تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قال لی ابوالحسن موسی بن جعفر(علیه السلام)یا هشام...(پست ویژه!!!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
این حدیثیست 31 بندی از امام رضا (علیه السلام) خطاب به هشان بن الحکم که عقل را بطور کامل معرفی میکند

بند اول :


ابو عبدالله الاشعری عن بعض اصحابنا،رفعه هشام بن الحکم قال : قال لی ابو الحسن موسی بن جعفر(علیه السلام):یاهشام ان الله تبارک وتعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال:[فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ،اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوالالباب]{20زمر}
ای هشام خداوند تبارک وتعالی صاحب عقل وفهم را در قرآن بشارت داده وفرموده آن بندگانم را که هر سخن را شنوند واز نیکوترش پیروی کنند بشارت ده ایشانند که خدا هدایتشان کرده وایشانند صاحبان عقل
بقیه اش کو؟
پس

چشای من مورد داره؟
بند دوم:
یا هشام ان الله تبارک وتعالی اکمل للناس الحجج بالعقول و نصر النبیین با لبیان ودلهم علی ربوبیته با الدله فقال {والاهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم؛ ان فی خلق السماوات والارض واختلاف الیل والنهار والفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس وما انزل الله من السمائ من مائ فا حیا به الارض بعد موتها وبث فیها من کل دابة وتصریف الریاح والسحاب المسخر بین السمائ والارض [b]لآیات لقوم یعقلون[/i]}{سوره ی مبارک بقره؛آیه 116}
ای هشام همانا خدای متعال بوسیله ی عقل حجت را تمام ساخته وپیامبرانش را با بیان یاری ساخته ومردم را با دلایل عقلی بر ربوبیتش راهنمایی کرده وفرموده است {همان معبود شما معبودیست واحد ،نیست خدایی جزاو (که)بخشنده ی عام وخاص است همانا در آفرینش آسمان ها وزمین وآمد و شد شب وروز وکشتی(ای) که در دریا روانست به طوری که به مردم سود می رسانند وآنچه خدا از آسمان از آب نازل کرده است پس توسط آن زنده کرده است زمین را پس از مرگ وهیچی اش وپراکنده کرد در آن از هر جنبنده ای وگردش وتغییر باد ها وابر های رام شده میان آسمان وزمین [b]نشانه هاییست برای قوم تعقل کننده [/i]
بند سوم:
یا هشام قد جعل الله ذلک دلیلا علی معرفته بان لهم مدبرا

فقال:{وسخر لکم الیل والنهار والنجوم مسخرات بامره ان فی

ذلک لآیات لقوم یعقلون }وقال:{هو الذی خلقکم من تراب

ثم من نطفة ثم من علقة ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم

ثم لتکونوا شیوخا ومنکم من یتوفی من قبل ولتبلغوا اجلا

مسمی ولعلکم تعقلون}وقال:{ان فی اختلاف الیل

والنهار وما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد

موتها وتصریف الریاح[والسحاب المسخر بین السماء والارض]

لآیات لقوم یعقلون}وقال :یحیی الرض بعد موتها قد بینا

لکم الآیات ان کنتم تعقلون}وقال:وجنات من اعناب وزرع

ونخیل صنوان وغیر صنوان یسقی بماء واحد ونفضل بعضها علی

بعض فی الاکل ان فی ذلک لآیات لقوم یعقلون}وقال:

قل تعالو اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئا ولا تقتلوا

اولادکم من املاق نحن نرزقکم وایاهم ولا تقربوا الفواحش ما

ظهر منها ومابطن ولاتقتلوا النفس التی حرم الله الا با الحق

ذلکم وصاکم به لعلکم تعقلون}وقال :{هل لکم مما

ملکت ایمانک من شرکاء فیما رزقناکم فانتم فیه سواء تخافونهم

کخیفتکم انفسکم ،کذلک نفصل الآیات لقوم یعقلون}



ای هشام
خدااینها را دلیل بر شناسایی خود قرار داده که

مسلما مدبری دارند،پس فرموده است:{ورام کرد برای شما

شب وروز را وستاره ها رام هستند به فرمان او همانا در این

نشانه هایست برای قوم تعقل کننده}و گفته است :او

کسی است که شما را آفرید از خاکی سپس از نطفه ای

سپس از خون بسته شده ای سپس شما را خارج کرد طفلی

سپس تا برسید به نهایت نیرویتان سپس تا بگردید پیرانی واز

شما کسانی اند که (پیش از پیری) میمیرند وتا برسید به مدت

معینتان وبه امید اینکه تعقل کنید} وگفت:همانا در

آمد وشد شب وروز وآنچه نازل کرده است خدا از آسمان از

روزی (ای)پس به وسیله آن زنده میکند زمین را پس از مرگش

وگردش بادها[وابر های رام شده میان آسمان ها وزمین]همانا

نشانه هاییست برای قومی که تعقل می کنند}

وگفته است:{زنده می کند زمین را پس از مرگش همانا روشن

کردیم برای شما نشانه هارا به امید اینکه تعقل

کنید
} وگفته است:{و باغ هایی از انگور وکشتزار هایی ونخل

هایی که شاخه ی بعضی از تنه وشاخه بعضی از غیر آن

انشعاب گرفته است (که)آبیاری می شوند با آبی واحد و

برتری دادیم برخی را بر برخی دیگر در خورش وطعم همانا در

این نشانه هاییت برای قومی که تعقل

میکنند
}وگفت:{بگو بیارید آنچه حرام کرده است پروردگارتون

بر شما(غیر از این است که)چیزی را شریک او قرار ندهید

وفرزندانتان را از ترس فقر نکشید (که)ما روزی شما وآنها را

میدهیم ونزدیک نشوید به بدیها چه ظاهری وچه باطنی

ونکشید جانی را آنچنانه ای که حرام کرد خدا(قتل آنرا )مگر به

حق اینهاست (آنچه )سفارش کرده است شمارا به امید

این که تعقل کنید
} .گفت:{مگر بعضی از بردگان

نسبت به اموالیکه به شما دادهایم شریکتان می باشند تا در

دارایی برابر باشید و از آنها چنانچه از یکدیگر می ترسید

بترسید.آیات خود را اینگونه بیان می کنیم برای قومی

که تعقل می کنند
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام؛ تشکر بابت تاپیک ارزشمند و اینکه زحمت می کشید و این مطالب رو تایپ می فرمایید.
فقط لطفا بخش هایی که آیات قرآن آمده از این لینک یا سایت های قرآنی دیگه کپی بگیرید که آیات خدایی نکرده ناقص یا اشتباه تایپ نشن
دست شما درد نکنه
یا علی(علیه السلام)
بند چهارم:

یا هشام
ثم وعظ اهل العقل ورغبهم فی الاخرة فقال{
وَمَا

الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ۖ وَلَلدَّارُ‌ الْآخِرَ‌ةُ خَيْرٌ‌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا

تَعْقِلُونَ
﴿٣٢ }


ای هشام
سپس خداوند صاحبان عقل را اندرزداده و به آخرت

تشویقشان نموده وفرموده است{

و زندگى دنيا جز بازيچه و

سرگرمى نيست، و قطعا سراى آخرت براى كسانى كه

پرهيزكارى كنند بهتر است، پس آيا نمى‌انديشید؟}


بند پنجم:
یا هشام ثم خوف الذین لایعقلون عقابه فقال تعالی:{
ثُمَّ دَمَّرْ‌نَا الْآخَرِ‌ينَ
﴿١٣٦

وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّ‌ونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ
﴿١٣٧

وَبِاللَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
﴿١٣٨ }وقال:{

إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰ أَهْلِ هَـٰذِهِ الْقَرْ‌يَةِ رِ‌جْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ
﴿٣٤

وَلَقَد تَّرَ‌كْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿٣٥ }
ای هشام سپس خدا کسانی را که کیفرش را تعقل نمی کنند بیم داده وفرموده:{
و در حقيقت شما بر [آثار] آنان صبحگاهان مى‌گذريد و نيز شامگاهان. آيا تعقل نمى‌كنيد؟}وفرموده:{ما بر مردم اين شهر به سزاى اين كه فسق مى‌كردند عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد و از آن شهر [ويران شده‌] براى مردمى كه مى‌انديشند نشانه روشنى باقى گذاشتيم}
بند ششم:
یا هشام ان العقل مع العلم فقال{
وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِ‌بُهَا لِلنَّاسِ ۖ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ ﴿٤٣﴾}
ای هشام همانا عقل به همراه علم است پس گفته است:{
و اين مثل‌ها را براى مردم مى‌زنيم ولى جز دانايان آنها را در نمى‌يابند}
بند هفتم :
یا هشام ثم ذم الذین لا یعقلون فقال :{
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا
أَنزَلَ اللَّـهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا
يَعْقِلُونَ شَيْئًا
وَلَا يَهْتَدُون

وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ
بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً ۚ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ
﴿١٧١

}وقال
{

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا
يَعْقِلُونَ

﴿٤٢﴾}وقال{

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ
يَعْقِلُونَ
ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
44 {وقال{
لَا

يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرً‌ى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَ‌اءِ جُدُرٍ‌ ۚ بَأْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ ۚ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ

قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ ﴿١٤﴾ وقال{
أَتَأْمُرُ‌ونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ‌ وَتَن
سَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
﴿٤٤
ای هشام
سپس کسانی را که تعقل نمیکنند نکوهش فرموده{
و
چون به آنها گفته شود: از چيزى كه خدا نازل كرده پيروى كنيد،
مى‌گويند: [نه‌] بلكه از آنچه پدران خويش را بر آن يافته‌ايم پيروى
مى‌كنيم. آيا هر چند پدرانشان چيزى
نمى‌فهميدند و هدايت نيافته بودند
[باز پيروى
مى‌كنند] و مثل [تو در دعوت‌] كافران مثل كسى است كه بر
حيوان زبان بسته‌اى كه جز صدا و ندايى نشنود بانگ زند. [اينها
نيز چنين‌اند] كرانند و گنگانند و كورانند، پس
نمى‌انديشند
وفرموده {و برخى از آنها [به ظاهر] به تو
گوش فرا مى‌دهند، اما مگر تو مى‌توانى كران را شنوا كنى هر
چند تعقل نكنند
وفرموده {آيا گمان مى‌كنى كه
بيشترشان مى‌شنوند يا مى‌انديشند؟ آنان جز مانند
ستوران نيستند، بلكه گمراه‌ترند }وفرموده{آنها با شما به صورت
گروهى [و در يك صف متحد] نمى‌جنگند مگر در قريه‌هاى
قلعه‌دار يا از پس ديوارها. زورمندى ايشان در ميان خودشان
سخت است [اما در مقابل شما ضعيفند]. آنها را متحد
مى‌پندارى ولى دل‌هايشان پراكنده است. اين بدان سبب
است كه آنان مردمى هستند كه تعقل
نمی کنند
}وفرموده{ آيا مردم را به خير و نيكى فرمان
مى‌دهيد و خود را فراموش مى‌كنيد با اين كه شما كتاب
آسمانى را تلاوت مى‌كنيد؟ پس چرا نمى‌انديشيد}
بند هشتم
یا هشام ثم ذم الکثرة فقال:{
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ‌ مَن فِي الْأَرْ‌ضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُ‌صُونَ
﴿١١٦﴾}وقال:{

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ لَيَقُولُنَّ اللَّـهُ ۚ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚ بَلْ
أَكْثَرُ‌هُمْ لَا يَعْلَمُونَ
﴿٢٥﴾}وقال:{

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْ‌ضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّـهُ ۚ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُ‌هُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٦٣﴾}
ای هشام سپس مذمت نموده اکثریت را پس گفته است:{
و اگر از بيشتر كسانى كه در [اين سر]زمين مى‌باشند پيروى كنى، تو را از راه خدا گمراه مى‌كنند. آنان جز از گمان [خود] پيروى نمى‌كنند و جز به حدس و تخمين نمى‌پردازند.} وفرموده:{و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ مسلماً خواهند گفت: «خدا.» بگو: «ستايش از آنِ خداست» ولى بيشترشان نمى‌دانند.} وگفته است:{و اگر از آنان بپرسى: «چه كسى از آسمان، آبى فرو فرستاده و زمين را پس از مرگش به وسيله آن زنده گردانيده است؟» حتماً خواهند گفت: «الله.» بگو: «ستايش از آنِ خداست با اين همه، بيشترشان نمى‌انديشند.}
بند نهم:

یا هشام ثم مدح القلةفقال:{و قلیل من عبادی الشکور}وقال:{وقلیل ما هم}وقال:{و قال رجل مومن من آل فرعون یکتم ایمانه}

اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله}وقال :{ومن آمن وماآمن معه الا قلیل}وقال:{ولکن اکثرهم لا یعلمون}وقال:{واکثرهم لا یعقلون}وقال:

{واکثرهم لا یشعرون}


ای هشام سپس اقلیت را ستوده وفرموده:{وکمی از بندگانم شکر گذارند}وفرموده:{وآنها کمند}وفرموده:{وگفت تنها مردی مومن از

خاندان فرعون که ایمانش را کتمان می کرد آیا می کشید مردی را که می گوید پروردگار ورب من خداست؟}وفرموده:{ جز اندکی

به نوح ایمان نیاوردند } وفرموده :{ولیکن بیشترشان نمی دانند}وفرموده:{وبیشترشان تعقل نمی کنند} وفرموده:{وبیشترشان شعور

ندارند}
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع