|
مگه من و تو چه تغییری کردیم که...؟ + 4 راهکار عملی!!
|
|
۱۸:۰۸, ۲۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/بهمن/۹۱ ۱۳:۴۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز ما که عزیز دل ماست جناب امپراتور با معرفت در این ارسال http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...#pid118351 بیان کرده اند که: (۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۱)EMPERATOR نوشته است: اصلا دلم نمی خواهد بیام اینجا بگم که دعا کنیم یعنی دوست دارم این اخرین دعا باشه یعنی هر هفته امیم به اینه که آخرین دعای فرج رو برای ظهور آقا بخونیم ولی باز ... باز البته دم ایشون گرم که به ما یادآوری میکند دعای هفتگی مان را اما بینی و بین الله خودمونیم غریبه که بین ما نیست دیگه با خودمون هم که تعارف نداریم این حرف درست: (۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۱)EMPERATOR نوشته است: اصلا دلم نمی خواهد بیام اینجا بگم که دعا کنیم یعنی دوست دارم این اخرین دعا باشه یعنی هر هفته امیم به اینه که آخرین دعای فرج رو برای ظهور آقا بخونیم ولی باز ... حالا خدا وکیلی خود ما مگه نسبت به هفته ی پیش چه تکونی دادیم به خودمون در عرصه ی بندگی خدا و عمل به تکالیف حداقلی منتظران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلاً حتی کیفیت دعاهایمان و شدت اظطرار مان در دعا بیشتر شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه خدا وکیلی هفته به هفته احساس میکنیم که با اظطرار بیشتری به ساحت ربوبی دعا میکنیم و درخواست ظهور آقا را داریم؟ یا نه این هم شده عادتی کنار باقی عادتهایمان؟ معرفتمان رشد باید بکند تا شدت اظطرارمان بیشتر شود معرفت برای رشد یافتن نیاز به طهارت روح دارد طهارت روح نیاز به شکستگی در برابر خالق و ترک معصیت دارد و.... امام زمان را مانند اکسیژن میدانیم که حیات و مماتمان وابسته به ظهورشان باشد؟ در طول روز بیشتر اشتغال ذهنی ما چه چیز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ امتحاناتمان؟ پول در آوردنمان؟ مشکلات شخصی و حوائج شخصیمان؟ بیشتر به چه فکر میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسی میگفت امام زمان نعوذاً بالله حکم چلوکباب دارند اگه بیایند خوب است اما خوب حالا هم که نیستند خیلی مشکلی نیست ما زندگیمان را میکنیم!!!! امام زمان برای ما مانند اکسیژن نشده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که حیات و مماتمان را در گرو ایشان بدانیم چه بگویم فقط یک جمله: (۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۵۲)علی 110 نوشته است: مگه من و تو چه تغییری از هفته ی پیش کردیم آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته هشدار جدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هیج بعید نیست که یکباره بدون اینکه ما تغییری کرده باشیم تشریف فرما شوند که در برخی روایات هم ظهور را امری معرفی کرده اند که غافلگیر کننده ی برای بسیاری خواهد بود!!!!!! اما مایی که تغییری نکرده ایم این وسط چه خواهیم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بدون تغییر لازم چه تضمینی وجود دارد که پناه بر خدا در برابر ایشان نیاستیم حالا جا ماندن از بودن در رکاب ایشان پیشکش!!!!!!!!!!!!!! پناه بر خدا
Finally, one day Ali 110 bigan laughing at himself سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!! "haw haw, look at me. I keep doing the same things over and over again and wonder why things don't get better" "هه هه ، من رو ببین، مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم و تعجب می کنم که چرا وضعیت بهتر نمیشه!" برای مشاهده ی 4 راهکار عملی و کاربردی برای تغییر: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid118436 |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۲, ۳۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
خواستم حرف بزنم دیدم زبون درازی هست (۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۰:۵۳)علی 110 نوشته است: جمع بندی کنم |
|||
|
|
۲۰:۱۸, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الان که اینا رو خوندم ازخودم پرسیدم واقعا من چه تغییری کردم؟؟؟اینکه بعضی وقتا جوگیر میشم و دو سه ساعت پشت سرهم دعاهای مختلف میخونم بعد دوباره یادم میره اونوقت دوباره.... یا هی سعی میکنم درست بشم اما دوباره هی یه خط درمیون یادم میره .اینم شد کار ؟همین الان واسه خودم و حال و روز خیلی گریه کردم واقعا نیازمنده یه تغییر اساسی از ریشه ام.یه تغییری که پایدار باش نه زود گذر. از این چهار تا راهکار هم مورد اول رواصلا ندارم نه جایی برای این جور جلسات سراغ دارم نه اطرافیانم تو این فاز هستن تازه بیشترشون منو مسخره هم میکنن طوریکه بیشتر مواقع درباره ی خودم و افکارم باکسی حرف نمیزدم چون یک منو مسخره میکنن یا میگن برو بابا تو هم خلی حوصله نداریم قیافت شبیه علامت سواله(بیشتر وقتی ازشون سوال میکنم یا دنبال جواب میگردم ).وقتی با این تالار آشنا شدم خیلی خوش حال شدم چون کم کم داشتم به این نتیجه میرسیدم که کسی خط فکریش با من یکی نیست که خدارو شکر توی یه شرایط بد این جا رو پیدا کردم البته قبل از ثبت نام هم به این تالار میومدم اما سریع خارج میشدم و مطالبش ر و کم میخوندم تو این بخش که اصلا نمیومدم نمیدونم یه دفعه چی شد که ثبت نام کردم الانم وقت خالی که پیدا کنم زود میا م اینجا. جواب بعضی از سوالاتم رو هم اینجا گرفتم که خیلی خوب بود.این از اولین مورد راهکارواسه سه مورد بقیش برام دعا کنید بتونم انجام بدم.
|
|||
|
|
۱۱:۲۱, ۱۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۲۲:۳۶, ۱۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۱۵)EMPERATOR نوشته است: من قبلاً آدمی نبودم که در غیر ماه رمضون قرآن بخونم! الان این متن بالارو که می خونم افسوس می خورم که خدایا چرا اینجوری شده چرا دوباره خراب کردم! چرا این همه کارهایی که برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام می دادم یواش یواش کمرنگ تر شد! خدایا غرور گرفت منو! واقعاً چی شد؟ نماز شب ها کجا رفت! نماز اول وقتم چی شد! گفته بودم میشه خوب تر شد ولی گاهی وقتها هم میشه بدتر شد! دوستان دعا کنید بهتر بشم هر چی ساخته بودم خراب شد !! |
|||
|
|
۱۴:۱۵, ۱۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۴۵)فدک زهرا نوشته است: کاش میشد تو جایی زندگی میکردم که غیر از آقام هیچ حرف و کلام و شخص دیگه ای حضور نداشت ...... راستش باید بگم اگه فقط یه جا (کشور) تو دنیا باشه که به این حالت نزدیکه (هر چند که در واقع خیلی دوره، ولی از بقیه نزدیکتره) ایرانه... حالا اگر ما کم کاری کنیم و به امید خدا یه همچین جایی رو درست کنیم که خیلی خوب میشه. باید از خودمون شروع کنیم... میتونیم اگه جایی هستیم و حرفی از این قضیه در میون نیست، خب خودمون شروع کنیم و یا دوستانی داشته باشیم که بیشتر درباره این موضوع صحبت می کنند.... |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۱۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
Finally, one day Ali 110 bigan laughing at himself سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!! "haw haw, look at me. I keep doing the same things over and over again and wonder why things don't get better" "هه هه ، من رو ببین، مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم و تعجب می کنم که چرا وضعیت بهتر نمیشه!" |
|||
|
|
۱۳:۴۸, ۱۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۰:۵۳)علی 110 نوشته است: جمع بندی کنمإن شاء الله خدا توفیق عمل عنایت فرماید به حق 14 معصوم |
|||
|
|
۱۸:۱۱, ۱۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۲/بهمن/۹۱ ۱۲:۰۱)علی 110 نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم با سلام بنده مفهوم این جملات را متوجه نشدم : " مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم " یعنی کارهای تکراری باعث ارتقاء نمیشود ؟ به چه علت ؟ |
|||
|
|
۱۸:۲۱, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۱۸:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۱ ۱۸:۱۱)یا صاحب الزمان نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم اولاً کارهای تکراری اگر از جنس اموری باشد که مورد رضای خدا و توصیه خدا و فرستادگانش باشد در صورتی که با صدق نیت و به نیت تبعیت از معصومین همراه باشد میتواند ما را از ظلمات به سمت نور رهنمون کند تازه اگر ما را گرفتار عجب نکند!!!!! اما مقصود حقیر در اینجا مطلقاً این کاره نیست مقصود من اشتباهاتی است که مکرر در مکرر انجام میدیم و با انجام مکرر در مکرر اونها انتظار داریم که تحولی از خارج صورت بگیرد و مسیر زندگی ما رو یه دفه عوض کند (البته چشم امید به فضل خدا داریم ها!!!!! فضل هم یعنی بی استحقاق بخشیدن) اما یه مثال عینی بزنم به طور مثال همه میدونیم که باید سحر خیز باشیم و تا سحر در کار نباشه خیلی چیزا نمیشه یا همه میدونیم که نظم در امورمون باید داشته باشیم یا همه میدونیم که یه اشکالاتی داریم اما همیشه همون ها رو تکرار میکنیم یا مطمئن هستیم یه کارهایی رو داریم غلط انجام میدیم اما جالبش اینجاست که تعجب میکنیم که چرا مثلاً باوجود تکرار این کارهای غلط کارمون درست نمیشه مثل اینکه برای وارد شدن به یک برنامه شما میدونید باید دکمه ی اینتر ( enter ) رو فشار بدی اما مرتب اسپیس (space) بزنی و تعجب کنی که چرا پس این وارد برنامه نمیشه من یکی خودم گرفتار این جهل احمقانه میشم گاهی اوقات وقتی درست به بعضی از رفتارم نگاه میکنم!!!!! یا مثلا همه میدونیم وقتی یه ترم یه درس سنگین بر میداشتیم باید در طول ترم اون رو میخوندیم و با خوندم شب امتحان پاس نمیشه یا نمره ی خوب نمیشه گرفت بعد میزاشتیم شب امتحان میخوندیم بعدم هر ترم همین اشتباه رو تکرار میکردیم و بدون این که این سبک مطالعه رو تغییر بدیم!!!!!!!!!!!!!!!!! تعجب میکردیم که چرا وضع درسیمون بهبود پیدا نمیکنه! |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۰۸)علی 110 نوشته است: سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ما که این همه ادعا داریم برای آقامون چه کردیم ؟! | faraz_223 | 5 | 2,347 |
۱۶/آبان/۹۵ ۱۲:۵۵ آخرین ارسال: faraz_223 |
|











طوریکه بیشتر مواقع درباره ی خودم و افکارم باکسی حرف نمیزدم چون یک منو مسخره میکنن یا میگن برو بابا تو هم خلی حوصله نداریم قیافت شبیه علامت سواله(بیشتر وقتی ازشون سوال میکنم یا دنبال جواب میگردم ).وقتی با این تالار آشنا شدم خیلی خوش حال شدم چون کم کم داشتم به این نتیجه میرسیدم که کسی خط فکریش با من یکی نیست که خدارو شکر توی یه شرایط بد این جا رو پیدا کردم البته قبل از ثبت نام هم به این تالار میومدم اما سریع خارج میشدم و مطالبش ر و کم میخوندم تو این بخش که اصلا نمیومدم نمیدونم یه دفعه چی شد که ثبت نام کردم الانم وقت خالی که پیدا کنم زود میا م اینجا. جواب بعضی از سوالاتم رو هم اینجا گرفتم که خیلی خوب بود.این از اولین مورد راهکارواسه سه مورد بقیش برام دعا کنید بتونم انجام بدم.
