کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ویژه نامه عملیات بیت المقدس
۱۱:۴۵, ۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۱۶ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
چند روزی بود صدای انفجار ها نزدیک تر شده بود. هنوز کسی دقیقا نمی دانست موضوع چیست، بازار شایعه داغ بود. بعضی ها خانه و زندگی شان را از خرمشهر جمع کرده بودند و رفته بودند . ما اما همچنان مانده بودیم . پدرم می گفت(( خونه و زندیگمو ول کنم برم کجا؟ نمی شه که همی طوری؟! باید صبر کنیم ببینیم چی پیش میاد))
امروز اما انگار طور دیگری بود.از صبح که بیدار شده بودم دلشوره ی عجیبی داشتم. همین طور در خانه قدم می زدم و در فکر ازدواج برادرم بودم، یعنی در این اوضاع می توانستیم جشن عروسی برگزار کنیم؟

(( دختر؟! چته ایقدر دور خودت می چرخی؟!)) صدای مادرم بود.برای لحظه ای ایستادم و نگاهش کردم. امروز اصلا انگار مادرم طور دیگری شده بود! انگار برایم غریبه بود.
(( چیه زل زدی به مو؟! برو ببین ای کوکات کجا مونده باز؟ یالا برو تا دیر نشده))
قرار بود برادرم ماشین عروس را گل بزند اما دیر کرده بود. چادرم را سر کردم و به سرعت از خانه بیرون زدم. اوضاع شهر آشفته بود. صدای آژیر ماشین آتش نشانی مدام شنیده میشد.
ده دقیقه ای زمان برد تا به گل فروشی رسیدم. زیاد از خانه دور نبود.
خبری از ماشین نبود . با عجله وارد مغازه شدم و گفتم(( سلام اکبر آقا. کوکام نیومده ایجا؟ ))
اکبر آقا که مشغول مرتب کردن یک دسته گل رز بود گفت(( همی الا رفت؟ چطو ندیدیش؟))
حتما از کوچه ی پشتی رفته بود خانه. چنان با عجله از مغازه خارج شدم که پایم به لبه در گیر کرد و محکم زمین خوردم. اکبر آقا که هول شده بود به طرفم دوید و گفت(( په چته عامو؟ ایقد عجله داری؟ طوریت نشد؟ ))
با عجله بلند شدم . بدون این که پاسخش را بدهم شروع کردم به دویدن. دلشوره ام بیشتر شده بود. اما هنوز نمی دانستم چرا، یعنی امشب همه چیز خوب پیش میرفت؟ اگر باز هم برق ها قطع می شد چه؟
در همین فکرها بودم که با صدای انفجار مهیبی به خود آمدم. نا خواسته روی زمین دراز کشیدم.
برای چند لحظه همان طور مانده بودم. تا به حال صدای انفجار را اینقدر نزدیک نشنیده بودم.
از زمین که بلند شدم تمام چادرم خاکی شده بود. حتی زحمت تکاندنش را هم به خودم ندادم.
یعنی این بار کجا را زده بودند؟
یعنی کسی هم زخمی شده بود. بی چاره خانواده اش.
سر کوچه که رسیدم بوی دود و آتش همه جا را فرا گرفته بود. یعنی یکی از خانه های کوچه ما را زده بودند؟
هر چه به خانه نزدیک تر می شدم بوی دود و گرد و غبار بیشتر میشد.
حتی یک لحظه هم به این فکر نکرده بودم که ممکن خانه خودمان را زده باشند. حالا فقط 40 ، 50 متری با خانه فاصله داشتم. از این فاصله چهره خدیجه خانم همسایه مان را تشخیص می دادم. نشسته بود و ضجه می زد. و خاک های اطرافش را به سر میریخت. یک آمبولانس هم آنجا بود. ماشین گل زده ی برادرم هم کنارش بود. نزدیک تر که شدم خدیجه خانم من را دید. مردم جمع شده بودند. در خانه مان باز بود. به نظر همه چیز سالم میامد. اما نزدیک تر که شدم...
از داخل در خانه چیزی دیدم که باورم نمی شد. از خانه مان به جز تلی از خاک چیزی باقی نمانده بود. عرق سردی بر بدنم نشسته بود. خدیجه خانم به سمتم می آمد و گریه می کرد.
کنار آمبولانس چند جنازه بود که رویشان پارچه سفید کشیده بودند.رنگ قرمز خون چند نقطه از پارچه های سفید را رنگین کرده بود. نای راه رفتن نداشتم. [/i]
[b]انگار یک وزنه صد کیلویی به پایم آویزان کرده بودند. دهانم تلخ شده بود. خدیجه خانم به من رسید و همین طور که ناله می کرد مرا در آغوش گرفت.

حالا فقط چند قدم با جنازه ها فاصله داشتم. یک لحظه باد گرمی شروع به وزیدن کرد. یکی از پارچه ها از روی جنازه کنار رفت.
برادرم بود!
خوابیده بود!
صورتش اصلاح شده بود . تمیز و مرتب مثل همیشه . اما بدنش سراسر خون بود، به نظرم چشم هایم اشتباه میدید چون کتف راست برادرم را نمی دیدم! به جایش لکه بزرگ خون و لباسهای خاک آلود می دیدم.
حالا دیگر صدایی نمی شنیدم. همه چیز ساکت شد. از آغوش خدیجه خانم رها شدم و کنار جنازه نشستم. آرام دستم را روی سر جواد کشیدم(( جواد! جواد! پاشو کوکا! الا چه وقته خوابه!
جواد ! چرا لباستو ایطو خاکی کردی! الا ننه ببینه چی میگه؟!
جواد ! پاشو
جواد...
....................................................................................................​............
شبیه به این اتفاق شاید برای خیلی از خوزستانیها افتاده بود.
خرمشهر سقوط کرد.
اما چطور ؟
آیا به همین راحتی خرمشهر اشغال شد؟
چطور ایران به همین راحتی اجازه نفوذ به ارتش عراق داد؟
آیا مقاومتی هم در برابر این هجوم داشتیم؟
چه مدت خرمشهر در اشغال عراق بود؟
...
شاید این سوال ها و هزاران سوال دیگر ذهن شما را مشغول کرده باشد.
در این پست سعی داریم تا پاسخی برای این سوال ها بیابیم.
از سقوط خرمشهر تا بازپسگیری خونین شهر!
ان شاالله که در کنار شما دوستان بتوانیم پاسخی برای این سوال ها پیدا کنیم.
یا علی

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۱, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
السلام علیکِ یا بنت رسول الله یا فاطمة الزهرا

خرمشهر چگونه سقوط كرد؟

ارتش عراق در 3 محور اصلى زیر ،پیشروى خود دراستان خوزستان را آغاز كرد:

1 ـ جبهه غرب دزفول و شوش

2 ـ جبهه بستان ـ سوسنگرد و هویزه

3 ـ جبهه اهواز و خرمشهر

در جبهه اهواز و خرمشهر، ابتدا لشكر5 مكانیزه از سپاه 3 عراق با استفاده از محورهاى زیر ، اهواز و خرمشهر رامورد هجوم قرار داد:

ـ محور بصره ، تنومه، كوشك، جفیر، اهواز

ـ محور بصره ، تنومه ، پاسگاه زید، ایستگاه حسینیه، پادگان حمید، اهواز

ـ محور بصره ، تنومه ، شلمچه ، پل نو، خرمشهر

زمانى كه دشمن با مقاومت دور از انتظار رزمندگان ایثارگر ایرانى در محور شلمچه روبه رو مى شود ، تصمیم مى گیرد خرمشهر را از سمت شمال تحت فشار قرار دهد. از این رو، عناصرى از لشكر 5 مكانیزه عراق در امتداد جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر از شمال به جنوب نیروهاى مدافع خرمشهر را مورد هجوم قرار مى دهند. اما زمانى كه دشمن احساس مى كند قادر نیست با لشكر 5 مكانیزه اهواز و خرمشهر را تصرف كند، عناصر لشكر 3 زرهى را كه در احتیاط سپاه 3 قرار داشته است، در منطقه خرمشهر وارد عمل كرده، لشكر 5 مكانیزه را مأمور تصرف شهر اهواز مى نماید. علاوه بر بمباران هوایى آبادان و تأسیسات دریایى و ترمینال گمرك خرمشهر ، در مرز زمینى فشار دشمن از جبهه شلمچه آغاز شد و نیروهاى ارتش بعث بعدازظهر روز 31 شهریور تلاش كردند شلمچه را اشغال كنند.

بدین منظور تا ساعت 18 آن روز پاسگاه را محاصره كردند ولى نیروهاى مدافع پاسگاه كه تركیبى از عناصر نیروى زمینى ارتش، ژاندارمرى و نیروهاى مردمى بودند، موفق شدند عناصر دشمن را از حوالى پاسگاه دور سازند. این پایدارى شجاعانه كاملاً برخلاف انتظار نیروهاى عراقى بود، زیرا ظاهراً به آنها تفهیم شده بود كه به محض عبور از خط لوله به جز مقاومت مرزى بسیار ضعیف، دیگر مقاومتى روبه روى آنها نخواهد بود و به سادگى خواهند توانست به اهداف تعیین شده دست یابند. ولى در همان برخورد اول خلاف این وعده براى سربازان عراقى ثابت شد. از سوى دیگر، حوادث روز 31 شهریور سبب آمادگى نسبى نیروهاى ایرانى در مواضع پدافندى مرز شد.

حملات متجاوزان عراقى براى تصرف خرمشهر روز اول مهرماه سال 59 نیز ادامه یافت، اما با وجود برترى كامل متجاوز ، نیروهاى دشمن موفقیت چندانى كسب نكردند و نتوانستند مقاومت نیروهاى ایران را در خط مرز درهم بشكنند و مجبور به توقف درمواضع نزدیك مرز شدند.

براساس گزارش هاى پایگاه هاى دریایى و هوایى ایران درخلیج فارس و كرانه آن در روز اول مهرماه، 11 فروند هواپیماى میگ و6 فروند ناوچه لوزا متعلق به ارتش عراق در نیروهاى هوایى و دریایى منهدم شدند و نیروى دریایى ایران كنترل كامل تنگه هرمز را به دست گرفت.

با وجود فشارهاى خردكننده ارتش عراق ، متأسفانه به دلیل شرایط موجود نیروى قابل توجهى درمقابل هجوم وحشیانه ارتش بعث عراق وجود نداشت و نیروهاى موجود فقط مى توانستند نقش نیروى پوشش را ایفا كنند و این درحالى بود كه در پشت سر آنها نیروى عمده اى كه عهده دار دفاع از مواضع اصلى شود، وجود نداشت.

بدین ترتیب بودكه مسئولان متوجه شدند با یك لشكر زرهى (92 زرهى اهواز) آن هم با كمیت و كیفیت نه چندان مطلوب نمى توان در 500 كیلومتر از كرانه اروندرود تا دهلران در مقابل تجاوز چندین لشكر زرهى و مكانیزه عراق پایدارى كرد و از این رو اعزام نیروهاى تقویتى از مناطق داخلى كشور به خوزستان آغاز شد.

2 مهرماه به دانشكده افسرى دستور داده شد از دانشجویان سال دوم و سال سوم به صورت گردان رزمى پیاده سازمان داده شوند تا به خوزستان اعزام گردند و به این ترتیب تعداد كثیرى از دانشجویان ، افسران و درجه داران دانشكده افسرى در قالب 3 گردان پیاده و مجهز به جنگ افزارهاى انفرادى، تیربار و آرپى جى 7 به جبهه هاى نبرد جنوب اعزام شدند كه در مقاومت دلیرانه قبل از سقوط خرمشهر نقش بسزایى ایفا كردند و تعدادى از آنان به شهادت رسیدند. فشار دشمن براى تصرف خرمشهر هر روز بیشتر مى شد و تا قبل از روز 24 مهر ماه كه خرمشهر به اشغال نظامیان ارتش بعث عراق درآمد، نیروهاى مدافع خرمشهر در نهایت ایثار و از خودگذشتگى و رشادت و جوانمردى در مقابل دشمن ایستادگى كردند. این رزمندگان كه مركب از افراد نیروى زمینى ارتش، تكاوران دریایى نیروى دریایى و دلیرمردان سپاه پاسداران بودند هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند تا مانع از سقوط خرمشهر شوند اما سرانجام در روز 24 مهر ماه سال59 سقوط خرمشهر رسماً اعلام شد و این در حالى بود كه رزمندگان باقى مانده در شهر درگیر خونین ترین نبرد با نیروهاى متجاوز بودند و از همین رو خرمشهر، خونین شهر نامیده شد.

منبع :سایت شهید آوینی

اللهمّ العن الجّبتَ و الطّاغوت


ربّنا ! حوّل حالنا الی احسن الحال

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۴, ۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۵۴ توسط rastin.)
شماره ارسال: #3

بسم الله الرحمن الرحیم
از تمام دوستانی که درتهیه این ویژه نامه همکاری وهمفکری داشتندتشکر کرده واز خداوند متعال برای آنان آرزوی شهادت وهمنشینی با شهدارا خواهیم داشت.

---------------------------------
بسم الله الرحمن الرحیم
موقعیت جغرافیایی خرمشهر :
شهرستان خرمشهر در جنوبی ترین نقطه خوزستان از غرب به خط مرزی شلمچه، از جنوب غربی به اروند رود، از شرق به آبادان و از شمال به اهواز محدود می شود، رودخانه کارون که از کوههای چهارمحال و بختیاری سرچشمه می گیرد از این شهر عبور می کند و به اروند ختم می شود، در واقع خرمشهر به وسیله کارون به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می شود و اروندرود که از حاشیه جنوب غربی آن می گذرد و به خلیج فارس می ریزد بخشی از خرمشهر را به یک جزیره تبدیل کرده است.
[تصویر: bm9pl5orhr661tkzi8pl.jpg]

اروندرود:



[تصویر: e6ikogc79anv1b5ribn5.jpg]


موقعیت تجاری واقتصادی خرمشهرقبل ازجنگ:
خرمشهر پیش از آغاز تهاجم وحشیانه صدامیان و اشغال و تخریب، 250 هزار نفر جمعیت داشت و تا شهریور 1359 به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی بزرگترین بندر تجاری کشور محسوب می شد، اسکله های متعدد تخلیه و بارگیری که با سیستم مدرن حمل و تخلیه کالا مجهز بود، این بندر را قادر ساخته بود در سال بیش از 5/1 میلیون تن کالا را که از طریق خلیج فارس وارد می شد به نقاط کشور انتقال دهد.



اسکله های گسترده بندر خرمشهر قادر بودند همزمان، 12 فروند کشتی عظیم با آبخور14 متر را در کنار خود جای دهند، سیستم تخلیه کالا مطابق با استانداردهای بین المللی بود و وجود راه آهن، حمل کالا از این بندر را به سایر نقاط کشور تسهیل می نمود.

[تصویر: en253nc2te4hgw67sf0.jpg]


[تصویر: y8lo8cwek9vchprt5vno.jpg]



[تصویر: p0op1x5zez9j62drwhk.jpg]


ان شاءالله ادامه دارد....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۴, ۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۰۷ توسط rastin.)
شماره ارسال: #4

بسم الله الرحمن الرحیم
زمان وچگونگی اشغال خرمشهر:
بعد از ظهر روز دوشنبه 31 شهریور ماه 1359، ناگهان بارانی از آتش بر خرمشهر باریدن گرفت و شهر را غرق در آتش و دود ساخت. برای اغلب مردم بروز چنین وضعی قابل تصور نبود. در واقع پس از حملات هوایی عراق بر فرودگاههای ایران در بعد از ظهر همان روز(31شهریور1359) یگانهای زمینی عراق ماموریت خود را شروع کردند.

دشمن با شناسایی قبلی از میزان توان و نیروهای مستقر در پاسگاه ها و مرز و اطلاع از نقاط ضعف خودی، اقدام به هجوم کرد و قبل از حرکت، اجرای آتش روی پاسگاه های مرزی و جاده های اصلی را تشدید نمود و علاوه بر اجرای آتش توپخانه، تانک ها و خمپاره اندازها ، جاده خرمشهر- اهواز، پاسگاه کیلومتر25 و پاسگاه شلمچه را زیر بمباران هوایی خود گرفت. عراق ابتدا سعی کرد عقبه اصلی خرمشهر یعنی جاده خرمشهر- اهواز را تهدید کند و امکان مقاومت نیروهای مستقر در مرز و پاسگاه های مرزی را خنثی سازد.


سپاه مقاومت خرمشهررا به دست میگیرد:

طبق طرحی که از قبل مورد توافق مسئولین اتاق جنگ خرمشهر قرار گرفته بود، در صورت حمله عراق، وظیفه دفاع از مرزها را ارتش و ژاندارمری به عهده داشته و در صورت پیشروی دشمن و عبور از مرز شلمچه و رسیدن به دروازه های شهر، برادران سپاه به همراه مردم،دفاع از شهر را به عهده گیرند.

البته نیروهای سپاه با وجود قلت تعداد نسبت به حجم ماموریت هایشان و نداشتن سلاح مناسب، از مدت ها قبل از هجوم سراسری، در قسمت هایی از مرز مستقر شده بودند و البته درآغاز هجوم عراق، تنها سلاحشان آرپی جی 7،تیربارژ-3 و تفنگ ام-یک بود. با توجه به کمبود امکانات و ضعف فرماندهی پاسگاه ها و پایگاه های مرزی که حتی از این حداقل امکانات استفاده لازم صورت نگرفت، در طول 45 کیلومتر مرز مورد هجوم دشمن در منطقه خرمشهر، پاسگاه ها به تدریج سقوط کرده یا تخلیه شدند.
در سومین روز تهاجم عراق (دوم مهر1359) هشدارها نسبت به سقوط خرمشهر افزایش یافته، درخواست کمک می شود. به این ترتیب خرمشهر رفته رفته شکل نظامی به خود گرفت تا آماده یک مقاومت حماسی و سرنوشت ساز شود.


[تصویر: ydtuaz5pz2il1hjtfo.jpg]


لازم به ذکر است که مدافعین شهر برای مقاومت با دشواری­های بسیاری مواجه بودند. به نیروهای داخل شهر نه تنها اضافه نمی­شد، بلکه با شهادت و مجروح شدن نیروهای موجود، هر لحظه از تعداد آن­ها کاسته می­شد. در این وضعیت، هرچند ادامه مقاومت بسیار دشوار بود اما ترک شهر برای حماسه آفرینانش دشوارتر به نظر می­رسید، به همین خاطر مقاومت قدم به قدم سلحشوران مسلمان ادامه یافت تا روز 24 مهرماه که خرمشهر، شهر خون شد و «خونین شهر» نام گرفت. اخباری که از داخل به خارج شهر منتقل می­شد، همگی حکایت از وضعیت بحرانی و سقوط قریب الوقوع شهر داشت.


[تصویر: 01b3ughcxcqw9bd55wpr.jpg]


در دوم آبان 1359، دشمن با قوای بسیاری اقدام به پیشروی کرد و علی رغم خالی شدن مسجد جامع از مدافعین خرمشهر، عظمت و نقش بی­نظیر این میعادگاه در مقاومت و دفاع طولانی خرمشهر مانع نزدیکی دشمن به آن می­گردید.



[تصویر: e6vgkxucoqp67uwpzha.jpg]



پل خرمشهر نیز متعاقب وضعیت جدید به طور کامل مسدود گردید. از این پس، نه تنها ورود به داخل شهر امکان­پذیر نبود، بلکه راه خروج از شهر نیز مسدود شده بود. در این اوضاع، نیروها با استفاده از بلم و با عبور از زیر جداره­ های پل خرمشهر، تردد می­کردند. با مسدود شدن پل، فرماندهی دشمن، روز دوم آبان را روز اشغال خرمشهر اعلام کرد و این در حالی بود که هنوز مقاومت نیروها ادامه داشت و دشمن توانسته الوقوع بود. بر این اساس، دستور عقب نشینی به نیروهای خودی صادر شد و مجروحین برای انتقال به منطقه امن و دور از دسترس دشمن، به ساحل رودخانه کارون منتقل شدند. بدین ترتیب مدافعین خرمشهر تا آخرین لحظات با دشمن جنگیدند و با مقاومت، ایثار و جانفشانی خود، حدیثی حماسی و انقلابی و در عین حال غم انگیز و مظلومانه را رقم زدند و تاریخی پر افتخار و درخشان از خود بر جای نهادند.


[تصویر: oqxphlgnc523p3wlauwy.jpg]

عراق براي اشغال خرمشهر در پاييز سال 1359، كه فقط دهها تن از بچه هاي سپاه و بسيج و مردم محلي با كمترين سلاح و مهمات در آن بودند، 45 روز پشت دروازه هاي خرمشهر جنگيد و تلفات داد.







****************************

رزمنده‌اي با تير و كمان


اسمش بهنام بود، بهنام محمدي­راد، بچه خرمشهر، متولد 1345


[تصویر: 73s7x2dsne2lw9wypfo.jpg]


شهريور 59 بود. شايعه‌ حمله عراقي‌ها به خرمشهر قوت گرفته بود. خيلي‌ها داشتند شهر را ترك مي‌كردند. بهنام از اين ناراحت بود كه خانواده خودش هم دارد بساط را جمع مي‌كند. باور نمي‌كرد كه خرمشهر دست عراقي‌ها بيفتد. اما جنگ واقعاً شروع شده بود. بهنام تصميم گرفت بماند.
اولش شده بود مسئول تقسيم فانوس ميان مردم. شهر به خاطر بمباران در خاموشي بود و مردم به فانوس نياز داشتند. بمباران هم كه مي‌شد، بهنام سيزده ساله بود كه مي‌دويد و به مجروحين مي‌رسيد. از دست بني‌صدر آه مي‌كشيد كه چرا وعده سر خرمن مي‌دهد. بچه‌هاي خرمشهر با كوكتل مولوتف و چند قبضه «كلاش» و «ژ3» مقابل عراقي‌ها ايستاده بودند،‌ بعد بني‌صدر گفته بود كه سلاح و مهمات به خرمشهر ندهيد. بهنام عصباني بود. مردم در شليك گلوله هم بايد قناعت مي‌كردند.
زير رگبار گلوله، بهنام سر مي‌رسيد. همه عصباني مي‌شدند كه آخر تو اينجا چه كار مي‌كني. بدو توي سنگر... بهنام كاري به ناراحتي بقيه نداشت. كاسه آب را تا كنار لب هر كدام بالا مي‌آورد تا بچه‌ها گلويي تازه كنند.



18 آبان 59 بود،شير بچه چهارده ساله بدنش پر از تركش شده بود. دكترها هم نتوانستند مانع از پريدنش شوند. بهنام در خرمشهر ماند و به آرزويش رسيد... .
شادی روح شهدا صلوات.


ان شاءالله ادامه دارد....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۶, ۱۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۰۷ توسط rastin.)
شماره ارسال: #5

بسم الله الرحمن الرحیم


طرح ريزي عمليات بيت المقدس


پس از پايان يافتن عمليات فتح المبين بلافاصله برنامه ريزي و تلاش‌ها براي طرح ريزي و اجراي عمليات بيت المقدس آغاز شد. تقريباً در روز 8 فروردين سال 1361، نبردهاي عمليات فتح المبين به اتمام رسيد و عملاً طرح ريزي عمليات بيت المقدس از سوي گروه طرح ريزي سپاه و ارتش آغاز گرديد.

البته به موازات آماده شدن براي عمليات فتح المبين، يك قرارگاه از سپاه،به فرماندهي برادر احمد غلامپور مسئوليت شناسايي و كسب اطلاعات از دشمن و نيز برنامه ريزي اوليه براي طرح ريزي عمليات بيت المقدس را با كمك يك گروه طرح ريزي از قرارگاه كربلاي ارتش به سرپرستي سرهنگ اقبال محمدي زاده و سرهنگ مسعود بختياري و سرهنگ مفيد به عنوان افسر اطلاعات بر عهده گرفته و نيروهاي خود را در اين منطقه مستقر كرده بود تا بتوانند از فرصت كافي براي انجام اقدامات مقدماتي، برخوردار باشند.

با اتمام عمليات فتح المبين، اولين جلسه مشترك فرماندهان سپاه و ارتش در تاريخ دهم فروردین1361 انجام شد تا بررسي شود كه چه اقداماتي بايد صورت گيرد و چگونه بايستي به منطقه عملياتي بيت المقدس كه وسعت آن بيش از نيمي از سرزمين لبنان بود، حمله نمود و قواي دشمن را در آن منهدم كرده و تار و مار نمايند.

البته قبل از آغاز عمليات فتح المبين، كارِ كسب اطلاعات و شناسايي بر روي نحوه آرايش و استقرار قواي دشمن تا حد زيادي در اين منطقه انجام شده بود و راهكارهاي مختلف براي طرح ريزي عملياتي موفق، مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته بود. دو گروه طرح ريزي جداگانه از سپاه و ارتش، نزديك بيست روز پس از عمليات فتح مبين برنامه ريزي‌هاي خود را انجام داده و طرح‌هاي عملياتي مورد نظر خويش را آماده كردند. آنگاه اعضاي اين دو گروه طرح‌ريزي، در قرارگاه مركزي و مشترك ارتش و سپاه كه به اسم قرارگاه كربلا، نامگذاري شده بود، حاضر شده و در حضور فرمانده كل سپاه و فرمانده نيروي زميني ارتش، طرح‌ها و پيشنهادات خود در مورد انتخاب راهكار بهينه، را مطرح كردند.

با توجه به شكل جغرافيايي زمين مورد نظر براي عمليات و نيز نحوه آرايش نيروهاي عراقي، دو راهكار مقدماتي و اصولي در جلسات هم انديشي و نشست‌هاي طرح ريزي مشترك،به شرح ذيل ارائه گرديد:


الف- حمله از جاده اهواز - خرمشهر

براساس اين راه كار، عمده قوا بايستي از طريق جاده اهواز- خرمشهر وارد عمل مي‌شدند و عبور از رودخانه كارون در حد فاصل بين دريسه تا سلمانيه كه فاصله نسبتاً زيادي از شهر اهواز داشت، صورت مي‌گرفت. در اين راه كار، عبور از رودخانه كارون با خطر پذيري كمتر و دستاورد پايين‌تر صورت مي‌گرفت.
ب- عبور عمده قوا از رودخانه كارون

اين راه كار كه بسيار مورد توجه قرار گرفت و در نهايت به تصويب رسيده و به اجرا درآمد، با اين استدلال پذيرفته شد كه شناسايي‌هاي صورت گرفته و اطلاعات كسب شده از دشمن، نشان مي‌داد كه ضعيف‌ترين منطقه استقرار قواي دشمن در فضايي بين هالوب تا دارخوين در غرب رودخانه كارون مي‌باشد.
فرماندهي قرارگاه كربلا و گروه طرح ريزي مشترك به اين نتيجه رسيده بودند كه اين منطقه، مركز تعادل و نقطه كانوني ضعف دشمن و قلب منطقه عملياتي بيت المقدس است و اگر نيروهاي رزمنده به اين منطقه دسترسي پيدا كنند، موفق خواهند شد تا بين نيروهاي شمال و جنوب ارتش بعثي فاصله انداخته و كمر دشمن را بشكنند.

[تصویر: 48o2gnfwmuu28u113um.jpg]


*******
منطقه ای که عملیات بیت المقدس در آن طرح ریزی شد، از شمال محدود می شد به رودخانه کرخه کور و نیسان، از شرق به کارون، جنوب به خرمشهر و اروندرود، از غرب هم به کرانه های هورالعظیم و شط العرب.

عظمتی که در عملیات بیت المقدس بود برای ما کلاس درس بود، درسش همین بود که هرگاه با توکل به خدا می جنگیم و دشمنان را سرکوب می کنیم، انتظار داریم خداوند هم ما را یاری کند تا پیروز شویم.

(شهید صیاد شیرازی)


****************

[تصویر: 0vg7235a8ccx4jsebxr7.jpg]


[تصویر: yyyl312kab0jw45wfmot.jpg]



[تصویر: nksphic4088eymrtv03.jpg]

ان شاءالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۵۳, ۱۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۵۸ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #6
آواتار
به نام خدا

پس از اتمام عمليات فتح المبين،بصورت ضرب العجل هماهنگي هاي لازم با كليه لشگر هاي سپاه و ارتش انجام شده و به منطقه مورد عمليات اعزام مي شوند و اين در حالي است كه نيروي هوايي كشور اعلام آمادگي خود را جهت پروازهاي بيشتر در اين عمليات بزرگ اعلام ميدارد.
بيت المقدس بزرگرين عمليات درون مرزي محسوب مي شد و با اعزام نيرو ها و اشباع آنها در مناطق مورد عمليات،فرماندهان را مصمم به هماهنگي هاي بيشتر در اين رابطه مي نمود.
اكثر قرار گاه هاي شخص شده تحت فرماندهي قرارگاه عملياتي مشترك سپاه و ارتش قرار گرفته و چند قسمت از رو كارون براي نصب ساخت پل مد نظر قرار مي گيرد.
در شب‌هاي فراموش نشدني منطقه، آواي مناجات و دعاهاي توسل و كميل زاهدان شب از هر طرف به گوش مي‌رسد و رزمندگان اسلام بي‌صبرانه منتظر شنيدن رمز عمليّات هستند.

[تصویر: A0965015.jpg]

عمليات بيت المقدس طبق برنامه ريزي هاي دقيق و مدون در 3مرحله مورد انجام قرار گرفت
:

مرحله اول
در ساعت 30 دقيقه بامداد 10/2/61 رمز عمليّات با نام مبارك «يا علي‌بن‌ابي‌طالب (علیه السلام)» توسط برادر محسن رضايي، فرمانده كل سپاه پاسداران و سپهبد شهید صياد شيرازي، فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران از قرارگاه كربلا به نيروهاي تحت امر صادر مي‌شود.

[تصویر: n00011657-b.jpg]

بدين ترتيب عمليّات بيت‌المقدس در منطقه عمليّاتي جنوب و غرب كارون، جنوب غربي اهواز و شمال خرمشهر، با هدف آزادسازي خرمشهر، هويزه، جفير، ايستگاه حسينيه، جاده اهواز- خرمشهر و در نهايت انهدام و اخراج دشمن از خاك ايران اسلامي و رسيدن به مرزهاي بين‌المللي آغاز مي‌شود.


رزمندگان اسلام كه از روزهاي قبل با استتار كامل در چندكيلومتري رودخانه كارون موضع‌ گرفته بودند، حركت خود را براي عبور از كارون آغاز مي‌كنند و به دنبال آن، نيروهاي زرهي از روي جاده‌هايي كه از قبل توسط واحد مهندسي سپاه، ارتش و جهاد سازندگي احداث شده بود، به حركت درمي‌آيند تا از پل‌هاي شناور عبور كنند.
نيروهاي پياده با سرعت فراوان و عبور از مواضع مختلف، خود را به سنگرهاي دشمن مي‌رسانند و با يك يورش برق‌آسا به انهدام جنگ‌افزارهاي و استعدادهاي ارتش متجاوز مي‌پردازند. رزمندگان اسلام با تصرف 800 كيلومتر از خاك اشغال شده از شرق به غرب كارون حمله‌ور مي‌شوند و با عبور از ميدان‌هاي مين و ديواره‌هاي دفاعي، قسمت عظيمي از نيروهاي دشمن را هدف تهاجم خود قرار مي‌دهند.
به لحاظ گستردگی منطقه عمليّاتي، ژنرال‌هاي عراق گيج شده و تنها پيامشان اين مي‌شود كه مقاومت كنيد و ايرانيان را عقب برانيد.

زماني كه نيروهاي پياده ايران مشغول درگيري با دشمن و انهدام آنها هستند، يگان‌هاي زرهي از پل‌هاي شناور بر روي كارون عبور كرده و خود را به غرب كارون مي‌رسانند. نفرات پياده و شكارچيان تانك با حمايت يگان‌هاي زرهي و با قدرت هرچه تمام‌تر راه جاده اهواز- خرمشهر را در پيش مي‌گيرند.

پس از نبردهاي جانانه در حالي كه تعداد زيادي از نيروهاي مزدور بعث عراق كشته و زخمي و اسير شده‌اند، زرمندگان اسلام با يك خيز بلند خود را به قسمت‌هايي از جاده مهم اهواز- خرمشهر مي‌رسانند.
در اطراف اين جاده كه استحكامات و امكانات دشمن فراوان است و تيربارها به سمت نيروهاي ايراني آتش مي‌گشايند، با روشن شدن هوا، رزمندگان با مشكل موجه مي‌شوند.
طول خاكريز شرق جاده كه منطقه وسيعي را در زير ديد و سلطة دشمن مي گذاشت و همچنين مسطح بودن زمين (برخلاف عمليّات فتح‌المبين كه زمين ناهموار بود) مشكل عمليّات را دوچندان مي‌كند.

به دليل مشكلات ياد شده كارايي نيروهاي پياده كم مي‌شود و دور شدن تانك‌ها از نيروهاي پياده، اين كندي را افزايش مي‌دهد. دشمن هم با آگاهي به اين امر با تمام تلاش مي‌خواهد جاده را حفظ كند و به ان تصور، با تمام قوا، آتش انواع سلاح خود را به روي نيروهاي پياده و زرهي مي‌گشايد. از سوي ديگر با روشن شدن هوا، نيروي هوايي دشمن نيز وارد عمل مي‌شود و با بمباران‌هاي پياپي، منطقه را در پوششي از آتش و دود فرو مي‌برد.

[تصویر: khoramshahr%20yek.jpg]
در زير اين بمباران‌ها، تانك‌هاي عراق حركت خود را به سوي نيروهاي ايراني آغاز مي‌كنند. نبرد شديد ميان شكارچيان تانك و ادوات زرهي عراق درمي‌گيرد و خساراتي به طرفين وارد مي‌شود كه با سماجت رزمندگان، قسمت‌هاي ديگري از جاده اهواز- خرمشهر آزاد و نيروي زرهي عراق عقب‌نشيني مي‌كنند. رزمندگان اسلام چند قسمت از دژهاي دفاعي شرق جاده را به تصورف درمي‌آورند و از آنجا به تثبيت مواضع مي‌پردازند.

عراق با وارد كردن نيروهاي زرهي جديد، بار ديگر اقدام به پاتك مي‌كند. نبرد مجدداً اوج مي‌گيرد. تانك‌هاي دشمن و دوشكاها با شليك بي‌امان مواضع نيروهاي اسلام را به شدت مي‌كوبند. بمباران‌هاي وحشتناك جنگنده‌هاي عراق و اصابت پي‌درپي راكت‌ها و بمب‌هاي مهيب منطقه را به لرزه درآورده و صداي شليك توپخانه و خمپاره‌انداز يك دم قطع نمي‌شود. تانك‌هاي عراق به خيال انهدام نفرت و تجهيزات ايران، هجوم خود را به مواضعت نيروهاي ايران گسترش مي‌دهند. پس از رسيدن به تيررس رزمندگان ناگهان آرپي‌جي‌زنها قيام كرده و با شليك دقيق تانك‌ها را به آتش مي‌كشند و دود ناشي از سوختن تانك‌هاي دشمن منطقة درگيري را فرا مي‌گيرد.

پس از انهدام چند تانك،‌ بقيه راه فرار را در پيش گرفته كه چند تانك ديگر هم از پشت هدف قرار مي‌گيرند. نيروهاي پياده كه
مدتي زمين‌گير شده بودند، با ايجاد موقعيت به سمت نيروهاي عراق يورش مي‌‌برند و براي دومين بار مقر لشكر 10 زرهي عراق را مورد تهاجم قرار مي‌‌دهند.
اين لشكر پس از دريافت ضربات سخت، دوباره راه فرار را در پيش مي‌گيرد و در منطقة كرخه نور، رزمندگان اسلام با وجود استحكامات سنگين، موفق مي‌شوند دژ دفاعي آن‌ها را شكسته و خود را به خاكريز‌هاي دشمن برسانند. در تكميل آن، هوا نيروز و نيروي هوايي نيز با تمامي قوا به ياري رزمندگان نيروي زميني شتافته و آتش دشمن را با شليك بي‌امان راكت و بمب و موشك پاسخ مي‌دهند.
[تصویر: 0.358283001300606784_taknaz_ir.jpg]
در اين ميان هوا نيروز علاوه بر شركت در عمليات تهاجمي، بخش عظيمي از كمك‌رساني و نقل و انتقالات را برعهده مي‌گيرد.
رزمندگان اسلام كه با عنايات خداوند پيش مي‌رفتند، توانستند بر قسمت‌هايي از جاده مسلط شده و در همان مناطق به تثبيت موضع بپردازند؛ اما در منطقه كرخه نور،‌ رزمندگان اسلام به خاطر تأمين نبودن اطراف خود، ناچار به تغيير مواضع پرداخته و منتظر آغاز مرحله بعد مي‌شوند.

با آغاز عمليات بيت‌المقدس، راديو بغداد طبق معمول دم از پيروزي زده و مدعي مي‌شود كه منطقه عملياتي انباشته از اجساد و مملو از جنگ‌افزارهاي ايرانيان است. سربازان شجاع عراق كاملاً بر اوضاع مسلط و آماده‌اند تا شكستي ديگر چون غرب دزفول و شوش را بر ايرانيان وارد سازند.

اين در حالي است كه تعداد زيادي از بعثيان كشته،‌ زخمي و اسير شدند و تعداد زيادي از ادوات زرهي آنان نيز منهدم و به غنيمت درآمده است و رزمندگان اسلام با نصب پل از شرق به غرب كارون انتقال يافته و در اطراف جادة خرمشهر در حال تثبيت موضع هستند و آماده مي‌شوند كه به طور كامل جاده را آزاد و به اهداف بعدي نايل آيند.


ادامه دارد ...انشالله

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۷, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
به نام خدا
مرحله دوم عمليات بيت‌المقدس

دومين مرحله از عمليات بيت‌المقدس در تاريخ 16/2/61 با رمز مبارك «يا علي‌ابي‌طالب (علیه السلام)» در حالي كه منورهاي دشمن آسمان منطقه را چون روز روشن كرده است، آغاز مي‌شود.

رزمندگان محور فتح از جنوب و محور نصر از شمال منطقه، با هجومي گسترده خود را به مواضع دشمن رسانده، در محور جنوبي قسمت‌هايي از جاده كه توسط پاتك دشمن از چنگ رزمندگان خارج شده بود – دوباره تصرف كرده و موفق مي‌شوند اين بار كليه خطوط را در دست بگيرند، كه در نتيجه جدالي بسيار شديد در مي‌گيرد.
دشمن مي‌داند كه اگر جاده خرمشهر- اهواز از چنگش خارج شود، شكستش حتمي است و از اين جهات تمام توان خود را براي حفظ قسمت‌هاي باقيمانده مي‌گذارد.
[تصویر: 2010-10-28_094531.jpg]
با همكاري نيروي هوايي و هوانيروز، منطقه سه راه حسينه و قسمتي از جفير انباشته از تانك‌هاي سوخته مي‌شود و تعدادي نيز به غنيمت در مي‌آيد. همچنين پادگان حميد كه در مرحله اول در يك قدمي آزادي قرار گرفته بود، با فرار بعثيان به طور كامل به تصرف رزمندگان اسلام در مي‌آيند.

رزمندگان اسلام با درهم كوبيدن قواي عراقي، لحظه به لحظه به تصرفات خود مي‌افزايند و دژهاي به ظاهر تسخيرناپذير دشمن را يكي پس ديگري با نداي تكبير و هجوم بي‌امان تسخير مي‌كنند.
نيروهاي عمل كننده در شمال خرمشهر، پس از نبردي سنگين خود را به خطوط مرزي مي‌رسانند و از آنجا كه خط دفاعي محكمي در خطوط مرزي وجود ندارد، رزمندگان بناچار وارد خاك عراق شده و در پشت سيل بند كه در يك كيلومتري خاك دشمن قرار دارد، موضع مي‌گيرند. نيروهاي زرهي ايران نيز مجدداً وارد عمل شده و اقدام به تثبيت مواضع جديد مي‌كنند؛ اما ناگهان دشمن بعثي با به كارگيري نيروهاي جديد، اقدام به پاتكي بسيار سنگين كرده و رخنه‌اي در خط دفاعي ايران ايجاد مي‌كند. با افزايش فشار، رخنه هر لحظه بزرگتر شده و در اين ميان تعداد زيادي از نيروهاي ايران در يك قدمي اسارت يا شهادت قرار مي‌گيرند.

عراق تلاش مي‌كند هر لحظه فشار خود را بيشتر كند و قسمت‌هاي ديگري از دژهاي دفاعي را به تصرف درآورده كه تمامي اين فشارها با مقاومت سرسختانه رزمندگان اسلام دفع مي‌شود و با تاريك شدن هوا، رخنه ايجاد شده ترميم و دشمن به عقب رانده مي‌شود. در دفع اين تهاجم، تعدادي از نيروهاي با تجربه برادر فتايي، فرمانده گردان تيپ امام حسين‌(علیه السلام) و برادر وزوايي،‌ مسؤول اطلاعات تيپ محمد رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شهادت مي‌رسند.
راديو بغداد با پخش مارش نظامي دم از پيروزي زده و چنان وانمود مي‌كند كه ايرانيان شكست خورده و از منطقه عملياتي عقب‌نشيني كرده‌‌اند و در اثبات سخن خود شهر هويزه و خرمشهر را به رخ مي‌كشد.

همزمان با پيشروي در جنوب، از محور فكه خبر مي‌رسد كه نيروهاي ايران براي آزادسازي نيروهاي خود و انهدام نيروهاي دشمن اقدام به حمله‌‌اي سخت نموده و تپة 182 را به تصرف درآورده‌اند و بيش از 800 نفر از نيروهاي عراق را به اسارت گرفته‌‌اند.
پيروزي فكه روحية دشمن را خرد مي‌كند و كمك بزرگي براي عمليات بيت‌المقدس و ادامه آن مي‌شود. البته اين عمليات پيروزمند تحت‌الشعاع عمليات بيت‌المقدس قرار مي‌گيرد و در نظرها آن طور كه بايد، جلوه نمي‌كند.

آزاد سازي هويزه
با عبور بي‌نظير رزمندگان از محور كرخه و رسيدن به نزديك مرزهاي بين‌المللي از شمال منطقه درگيري و جهش بلند آن‌ها از جاده اهواز – خرمشهر و استقرار در 17 كيلومتري نوار مرزي، شهر هويزه به محاصره رزمندگان اسلام در مي‌آيد. ارتش عراق براي درهم شكستن محاصره با تمام توان، بخصوص بمباران شديد و پاتك‌هاي سنگين، سعي در عقب راندن رزمندگان اسلام كرده و فشار و حجم آتش سنگين خود را زيادتر مي‌كند تا نيروهاي اسلام را عقب راند، اما به كمترين توفيقي دست نمي‌يابد. رزمندگان بي‌محابا به دفاع و حمله در برابر دشمن مي‌پردازند و براي آزادي خرمشهر و هويزه، تمام فشارها و مشكلات دشمن را تحمل و به پيش مي‌تازند.

زماني كه حلقة محاصره هويزه هر لحظه تنگتر مي‌شود، نيروهاي عراقي كه خود را در مهلكه‌اي دشوار مي‌بينند، اقدام به فرار و عقب‌نشيني مي‌كنند. نيروهايي كه آمده بودند تا بمانند، بناچار قسمت وسيعي از مراكز و تأسيسات اشغالي را رها كرده و براي نجات جان خود تا مرزهاي بين‌المللي مي‌گريزند.

[تصویر: 13870301021.jpg]
نيروهاي پيروز، وارد شهر هويزه مي‌شوند، اما جز ويراني و تل‌هاي آجر و خاك نمي‌بينند. دشمن هنگام عقب‌نشيني از شهر، تمام شهر را با مواد منفجره و بولدوزر به ويرانه بدل مي‌كند. صدام با ادعاي نجات مردم عرب‌زبان خوزستان، وارد خاك ايران شده بود، كه هنگام خروج، خانه و كاشانه مردم عرب زبان خوزستان را در مناطق اشغالي نابود مي‌كند، كه هويزه نمونه‌اي بارز از وحشي‌گري‌هاي رژيم بعثي است. ارتش آزاديبخش اسلام، دشمن رو به هزيمت گذاشته را تعقيب مي‌كند.

با انتشار خبر فتح هويز، صدام همچون دفعات قبل، فرار از هويزه را هم جزو پيروزي‌هاي درخشادن خود به حساب مي‌آورد و سرانجام اعلام مي‌كند كه ارتش عراق براي محاصرة ايراني‌ها، اقدام به عقب‌نشيني تاكتيكي از هويزه كرده است.
در مرحله دوم عمليات، گروه ديگري از نيروهاي عراقي كشته و زخمي و تعدادي هم به اسارت در مي‌آيند. همچنين غنايم زيادي از دشمن به دست رزمندگان مي‌افتد. در اين مرحله از عمليات پادگان حميد،‌ جاده اهواز – خرمشهر، ايستگاه حسينيه و جفير و هويزه آزاده شده و دشمن با تحمل تلفات و خسارات سنگين مجبور به عقب‌نشيني مي‌شود.

مرحله سوم عمليات بيت‌المقدس
صدام، از ترس ادامه عمليّات و براي جلوگيري از آن، تمام نيروهايش را عقب مي‌‌كشد و با تمركز دادن آنان در محور شلمچه – خرمشهر و با احداث مواضع جديد و ميدان‌هاي آتش گسترده و آرايش گردان‌هاي جديد تانك،‌ خود را آماده نبردي بزرگ مي‌نمايد.
در تاريخ 19 و 20/2/60 ايران در اين محور دست به حمله مي‌زند، ولي در هر دو مورد به علت مقاومت شديد دشمن بخصوص در محور شلمچه،‌ كار عمليّات ناموفق مي‌‌‌ماند. به رغم عدم موفقيت، بيش از 100 افسر و درجه‌دار و 215 سرباز عراقي به اسارت در مي‌آيند.

در ادامة مرحله سوم،‌كار پيشروي به طرف خرمشهر مسدود و نيروهاي زرهي دشمن با اجراي پاتك‌هاي موفقيت‌آميز كه با آتش شديد توپخانه و حملة گسترده هوايي همراه است،‌رزمندگان اسلام را از ادامة پيشروي باز مي‌دارد.

نيروهاي ايران كه توانسته بودند با پيشروي برق‌آسا از جنوب بستان تا شمال خرمشهر را آزاد كرده و به كنترل درآورند، ناگهان در محور جديد با مقابلة شديد مواجه مي‌شوند و با شرايط پيش آمده به نظر مي‌رسد كه كار فتح خرمشهر به تعويق مي‌افتد.

[تصویر: 20100520175405832_2.jpg]
صدام اين موفقيت نسبي را بزرگ مي‌كند و خبرنگاران را به خرمشهر فرا مي‌خواند. خبرنگاران غربي با ورود به شهر گويا خود در استان لنينگراد روسيه مي‌بينند. صدام براي نشان دادن آثار شكست عمليّات بيت‌المقدس، خرمشهر را به رخ كشيده و با پخش تصاوير تعدادي از شهدا كه در محور شلمچه – خرمشهر در مرحله سوم به شهادت رسيده‌اند، خود را پيروز مي‌خواند.

به تمام دنيا گفته مي‌شود كه خرمشهر فتح نشدني و نفوذناپذير است و براي سربازان و فرماندهان عراق به خاطر دفاع خوب پيام تبريك فرستاده مي‌شود. تبليغات عراق زماني بالا مي‌‌گيرد كه در يكي از پاتك‌هايش موفق مي‌شود پاسگاه‌هاي شهابي را از ايران پس گرفته و تعدادي را در اين منطقه به اسارت بگيرد.


نكاتي مهم در مورد خرمشهر و موقعيت استراتژيك آن منطقه:
خرمشهر يكي از شهرهاي زيباي جنوب است و جزو بزرگترين بنادر خاورميانه و خليج‌فارس به حساب مي‌‌آيد. اين بندر مي‌تواند كشتي‌هاي بزرگ اقيانوس‌پيما را پذيرا شود و با داشتن 13 اسكله (قبل از جنگ) نقش ويژه‌اي را در اقتصاد و بازرگاني منطقه ايفا مي‌كرد.
نيروهاي متفقين در جنگ جهاني دوم براي حمل سلاح به روسيه در اين بندر مهم دست به اقدامات وسيع و ايجاد بارانداز و اسكله‌هاي بزرگ زده بودند كه پس از پايان، تمامي اين امكانات در اختيار ايران قرار گرفت. اين شهر داراي آب و هواي گرم و مرطوب و نخلستان‌هاي گسترده‌اي است كه مانند كمربندي سبز شهر را در محاصره قرار داده است. رود كارون شهر را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم كرده و پس از عبور و رسيدن به دو رود دجله و فرات، اروند رود را تشكيل مي‌دهند.
نزديك‌ترين شهر به خرمشهر، آبادان 23 كيلومتر فاصله است. بندر بصره در 48 كيلومتري غرب آن و اهواز در 128 كيلومتري شمال آن واقع است. مردم آن عرب زبان بوده و تعدادي مهاجر نيز در اين شهر زندگي مي‌كنند. اكثريت آنان داراي مذهب شيعه هستند.
اين شهر قبل از جنگ داراي 6 سينما، 91 مسجد مجهز به كليه وسايل ارتباطي و نيز داراي 13 بيمارستان، 220 هزار نفر جمعيت و 40 هزار واحد مسكوني بود كه به علت اهميت استراتژيكي از قديم توجه بيگانگان بوده است و در طول تاريخ چندين‌بار به اشغال بيگانگان درآمده است. در سال 1833 ارتش عثماني با حمله به خرمشهر علاقه خود را براي تصرف آن نشان مي‌دهد و پس از درگيري زياد، اين بندر به تصرف آنان در مي‌آيد كه بعداً بر اساس پيمان ارض روم، به ايران بازپس داده مي‌شود.
با در ديگر در جنگ جهاني دوم، نيروهاي انگليس با حمله به جنوب ايران و تصرف اين بندر، حضور خود را به نمايش گذاشته و در اين ميان ناصرالدين شاه بيمار، به عنوان بهترين تماشاچي را در اين حمله كسب مي‌كند.

[تصویر: 1764_677.jpg]
كشف نفت در جزيرة‌ آبادان و احداث پالايشگاه، به اهميت و اعتبار اين شهر افزوده و عوامل بيگانه كه كه در ابتداي حمله، ضربه‌اي سنگين به شهر وارد كرده بودند، بناچار به خاطر موقعيت درخشان اين بندر و استفاده فراوان ، سعي در بازسازي و ايجاد تأسيسات آن مي‌كنند. با توسعة اين اسلكه‌ها و ايجاد اسلكه‌هاي مخصوص كشتي‌هاي بزرگ، بندر بصره تحت‌الشعاع بندر خرمشهر قرار گرفته و از اهميت آن كاسته مي‌شود.

از رؤياهاي رژيم عراق انضمام اين بندر به خاك عراق است و سرانجام براي تحقق اين رؤيا، در 31 شهريور 1359 به خاك ايران، از جمله به خرمشهر حمله مي‌كند. ارتش صدام با استعداد دو لشكر به شهر هجوم مي‌آورد و پس از 34 روز مقاومت بي‌نظير و فراموش نشدني، خرمشهر به تصرف ارتش عراق در مي‌آيد.

شوراي فرماندهي عراق با گذاشتن نام جعلي محمره براي خرمشهر تلاش مي‌كند آن را يك شهر عربي قمداد كند و پس از ايجاد دژهاي دفاعي نفوذناپذير شهر را براي هميشه از آن خود مي‌داند.
اهميت اين شهر چنان است كه صدام براي حفظ آن بسياري از نيروهايش را از محورهاي ديگر عقب مي‌كشد تا خرمشهر را به چنگ و دندان حفظ كند.


ادامه دارد... ان شاء الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۳, ۱۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
ادامه مرحله سوم و يورش نهايي براي فتح خرمشهر

در حالي كه همگان مي‌پندارند ايرانيان فتح خرمشهر را به بعد موكول كرده و براي اثبات ادعاهاي خود توقف عمليات را در محور شلمچه – خرمشهر گوشزد مي‌كنند، فرماندهان و مسؤولان جمهوري اسلامي با نهايت جديت به تدارك حمله مي‌پردازند. با درخواست فرماندهان نظامي ايران، امت سلحشور و رزمندگان غيرتمند، به سرعت خود را به مناطق جنگي مي‌رسانند و در صف داوطلبان آزادي خرمشهر قرار مي‌گيرند.
نقاط ضعف و صدمه ديدة ايران ترميم مي‌شود و لشكرهاي اسلام آماده مي‌شوند كه اين بار با هجوم نهايي دژ نفوذناپذير خرمشهر را فرو ريزند. محورها و راههاي مختلف شناسايي مي‌شود و نيروها با آمادگي و سازماندهي بهتر تلاش مي‌كنند تا خرمشهر را از چنگال دشمن خارج كنند.

[تصویر: 579_874.jpg]
در جبهه مقابل نيروهاي عراق، براي درهم ريختن سازماندهي ايرانيان، همچنان به انجام پاتك و گلوله باران مواضع ايران مي‌پردازند و با حملات هوايي گسترده تلاش مي‌كنند تا حريف را از هجوم به خرمشهر منصرف نمايند. قسمت اعظم لشكرهاي عراق در منطقه جنوب در محور جديد جمع شده و خود را آماده نبردي عظيم مي‌نمايند.
فرماندهان بعث با پيش كشيدن توقف ايرانيان و دفاع سنگين عراق به سربازان خود اينطور القاء مي‌كنند كه ايرانيان هرگز نخواهند توانست در جولانگاه آنان قدم گذارند. تعداد000/36 نفر نيروی دشمن آماده ی دفاع از خرمشهر مي‌شوند تا به پشتيباني از نيروها در خط خود برخاسته و حتي خود را آمادة جنگ خياباني مي‌كنند.

سومين مرحلة عمليات در شب جمعه، 30 ارديبهشت ماه 1361 همزمان با مبعث پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آغاز مي‌شود؛ اما در اين شب، دشمن بعثي با داشتن تجربه از حملات گذشته در آمادگي كامل به سر مي‌برد، تا براي برهم زدن نقشة نيروهاي اسلام اقدام به هجومي گسترده كند. قواي اسلام با تواني مضاعف و همتي وافر، آماده‌اند تا با تمامي قوا در مقابل متجاوزين بعثي قرار گيرند.

ناگهان گرد و غبار و طوفاني عظيم منطقة درگيري را فرا مي‌گيرد و نيروهاي دشمن كه از سنگر خارج شده بودند، در ميان طوفان مهيب، يگانهاي يكديگر را گم كرده و در آن گير و دار و اوضاع وانفسا، به روي هم آتش مي‌گشايند.
نقشة دشمن پس از تحمل ضربات سنگين، نقش بر آب مي‌شود و سرانجام به مواضع خود باز مي‌گردند.

با پاتك دشمن، حمله رزمندگان به تأخير مي‌افتد و حملة نهايي به يك روز بعد موكول مي‌شود. با هوشياري و كارداني فرماندهان، بلافاصله كار بازسازي و آرايش جنگي انجام مي‌گيرد و تعداد ديگري از بسيجيان جان بركف از طريق جاده اهواز – خرمشهر و... به خط فرا خوانده مي‌شوند.
قواي اسلامي در قالب چهار لشكر نصر، فتح، قدس و فجر سازماندهي و آماده مي‌شوند تا با يورش بي‌امان به مواضع دشمن، خرمشهر را از چنگ دشمن آزاد سازند. با تاريك شدن هوا حركت نيروها به سوي خاكريزهاي دشمن آغاز و با قرار گرفتن در جاهاي از قبل تعيين شده، آماده فرمان حمله مي‌شوند.
در ساعت 5/9 شب جمعه، دشمن به حضور نيروهاي ايران در اطراف خود پي مي‌برد و شروع به گلوله‌باران منطقه مي‌كند.
سرانجام مرحله سوم عمليات بيت‌المقدس با رمز مبارك «يامحمدبن عبدالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» در ساعت 30/12 دقيقه روز شنبه مورخ 1/3/1361 با هدف آزادسازي خرمشهر آغاز مي‌شود.

[تصویر: untitled%20fatholmobin.png]
چهار لشكر خط‌شكن ايران در حالي كه لشكر نصر مشغول درگيري با دشمن است، هجمة خود را با مواضع دشمن شروع مي‌كنند. به دليل حضور گستردة مردم و به كارگيري تاكتيك‌هاي ابتكاري، عمليات با موفقيت پيش مي‌رود. ضربات شكننده ی رزمندگان اسلام توان قواي دشمن را تحليل مي‌برد و اين بار دشمن در مي‌يابد كه تاب مقابله با قواي ايران را ندارد.

در نخستين ساعات عمليات، خاكريزهاي اول و دوم نيروهاي عراقي در منطقه پل نو و شلمچه، توسط لشكر نصر سقوط و لشكر فجر از نهر عرايض عبور مي‌كند. با عبور رزمندان اسلام از موانع ايذايي قسمتهاي ديگري از مواضع دشمن مورد هجوم قرار مي‌گيرد و نيروهاي عراقي در حالت سردرگمي و فرار، قرار مي‌گيرند. توپخانه‌ها و خمپاره‌اندازهاي دشمن تلاش مي‌كنند با آتش گستردة خود تكاورهاي شجاع ايران را زمين‌گير و وادار به توقف كنند.

در ساعت 3 نيمه‌شب به تمامي نيروهاي عراقي دستور داده مي‌شود كه از مواضع خود عقب‌نشيني كنند و در پشت شلمچه و خرمشهر استقرار يابند. نزديك صبح، لشكر فجر از پل نو به جاده آسفالته مي‌رسد و شروع به شكار تانكهاي در حال فرار دشمن (به طرف بصره) مي‌كند. با هجوم گستردة آرپي‌جي‌زنها، تعداد زيادي از ادوات زرهي دشمن منهدم مي‌شود و تعدادي نيز به غنيمت درمي‌‌آيد.
همچنين تعداد بي‌شماري از نيروها كشته، زخمي يا اسير مي‌شوند و بقيه همچنان راه فرار را در پيش مي‌گيرند. در ساعت 5 صبح، پل استراتژيك نو به تصرف رزمندگان اسلام درمي‌آيد و يكي از اهداف مهم و حساس عمليات محقق مي‌شود.

[تصویر: fath_l.jpg]
قواي ايراني براي محاصره دشمن راه اروندرود را در پيش گرفته تا از عكس‌العمل مناسب دشمن كم كنند و نيز بر پلهاي تداركاتي آنها تسلط يابند.
نيروي هوايي عراق با بمباران‌هاي شديد هوايي تلاش مي‌كند تا از توان رزمي قواي اسلام بكاهد و سدي نفوذناپذير در مقابل خرمشهر به وجود آورد. حضور جنگنده‌هاي عراق هم نمي‌تواند روحيه نيروهاي خود را تقويت و از فرار آنها جلوگيري كند. تا ساعت 9 صبح قسمت اعظم اسلام به كناره‌هاي اروندرود مي‌رسند و بدين ترتيب محاصره خرمشهر كامل مي‌شود.

با فشار گاز انبري نيروهاي ايراني، ارتش بعثي به سرعت به طرف پل تداركاتي اروندرود مي‌گريزد. نيروهاي مستقر در شهر نيز با احساس خطر، راه گريز مي‌جويند. تا آن لحظه حدود 5000 نفر اسير شده‌اند و تعداد زيادي تانك و نفربر منهدم شده و يا به غنيمت درمي‌آيد.

با اجتماع نيروهاي فراري بعثي در اطراف پل بزرگ اروندرود، از سوي فرماندهان عراقي به آنها دستور داده مي‌‌شود كه براي شكستن حلقة محاصره خرمشهر هر طور شده بايد اقدام كنند. نبردي سنگين آغاز مي‌شود و طرفين با تمام قوا يكديگر را زير آتش مي‌گيرند. برتري آتش پرحجم رزمندگان اسلام، نيروهاي عراقي را در آستانة اضمحلال كامل قرار مي‌دهد.

در حدود ساعت 5/10 صبح، موج اول از مرحله سوم پايان مي‌يابد و رزمندگان اسلام به تثبيت مواضع و تجديد قوا مي‌پردازند.
روز يكشنبه نيز با تبادل آتش عمليات ايذايي به پايان مي‌رسد تا اينكه در نيمه‌هاي شب، نيروهاي بعث از منطقة شلمچه و بصره دست به نقل و انتقالات گسترده مي‌زنند. در ساعت 2 بامداد آتشبارهاي عراق اقدام به گلوله‌باران سنگين منطقه مي‌كنند تا نيروهاي زرهي خود را در تهاجم حمايت كنند. بدين ترتيب دشمن موفق مي‌شود تا عمق پنج كيلومتري پيشروي كند.
به دستور صدام اين نيروها مأموريت مي‌يابند كه حلقه محاصره خرمشهر را به هر قيمت كه شده، بشكنند و خرمشهر را از خطر سقوط به دست قواي اسلام نجات دهند.

در شب فتح خرمشهر، باران شروع به باريدن مي‌كند و با روشن شدن هوا نبرد به اوج خود مي‌رسد و قواي عراقي تلاش مي‌كنند كه نيروهاي ايران را منهدم كرده يا به عقب بزنند. فشار سنگيني متوجه نيروهاي ايران مي‌شود اما آنقدر مقاومت مي‌كنند تا اينكه نيروهاي پاتك كنندة عراق را در محاصره قرار مي‌دهند و با ادامه فشار و در حالت ناباوري فرماندهان بعث، سه تيپ از ارتش عراق به طور كامل منهدم مي‌شود.
با مشاهدة‌ اوضاع، پس مانده ی نيروهاي عراقي راه فرار را در پيش مي‌گيرند و در ساعت 10 صبح، فرار دشمن سرعت بيشتري به خود گرفته و آرايش جنگي آنان شديداً به هم مي‌خورد. اين نيروها كه از مرحلة سوم عمليات با تهاجمات پي در پي رزمندگان اسلام، از نظر موقعيت و آرايش دفاعي با دادن 25 كيلومتر پهلو، مقدمه نابودي خود را فراهم كرده بودند، مصرانه از صدام تقاضاي عقب‌نشيني مي‌كنند؛ ولي صدام همچنان با دستور مؤ‌كد بر مقاومت آنها براي خرمشهر اصرار مي‌ورزد.
در آستانة ورود قواي ايران به خرمشهر، بخش فارسي راديو بغداد مكرر اعلام مي‌كند: «دفاع از خرمشهر به معني دفاع از بصره است. آبروي امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است.»

راديو بغداد تمام تلاش خود را به كار مي‌گيرد تا با تبليغات و برانگيختن احساسات سربازان وحشت‌زده خود، آنها را وادار به مقاومت كند.

راديو بغداد كه ماهيت آن بر همگان آشكار است، با آزادسازي هويزه (كه ضربه محكمي به رژيم بعث عراق بود) به انتشار اخبار كذب پرداخته وانمود مي‌كند كه رژيم بعث پيروزيهاي درخشاني را كسب كرده است، و از قول فرماندهي لشكرهاي بدون سرباز و بي‌نام و نشان اعلام مي‌كند كه سربازان عراق با حملات كوبنده موفق شده‌اند تلفاتي سنگين به قواي ايران وارد و بقيه را وادار به فرار كنند. اين راديو در ادامة تبليغات خود با التماس از بعثيان مي‌خواهد كه مانع ورود ايرانيان به خرمشهر شوند. رسوايي اين راديو به جايي مي‌رسد كه به نيروهاي محاصره شده و وحشت‌زده خود طرز مبارزه و انهدام نيروهاي ايراني را ياد داده و از آنان مي‌خواهد با شناسايي دقيق از مواضع ايرانيان و بستن راههاي نفوذ و يورش بي‌امان، درس تلخي به بسيجيان و ديگر نيروهاي رزمنده ايراني بياموزند و جهنمي فراموش نشدني برايشان پديد آورند.

رزمندگان اسلام از جمله لشكر امام حسين(علیه السلام) پلهاي تداركاتي روي اروندرود را تصرف و يا منهدم مي‌كنند و با اين عمليات درخشان، حلقة محاصره تكميل مي‌شود.
سرهنگ زيدان، فرمانده نيروهاي خرمشهر با گرفتن خط عمل از فرماندهان رده‌هاي بالاي لشكر 11 و انتقال آن به نيروهاي تحت فرماندهي خود، تلاش مي‌كند تا اين اميد را در دل صدام ايجاد كند كه خرمشهر با تدابير او براي هميشه در دست آنها خواهد ماند.
در گرماگرم جنگ، لشكر نصر سپاه پاسداران به تعقيب پس مانده دشمن مي‌پردازد. سپاه اسلام با وارد كردن تعداد 9 دستگاه موشك‌انداز كاتيوشا به منطقه، جواب آتش بي‌رمق عراق را با موشكباران شديد پاسخ مي‌دهد.
مناطق محاصره شده ی دشمن با آتش شديد بي‌امان كاتيوشا درهم كوبيده مي‌شود و به علت گستردگي و برنامه‌ريزي صحيح، ضربه‌اي سنگين نصيب دشمن مي‌شود.
تيربارچي‌هاي پشت ميدانهاي مين كه به خيال خام خود انتظار مي‌رود ايرانيان را مي‌كشيدند تا با انفجار تله‌هاي انفجاري و شليك مسلسل، سربازان ايراني را قتل‌عام كنند، با شنيدن محاصره، به وحشت افتاده و برايشان مسلم مي‌شود كه ايرانيان هيچگاه مستقيماً از شمال خرمشهر دست به حمله نمي‌زنند و با وجود آن همه استحكامات، هرگز نخواهند توانست مانع آزادي خرمشهر شوند.

نزديك ظهر، پادگان دژ خرمشهر در محاصره قرار گرفته و نيروهاي دشمن با اتكا به نيروهاي زرهي اقدام به شكستن حلقه محاصره مي‌كنند و در زير آتش خمپاره‌انداز و توپخانه و تانكها به مصاف بسيجيان اسلام مي‌روند؛ ولي رزمندگان اسلام به مقابله‌اي پرتوان با دشمن پرداخته و شكست سختي را به آنها وارد مي‌كنند كه در پي اين نبرد، تعدادي تانك و نفربر به آتش كشيده مي‌شود و نيروهاي زيادي نيز كشته و مجروح مي‌شوند. همچنين تعدادي سلاح و مهمات نيز به دست رزمندگان مي‌افتد.


[تصویر: A0334443.jpg]
نيروي هوايي عراق با تعداد بي‌شماري جنگندة اهدايي غرب، اقدام به حمله مي‌كند و با حملات پياپي در حمايت از نيروهاي زميني تلاش مي‌كند تا نيروهاي ايران را در مدخل خرمشهر زمين گير كند.

هوانيروز ايران قسمت اعظم نقل و انتقالات را انجام مي‌دهد و در دفع پاتكهاي دشمن نهايت تلاش خود را به نمايش مي‌گذارد. تعداد زيادي از تانكهاي دشمن قبل از اينكه در تيررس آرپي‌جي‌زنها قرار گيرند، هدف موشكهاي كبري قرار گرفته و به آتش كشيده مي‌شوند.
نيروي هوايي ايران نيز وارد عمل شده و با بمبارانهاي مكرر عقبه و پشتيباني دشمن را در حالي كه تعداد زيادي هواپيماي شكاري در آسمان منطقه حضور دارند، مورد حمله قرار داده و خسارات سنگيني به دشمن وارد مي‌سازند.
تعدادي از هواپيماهاي عراق در آسمان منطقه عملياتي توسط هواپيماهاي شكاري و ضدهوايي ايران هدف قرار گرفته و در ميان تكبير همگان سقوط مي‌كنند.

با پيكار و ايثارگريهاي نيروي زميني و هوايي ايران لحظه به لحظه حلقه ی محاصره تنگ‌تر و خرمشهر در يك قدمي آزادي قرار مي‌گيرد. به هنگام ظهر، اولين درگيري براي ورود به شهر انجام مي‌شود. در اين ميان تعدادي از بعثيان سرسختانه مقاومت مي‌كنند و از ديگران هم مي‌خواهند كه به دفاع از شهر بپردازند؛ اما اين مقاومتها در برابر حملات و فشار سنگين نيروهاي اسلام ناچيز جلوه مي‌كند و نبض خرمشهر بي‌صبرانه در انتظار قدوم رزمندگان با آهنگي موزون مي‌تپد.

ادامه دارد...ان شاء الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۹, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
و بالاخره خرمشهر آزاد مي‌شود

راديو ايران با پخش پيروزيهاي نبرد همه را به وجد مي‌آورد. كاسه صبر مردم لبريز مي‌شود و همه منتظرند تا مقاوم‌ترين شهر را در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران ببينند. تمامي خبرها حاكي از آن است كه رزمندگان اسلام در مبادي ورودي شهر مشغول انهدام نيروها و تجهيزات دشمن متجاوز هستند.

«پاسداران شهادت‌طلب! بسيجيان جان بر كف! سربازان غيور ارتش! خرمشهر، شما را مي‌خواند. اي شيران بيشه‌هاي خوزستان! اي رهروان شهيد فهميده! به دشمن يورش بريد و نگذاريد خرمشهر بيش از اين در اشغال بماند. اي خلبانان شجاع نيروي هوايي! اي هوانيروز دشمن‌شكار! با حمله به دشمن بعثي، مجال تنفس را از آنان بگيريد و به دشمن نشان دهيد كه رهروان باوفاي پير جماران هستيد.
اي نخلهاي سربريده خرمشهر! اي كوچه‌هاي نشسته به خون كه داغ زخم خصم بر پيكرتان نمايان است، اي خرمشهر، كه ديروز با توطئه شرق و غرب تو را از خاك وطن جدا كردند، اي شيهداني كه مظلومانه به خون غلتيديد، اكنون به پا خيزيد و نظاره كنيد كه ياران شما چگونه بر خصم يورش برده و در حال گذراندن آنان از تيغ انتقام هستند.
خرمشهر! آغوش بگشا و اشك مظلوميت و غربت از ديدگان پاك‌نما، زيرا فرزندانت به هجومهاي ويرانگر، دشمن را در گرداب نابودي گرفتار ساخته و براي رسيدن به تو لحظه‌شماري مي‌كنند. اي شهر خون و اي شهر مظلوم من! چگونه مي‌توانم فريادت را بشنوم و مهر سكوت بر لب زنم. چگونه خواهم توانست فرياد شهيدانت را بشنوم و دم نزنم. چگونه خواهم توانست فرياد مادران به اسارت رفته و فرياد خواهران جور كشيده و فرياد كودكان به خون غلتيده‌ات را بشنوم و از ته دل فرياد و از تار و پود وجودم بانگ نزنم. خرمشهر شهر زيباي من، با ايثارم و با نثار خونم آزادت خواهم كرد.»

حلقه محاصره لحظه به لحظه تنگ‌تر مي‌‌شود و نيروهاي دشمن، ديوانه‌وار از انجام دستورات فرماندهي سر باز زده و راه گريز از طريق اروندرود و ديگر نقاط را در پيش مي‌گيرند.
مقاومت دشمن رفته رفته ضعيف‌تر مي‌شود. سرهنگ زيدان در حال گريز روي مين مي‌رود و كشته مي‌شود. اين امر به نابودي و تسليم دشمن كمك زيادي مي‌كند. با اقدام سريع رزمندگان، آخرين راههاي فرار دشمن بسته شده و اميد بعثيان به يأس مبدل مي‌شود.
[تصویر: 13_8903021622_L600-400x278.jpg]
در ساعت يك بعدازظهر، رزمندگان اسلامي از طريق جادة اهواز – خرمشهر و راه‌آهن و گمرك، قدم در مواضع به ظاهر نفوذناپذير بعثيان مي‌گذارند و تعداد ديگري از سربازان فريب خورده را كشته و در حدود 6000 نفر ديگر را به اسارت درمي‌آورند.
با درهم شكستن آخرين مقاومت‌ها نوميدي كامل بر اردوي دشمن چيره مي‌شود و اساس فرماندهي بعث از هم مي‌پاشد.


راديو بغداد با سماجت به پخش اخبار كذب و ايجاد انگيزه در نيروهاي منهزم عراقي مي‌پردازد و آخرين توان تبليغاتي خود را به كار مي‌گيرد تا شايد مؤثر افتد.
در حالي كه خرمشهر در يك قدمي آزادي قرار دارد، اين راديو خبر مي‌دهد كه در اطراف محمره (خرمشهر) با حملة سربازان غيور عرب، تعداد زيادي از پاسداران خميني را كشته و زخمي يا اسير كرده‌اند و بقيه با جا گذاشتن ادوات زرهي و جنگي خود، راه فرار را در پيش گرفته‌اند. در ادامة خبرهاي خود مدعي مي‌شود كه آخرين تلاش سربازان خميني براي تصرف خرمشهر عقيم مانده و منطقه مملو از اجساد ايرانيان است.

از ابتكارات جالب رزمندگان در آستانة تصرف خرمشهر اين است كه با گذاشتن بلندگو از روز قبل و پخش خبرهاي شكست دشمن و محاصره شهر، روحية دشمن را تضعيف مي‌كنند و سپس با دعوت آنها به تسليم، گروه گروه از آنها خود را تسليم رزمندگان مي‌كنند. با اين جنگ رواني كه رزمندگان به راه مي‌اندازند، ديگر انگيزة مقاومت از دشمن سلب شده و لحظه به لحظه به تعداد تسليم شدگان افزوده مي‌شود.

سرانجام پس از چند روز نبرد سخت، روز سوم خرداد در ساعت 50/13 خرمشهر به دست توانمند رزمندگان اسلام آزاد مي‌شود و خونين‌شهر بار ديگر به خرمشهر تبديل مي‌شود. خبر آزادي خرمشهر مردم مسلمان ايران را غرق در شادي و سرور مي‌كند. مردم با شيريني و شربت اين پيروزي را به هم تبريك مي‌گويند. ماشينها با چراغ روشن و بوق ممتد ابراز شادي مي‌كنند.

رزمندگان اسلام پس از پاكسازي شهر به تعقيب دشمن مي‌پردازند و آنها را تا محور شلمچه ـ بصره وادار به فرار مي‌كنند. در اين تعقيب و گريز نيز تعداد ديگري از تانكهاي دشمن هدف قرار گرفته و به آتش كشيده مي‌شوند.

پس از رسيدن به اهداف از قبل تعيين شده، نيروهاي ظفرمند ايران به تثبيت مواضع مي‌پردازند و براي حفظ موقعيت خرمشهر و زير آتش گرفتن دشمن، تعداد قابل توجهي آتشبارهاي سنگين به كنار اروندرود آورده مي‌شود.
12000 نفر دیگر از نيروهاي عراقي در شهر به اسارت رزمندگان اسلام درمي‌آيند و پس از 575 روز خرمشهر از دست دشمن آزاد مي‌شود. راديو بغداد در كمال فضاحت و در حالي كه شهر در دست قدرتمندان ايران است، مدعي تسلط سربازان عراق بر خرمشهر مي‌شود.

سرانجام در ساعت 5/4 بعدازظهر روز سوم خرداد راديوي جمهوري اسلامي ايران اين خبر را اعلام مي‌‌كند:

«شنوندگان عزيز، توجه فرماييد... خرمشهر، شهر خون آزاد شد... الله اكبر، الله اكبر»
[تصویر: khoramshahr.jpg]
عمليات بيت‌المقدس كه در تاريخ 10/2/61 آغاز شده بود، پس از 25 روز نبرد فراموش نشدني و با پاكسازي دشمن از قسمت اعظم خاك جنوب و در نهايت با فتح خرمشهر به پايان رسيد.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۸, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
به نام خدا
نتايج عمليات

مناطق و تأسيسات آزاده شده:

آزاد شدن شهر بندي خرمشهر، شهر هويزه و پادگان حميد.
جاده مهم و تداركاتي اهواز – خرمشهر – كرخه نور.
جاده سوسنگرد – هويزه.
خارج شدن بخش وسيعي از جنوب ميهن اسلامي از زير آتش دشمن.
تصرف و تأمين هشت پاسگاه مرزي.

تجهيزات منهدم شدة دشمن:

285 دستگاه تانك و نفربر.
500 دستگاه خودرو.
دهها قبضه توپ سبك و سنگين.
مقدار زيادي از انواع تيربار و سلاحهاي سبك و سنگين.
دهها انبار مهمات.
40 فروند هواپيما.
دو فروند هلي‌كوپتر.
چندين دستگاه لودر و ماشين‌آلات مهندسي.

يگانهاي منهمدم شدة دشمن:

تيپهاي 12 زرهي و 8 مكانيزه از لشكر 3، تيپ 606 پياده، تيپ 24 مكانيزه، تيپ 417 ، تيپ 426، تيپ 51 پياده، تيپ 34 زرهي، تيپ 27 مكانيزه، تيپهاي 6 و 12 زرهي از لشكر 2، تيپ 605، تيپهاي 2 و 6 پياده، تيپ 48 پياده، تيپ 46 مكانيزه و تيپ 37 زرهي از لشكر 12، تيپهاي 8 و 9 و 10 گارد مرزي، تيپهاي 33 نيروي مخصوص، تيپ 238 گارد مرزي، تيپ 14 زرهي، گردان تانك المنصور و يك گردان شناسايي، تيپ 243 توپخانة ستاد كل ارتش عراق.

غنايم:

105 دستگاه تانك و نفربر.
دهها انبار مهمات.
95000 عدد انواع مين.
صدها دستگاه خودرو سبك و سنگين.
30 دستگاه جيپ حامل توپ 106 ميليمتري.
تعداد زيادي لودر و بولدوزر و ماشين آلات مهندسي.
18 قبضه توپ 130 ميليمتري.
هزاران قبضه سلاح انفرادي

تعداد كشته و زخمي:

16500 نفر.

تعداد اسير:

19000 نفر


از نكات جالب توجه در اين عمليات، اينكه برخلاف تصور دشمن كه احتمال حملة ايران را از جنوب و از طرف آبادان مي‌داد، رزمندگان از غرب وارد خرمشهر شده و شهر را به تصرف درآوردند.
پيام حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) فرمانده كل قوا، خستگي را از تن رزمندگان سلحشور خارج مي‌كند و همچون نسيمي خنك بدن داغ و عرق كردة آنان را نوازش مي‌دهد. رزمندگان از اينكه توانسته‌اند با آزادي خرمشهر قلب رهبر عظيم و بت‌شكن زمان را شاد كنند، در پوست خود نمي‌گنجند.
خرمشهر آزاد شد
قلب امام شاد شد
پخش اين شعار از اطراف مسجد جامع خرمشهر و ديگر نقاط كشور، اشك شوق را در چشم امت وفادار و هميشه در صحنه ظاهر مي‌سازد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مهران آزاد شد قلب امام شاد شد!!(ویژه نامه ی آزادسازی مهران) m.hossein 1 1,135 ۸/تیر/۹۱ ۹:۰۵
آخرین ارسال: شهیدطیبه واعظی

پرش در بین بخشها:


بالا