تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مگه من و تو چه تغییری کردیم که...؟ + 4 راهکار عملی!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز ما که عزیز دل ماست جناب امپراتور با معرفت در این ارسال
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...#pid118351
بیان کرده اند که:
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۱)EMPERATOR نوشته است: [ -> ]اصلا دلم نمی خواهد بیام اینجا بگم که دعا کنیم یعنی دوست دارم این اخرین دعا باشه یعنی هر هفته امیم به اینه که آخرین دعای فرج رو برای ظهور آقا بخونیم ولی باز ...
الا ای آخرین مسافر دنیا کجایی
ای یوسف صحرایی زهرا کجایی

وعده ی هجده هم ما همزمان با غروب آفتاب برای غروب 1177 سال فراق



باز البته دم ایشون گرم که به ما یادآوری میکند دعای هفتگی مان را
اما بینی و بین الله
خودمونیم غریبه که بین ما نیست دیگه با خودمون هم که تعارف نداریم

این حرف درست:

(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۱)EMPERATOR نوشته است: [ -> ]اصلا دلم نمی خواهد بیام اینجا بگم که دعا کنیم یعنی دوست دارم این اخرین دعا باشه یعنی هر هفته امیم به اینه که آخرین دعای فرج رو برای ظهور آقا بخونیم ولی باز ...


حالا خدا وکیلی خود ما مگه نسبت به هفته ی پیش چه تکونی دادیم به خودمون در عرصه ی بندگی خدا و عمل به تکالیف حداقلی منتظران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اصلاً حتی کیفیت دعاهایمان و شدت اظطرار مان در دعا بیشتر شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه خدا وکیلی هفته به هفته احساس میکنیم که با اظطرار بیشتری به ساحت ربوبی دعا میکنیم و درخواست ظهور آقا را داریم؟
یا نه این هم شده عادتی کنار باقی عادتهایمان؟

معرفتمان رشد باید بکند تا شدت اظطرارمان بیشتر شود
معرفت برای رشد یافتن نیاز به طهارت روح دارد
طهارت روح نیاز به شکستگی در برابر خالق و ترک معصیت دارد
و....
امام زمان را مانند اکسیژن میدانیم که حیات و مماتمان وابسته به ظهورشان باشد؟
در طول روز بیشتر اشتغال ذهنی ما چه چیز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
امتحاناتمان؟
پول در آوردنمان؟
مشکلات شخصی و حوائج شخصیمان؟
بیشتر به چه فکر میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کسی میگفت امام زمان نعوذاً بالله حکم چلوکباب دارند
اگه بیایند خوب است
اما خوب حالا هم که نیستند خیلی مشکلی نیست ما زندگیمان را میکنیم!!!!
امام زمان برای ما مانند اکسیژن نشده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که حیات و مماتمان را در گرو ایشان بدانیم

چه بگویم
فقط یک جمله:
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۵۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]مگه من و تو چه تغییری از هفته ی پیش کردیم آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که انتظار تغییری در روال هر هفته داریم؟؟؟؟؟؟
که این هفته بیاید




البته هشدار جدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هیج بعید نیست که یکباره بدون اینکه ما تغییری کرده باشیم تشریف فرما شوند
که در برخی روایات هم ظهور را امری معرفی کرده اند که غافلگیر کننده ی برای بسیاری خواهد بود!!!!!!
اما مایی که تغییری نکرده ایم این وسط چه خواهیم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بدون تغییر لازم چه تضمینی وجود دارد که پناه بر خدا در برابر ایشان نیاستیم
حالا جا ماندن از بودن در رکاب ایشان پیشکش!!!!!!!!!!!!!!
مهم نیست امام زمان کی تشریف می آورند ....!
پناه بر خدا

چه میشد که باور میکردیم عالمی معطل تکان خوردن ما هستند؟!!



Finally, one day Ali 110 bigan laughing at himself
سرانجام علی 110 یک روز شروع کرد به خندیدن به خودش!!!!
"haw haw, look at me. I keep doing the same things over and over again and wonder why things don't get better"
"هه هه ، من رو ببین، مرتباً هر روز همون کارهای قبلی رو بدون هیچ تغییری انجام میدم و تعجب می کنم که چرا وضعیت بهتر نمیشه!"

برای مشاهده ی 4 راهکار عملی و کاربردی برای تغییر:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid118436
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ایول حرف حساب جواب نداره!
نقل قول:البته هشدار جدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هیج بعید نیست که یکباره بدون اینکه ما تغییری کرده باشیم تشریف فرما شوند
که در برخی روایات هم ظهور را امری معرفی کرده اند که غافلگیر کننده ی برای بسیاری خواهد بود!!!!!!
اما مایی که تغییری نکرده ایم این وسط چه خواهیم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بدون تغییر لازم چه تضمینی وجود دارد که پناه بر خدا در برابر ایشان نیاستیم
حالا جا ماندن از بودن در رکاب ایشان پیشکش!!!!!!!!!!!!!!

نمی خواهم خدای ناکرده ایجاد نا امیدی کنم
ولی شرایط جامعه و خودم را که می بینم به این نتیجه می رسم که دودی از ما بلند نمی شه و نمی توانیم کار خاصی انجام دهیم و باید منتظر ظهور خود امام باشیم
البته برای اینکه یه وقت در زمان ظهور دشمن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نباشیم فکر می کنم همین که سعی کنیم
شکم هایمان را با غذای حلال پر کنیم
با آدم های مورد دار دوست نشویم و دنبال آدم های بریم که حداقل در ظاهر آدم مومن و با خدایی باشند
به پدر و مادر مان بسیار احترام بگذاریم
حق همسایه را تا جایی که می توانیم رعایت کنیم
اگر ازدواج کردیم و صاحب فرزند هستیم در تربیت اسلامی آنها تلاش کنیم
و ....

دیگه باید بقیه موارد را از خدا و امام توقع داشته باشیم که دست ما را بگیرند
آخه واقعا رعایت همین موارد ساده بالا در زمان حال خیلی سخت شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم

تا حالا شده منتظر تماس یه نفر باشی واسه یه خبر؟
این خبر هر قدر هم که کوچیک باشه، توی یه ساعت چند بار نگاه میکنی به گوشیت؟؟؟
.
.
.
میرسیم به شب جمعه....
این طوری منتظر هستیم؟ قلبمون تندتر میزنه؟؟؟
شاید اشتباه باشه که شما رو خطاب قرار بدم... خودمو میگم..
ندا
شب های جمعه اتو چطوری طی میکنی؟ اصلا یادی هست که اضطراری بخواد باشه؟
صبح جمعه اتو چی؟ اصلا قبل از اذان صبح بیداری؟؟؟ همون موقع که مهدی فاطمه(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خیلی مضطره؟؟؟؟
...
میمونه یه عصر جمعه
..... که یه کم دلگیر میشی... یه دعایی میخونی.... بعدش میگی آقا چرا نیومدی!!!!
.
.

امروز بعداز نماز ظهر چند دقیقه ای فکر کردم...
به اوضاع و احوال خودم... به این درجا زدن ها... دلم به حال آقا سوخت...........

چقدر واسم دعا کنه آخه؟ مگه یه انسان چقدر میتونه تحمل کنه؟؟؟
1400 ساله دارن تحمل میکنن....
چقدر گناه میکنی و راست راست راه میری و ادعای منتظر بودن داری؟؟؟

فقط یه کاری میکنم... نمیدونم درسته یا نه.....
گاهی
آیت الکرسی میخونم که
که آقا از سیلی های من در امان بمونن....
فقط غمشو تحمل کنن.............
همین.
من قبلاً آدمی نبودم که در غیر ماه رمضون قرآن بخونم!
یا برم احیای شب قدر اصلاً، یا روزه بگیرم یا به غیر از محرم زیارت عاشورا بخونم
یا حتی نمازهام رو یکی درمیون می خوندم نگاه های نابجا حرف های نادرست
بازی های با آلات قمار دیگه انجام گناه هایی که واقعاً ادم شرمنده میشه اسمشو بگه
دروغ هایی هم می گفتم تازه از امام زمان هم که بی خیال بودم مگر اینکه چی میشد جایی میگفتن صلواتی دعایی ما هم یادش می کردیم یک یعنی در کل یک مسلمان شناسنامه ای بودم ولی از آنجایی که خداوند هر که را بخواهد هدایت می کند مثل اینکه شامل حال ما هم شد الان :
هر روز یک حزب قرآن و یک زیارت عاشورا به عشق ظهور آقا امام زمان می خونم
نمازهامو سعی می کنم نگذارم از دستم در بره!
نگاه های ناجور!خیلی خیلی کم شده یا بهتر بگم خبری نیست!
هر شب پنج شنبه دعا ها و گریه هایی که برای ظهور آقا یادم نمیره
روزی نیست از خونه بیام بیرون و یاد آقا نباشم بهش توکا نکنم برای سلامتیش دعا نکنم
هر روز به عشق آقا 350 صلوات هم می فرستم
دیگه با آلات قمار (پاسور) بازی نمی کنم
الان اسم ارباب بی کفن که میاد اشکم باهاش میاد قبلنا اینطور نبود
روزه های مستحبی به عشق آقا امام زمانم
بیدار بودن شب های قدر به عشق آقا
شب ها با یادش می خوابم و حتما دعای سلامتی آقارو می خونم بگذریم دیگه خیلی از خودم نوشتم
علی آقا می دونم که این ها همه وظیفه هایی بوده که من انجام نمی دادم ولی می خواستم بگم شما تغییر رو الان خودت می تونی احساس کنی من دوست ندشتم اینارو اینجا بنویسم ولی مثل اینکه مجبور شدم تا بگم تغییر در هفته های من چطوری ایجاد شده این تغییر ها یک به یک ایجاد شده از 3 یا 4 سال پیش شروع شدهولی اکثرشون به یک سال هم نمیرسه...
علی آقا میشه خیلی از اینهایی که گفتم بهتر و خوبتر هم بشم اما نیاز به دعای شما خوبها و با خداهای این تالار دارم
التماس دعا
بسم الله
سلام
اما من آقامو از یاد بردم .......
جمعه هام هم به بی خبری میگذره ........
اما آقام ازم یاد میکنه .......!
با دلتنگیای سنگینی که دلم رو داغون میکنه .............. بیتابم میکنه .............
خدایا
شرمندتم .........
و شرمندشم ........
اما .....

کی میشه که او من رو ببینه و من هم او رو ببینم ........

کاش میشد تو جایی زندگی میکردم که غیر از آقام هیچ حرف و کلام و شخص دیگه ای حضور نداشت ......

خدایا
تو خودت میدونی من خیلی ضعیف و ناتوان و عجولم .....
خودت دلم رو اینطوری کن .......
یکی از دوستام لینک این تایپیک رو بهم داد شاید اگر نمیداد هیچ وقت نمیدیدمش
برادر دمت گرم
.
.
.
.
هفته به هفته
راستی حدیث داریم که اگر دو روزت مثل هم باشه باختی اگر روز دومت از روز اولیت پیشرفت نکرده باشی باختی
میبینید کارمون به کجا رسید ؟ حالا داریم میگیم هفته به هفته
ماه به ماه
شاید سال به سال
اما آره خداییش راسته
گاهی اینقدر بدبختیم که با خودمون میگیم بهتره کلامونو سفت بچسبیم که پست رفت نکنیم پیشرفت ارزونیمون
میترسیم گناه کار تر نشیم
البته آره درسته
عمق فاجعه رو میبینید
در غربت یوسف فاطمه همین بس که ما سرباز اوییم و بعضی ها سردارش!
به یاد او که همه خواهان و جویای اویند و هر کس به نامی و به طریقی می‌خواندش .
من خودم قراره وارد زندگی ای بشم که به امید خدا, به یکی از سربازهای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)خدمت کنم؛همسرم.
بعد با خودم فکر کردم که باید حتما یک تغییرهایی درخودم ایجاد کنم برای اینکه وقتی وارد این زندگی میشوم,لیاقت آن را داشته باشم.

بعد برای خودم برنامه هایی ریختم.مثلا اینکه دیگه کم کم یک سری عادت ها را کنار بگذارم(تلف کردن وقت به کارهایی مثل تلویزیون دیدن,زیادی خوابیدن,استفاده از نت,..).
یک سری کارها را وارد زندگیم کنم(نماز و روزه های مستحبی,زیارتهای هرروزه,نماز شب انشاء الله,...).
بیشتر برای وقتم نقشه بکشم.
سعی کنم قبل از اینکه کاری را میخواهم بکنم ,خوب فکرکنم.که آیا سود اخروی دارد یا خیر.
از همسرم نکته جالبی را یاد گرفتم.به من میگفتند که وقتی میخوای کاری را بکنی از خودت بپرس:تَهِش که چی.
باورتون میشه همین سوال کوچیک چقدر در زندگی من تاثیر گذاشت؟
روز به روز بیشتر این جمله را در ذهنم مرور کنم که من در برابر وقت و عمر و جوونیم مسولم.گاهی اوقات واقعاغافل میشم.
من برای وارد شدن به زندگی یک سرباز,اینقدر میخواهم تغییر کنم انشاءالله!
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که دیگر جای خود دارند.
با تمام وجودم این تاپیک را درک کردم.
ممنون.
نمیخواهیم کوه ها را جابه جاکنیم
در حد خود آهسته ولی پیوسته
دوستان من
برادران و خواهران ایمانی من
ما همه قلبهای مان دست آقا است کم و بیش
این را هم بینی و بین الله میگم
غریبه که نیست در جمعمان
اما اما

روزمرگی ما را و اهداف ما را میخورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

راهش چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/


رابطوا..........................................................
رابطوا را در قرآن جستجو کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

باید با کسانی که هم دغدغه هستند
دلداده ی آقا هستند بیشتر دیدار کنیم

با دوستانی که مثل شما دلشان را داده اند دست یوسف زهرا
اینکار طبق آیات و روایات دلها را حیات میدهد

به زودی مفصل اگه عمری بود و توفیقی روایات مفصلش را تقدیم میکنم

باید جمع شوید با دوستان همدلتان و از آقا بگویید
از وظایف منتظران بگویید
قرآن بخوانید
ذکر فضایل اهل بیت بخوانید
حیات قلوب مومن به همین جلسات ولو دو نفری است
وگرنه یک لقمه ی چپ روزمرگی و سپاه ابلیس میشویم


و...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ساعت خلوت با خود خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
که اکسیر اعظم است
و تضرع خاضعانه به خود خدا با توسل به اهل بیت



ساعت خلوت با خدا....

و دعای خیر در حق یکدیگر و در رأس آن برای خود آقا صاحب الزمان...

3 ماه طلایی در پیش است
خدایا به حق یوسف زهرا قسمت میدهیم
مشتی فقیر و بیچاره ایم که خودت در دل ما بین این هم دلدار مهدی فاطمه را قرار دادی در آن

به همه ی ما رحم کن
همین که میگذاری این دعا را بکنیم یعنی رحم کرده ای خدای من

عاجزانه و حقیرانه از تو تقاضا داریم بیشتر رحم کن
اصلاً ما چی هستیم که از تو چون خدایی درخواست کنیم
اما فقیریم و تو غنی هستی
و فقیر را چاره ای نیست جز دست به دامن غنی شدن
ای کریم ترین غنی عالم به بیچاره گی ما رحم کن

ای دل غمگین مباش که مولای ما علی است!


تغییر میخواهید؟؟؟؟؟؟

برای حسین فاطمه و کربلای حسین گریه کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!

شما را تغییر میدهند

من را که دادند..........
وقتی رو سیاهی چون من را تغییر دهند خوب..........

با اینها گریستم
تغییر کردم
میگذارم اینجا
شما هم بخوانید و بگریید و تغییر کنید إن شاء الله
(۱۴/آذر/۹۰ ۱۳:۴۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]چند نکته ی بسیار مهم درباره ی روضه های حضرت ابالفضل که متأسفانه کمتر مورد توجه هست!!!!


1-
آقا امام حسین به حضرت ابالفضل چه دستور دادند؟
گفتند عباس برای خیام آب بیار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اهل معرفت میگویند آقا امام حسین با این حکم دست عباس را برای نبرد بستند

یعنی چه؟

یعنی ایشان تنها هدفشان این بود که این مشک باید سالم و پر از آب به خیمه هابرسد
حالا حتی اگه شده این دستها قربانی شود تا مشک سالم به خیمه ها برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

متأسفانه در روضه ها به شکلی مطرح میشه که گویی آقا ابالفضل در نبرد غافلگیر شده اند!!!!!!!

عباس بن علی و غافلگیری در نبرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عباس همه چیزش را میدهد که این مشک سالم به خیمه برسد دست که هیچ حتی چشمانش را هم میدهد!!!!!!

گویند اگر امام حسین این حکم را به ابالفضل نمیداد واقعه ی عاشورا به تأخیر میافتاد اگر إذن نبرد به عباس بن حیدر داده میشد!!!!!!!!!!!!!!!!

و به واسطه ی این امر کسانی از اهل معرفت که صورت برزخی حضرت ابالفضل را دیده اند ایشان را معمولاً با رزم جامه دیده اند
ای جانم به فدای بغض گلوگیرت عباس!!!!!!!!!!!


نکته ی دو که مرا آتش میزند!!!!!!!!!!!
با عرض پوزش فراوان از آقا حجت بن الحسن و باقی سادات عزیز و شیعیان و محبین


گویند پس از آنکه اباعبدالله عمود خیمه ی عباس را بر زمین زد
خانوم زینب کبری یک جمله گفت که تا قبل از آن به زبان نیاورده بود

الان که دارم مینویسم این جمله رو مو به تنم سیخ شده!!!!!
ایشان برای اولین بار بعد از فرو ریختن خیمه ی عباس فرمودند

وای از اسیری

نکته ی آخر هم که باز بسیار بسیار جان سوز است این هست که
پس از فرو ریختن خیمه ی عباس
برای اولین بار
یک عده از چشمهای سپاه عمر سعد لعنت الله علیه، جرأت هیز شدن به سمت خیام ناموس پیغمبر پیدا کردند


اینها را که کنار هم بگذارید
بگذارید کنار ادب و وفای ابالفضل

میفهمید چرا بعد از بازگشت از بالای پیکر ابالفضل
حسین بن علی کمرش خم شده بود و چهره اش شکسته و به قول خودشان چاره ی شان اندک



مظلوم حسین
امان از دل زینب
.
.
.


من آخر چه بگویم در باره کسی که
حسینی که تمام عالم فدای خاک پایش
به او می گوید
بنفسی أنت
جانم به فدایت
یا ابالفضل العباس
شبهای 19 و 21 رمضان که میرم فقط خدا خدا میکنم روضه خوان برود سراغ یک فراز
میدونی کدوم فراز رو میگم؟
آقا امیرالمومنین به آقا حسن بن علی می فرماید بگو همه بروند!
بعد همه که دارن میرن خود مولا ابالفضلشو صدا میکنن میگن عباس جان تو بمان
من نمیدونم مولا به در گوش علی چی میگفت
فقط میدونم که عباس مرتب میگریست و میگفت :
چشم پدرم
چشم پدرم
و بعد که از اتاق خارج شد
به دست و پای حسین بن علی افتاد
و عاشورا بود که فهمیدیم مولا چه گفت به عباسش
بچه ها الان که دارم مینویسم،
میگریم و می نویسم!!!!!!
میدانید تخصص ابالفضل چیست؟؟؟؟؟؟
ابالفضل فوق تخصص تربیت یاران درجه ی یک برای امام زمان است!!!!!!!!!!!!!!!
هر کس میخواهد جزو یاران درجه ی یک حضرت حجت باشد باید دخیل عباس بن حیدر شود!!!!!!!!!!!!
خدا لعنت کند انشالله شمر رو ،
خیلی ابالفضل لعنتش کرد
خیلی ابالفضل و پیش حسین کوچیک کرد
شمر از طرف مادری نسبت داشت با ابالفضل
برای او و برادرانش امان نامه آورد
خدا میدونه چه کرد با دل عباس با اینکار
وقتی شمر رو دید
گفت: خدا لعنتت کنه که آبروی من رو پیش فرزندان حیدر کرار بردی
ای یل کرب بلا... ای علم دار حسین
ای خدای ادب و جود و وفا
میگن وقتی عمر سعد لعنت الله دید که عباس بن حیدر میخواد بیاد به سمت شریعه
فریاد زد: این شیر بچه است
بترسید
بترسید
صفوف خود را به هم نزدیک کنید!!!!!!!
چه بگویم در مورد کسی که امام زمان به قربان عمو جانشان می روند
عمود خیمه عباس را که آقا امام حسین کشیدند
رو کردند به بی بی زینب
گفتند لباس های کهنه بپوشید!!!!!
آنها که باید بگیرند
گرفتند من چه گفتم
یا ابالفضل العباس
ما را تربیت کن آقا جان


(۱۷/آذر/۹۰ ۱۹:۵۴)mohammad790 نوشته است: [ -> ]
نقل قول:
شمر از طرف مادری نسبت داشت با ابالفضل
برای او و برادرانش امان نامه آورد
خدا میدونه چه کرد با دل عباس با اینکار



بسم الله

میگن وقتی امان نامه آوردند برای حضرت عباس، دل عباس شور میزد... نه برای اینکه آقا امام حسین فکر کند آیا او میرود یا نه ، حضرت عباس میدانست امام (علیه السلام) خاطرش از او جمع است... خانوم زینب کبری خاطرش از او جمع است... عباس فقط از این ناراحت بود که نکند بچه ها دغدغه پیدا کنند... یکوقت ته دلشان خالی بشود ....

برای عمویمان امان نامه آورده اند...
یعنی عمو قبول میکند؟
یعنی عمو هم میرود؟




============================================================================


لشکر با آمدم امام پا به فرار گذاشتند. امام فریاد زد: کجا فرار می کنید؟ شما که برادر مرا کشتید، کجا فرار می کنید شما که نیروی مرا در هم شکستید؟
چون بدن عباس را قطعه قطعه کرده بودند، نتوانست بدن را حرکت دهد.


برادر جان میترسم بروم بین لشکر دشمن دعوا بیفتد....

برای جدا کردن سر تو....

دیگر سوار بر مرکب نشد، انگار طاقت نداشت، عنان مرکب را به دست گرفت، به سوی خیمه ها حرکت کرد، وقتی زنان و دختران دیدند دارد می آید،

از همه زودتر سکینه به جانب ابی عبدالله آمد، عنان اسب پدر را گرفت، گفت: (أبَتا هَلَ لکَ عِلمٌ بِعَمّی العَبّاس) از عمویم عباس خبر داری؟ او به من وعده ی آب داد، عادتش هم خلف وعده نبود، پدر آیا خود او آب خورد؟


امام با شنیدن سخنان سکینه گریه کرد، فرمود: دخترم عباس را کشتند.

أین الطالب بدم المقتول بکربلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میخواهید تغییر کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دست رد به سینه ی پیکهای خدا در هر روز نزنید
به پیکهای خدا رحم کنید
پیکهای خدا میدانید چه کسانی هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کسانی هستند که از شما تقاضای کمک میکنند
مادرتان یا پدرتان یا برادر کوچکتان
یا یک فقیر مستحق
یا همکلاسی شما که سوال درسی از شما دارد
یا هر کسی که دست نیاز به سوی شما دارد و شما میتوانید حاجتش را روا کنید

رحم کنید تا به شما رحم کنند
دستگیری کنید تا دستگیری مضاعف کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جمع بندی کنم
4 راهکار پیشنهاد میکنم برای تغییر، کاملاً عملیاتی و کاربردی
1- برای جلوگیری از خورده شدن در روزمرگی و فراموشی اهداف دیدارهای دائمی با کسانی که مثل شما دل در گرو یوسف زهرا دارند و در این جلسات ، قرآن بخوانید همراه با تفسیر، ذکر فضیلت اهل بیت کنید، از وظایف منتظران بگویید، و از یوسف زهرا بگویید و برای یکدیگر و برای خود مولا دعا کنید تا میتوانید

2- ساعت خلوت با خدا همراه با توسل به اهل بیت، شدیداً بشکنید و خاشعانه و ذلیلانه به درگاه خداوند بروید در این ساعات خلوت از خدا توفیق بندگی و عبد شدن بخواهید و استغفار کنید تا میتوانید

3- گریه بر سید الشهدا و شهدا و مصیبت زدگان کربلا تا میتوانید مبتلا به بلای کربلا شوید که راه میانبر و آسانترین راه سنخیت با حجت بن الحسن است

4- خدمت کنید برای رضای خدا به هر کسی که دست نیاز به سمت شما دراز میکند و شما میتوانید کمکش کنید که اینها پیک خدا هستند برای غرق کردن شما در رحمت خدا
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع