تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مگه من و تو چه تغییری کردیم که...؟ + 4 راهکار عملی!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام

خواستم حرف بزنم دیدم زبون درازی هست


(۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۰:۵۳)علی 110 نوشته است: [ -> ]جمع بندی کنم

4 راهکار پیشنهاد میکنم برای تغییر، کاملاً عملیاتی و کاربردی
1- برای جلوگیری از خورده شدن در روزمرگی و فراموشی اهداف دیدارهای دائمی با کسانی که مثل شما دل در گرو یوسف زهرا دارند و در این جلسات ، قرآن بخوانید همراه با تفسیر، ذکر فضیلت اهل بیت کنید، از وظایف منتظران بگویید، و از یوسف زهرا بگویید و برای یکدیگر و برای خود مولا دعا کنید تا میتوانید

2- ساعت خلوت با خدا همراه با توسل به اهل بیت، شدیداً بشکنید و خاشعانه و ذلیلانه به درگاه خداوند بروید در این ساعات خلوت از خدا توفیق بندگی و عبد شدن بخواهید و استغفار کنید تا میتوانید

3- گریه بر سید الشهدا و شهدا و مصیبت زدگان کربلا تا میتوانید مبتلا به بلای کربلا شوید که راه میانبر و آسانترین راه سنخیت با حجت بن الحسن است

4- خدمت کنید برای رضای خدا به هر کسی که دست نیاز به سمت شما دراز میکند و شما میتوانید کمکش کنید که اینها پیک خدا هستند برای غرق کردن شما در رحمت خدا
بسم الله الرحمن الرحیم
الان که اینا رو خوندم ازخودم پرسیدم واقعا من چه تغییری کردم؟؟؟اینکه بعضی وقتا جوگیر میشم و دو سه ساعت پشت سرهم دعاهای مختلف میخونم بعد دوباره یادم میره اونوقت دوباره.... یا هی سعی میکنم درست بشم اما دوباره هی یه خط درمیون یادم میره .اینم شد کار ؟همین الان واسه خودم و حال و روز خیلی گریه کردم واقعا نیازمنده یه تغییر اساسی از ریشه ام.یه تغییری که پایدار باش نه زود گذر.
از این چهار تا راهکار هم مورد اول رواصلا ندارم نه جایی برای این جور جلسات سراغ دارم نه اطرافیانم تو این فاز هستن تازه بیشترشون منو مسخره هم میکننHuh طوریکه بیشتر مواقع درباره ی خودم و افکارم باکسی حرف نمیزدم چون یک منو مسخره میکنن یا میگن برو بابا تو هم خلی حوصله نداریم قیافت شبیه علامت سواله(بیشتر وقتی ازشون سوال میکنم یا دنبال جواب میگردم ).وقتی با این تالار آشنا شدم خیلی خوش حال شدم چون کم کم داشتم به این نتیجه میرسیدم که کسی خط فکریش با من یکی نیست که خدارو شکر توی یه شرایط بد این جا رو پیدا کردم البته قبل از ثبت نام هم به این تالار میومدم اما سریع خارج میشدم و مطالبش ر و کم میخوندم تو این بخش که اصلا نمیومدم نمیدونم یه دفعه چی شد که ثبت نام کردم الانم وقت خالی که پیدا کنم زود میا م اینجا. جواب بعضی از سوالاتم رو هم اینجا گرفتم که خیلی خوب بود.این از اولین مورد راهکارواسه سه مورد بقیش برام دعا کنید بتونم انجام بدم.
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۱۵)EMPERATOR نوشته است: [ -> ]من قبلاً آدمی نبودم که در غیر ماه رمضون قرآن بخونم!
یا برم احیای شب قدر اصلاً، یا روزه بگیرم یا به غیر از محرم زیارت عاشورا بخونم
یا حتی نمازهام رو یکی درمیون می خوندم نگاه های نابجا حرف های نادرست
بازی های با آلات قمار دیگه انجام گناه هایی که واقعاً ادم شرمنده میشه اسمشو بگه
..
..
..
علی آقا میشه خیلی از اینهایی که گفتم بهتر و خوبتر هم بشم اما نیاز به دعای شما خوبها و با خداهای این تالار دارم
التماس دعا


الان این متن بالارو که می خونم افسوس می خورم
که خدایا چرا اینجوری شده چرا دوباره خراب کردم!
چرا این همه کارهایی که برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام می دادم یواش یواش کمرنگ تر شد!
خدایا غرور گرفت منو! واقعاً چی شد؟
نماز شب ها کجا رفت! نماز اول وقتم چی شد!
گفته بودم میشه خوب تر شد ولی گاهی وقتها هم میشه بدتر شد!
دوستان دعا کنید بهتر بشم
هر چی ساخته بودم خراب شد !!
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۴۵)فدک زهرا نوشته است: [ -> ]کاش میشد تو جایی زندگی میکردم که غیر از آقام هیچ حرف و کلام و شخص دیگه ای حضور نداشت ......

راستش باید بگم اگه فقط یه جا (کشور) تو دنیا باشه که به این حالت نزدیکه (هر چند که در واقع خیلی دوره، ولی از بقیه نزدیکتره) ایرانه...
حالا اگر ما کم کاری کنیم و به امید خدا یه همچین جایی رو درست کنیم که خیلی خوب میشه. باید از خودمون شروع کنیم...
میتونیم اگه جایی هستیم و حرفی از این قضیه در میون نیست، خب خودمون شروع کنیم و یا دوستانی داشته باشیم که بیشتر درباره این موضوع صحبت می کنند....

Finally, one day Ali 110 bigan laughing at himself
سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!!
"haw haw, look at me. I keep doing the same things over and over again and wonder why things don't get better"
"هه هه ، من رو ببین، مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم و تعجب می کنم که چرا وضعیت بهتر نمیشه!"
(۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۰:۵۳)علی 110 نوشته است: [ -> ]جمع بندی کنم

4 راهکار پیشنهاد میکنم برای تغییر، کاملاً عملیاتی و کاربردی

1- برای جلوگیری از خورده شدن در روزمرگی و فراموشی اهداف دیدارهای دائمی با کسانی که مثل شما دل در گرو یوسف زهرا دارند و در این جلسات ، قرآن بخوانید همراه با تفسیر، ذکر فضیلت اهل بیت کنید، از وظایف منتظران بگویید، و از یوسف زهرا بگویید و برای یکدیگر و برای خود مولا دعا کنید تا میتوانید



2- ساعت خلوت با خدا همراه با توسل به اهل بیت، شدیداً بشکنید و خاشعانه و ذلیلانه به درگاه خداوند بروید در این ساعات خلوت از خدا توفیق بندگی و عبد شدن بخواهید و استغفار کنید تا میتوانید



3- گریه بر سید الشهدا و شهدا و مصیبت زدگان کربلا تا میتوانید مبتلا به بلای کربلا شوید که راه میانبر و آسانترین راه سنخیت با حجت بن الحسن است



4- خدمت کنید برای رضای خدا به هر کسی که دست نیاز به سمت شما دراز میکند و شما میتوانید کمکش کنید که اینها پیک خدا هستند برای غرق کردن شما در رحمت خدا
إن شاء الله خدا توفیق عمل عنایت فرماید به حق 14 معصوم
(۱۲/بهمن/۹۱ ۱۲:۰۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]
Finally, one day Ali 110 bigan laughing at himself
سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!!
"haw haw, look at me. I keep doing the same things over and over again and wonder why things don't get better"
"هه هه ، من رو ببین، مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم و تعجب می کنم که چرا وضعیت بهتر نمیشه!"

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
بنده مفهوم این جملات را متوجه نشدم :
" مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم "
یعنی کارهای تکراری باعث ارتقاء نمیشود ؟ به چه علت ؟
(۱۵/بهمن/۹۱ ۱۸:۱۱)یا صاحب الزمان نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
بنده مفهوم این جملات را متوجه نشدم :
" مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم "
یعنی کارهای تکراری باعث ارتقاء نمیشود ؟ به چه علت ؟

اولاً کارهای تکراری اگر از جنس اموری باشد که مورد رضای خدا و توصیه خدا و فرستادگانش باشد در صورتی که با صدق نیت و به نیت تبعیت از معصومین همراه باشد میتواند ما را از ظلمات به سمت نور رهنمون کند تازه اگر ما را گرفتار عجب نکند!!!!!

اما مقصود حقیر در اینجا مطلقاً این کاره نیست

مقصود من اشتباهاتی است که مکرر در مکرر انجام میدیم و با انجام مکرر در مکرر اونها انتظار داریم که تحولی از خارج صورت بگیرد و مسیر زندگی ما رو یه دفه عوض کند (البته چشم امید به فضل خدا داریم ها!!!!! فضل هم یعنی بی استحقاق بخشیدن)

اما یه مثال عینی بزنم
به طور مثال همه میدونیم که باید سحر خیز باشیم
و تا سحر در کار نباشه خیلی چیزا نمیشه

یا همه میدونیم که نظم در امورمون باید داشته باشیم

یا همه میدونیم که یه اشکالاتی داریم
اما همیشه همون ها رو تکرار میکنیم

یا مطمئن هستیم یه کارهایی رو داریم غلط انجام میدیم
اما جالبش اینجاست که تعجب میکنیم که چرا مثلاً باوجود تکرار این کارهای غلط کارمون درست نمیشه


مثل اینکه برای وارد شدن به یک برنامه شما میدونید باید دکمه ی اینتر ( enter ) رو فشار بدی
اما مرتب اسپیس (space) بزنی و تعجب کنی که چرا پس این وارد برنامه نمیشه


من یکی خودم گرفتار این جهل احمقانه میشم گاهی اوقات وقتی درست به بعضی از رفتارم نگاه میکنم!!!!!

یا مثلا همه میدونیم وقتی یه ترم یه درس سنگین بر میداشتیم باید در طول ترم اون رو میخوندیم و با خوندم شب امتحان پاس نمیشه یا نمره ی خوب نمیشه گرفت

بعد میزاشتیم شب امتحان میخوندیم بعدم هر ترم همین اشتباه رو تکرار میکردیم

و بدون این که این سبک مطالعه رو تغییر بدیم!!!!!!!!!!!!!!!!! تعجب میکردیم که چرا وضع درسیمون بهبود پیدا نمیکنه!
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۰۸)علی 110 نوشته است: [ -> ]سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!!

"هه هه ، من رو ببین، مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم و تعجب می کنم که چرا وضعیت بهتر نمیشه!"

برای مشاهده ی 4 راهکار عملی و کاربردی برای تغییر:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid118436
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع