ادامه مرحله سوم و يورش نهايي براي فتح خرمشهر
در حالي كه همگان ميپندارند ايرانيان فتح خرمشهر را به بعد موكول كرده و براي اثبات ادعاهاي خود توقف عمليات را در محور شلمچه – خرمشهر گوشزد ميكنند، فرماندهان و مسؤولان جمهوري اسلامي با نهايت جديت به تدارك حمله ميپردازند. با درخواست فرماندهان نظامي ايران، امت سلحشور و رزمندگان غيرتمند، به سرعت خود را به مناطق جنگي ميرسانند و در صف داوطلبان آزادي خرمشهر قرار ميگيرند.
نقاط ضعف و صدمه ديدة ايران ترميم ميشود و لشكرهاي اسلام آماده ميشوند كه اين بار با هجوم نهايي دژ نفوذناپذير خرمشهر را فرو ريزند. محورها و راههاي مختلف شناسايي ميشود و نيروها با آمادگي و سازماندهي بهتر تلاش ميكنند تا خرمشهر را از چنگال دشمن خارج كنند.
در جبهه مقابل نيروهاي عراق، براي درهم ريختن سازماندهي ايرانيان، همچنان به انجام پاتك و گلوله باران مواضع ايران ميپردازند و با حملات هوايي گسترده تلاش ميكنند تا حريف را از هجوم به خرمشهر منصرف نمايند. قسمت اعظم لشكرهاي عراق در منطقه جنوب در محور جديد جمع شده و خود را آماده نبردي عظيم مينمايند.
فرماندهان بعث با پيش كشيدن توقف ايرانيان و دفاع سنگين عراق به سربازان خود اينطور القاء ميكنند كه ايرانيان هرگز نخواهند توانست در جولانگاه آنان قدم گذارند. تعداد000/36 نفر نيروی دشمن آماده ی دفاع از خرمشهر ميشوند تا به پشتيباني از نيروها در خط خود برخاسته و حتي خود را آمادة جنگ خياباني ميكنند.
سومين مرحلة عمليات در شب جمعه، 30 ارديبهشت ماه 1361 همزمان با مبعث پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آغاز ميشود؛ اما در اين شب، دشمن بعثي با داشتن تجربه از حملات گذشته در آمادگي كامل به سر ميبرد، تا براي برهم زدن نقشة نيروهاي اسلام اقدام به هجومي گسترده كند. قواي اسلام با تواني مضاعف و همتي وافر، آمادهاند تا با تمامي قوا در مقابل متجاوزين بعثي قرار گيرند.
ناگهان گرد و غبار و طوفاني عظيم منطقة درگيري را فرا ميگيرد و نيروهاي دشمن كه از سنگر خارج شده بودند، در ميان طوفان مهيب، يگانهاي يكديگر را گم كرده و در آن گير و دار و اوضاع وانفسا، به روي هم آتش ميگشايند.
نقشة دشمن پس از تحمل ضربات سنگين، نقش بر آب ميشود و سرانجام به مواضع خود باز ميگردند.
با پاتك دشمن، حمله رزمندگان به تأخير ميافتد و حملة نهايي به يك روز بعد موكول ميشود. با هوشياري و كارداني فرماندهان، بلافاصله كار بازسازي و آرايش جنگي انجام ميگيرد و تعداد ديگري از بسيجيان جان بركف از طريق جاده اهواز – خرمشهر و... به خط فرا خوانده ميشوند.
قواي اسلامي در قالب چهار لشكر نصر، فتح، قدس و فجر سازماندهي و آماده ميشوند تا با يورش بيامان به مواضع دشمن، خرمشهر را از چنگ دشمن آزاد سازند. با تاريك شدن هوا حركت نيروها به سوي خاكريزهاي دشمن آغاز و با قرار گرفتن در جاهاي از قبل تعيين شده، آماده فرمان حمله ميشوند.
در ساعت 5/9 شب جمعه، دشمن به حضور نيروهاي ايران در اطراف خود پي ميبرد و شروع به گلولهباران منطقه ميكند.
سرانجام مرحله سوم عمليات بيتالمقدس با رمز مبارك «يامحمدبن عبدالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» در ساعت 30/12 دقيقه روز شنبه مورخ 1/3/1361 با هدف آزادسازي خرمشهر آغاز ميشود.
چهار لشكر خطشكن ايران در حالي كه لشكر نصر مشغول درگيري با دشمن است، هجمة خود را با مواضع دشمن شروع ميكنند. به دليل حضور گستردة مردم و به كارگيري تاكتيكهاي ابتكاري، عمليات با موفقيت پيش ميرود. ضربات شكننده ی رزمندگان اسلام توان قواي دشمن را تحليل ميبرد و اين بار دشمن در مييابد كه تاب مقابله با قواي ايران را ندارد.
در نخستين ساعات عمليات، خاكريزهاي اول و دوم نيروهاي عراقي در منطقه پل نو و شلمچه، توسط لشكر نصر سقوط و لشكر فجر از نهر عرايض عبور ميكند. با عبور رزمندان اسلام از موانع ايذايي قسمتهاي ديگري از مواضع دشمن مورد هجوم قرار ميگيرد و نيروهاي عراقي در حالت سردرگمي و فرار، قرار ميگيرند. توپخانهها و خمپارهاندازهاي دشمن تلاش ميكنند با آتش گستردة خود تكاورهاي شجاع ايران را زمينگير و وادار به توقف كنند.
در ساعت 3 نيمهشب به تمامي نيروهاي عراقي دستور داده ميشود كه از مواضع خود عقبنشيني كنند و در پشت شلمچه و خرمشهر استقرار يابند. نزديك صبح، لشكر فجر از پل نو به جاده آسفالته ميرسد و شروع به شكار تانكهاي در حال فرار دشمن (به طرف بصره) ميكند. با هجوم گستردة آرپيجيزنها، تعداد زيادي از ادوات زرهي دشمن منهدم ميشود و تعدادي نيز به غنيمت درميآيد.
همچنين تعداد بيشماري از نيروها كشته، زخمي يا اسير ميشوند و بقيه همچنان راه فرار را در پيش ميگيرند.
در ساعت 5 صبح، پل استراتژيك نو به تصرف رزمندگان اسلام درميآيد و يكي از اهداف مهم و حساس عمليات محقق ميشود.
قواي ايراني براي محاصره دشمن راه اروندرود را در پيش گرفته تا از عكسالعمل مناسب دشمن كم كنند و نيز بر پلهاي تداركاتي آنها تسلط يابند.
نيروي هوايي عراق با بمبارانهاي شديد هوايي تلاش ميكند تا از توان رزمي قواي اسلام بكاهد و سدي نفوذناپذير در مقابل خرمشهر به وجود آورد. حضور جنگندههاي عراق هم نميتواند روحيه نيروهاي خود را تقويت و از فرار آنها جلوگيري كند. تا ساعت 9 صبح قسمت اعظم اسلام به كنارههاي اروندرود ميرسند و بدين ترتيب محاصره خرمشهر كامل ميشود.
با فشار گاز انبري نيروهاي ايراني، ارتش بعثي به سرعت به طرف پل تداركاتي اروندرود ميگريزد. نيروهاي مستقر در شهر نيز با احساس خطر، راه گريز ميجويند. تا آن لحظه حدود 5000 نفر اسير شدهاند و تعداد زيادي تانك و نفربر منهدم شده و يا به غنيمت درميآيد.
با اجتماع نيروهاي فراري بعثي در اطراف پل بزرگ اروندرود، از سوي فرماندهان عراقي به آنها دستور داده ميشود كه براي شكستن حلقة محاصره خرمشهر هر طور شده بايد اقدام كنند. نبردي سنگين آغاز ميشود و طرفين با تمام قوا يكديگر را زير آتش ميگيرند. برتري آتش پرحجم رزمندگان اسلام، نيروهاي عراقي را در آستانة اضمحلال كامل قرار ميدهد.
در حدود ساعت 5/10 صبح، موج اول از مرحله سوم پايان مييابد و رزمندگان اسلام به تثبيت مواضع و تجديد قوا ميپردازند.
روز يكشنبه نيز با تبادل آتش عمليات ايذايي به پايان ميرسد تا اينكه در نيمههاي شب، نيروهاي بعث از منطقة شلمچه و بصره دست به نقل و انتقالات گسترده ميزنند. در ساعت 2 بامداد آتشبارهاي عراق اقدام به گلولهباران سنگين منطقه ميكنند تا نيروهاي زرهي خود را در تهاجم حمايت كنند. بدين ترتيب دشمن موفق ميشود تا عمق پنج كيلومتري پيشروي كند.
به دستور صدام اين نيروها مأموريت مييابند كه حلقه محاصره خرمشهر را به هر قيمت كه شده، بشكنند و خرمشهر را از خطر سقوط به دست قواي اسلام نجات دهند.
در شب فتح خرمشهر، باران شروع به باريدن ميكند و با روشن شدن هوا نبرد به اوج خود ميرسد و قواي عراقي تلاش ميكنند كه نيروهاي ايران را منهدم كرده يا به عقب بزنند. فشار سنگيني متوجه نيروهاي ايران ميشود اما آنقدر مقاومت ميكنند تا اينكه نيروهاي پاتك كنندة عراق را در محاصره قرار ميدهند و با ادامه فشار و در حالت ناباوري فرماندهان بعث، سه تيپ از ارتش عراق به طور كامل منهدم ميشود.
با مشاهدة اوضاع، پس مانده ی نيروهاي عراقي راه فرار را در پيش ميگيرند و در ساعت 10 صبح، فرار دشمن سرعت بيشتري به خود گرفته و آرايش جنگي آنان شديداً به هم ميخورد. اين نيروها كه از مرحلة سوم عمليات با تهاجمات پي در پي رزمندگان اسلام، از نظر موقعيت و آرايش دفاعي با دادن 25 كيلومتر پهلو، مقدمه نابودي خود را فراهم كرده بودند، مصرانه از صدام تقاضاي عقبنشيني ميكنند؛ ولي صدام همچنان با دستور مؤكد بر مقاومت آنها براي خرمشهر اصرار ميورزد.
در آستانة ورود قواي ايران به خرمشهر، بخش فارسي راديو بغداد مكرر اعلام ميكند: «دفاع از خرمشهر به معني دفاع از بصره است. آبروي امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است.»
راديو بغداد تمام تلاش خود را به كار ميگيرد تا با تبليغات و برانگيختن احساسات سربازان وحشتزده خود، آنها را وادار به مقاومت كند.
راديو بغداد كه ماهيت آن بر همگان آشكار است، با آزادسازي هويزه (كه ضربه محكمي به رژيم بعث عراق بود) به انتشار اخبار كذب پرداخته وانمود ميكند كه رژيم بعث پيروزيهاي درخشاني را كسب كرده است، و از قول فرماندهي لشكرهاي بدون سرباز و بينام و نشان اعلام ميكند كه سربازان عراق با حملات كوبنده موفق شدهاند تلفاتي سنگين به قواي ايران وارد و بقيه را وادار به فرار كنند. اين راديو در ادامة تبليغات خود با التماس از بعثيان ميخواهد كه مانع ورود ايرانيان به خرمشهر شوند. رسوايي اين راديو به جايي ميرسد كه به نيروهاي محاصره شده و وحشتزده خود طرز مبارزه و انهدام نيروهاي ايراني را ياد داده و از آنان ميخواهد با شناسايي دقيق از مواضع ايرانيان و بستن راههاي نفوذ و يورش بيامان، درس تلخي به بسيجيان و ديگر نيروهاي رزمنده ايراني بياموزند و جهنمي فراموش نشدني برايشان پديد آورند.
رزمندگان اسلام از جمله لشكر امام حسين(علیه السلام) پلهاي تداركاتي روي اروندرود را تصرف و يا منهدم ميكنند و با اين عمليات درخشان، حلقة محاصره تكميل ميشود.
سرهنگ زيدان، فرمانده نيروهاي خرمشهر با گرفتن خط عمل از فرماندهان ردههاي بالاي لشكر 11 و انتقال آن به نيروهاي تحت فرماندهي خود، تلاش ميكند تا اين اميد را در دل صدام ايجاد كند كه خرمشهر با تدابير او براي هميشه در دست آنها خواهد ماند.
در گرماگرم جنگ، لشكر نصر سپاه پاسداران به تعقيب پس مانده دشمن ميپردازد. سپاه اسلام با وارد كردن تعداد 9 دستگاه موشكانداز كاتيوشا به منطقه، جواب آتش بيرمق عراق را با موشكباران شديد پاسخ ميدهد.
مناطق محاصره شده ی دشمن با آتش شديد بيامان كاتيوشا درهم كوبيده ميشود و به علت گستردگي و برنامهريزي صحيح، ضربهاي سنگين نصيب دشمن ميشود.
تيربارچيهاي پشت ميدانهاي مين كه به خيال خام خود انتظار ميرود ايرانيان را ميكشيدند تا با انفجار تلههاي انفجاري و شليك مسلسل، سربازان ايراني را قتلعام كنند، با شنيدن محاصره، به وحشت افتاده و برايشان مسلم ميشود كه ايرانيان هيچگاه مستقيماً از شمال خرمشهر دست به حمله نميزنند و با وجود آن همه استحكامات، هرگز نخواهند توانست مانع آزادي خرمشهر شوند.
نزديك ظهر، پادگان دژ خرمشهر در محاصره قرار گرفته و نيروهاي دشمن با اتكا به نيروهاي زرهي اقدام به شكستن حلقه محاصره ميكنند و در زير آتش خمپارهانداز و توپخانه و تانكها به مصاف بسيجيان اسلام ميروند؛ ولي رزمندگان اسلام به مقابلهاي پرتوان با دشمن پرداخته و شكست سختي را به آنها وارد ميكنند كه در پي اين نبرد، تعدادي تانك و نفربر به آتش كشيده ميشود و نيروهاي زيادي نيز كشته و مجروح ميشوند. همچنين تعدادي سلاح و مهمات نيز به دست رزمندگان ميافتد.
نيروي هوايي عراق با تعداد بيشماري جنگندة اهدايي غرب، اقدام به حمله ميكند و با حملات پياپي در حمايت از نيروهاي زميني تلاش ميكند تا نيروهاي ايران را در مدخل خرمشهر زمين گير كند.
هوانيروز ايران قسمت اعظم نقل و انتقالات را انجام ميدهد و در دفع پاتكهاي دشمن نهايت تلاش خود را به نمايش ميگذارد. تعداد زيادي از تانكهاي دشمن قبل از اينكه در تيررس آرپيجيزنها قرار گيرند، هدف موشكهاي كبري قرار گرفته و به آتش كشيده ميشوند.
نيروي هوايي ايران نيز وارد عمل شده و با بمبارانهاي مكرر عقبه و پشتيباني دشمن را در حالي كه تعداد زيادي هواپيماي شكاري در آسمان منطقه حضور دارند، مورد حمله قرار داده و خسارات سنگيني به دشمن وارد ميسازند.
تعدادي از هواپيماهاي عراق در آسمان منطقه عملياتي توسط هواپيماهاي شكاري و ضدهوايي ايران هدف قرار گرفته و در ميان تكبير همگان سقوط ميكنند.
با پيكار و ايثارگريهاي نيروي زميني و هوايي ايران لحظه به لحظه حلقه ی محاصره تنگتر و خرمشهر در يك قدمي آزادي قرار ميگيرد. به هنگام ظهر، اولين درگيري براي ورود به شهر انجام ميشود. در اين ميان تعدادي از بعثيان سرسختانه مقاومت ميكنند و از ديگران هم ميخواهند كه به دفاع از شهر بپردازند؛ اما اين مقاومتها در برابر حملات و فشار سنگين نيروهاي اسلام ناچيز جلوه ميكند و
نبض خرمشهر بيصبرانه در انتظار قدوم رزمندگان با آهنگي موزون ميتپد.
ادامه دارد...ان شاء الله