تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نامه ای به خواهرم!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
نامه ای به خواهرم - قسمت نهم


تحصیل امنیت فردی و اجتماعی:
خانمی که پوشش صحیح ندارد و خودآرایی می کند،افراد مریض و مغرض را متوجه خود می کند و طبیعی است که چنین افرادی مزاحمت هایی برای او ایجاد می کنند و کم کم با شیوع این برخوردها،ناامنی در جامعه گسترش می یابد.همان گونه که قبلا اشاره کردم اغلب تعرض ها و بی حرمتی ها بیشتر نسبت به خانم هایی صورت گرفته و می گیرد که از پوشش خوب و وقار لازم برخوردار نبوده اند.پس می شود ادعا کرد حفظ امنیت فردی و اجتماعی هم از جمله انگیزه های قوی حفظ پوشش است.

شریک نشدن در جرم و تقصیر دیگران

برخی از خانم هایی که با پوشش مهیج و آرایش های توجه انگیز در کوچه و خیابان حاضر می شوند می گویند:"ما نه خود اهل هرزگی و خیانت به همسران مان هستیم و نه به افراد فاسد اجازه می دهیم که معترض ما شوند و حتی با ما صحبت کنند؛پس ما در عین حال که پوشش لازم را نداریم هرگز اجازه نمی دهیم از ما سوءاستفاده شود و یا به دام افراد شیاد و فرصت طلب بیفتیم."

باید به چنین بانوانی گفت وقار و متانت شمادر مقابل نامحرمان ستودنی و ارزشمنداست امااز دو نکته نباید غافل شد

پیش از هرچیز،وقتی فهمیدیم پوشش بانوان خواست خداوند و فرمان اوست، در هرحال باید مطیع او باشیم؛ خواه زمینه ی سوء استفاده ی شیاطین فراهم باشد خواه نباشد.دوم اینکه گاهی اتفاق می افتد

مثلا جوانی با دیدن یک خانم که پوشش مناسب ندارد و با سرو وضعی برانگیزاننده در خیابان حاضر شده،تحت تاثیر وسوسه های شیطانی قرارگیرد و بخواهد مزاحمتی برای آن خانم ایجاد کند اما با برخورد تند او مواجه شود و برگردد. ولی این طوفان درونی او را به حال خود نمی گذارد و باعث میشود او به سراغ دیگری برود و برای بقیه مزاحمت ایجاد کند.

عامل اصلی این خطاها و خسارت ها اولین خانمی است که با وضع نادرست خود،زمینه ساز این وسوسه ها و اشتباهات شده است.گاهی این این اشتباهات به خطاهای بزرگ ترو بزرگ تر منجر می شود و جرمی بسیار سنگین پدید می آید و صد البته، مسوولیت عمده ی این وضعیت بر دوش مسبب اصلی و عامل اول است.

جوانی پس از درد دل کردن های مفصل می گفت:"هرگناهی که شما تصور کنید از من سرزده وآغاز همه ی این انحرافات،دیدن یک منظره ی مهیج و تحریک کننده بود
."

خواهرم!
خوب بیندیش؛ اگرآن منظره، ظاهر خانمی بی احتیاط باشد که با لباس و آرایش خاص خوداین جوان را در معرض سیل و سوسه های شیطانی قرار داده، چقدر جرم او سنگین است و درچه گناهان بزرگی شریک شده، در حای که خود از همه جا بی خبر،در دل می گوید من که به کار کسی کار ندارم و به راه خودم می روم.

پس گاهی رعایت نکردن پوشش و نداشتن وقار لازم انسان را شریک جرم دیگران
قرار می دهد.

آثار دیگر:
علاوه برآنچه برایت نوشتم،رعایت پوشش مناسب برای هر بانوی مسلمان آثار و برکات جانبی دیگری هم دارد؛ مانند تشویق دیگران به بندگی خدا و رعایت خواست او.زیرا در هر جامعه ای می توان مردم را به سه دسته تقسیم کرد: دسته ی اول کسانی هستند که خوبند و در خوبی خود محکم و پابرجا هستند.
دسته دوم بدان و افراد نادرستی که در خطا کاری خود پابرجا و ثابت قدم اند، و این دو دسته همیشه در اقلیت هستند.

اما اکثریت افراد هرجامعه که دسته ی سوم را تشکیل می دهند تابع و وضع موجود و شرایط حاکم هستند.اگر خوبی ها رواج یابد ایشان هم تبعیت می کنند و اگر رسم ها و قواعد نادرستی در جامعه عرضه شود،از همان پیروی می کنند.
بنابراین این کسانی که راه و رسمی را در جامعه نشر می دهند در چگونگی رفتار سایر افراد دخیل هستند، چه آن راه و رسم خوب باشد چه بد.

پیامبرعزیزمان می فرماید: "هرکس سنت و روش حسنه ای رارواج دهد که پس از او دیگران از آن تبعیت کنند، با عمل خوب هرنفر ثوابی هم به آغازگر آن سنت حسنه داده می شود بدون اینکه از پاداش انجام دهنده ی عمل کم شود، و هرکس سنت و روش نادرستی را در جامعه رواج دهد و دیگران از او تبعیت نمایندبا عمل هرکس، یک گناه هم در نامه ی عمل آغازگرآن خطا و خلاف نوشته می شود بدون آنکه از گناه انجام دهنده ی آن چیز کم شود."


در مورد بحث ما هم باید اذعان کرد رعایت کننده ی پوشش مناسب از پاداش تشویق دیگران به این عمل خدا پسند بهره مند است.
بگذار اضافه کنم از آثار این عمل ارزشمند تقویت اراده و مبارزه با نفس است.
می دانی که یکی از حالات نفس انسان،نفس اماره نامیده می شود که همواره انسان را به بدی ها وا می دارد.خانمی که گرچه میل باطنی و خواست نفسانی او خودنمایی و آراستگی در مقابل نامحرمان است اما برای خدا و جلب رضای او با خواست نفس خود مبارزه و پوشش لازم را رعایت می کند، بتدریج از اراده ای قوی برخوردار می شودو در سایر امور هم می تواند براساس عقل و طبق فرمان های خدای مهربان عمل نماید.چنین انسانی راحت تر می تواند سایر غرایز مانند ریاست طلبی و حرص و طمع را در وجود خود مهار کند.
نامه ای به خواهرم - قسمت دهم
.
4- چرا به مردان نمی گویند نگاه نکنید،تازنان مجبور نباشند خود را بپوشانند؟
درسوره مبارکه نور،آنجا که خداوند می خواهد به زنان توصیه کند پوشش لازم را در مقابل نامحرم داشته باشید ابتدا در مورد نگاه مردان توصیه نموده و به پیامبر اکرم می فرماید:
.
قل للمومنین یغضوا من ابصارهم
ای پیامبر به مردان مومن بگو نگاه خود را کوتاه نموده و به حرام چشم ندوزند.
.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قیامت، خداوند چشمانش را با میخ های آتشین و از آتش پر کند (ثواب الاعمال، ص 338)
.
اما بدیهی است نمی شود تنها به این تذکر اکتفا نمود بلکه باید زمینه های نگاه حرام برچیده شود.همان گونه که برای حفظ امنیت اموال یک جامعه نمی توان تنها به مردم توصیه نمود که چشم به اموال دیگران نداشته باشد و در ملک دیگران تصرف نکنید بلکه باید علاوه بر این توصیه اشیاء ارزشمند را از دسترس دور نگه داشت و از آنها مراقبت نمود.
این است که در فرمان های الهی که تنها ضامن حفظ سلامت و امنیت شخص و جامعه است هر دو جهت رعایت شده و دستور لازم هم به مردان و هم به زنان داده شده است.
.
5- چرا مردان مجازند هرکاری می خواهند بکنند و هرگونه می خواهند لباس بپوشند اما زنان باید پوشش را رعایت کنند؟
.
در پاسخ این سوال باید بگویم این طور نیست که مردان هیچ تکلیفی نداشته باشند و هرگونه لباس بپوشند از منظر دین بی اشکال باشد،بلکه چون هدف تمام دستورات حفظ حرمت اجتماع و تامین امنیت جسمی و روحی جامعه و پیشگیری از نفوذ شیطان و افکار شیطانی در میان انسان هاست، اگر مردی بداند حضور او در جامعه با وضعیتی خاص مانند پوشیدن آستین کوتاه یا آرایش و پیرایش او دیگران را به گناه وا می داردباید ازآن وضعیت اجتناب کند.
.
اما علت اینکه کمتربه مردان در مورد پوشش تذکر داده شده این است که خداوند زیبایی و جاذبه را در وجود زن قرار داده و مردان عموما آنچنان نیستند که لازم باشد کاملا خود را بپوشانند پس دستور پوشش به تناسب جاذبه و زیبایی داه دشده. شاهد این مدعا این است که می بینیم در طول تاریخ و همواره در ادبیات و قصه ها و اشعار از جاذبه و زیبایی زنان سخن به میان آمده، ولی هرگز شاعری به توصیف زیبایی های جسمانی هیچ مردی نپرداخته است.
پس ملاحظه می کنی که هرگز مساله تبعیض بین زن و مرد مطرح نیست بلکه خداوند حکیم براساس واقعیت ها و ویژگی های جسمانی و حالات روحی زن و مرد برای آنان تکالیفی را معین فرموده .

نامه ای به خواهرم - قسمت یازدهم
اما در بخشی از نامه ات نوشته ای :
6- من که قصد ایجاد انحراف و فساد ندارم
.
خواهرم! برایم نوشته ای : گرچه من با آرایش و لباس های شیک بیرون می آیم، هرگز قصد ایجاد انحراف و فساد ندارم.
.
قبل از اظهار نظر در مورد این حرفت چند سوال دارم:
اگرپس از یک روزپرکار و خسته کننده بخواهی به استراحت بپردازی اما همسایه صدای تلویزیون را بلند کند فقط برای اینکه خودش این طور دوست دارد و از صدای بلند خوشش میآید و به هیچ وجه قصد مردم آزاری نداشته باشد، صدای تلویزیون او مزاحم استراحت تو نیست؟!
.
اگر کسی که بتازگی عصایی خریده و نمی داند آن عصا چقدر محکم است، به قصد آزمودن استحکام عصا آن را بر سر دیگری بکوبد، آسیبی به آن شخص نمی رسد؟!

.
پس می توانیم نتیجه بگیریم که "خطر" علی رغم "قصد سوء نداشتن" از بین نمی رود باید "عامل خطر" را از بین برد.
.
اما می رسیم به آنجا که براین نکته انگشت گذاشته ای:
7- این همه بی حجابی:
نوشته بودی: با بودن بی حجابی های فراوان که در هر حال اثر خود را می گذارند، رعایت کردن و نکردن من چه تفاوتی دارد؟ من معتقدم حتی اگر همه ی خانم هایی که در کوچه و خیابان هستند رعایت پوشش را ننمایند باز هم تو دلائل کافی برای حفظ پوشش خداپسندانه داری.
.
اول اینکه تو مسوول گناهان صورت گرفته نباشی:
هرکس مرتکب خطایی شود، خود مسوول است و باید در دادگاه الهی پاسخگو باشد.
.
اگر کسی به نحوی با خبر شود که امشب چند سارق قصد دارند از منزل همسایه اش که به مسافرت رفته سرقت کنند و یقین داشته باشد حتما امشب قالی های همسایه به سرقت می رود و در دل بگوید در هر حال که فرش های همسایه از دستش می رود، پس من خودم آنها را برمی دارم و قبل از دزدها به خانه ی همسایه برود و فرش ها را به منزل خود انتقال دهد، قضاوت تو درباره ی کار این شخص چیست؟ و اگر بگوید او که در هر حال فرش ها را از دست می داد، کار من چه ضرر بیشتری برای او داشت، پاسخ تو چیست؟
.
آیا نمی گویی بله، در هر حال فرش ها می رفت اما آن که باید پاسخ گو باشد متفاوت است. اگر سارقان می بردند آنان گرفتار می شدند و بایست خسارت می دادند ولی اکنون تو مسوول این خسارت هستی.
.
در بحث پوشش هم، درست است که با بودن افراد بی حجاب، جوان هایی به انحراف کشانده می شوند ولی اگر تو پوشیدگی را رعایت نکنی در مسئولیت انحراف و مفاسد ایجاد شده سهیم خواهی بود. اما دومین دلیل:

حفظ ارزش ها
اگر هنگامی که در جامعه دروغ زیاد شد، افراد راستگو هم بگویند با این همه دروغ راستگویی ما چه فایده دارد و آنان به دروغگویان بپیوندند، و با افزایش خیانت، امانت داران هم به آنان ملحق شوند و با فراوان شدن کسانی که رعایت پوشش صحیح را نمی کنند دیگران هم به آنان اقتدا نمایند، دیگر ارزش ها در جامعه کمرنگ می شود و نسل جدید با ارزش هایی مانند راستگویی، امانت داری، و... بیگانه می شود.
.
پس یکی از انگیزه های مهم عمل به درستی ها، حتی در شرایطی که کمتر به آن ها توجه می شود، حفظ ارزش هاست و اگر کسانی که به ارزش ها عمل می کنند از موضع خود عقب ننشینند و استقامت نمایند، امید هست علاوه بر حفظ ارزش ها، دیگران هم به آنان بپیوندند و کم کم صفات پسندیده در جامعه رواج یابد.
.
می رسیم به سومین دلیل که از نظر من مهم ترین دلیل هم هست:

اطاعت از پروردگار و محترم شمردن دستور خداوند:
حتما می دانی که حکم خداوند با بی توجهی برخی افراد و حتی عمل نکردن همه ی انسان ها ازبین نمی رود .پس هرچند خیلی ها به مساله پوشش که دستور و خواست خداوند است بی توجه شوند باز این برنامه ی قرآنی به قوت خود باقی است و باید به آن احترام گذاشت
با تشکر از آقای n.mahdavian
متن قشنگی نوشته بودید
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

با اجازه خواهرخوبم N.Mahdavian

برای جلوگیری از ایجاد تاپیک اضافی مطلبم رو اینجا میذارم...


************************************

سلام بر تو ای دختر ایران و ای خواهر من،

من فرزند ایرانم، یكی از برادران و خواهرانِ تو!

حرف هایم شنیدنی است. تو را به قدر یك قلبِ شكسته قسم می دهم، سیاهه ی قلمم را بخوان. خدا كند ضرر نكنی!

امروز هوا چطور بود؟ روز خوبی بود نه؟ چه فرقی با دیروز داشت؟ امروز به خدا چی گفتی؟ وای... ببخش، چقدر سوال می پرسم. آخر می دانی احساس می كنم هوا گرد و غبار دارد. آسمان هم چنگی به دل نمی زند. فكر می كنم امروز مثل دیروز بود و گویا فرقی نكرده. ولی هر چه نگاه كردم هیچ كس را مهربان تر از خدا ندیدم. تو چطور فكر می كنی؟

راستی آیا این حرف درست است كه بعضی از دخترانِ ایران، خدا را فراموش كرده اند؟ جدیداً به چشمهایم سوء ظن پیدا كرده ام ولی نمی دانم چرا هر چه می شنوم به طرفداری از چشمهایم بر می خیزند. به نظرم رسیده حرف هایی هست كه درست گفته نمی شود. همچنین گویا گوش هایی خوب نمی شنوند. آه ...

خدا لعنت كند آنهایی را كه با حیای دختران و زنانِ ایران بازی كردند. نفرینِ آفریدگارِ لطافت و زیبایی، بر كسانی باد كه برای كسب مطامعِ كثیف و بی مقدار این دنیای فانی، عفت و پاكیزگیِ یك دختر ایرانی را، ظالمانه و با تحمیق و تمسخر از او ستاندند و بخش عظیمی از سرمایه های معنوی اش را به یغما بردند.

به نظر تو آیا دارم شعار می دهم؟ نه! صبر كن بقیه اش مانده.

كدام شعار؟! دیگر زمانی برای شعار دادن باقی نمانده است. روزی نیست كه دست غارتِ ابتذال و فساد به سوی گروهی از خواهرانم دراز نشود و عده ای را تا مرز سوختنِ همه سرمایه های معنوی اش به اسیری نبَرَد. سرمایه ی عفافِ تنی چند از دختران ایران دارد در آتش می سوزد و گاه زبانه می كشد و تو آن وقت فكر می كنی دارم شعار می دهم؟!

خواهرم!

لحظه ای درنگ كن و مرا ببخش كه روح لطیفت را آرزردم. من به فدای تو و تمامِ حُسن و مهربانیت. كاش می مُردم و صدای شكستن قلبت را نمی شنیدم. تو به فرموده ی آقایمان علی -همسر زهرا- (سلام الله علیهما) ریحانه ای. تو گلی، یاسی، نرگسی، لاله ای، نیلوفری، نسترنی، شقایقی، تو گلِ نازی، تو... .



ای گل ناز! چه شد كه حجاب بر انداختی و در میان نامحرمان جلوه كردی؟ تو شاید هنوز ندانسته ای چه كرده ای ولی من می دانم. تو ای فرشته! بال های پروازت را شكسته ای و درمیان هزاران چشمِ خطرساز، فرصت رهیدن را از خود ستانده ای. در لحظه ای كه بال هایت شكست و چادرت بر زمین ریخت؛ شیشه ی قلب هایی كه در انتظار پرواز تو می تپید، شكسـت. شیطان از این فرصتِ بی مثال بهره برد و در مسیر رفتنت چاله ساخت. تا در گاهِ فرو رفتنت در چاه، به زخم هایی كه بر قلبت خواهد نشست؛ قاه قاه بخندد.

آیا فكر نكردی بی بال شدن تو را از صف فرشته های زمین، جدا خواهد نمود؟ چرا به این ها فكر نكرده بودی؟

خانه ی عزت و آبرویت را چرا ترك كردی؟ یادم هست حجاب برایت شده بود یك قلعه. تو آن وقت ها خیلی عزیز بودی، نفوذ ناپذیر بودی. هیچ نگاه آلوده ای، با اشتیاق و راحتی، نمی توانست جسم و جانت را نشانه بگیرد و هیچ زبانی نمی توانست در آزردنت در دهان بچرخد. تو اما در معرض فراوانیِ تیرها خلعِ سلاح شده ای.

خواهر!

شیطان در برهنگیِ تو طمع كرده است چرا توجه نمی كنی؟! به خدا قسم شیطان در برهنگیِ تو طمع كرده، اگر اینطور نبود این همه فساد و گناه، از برهنگیِ زن منبعث نمی شد. قدرتمندترین سلاح برای یك دختر در مصاف با حمله های ابلیس و سربازانش، حجاب است. این دشمن بزرگ را با تأسی به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیهما)، ذلیل كن.

راستی نكند حضور شیطان و دشمنی اش را جدی نگرفته ای؟

قرآن را باز كن و سخن خدای لطیف را در سوره ی «فاطر» ببین كه می فرماید:

«البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید او فقط حزبش را به این دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!» آیه ی ششم

شاید بگویی از كدام برهنگی حرف می زنی؟ من كه لباس بر تن می كنم؟!

راست می گویی لباس می پوشی ولیكن به همان مقدار كه موهایت را نشانِ نامحرمان می دهی، برهنه ای. باور كن این از چیزهایی است كه خدا پوشیده بودنش را از تو خواسته است. نباید غیر از آنان كه در حریم تواند و با تو محرم اند، آن را مشاهده كنند. و اما جسمِ تو نیز، نباید مورد اندازه گیری و جلب نظرِ مردان و پسران نامحرم قرار گیرد. تو در پوشیدنِ لباس های تنگ، برهنه ای.

به صدای قرآن گوش كن كه چه زیبا برای احترام تو سخن می گوید:

«اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب ها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است». سوره احزاب/ آیه59

خواهرم بس كن و از برداشتنِ حجاب، دست بردار.

به سمت خدای تمام زیبائی ها با شتاب برگرد، چرا كه خدا تو را خیلی دوست دارد و منتظرِ بازگشتِ توست.

به نقل از وبلاگ «فطرس ملک»
نامه ای به خواهرم - قسمت دوازدهم
.
8- اگر همه زنها آزاد باشند مساله طبیعی و عادی می شود

خواهرم پیش تر از دیگران هم شنیده بودم که اگر در جامعه ی ما هم گناه و بی بند و باری آزاد باشد، این مسائل عادی می شود و این قدر مردم حریص گناه نخواهند بود.

البته من هم با عادی شدن موافقم اما به نظر من در آن صورت دو چیز طبیعی و عادی می شود.

الف: مرحله ای از گناه و فساد عادی می شود و افراد به دنبال مرحله جدیدی می روند نه اینکه فساد بکلی تعطیل شود.

برای جوانی که سیگار به وفور در اختیارش باشد ممکن است سیگار کشیدن عادی شود اما در این صورت به مواد مخدر قوی تر روی می آورد.

همان گونه که در جامعه ی ما، وقتی پیدا بودن قسمت کمی از جلوی موی سر خانم ها عادی شد و هیچ کس از دیدن آن تعجب نکرد، بازشدن یقه ها، کوتاه شدن مانتوها، بالا رفتن آستین هاو مراحل بعد آغاز شد. پس عادی شدن به معنی تمام شدن خطا و خلاف نیست بلکه انتقال به مرحله ی خطرناک تر و پرفسادتر است.

ب: عادی شدن آثار و عواقب گناه:

خواهرم، واقعیت ها و آمار و گزارش ها حاکی از این است که در جوامع غربی، همان جاهایی که ما گمان می کنیم برهنه بودن و آزاد بودن ارتباطات زن و مرد عادی است و بر این اساس هیچ معضلی ندارد، فساد و تباهی و تجاوز به حقوق و حدود یکدیگر روز افزون است و از عادی شدن به معنی پایان خطا و خلاف هرگز خبری نیست. کافی است به قصد تحقیق تعدادی روزنامه و مجله را ورق بزنی تا ازآثار شوم این عادی شدن آگاه تر شوی.

من دو، سه گزارش از چند روزنامه ی متعلق به چند سال پیش برایت می نویسم.تو خود حدیث مفصل بخوان این مجمل:

به گزارش تحقیقاتی که از سوی اداره ی مطالعات جمعیت انگلیس تهیه گردیده است، در سه ماهه ی آخر سال گذشته میلادی بیش از 31% از کودکانی که در مناطق انگلیس به دنیا آمده اند پدر مشخص نداشته اند.

شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در گزارش خود می گوید:50% کودکان در امریکا را اطفال نامشروع تشکیل می دهند و شمار خانواده های که قربانی طلاق شده اند نیز رو به افزایش است.
نامه ای به خواهرم - قسمت سیزدهم
.
9- چرا حتی یک تارموی خانم نباید آشکار باشد؟
.
برای فهم پاسخ این سوال دونکته حائز اهمیت است.
.
الف: تمام احکام الهی که براساس حکمت و برای خیر و مصلحت ماوضع شده است، در کم و زیاد باید رعایت شود. به این مثال ها دقت کن:
خون نجس است، یک سطل خون نجس است، یک کاسه ی خون، یک قاشق و حتی یک سرسوزن خون هم نجس است.
.
سرقت مال مردم حرام است و در این مساله تفاوتی بین یک کیسه گندم و یک مشت گندم وجود ندارد.حتی برداشتن یک دانه گندم هم بدون رضایت صاحبش حرام است.
.
غذاخوردن برای شخص روزه دار در ماه مبارک رمضان حرام است و روزه را باطل می کند.حتی اگر یک دانه برنج را عمدا فرو دهد، روزه اش باطل می شود.
.
مساله پوشش هم همین طور است و وقتی ظاهر بودن موهای سر در مقابل نامحرم حرام است، چه تمام سرچه کمی ازآن و چه حتی یک تارمو هم حرام است.
.
ب: تمام کارهای خطا و نادرست از کم شروع میشود و اصولا شیطان بسیار با حوصله و پر طاقت است. ابتدا گناه و خطای بسیار کوچکی را پیشنهاد می کند و هنگامی که جواب مثبت شنید قدم بعدی را بر می دارد. خواهرم، از خودت می پرسم: اگر روزی ببینی فرزند کوچکت می خواهد فقط یک پک به سیگار بزند چرا او را منع می کنی؟
.
مگر یک پک سیگار چقدر ضرر دارد؟ حتما می گویی مساله یک پک نیست.بعد ازآن هوس می کند یک سیگار بکشد و بعد یک بسته، و پس از مدتی دنبال منقل و وافور خواهد بود.
.
آری درست فهمیده ای، در مقابل هرچه نادرست و خطاست باید از اولین قدم ایستاد و از همان اندک پرهیز نمود، وگرنه قدم های بعدی ناگزیر برداشته خواهدشد. چه ضرب المثل پر محتوای است که می گوید: تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود
نامه ای به خواهرم - قسمت چهاردهم
10- در خانه ی خلوت و پوشش؟!!
نوشته بودی: چرا وقتی خانمی می خواهد نماز بخواند حتی اگر در خانه ی خلوت هم باشد باید پوشش را رعایت کند؟
.
خواهرم،هرگز فراموش نکن که خدواند مهربان وحکیم همیشه خیر وسعادت بندگانش را می خواهد و هیچ تکلیف الهی بدون حکمت نیست. خواه ما آن را بفهمیم خواه نه.این دستور خداوند هم حکمت هایی دارد که این موارد می تواند بخشی از آنها باشد.
.
الف) تمرین کمالات
نماز علاوه برآثار وبرکات فراوانی که دارد، تمرین کمالات است.
در نماز ما ارزش هایی مانند اخلاص ، خضوع و خشوع در مقابل پروردگار، ذکر، قرآن، دعا و به فکر همه بودن را تمرین می کنیم.
.
پس نماز مجوعه ای از کمالات و ارزش هاست واز آنجا که پوشش بانوان از نظر خداوند و در قران کریم ارزش و کمال زن محسوب می شود، این کمال هم هر روز و در کنار سایر کمالات تمرین و یادآوری می شود.
.
ب) اعلام آمادگی برای طاعت و بندگی
فرمانده لشگری به سربازان و سپاهیان خود می گوید،یک سرباز منظم و وظیفه شناس باید همیشه در محیط پادگان با لباس فرم و پوتین حضور یابد.
.
حال تصور کن اگر یکی از سربازان بخواهد با فرمانده ملاقات کند، هنگامی که به دفتر فرمانده وارد می شود(فرض کن این دفتر در خارج از پادگان ودر ساختمانی دیگر باشد)با لباس فرم و پوتین ودر این ملاقات حاضر شود،با عمل خود به فرمانده اعلام کرده است که من دستور شما را اطاعت می کنم پس گاهی کیفیت و شکل حضور گویای حقیقتی است، هر چند ان حقیقت به زبان جاری نشود.
.
یک خانم مسلمان ومتعقد ومتعهد هم وقتی باپوشش خداپسند درملاقات با خداوند حاضر می شود برای اجرای این دستور حکیمانه خداوند اعلام آمادگی و رضایت نموده است.
.
.................................................
قسمت بعدی سخن آخر....
نقل قول:اصلا کجاي قرآن نوشته که زن بايد حجاب داشته باشد؟

راست میگه موافقم تو قران گفته اقم الصلاه یعنی نماز رو به پا دارید یعنی اینکه نماز واجب هست ولی مجبور نیستی بخونی حجاب واجب و لازمه ولی مجبور نیستی و نباید مجبورت کنن که حجاب داشته باشی.

مگه برا نمازی که گفتم تو خیابون مامور گذاشتن و هرکی به مسجد نرفت و نماز نخوند رو میگیرن که اون کسانی که حجاب ندارن میگیرن به چه حقی؟
سلام به شما
دوست عزیز به این سوالات شما چندین بار در تالار پاسخ داده شده که من چند تا نقل قول می گذارم براتون که فکر کنم در اون ها جوابتون به طور کامل داده شده...

(۲۷/دی/۹۰ ۱:۴۵)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]حال بر میگردیم به سوال اصلی شما...اینکه چرا باید در کشور همه حجاب را رعایت کنند. پاسخ روشن است.

ببینید احکام دین ما به دو دسته تقسیم میشوند:
1- احکامی که رعایت کردن و نکردنشون به خودمون ارتباط داره و روی جامعه تاثیری نداره یا حداقل به طور مستقیم تاثیر نداره.مثل نماز. مثل روزه و ...
2- احکامی که رعایتشون تاثیر مستقیم بر روی جامعه میذاره (همون چیزی که بهش می گن حق الناس. ) مثل دزدی و...

ما در کشوری اسلامی زندگی می کنیم. حداقل اسمش که این را می گوید: جمهوری اسلامی ایران
پس باید احکام اسلام در این کشور اجرا شود. اما احکامی به صورت قانون عمومی در میاید که جزو دسته دوم احکام باشد (رعایت کردن و نکردن آن تاثبر مستقیم بر روی جامعه می ذاره.) مثل حجاب. مثل ممنوع بودن معادلات ربوی و ...
که دیگرانی که مسلمان نبوده هم ناچارند تابع قوانین کشور باشند...
نمی گم دیگرانی که مسلمانند و این حکم را قبول ندارند. زیرا کسی که اسلام آورده نمی تواند بگوید من این بخش اسلام را می پذیرم و قلان بخش را قبول ندارم.
...



(۲۷/دی/۹۰ ۱۵:۵۲)N.Mahdavian نوشته است: [ -> ]نماز خواندن یا نخواندن یک فرد به حال کسی فرق نمی کند مگر خود آن شخص. اگر کسی نماز نخواند روزه نگیرد و... در واقع خود مرتکب گناه شده و مجازات خواهد شد.

اما آیا حجاب این چنین است؟ ایا فرد با بی حجابی تنها به خود آسیب می رساند؟ آن خانمی که آرایش می کند و به خیابان می اید و اندام خود را به نمایش می گذارد، باید بداند چهره ی او محرک شهوت جنس مخالف است...

خب، حالا فرض می کنیم خانمی با چهره، اندام و موهای خود چندین فرد را تحریک کند یعنی در وجودشان هوس ایجاد کرده و میل به خود در آن ها به وجود آورد ( این حالت برای آن ها طبیعی است، آن ها نمی توانند منظره مهیج ببینند و تحریک نشوند؛ اما آن خانم می تواند خود را بپوشاند ) دو حالت بیشتر ندارد، یا اینکه باید به همه پاسخ دهد !!، اینکه می شود .....
و گمان نمی رود همه اینهائی که بی حجاب بیرون می آیند، اینگونه کسانی باشند. اکثرا انسانند، با خانواده اند، با نجابتند؛ بعضا متدین اند، اهل خدا و نماز هم ممکن است باشند.

اگر آن خانم نمی تواند و نباید پاسخ دهد، پس حق ندارد تحریک کند، و به حریم شخصی دیگران تجاوز کند.

این حق مردان است! نمی شود به آنها گفت چشم بسته راه بروید اما به زنان می شود گفت زیبائیهای خود را بپوشانید؛ و زینت خود را ظاهر نکنید.



و اما پیرامون این مسئله که گفتید:

نقل قول:اصلا کجاي قرآن نوشته که زن بايد حجاب داشته باشد؟



اینکه می گویید قرآن صراحتاً به قانون حجاب اشاره نکرده از چندین جهت اشکال دارد:

1- نیافتن موردی بر مجازات در قرآن دلیل بر این نیست که در رابطه با بدحجابی هیچ حکم شرعی وجود ندارد.
همه احکام شرعی وعمده احکام و قوانین از سنت و سیره ی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت (علیه السلام) که خود تفسیر واقعی آیاتند قابل فهم است چرا که سنت به عنوان یک منبع شرعی از حجیت برخوردار است.


2- اگر نبودن حکم مجازات بی‌حجاب در قرآن، به این معنی باشد که نباید در جامعه ی اسلامی با بدحجابی برخورد کرد، پس مجازات روزه خوار و... نیز نباید مستند شرعی داشته باشد در حالی که این گونه نیست

3- با توجه به آیه


«اِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(سوره ی نور آیه 19)
کسانی که علاقه مند به ترویج فحشا می باشند در دنیا و آخرت عذاب دردناکی خواهند داشت...


خداوند در این آیه کاملا مخالفت خود را با اشاعه کنندگان فحشا بیان نموده است. با توجه به اینکه عدم رعایت حجاب از جمله مصادیق ترویج فحشا در جامعه است پس حکم مجازات بی حجاب در دنیا ثابت است

صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع