یا حی
با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی در این تاپیک میخوام خاطرات علمای عزیز و بزرگ رو بنویسیم و به یادگار بگذاریم .
من دوست دارم همه بچه ها تا جایی که میتونند کمک کنند و خاطرات خوبی رو از منابع و کتابهای معتبر برای دوستان به یادگار بگذارند.
خدا قوت دوستان
یا حی
روزی مرحوم شیخ انصاری در اثنای درس دید یکی از شاگردانش که همواره در درسش حاضر میشد و مطالب را درک نمیکرد،آن روز درس را میفهمد و گاهی هم به ایشان اشکال میکند،بعد از درس از کنار او گذشت و به او فرمود:
همان آقا که در گوش تو بسم الله خوانده،برای من تا آخر حمد تلاوت نموده است.
از کتاب نکته های ناب از آیت الله بهجت
یا قادر
احترام استاد به شاگرد
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی:
یکی از اساتید مرحوم آقای بروجردی که در اصفهان بودند :آقا میرزا ابوالمعالی است که حاج آقا لطف الله صافی از آقای بروجردی نقل می کردند که:من در درس آقای ابوالمعالی که می رفتم یک اطاق بالایی بود که پله های باریکی داشت،به حدی که بیش از یک نفر از آن رد نمی شد،و وقتی من برای درس،در را میزدم،منتظر می ماندم تا استاد بیاد و وقتی می آمدند،من می خواستم ایشان اول بروند هم استاد بود و هم پیرمرد،ولی ایشان با اصرار چون من سید بودم مرا بالا می فرستادند و بعد خودشان می آمدند.
از کتاب الگوی زعامت
یا رحمان
علت شرکت در درس،با اینکه مطالب را می دانست
آیت الله ستوده:
مرحوم آیت الله بروجردی می فرمودند،در اصفهان که درس می رفتم در کنار آن،خود مشغول تدریس بودم،ایشان می فرمودند:من برای این درس می رفتم که متهمم نکنند به اینکه آقا حسین درس نمی خواند والا لازم نمی دیدم درس بروم.
از کتاب الگوی زعامت
یا مجیب
مقامات معنوی در سایه نماز اول وقت
آیت الله مصباح یزدی فرمودند:
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از مرحوم عارف فرزانه آقای قاضی رحمة الله نقل می کردند که ایشان می فرمودند:اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد،مرا لعن کند!و یا فرمودند:به صورت من تف بیاندازد!
اول وقت سر عظیمی است،(حافظوا علی الصلوات)خود نکته ای است غیر از (اقیمو الصلاة)!اینکه انسان اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز اول وقت بخواند،فی حد نفسه آثار زیادی دارد ولو حضور قلب هم نباشد!
از کتاب اسوه عارفان
گفته ها و نگفته ها درباره مرحوم آقا قاضی
یا رازق
توکل کامل
جناب حاج احمد انصاری-فرزند آیة الله میرزا جواد آقا انصاری-نقل می کردند که جناب آیة الله سید عباس قوچانی-وصی مرحوم آیة الله علی آقا قاضی-برای اینجانب نقل کرد که مرحوم علی آقا قاضی معمولا در حال تردد بین نجف و کوفه بودند و من مطمئن بودم که ایشان پولی در بساط ندارد و برایم همیشه جای سوال بود که مخارج این رفت و آمد بین نجف و کوفه چگونه تامین می شود تا اینکه یک روز که ایشان عزم کوفه را داشتند از خانه خارج شدند و من مخفیانه پشت سر ایشان راه افتادم...عادت ایشان بود که هنگام حرکت در بیرون،عبایش را به سر می انداختند و اصلا هم به پشت سر نگاه نمی کردند.علی آقا قاضی از میان بازار عبور کرد تا به ترمینال رسیدو مستقیم رفت که سوار ماشین شود،ناگهان دیدم درست هنگامی که مرحوم قاضی پایش را روی پله ی ماشین گذاشت،سیدی به سرعت آمد و مقداری پول به قاضی داد.علی آقا قاضی نگاهی به پشت سرش کرد و لبخندی زد و به من فهماند که اگر انسان صبر کند و توکل نماید،خداوند اینگونه می رساند.
از کتاب اسوه عارفان
یا غیاث المتغیثین
دفاع امام خمینی از زعیم مسلمین
آیت الله فاضل لنکرانی:
مرحوم آقای اشراقی که از دوستان قدیمی من بود و مدتی هم با هم با مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی سه نفری مباحثه می کردیم،گفتند:
تازه با امام وصلت کرده بودم.تابستان بود و حضرت امام برای ییلاق به همدان رفته بودند،من برای دیدن ایشان به همدان رفتم.با خود فکر کردم:حالا که امام ،قدری از آیت الله بروجردی رنجش خاطر دارد(در ارتباط با نظم حوزه و چگونگی برنامه ریزی حوزه علمیه این دو بزرگوار اختلاف سلیقه داشتند)بد نیست انتقادی از آیت الله بروجردی بکنم.تا شروع کردم درباره ایشان به صحبت کردن،امام قیافه اش را درهم کشید،سرش را پایین انداخت و بعد سرش را بلند کرد و گفت:آقای اشراقی!من به کسی اجازه
نمی دهم به زعیم مسلمین اهانت کند،هر کس و در هر مقامی که باشد.
کتاب الگوی زعامت