به بحث بذارید.
(۲۵/فروردین/۹۱ ۱:۴۵)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]

5- شما یک جا در قرآن به بنده نشان بدهید که به مومنان سفارش کرده باشد که در دین یا در قرآن "تفلسف" کنند! همیشه به "تعقل" و "تفکر" و "تدبر" و... سفارش شده است!


دوست عزیز ، فلسفه چیزی جز تعقل ، تفکر و تدبر نیست .
بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان دکتر عباسی یک صحبتی کردند همه هم قبول دارن که اشتباه بوده
طرفدارانشون هم میدونن که اشتباه کرده
کسی تایید نکرده این کارشونو
هیچ آدمی معصوم نیست ایشون هم اشتباه کرده

موضوعی که الان مهمه اینه:::

حالا که دشمن یه سوتی از این بنده خدا گرفته داره خودشو به آب و آتیش میزنه که کلا این شخصیت تاثیر گذار جامعه رو از بین ببره
خواهشا یکم چشماتونو باز کنین ببینین چه خبره
اصلا هم راه دور نرین تو همین تالار خودمون نگاه کنین چندتا تاپیک موجوده در نقد این سخنرانی؟
چرا کلا وجود یک فرد رو زیر سوال می برین به خاطر یک اشتباه و میخواین نیست و نابودش کنین؟

این انتقاد رو قبلا هم کردم تو تالار لازمه یه بار دیگه بخونینش:

(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۲:۳۴)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]بچه ها یه انتقادی دارم که بیشتر با خودمم بعد هم با بیشتر کاربرای تالار ...

هیچ آدمی معصوم نیست. اگر کسی اشتباهی کرد انقدر تندروی نکنیم
این صفر و صد دیدن ادما باعث میشه یکی رو در حد بت بالا ببریم و بپرستیمش و اگر همون فرد اشتباهی ازش سر زد تا زمانی که از صفحه روزگار حذفش نکنیم آروم نشینیم!!!

این موضوع رو تو همین ماه اخیر هم در مورد جناب رائفی پور دیدم هم جناب عباسی

یاد بگیریم بجز معصومین ، بقیه اجازه اشتباه کردن دارن


یا زهرا(سلام الله علیه)
بهتره به جای اینکه بگیم : یاد بگیریم بجز معصومین ، بقیه اجازه اشتباه کردن دارن ، بگیم : بقیه امکان اشتباه کردن دارن .
نقل قول:دوست عزیز ، فلسفه چیزی جز تعقل ، تفکر و تدبر نیست .


این دو با هم تفاوت دارند! تفکر و تعقل قرآن فرق میکنه با فلسفه بافتن....
سلام دوستان
"دوم، بحث طریقه و روش تفکر فلسفی است؛ در اسلام منطقی روشن برای تعامل با لغت و الفاظ و حقایق وجود دارد، منطقی فراگیر و اسلوبی جهانی که خدای عزوجل این اسلوب و منطق را در انزال تورات و انجیل و قرآن به کار برده و با همان اسلوب با پیامبر و ائمه علیهم السلام مخاطبه نموده است و روات احادیث، این اسلوب را از پیامبر و ائمه علیهم السلام آموخته اند و مسلمانان نسل به نسل آن طریق را آموخته اند و مراجع عظام تقلید ما به این شیوه سخن می گویند و مطلب می نویسند. این نوعی از منطق است؛ اما فلاسفه تلاش می کنند طریقه جدیدی از منطق و اسلوب ارائه دهند که ما این طریقه جدید را روش تفکر فلسفی می نامیم. این شیوه غرابت دارد و مادامی که غرابت دارد، اولاً چه احتیاجی به آن داریم؟ و ثانیاً خوف ما این است که این شیوه می خواهد عقاید و فکر ما را در این قالب و شیوه فکری خاص خود بریزد، و ما همانگونه که از اصطلاحات آنها برحذریم، نسبت به روش فکری آنها نیز احتیاط می کنیم."
مقاله کامل مصابحه در:
http://www.sematmag.com/index.php?option=com_content&view=article&id=223:2012-03-01-11-34-27&catid=46:no-6&Itemid=1
دوست عزیز فلسفه یکی از راه های تدبر هست که قرآن اشاره کرده اثبات وجود خدا در قرآن نوعی فلسفه است.من برای اینکه شما با فلسفه بیشتر آشنا شوید کتاب دنیای سوفی را معرفی میکنم حتما مطالعه کنید.
(۲۵/فروردین/۹۱ ۱۸:۱۳)مجید121 نوشته است: [ -> ]بهتره به جای اینکه بگیم : یاد بگیریم بجز معصومین ، بقیه اجازه اشتباه کردن دارن ، بگیم : بقیه امکان اشتباه کردن دارن .

مردم عادی اجازه اشتباه کردن هم دارند. اجازه گناه کردن ندارند
حتی علامه طباطبایی هم اشتباه می کنند
حتی دکتر شریعتی هم اشتباه می کنند
اما اشتباهاتشان توجیهی بر خوب نبودنشان و توجیهی بر تخریب کردن این بزرگواران نیست

درضمن
این تاکید عجیب شما در تخریب شخصیت دکتر عباسی برای بنده جای سواله. امیدوارم که آگاهانه نباشه

نقل قول:
حالا که دشمن یه سوتی از این بنده خدا گرفته داره خودشو به آب و آتیش میزنه که کلا این شخصیت تاثیر گذار جامعه رو از بین ببره

دقت کنیم ببینیم که تو سنگر کی هستیم


یا زهرا(سلام الله علیها)
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع