(۱۸/خرداد/۹۱ ۱۲:۳۰)rastin نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
شاید نویسنده عاری از هرگونه خطا واشتباه باشه اما چیزی که مشخصه شما مقدمه یک کتاب600صفحه ای رو برای این تیتر انتخاب کردی واشتباه است.
انسان (چه زن وچه مرد) فقط برای خدایش حقیر وذلیل است ونه هیچ کس دیگری .....بنده ترجیح میدم همیشه همین رو برای خودم یادآوری کنم.....نه یادآوری رفتاروحشیانه فلان قبیله آفریقای جنوبی یا اجتماعات نامتمدن غربی....
زن غربی،کنیایی ،روسی ویاهرجای دیگری خودش میدونه چه رفتاری باهاش میشه ومیشده ...
کافیه برای نشان دادن ارزش واقعی اش نزد خدا ،سیره ورفتار پیامبراسلام( صلی الله علیه واله وسلم) وامیرالمومنین (علیه السلام) رو با دختر وهمسرشون بیان کنیم.
بنده مزاحم شما نمیشوم باقدرت به راه درست تون ادامه بدید.
درپناه حق
به نام خدا
سلام خانم راستین عزیز
منم با حرفای شما در این مورد که ما فقط برای خدا خوار و ذلیل هستیم به شدت موافقم...
و این خداست که هرطور با بنده اش رفتار کنه حق بنده ست ... خود شما گفتین:" این چه طرز تبلیغه، اول خرد و له می کنیم بعد بازسازی...این یعنی اینکه شمام در عین اینکه قبول داری فقط پیش خدا حقیر و ذلیل هستیم ولی میدونی این متن نشون دهنده این هست که یک انسان در جوامع غیراسلامی چطور توسط انسان دیگری خرد میشده...من با گذاشتن این متن(در ادامه) میخوام نشون بدم که اسلام بعنوان دین الهی و کامل به هیچ انسانی اجازه نمیده که دیگری رو خرد کنه...
در مورد نویسنده کتاب هم اینطور نیست که عاری از خطا و اشتباه باشه ولی برای تالیف یه کتاب فاکتورای زیادی رو مدنظر قرار میدن که ممکنه به ذهن ما نرسه...ضمن اینکه این مطلبی که نوشتم نه مقدمه کتاب هست و نه عنوان اون، ربطی به مقدمه داره...بلکه مطالب اولین بخش کتاب هست و ذهن مخاطب رو آماده می کنه برای اینکه اسلام رو معرفی کنه...
زن غربی و کنیایی و... هم درسته خودش میدونه چه رفتاری باهاش شده ولی باید توجه داشت که این مطالب واسه ما گفته شده نه واسه اونا...در واقع بازگو می کنیم که عبرت بگیریم...همونطور که میدونید عبرت گرفتن از دیگران، کار بسیار پسندیده ای هست...
در مورد نشان دادن ارزش واقعی زن که فرمودین سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمومنین(علیه السلام) رو با دختر و همسرشون بیان کنیم خب منم در ابتدا همین کار رو کردم...کافیه به لینکی که در ارسال قبل گذاشتم نگاه کنید...ولی دوستمون قانع نشدن و حتی این سوال رو مطرح کردن چه لزومی هست این همه مراقبت و مواظبت...
منم فکر کردم بهتر هست که ایشون بدونن زن چه وضعیتی قبل از اسلام و در جوامع غیراسلامی داره و همینطور چه حق و حقوقی در اسلام براش قائل شدن، شاید اینجوری نظرشون عوض شه...
موفق باشید
یا علی
خب از دیگران گفتید، از خودمون هم بگید، مشتاقیم ...
بسم الله
سلام
همین الانشم وضع دنیا همینه
یه سرچی بکنید تو اینترنت در مورد WOMENTOGO
مرکز فروش زنان که در بیشتر از 100 کشور دنیا، از جمله خود اسرائیل، شعبه داره، زنان مثل یک کالا پشت ویترین نشستند و قیمت گذاری هم شدند!
سایتش تو اینترنتم هست، احتمالا برا خرید اینترنتی ....!!
نقل قول:
2-دوره تمدن های یونان، مصر، روم، ایران که برای زن شخصیت عمومی و اجتماعی قائل نبودند و او را از هر نظر تابع مرد می دانستند.[1]
نقل قول:
ایران:
تمایز طبقات در ایران گاهی ایجاب می کرد زنان طبقات عالیه، بر دیگران امتیازی داشته باشند و در امور مملکت دخالت کنند و همچنین ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر از مختصات ایرانیان بود.
تناقض !!!
ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبوده اند تا مانند هندیان و رومیان و اعراب رفتار کنند ایرانیان مردمی فرهنگی با تمدن با شهور بودند در ایران بیش از هزار سال زنان پادشاهی میکردند پوران دخت در 31 اردیبهشت تاج گذاری کرد و پیام خودش را این اعلام کرد که می خواهد با عدالت رفتار کنند به حقوقه کشاورزان و مردم محروم رسیدگی می کرد و اصلا در ایران این موضوعات مطرح نبوده که بخواهد بر سر این موضوعات بحث بشه به افراد از دیدگاه انسانی نه جنسیتی نگاه میشده و هیچ اهمیتی نداشته مرد حاکم است یا زن مهم این بوده که انسان شریفی حاکم باشد و اما به خاطر همین است که ایرانیان از ابتدا هنرمند بودند چون زنان در حکومت وارد شده بودند همین کوروش در ناوهای جنگی اش فرماندهان زنان بودند اگر به داستان های ایرانی هم نگاه شود حتی داستان های عاشقانه خواهیم دید که در ایران در هنگام ازدواج زنان حق انتخاب داشتند و این به این خاطر بود که ایرانیان اصولا یکتا پرست بودن اسلام هم که آمد دین خود را کامل کردند و به سوی ترقی رفتند تا اینکه گمان کردند چون اعراب دین برتر را برایشان آوردند لابد فرهنگ برتر هم دارند و آن فرهنگ زشت اعراب مخلوط شد با فرهنگ یکتا پرست ایرانی از همین جا هم بود که ایرانیان گمان کردند چون اعراب دین کامل دارند پس لابد زبان آن ها را هم باید گرفت و زبان پارسی داشت تغییر می کرد که فردوسی شاهنامه ی خود را نوشت برای زنده ماندن زبان و فرهنگ فارسی!!!
(۲۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۲۸)فدک زهرا نوشته است: [ -> ]بسم الله
سلام
همین الانشم وضع دنیا همینه
یه سرچی بکنید تو اینترنت در مورد WOMENTOGO
مرکز فروش زنان که در بیشتر از 100 کشور دنیا، از جمله خود اسرائیل، شعبه داره، زنان مثل یک کالا پشت ویترین نشستند و قیمت گذاری هم شدند!
سایتش تو اینترنتم هست، احتمالا برا خرید اینترنتی ....!!
به نام خدا
سلام
بله درست می فرمائید...این حرف شما در واقع تائیدی بود بر آنچه که تا حالا گفته شد بخصوص این بخش آخر که مربوط به حقوق زن در اروپا می شد...و نشون دهنده این هست که غرب فقط داعیه دفاع از حقوق زن رو داره و داره به بدترین شکل سوء استفاده می کنه از وجود زنان...
منم این تاپیک رو ایجاد کردم که فقط و فقط گوشه ای از جایگاه زن در جوامع غیر اسلامی و همینطور جایگاه والای اون در اسلام رو ارائه بدم...
البته اگر شما هم در این زمینه مطالبی دارید مثل همینکه فرمودید حتما ارسال کنید...
یا علی
(۲۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۱)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]نقل قول:
2-دوره تمدن های یونان، مصر، روم، ایران که برای زن شخصیت عمومی و اجتماعی قائل نبودند و او را از هر نظر تابع مرد می دانستند.[1]
نقل قول:
ایران:
تمایز طبقات در ایران گاهی ایجاب می کرد زنان طبقات عالیه، بر دیگران امتیازی داشته باشند و در امور مملکت دخالت کنند و همچنین ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر از مختصات ایرانیان بود.
تناقض !!!
ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبوده اند تا مانند هندیان و رومیان و اعراب رفتار کنند ایرانیان مردمی فرهنگی با تمدن با شهور بودند در ایران بیش از هزار سال زنان پادشاهی میکردند پوران دخت در 31 اردیبهشت تاج گذاری کرد و پیام خودش را این اعلام کرد که می خواهد با عدالت رفتار کنند به حقوقه کشاورزان و مردم محروم رسیدگی می کرد و اصلا در ایران این موضوعات مطرح نبوده که بخواهد بر سر این موضوعات بحث بشه به افراد از دیدگاه انسانی نه جنسیتی نگاه میشده و هیچ اهمیتی نداشته مرد حاکم است یا زن مهم این بوده که انسان شریفی حاکم باشد و اما به خاطر همین است که ایرانیان از ابتدا هنرمند بودند چون زنان در حکومت وارد شده بودند همین کوروش در ناوهای جنگی اش فرماندهان زنان بودند اگر به داستان های ایرانی هم نگاه شود حتی داستان های عاشقانه خواهیم دید که در ایران در هنگام ازدواج زنان حق انتخاب داشتند و این به این خاطر بود که ایرانیان اصولا یکتا پرست بودن اسلام هم که آمد دین خود را کامل کردند و به سوی ترقی رفتند تا اینکه گمان کردند چون اعراب دین برتر را برایشان آوردند لابد فرهنگ برتر هم دارند و آن فرهنگ زشت اعراب مخلوط شد با فرهنگ یکتا پرست ایرانی از همین جا هم بود که ایرانیان گمان کردند چون اعراب دین کامل دارند پس لابد زبان آن ها را هم باید گرفت و زبان پارسی داشت تغییر می کرد که فردوسی شاهنامه ی خود را نوشت برای زنده ماندن زبان و فرهنگ فارسی!!!
به نام خدا
سلام
خیلی ممنون از مطالبی که نوشتید، , لطفا منبع حرفاتون رو هم ذکر کنید... ضمن اینکه این چیزایی که شما میفرمائید موردی و خاص هست و شامل همه زنان ایرانی نمیشده...
مثلا زمان فلان پادشاه زنان دربار دارای فلان مقام بودن...
در صورتی که اسلام واسه خانوم ها حقوق کلی در نظر گرفته که شامل همه میشه و هیچکس از این قاعده مستثنی نیست...
حقوق و رفتار با زن در ايران باستان
دوره امپراطوري ساساني از جمله دورههاي از ايران باستان قبل از اسلام است که تمدن ايراني در آن به حد بالايي از بالندگي و شکوفايي رسيده بود. لذا به دليل همين شکوفايي تمدن ايراني در دوره ساسانيان، ما براي بررسي حقوق زن و جايگاه او را در ايران باستان به ايندوره بسنده ميکنيم. در امپراطوري ساسانيان، بنابر عرف و رسمي که از قديم مانده بود، زن شخصيت حقوقي نداشت؛ به اين معنا که او به عنوان يک انسان داراي حق نبود.
زن در زمان امپراطوري ساساني به عنوان يک شي فرض ميشد که ميتوانست مال کسي يا حق کسي باشد و خود زن حقوق مالي نداشت.
زن در سلسله مراتب خانوادگي تحت سرپرستي و قيموميت رييس خانواده به نام «کتک ختاي» «کدخدا» بود، اين کد خدا ميتوانست هر کسي باشد: پدر باشد يا شوهر و در صورت مرگ آنها جانشين ايشان رييس خانواده داراي اختيارات وسعي بود که اين اختيارات به ندرت محدود ميشد و تمام هداياي که گاهبه زن داده ميشد، يا مالي را که زن با کار و تلاش خود به دست ميآورد همه متعلق به رييس خانواده بود و زن از اموال خود نصيب نميبرد.[1]
در نظام خانوادگي دوره ساسانيان تعداد ازدواجها در اختيار زن نبود، بلکه از اختيارات و حقوق ثابت شده مردان بودند. مردان در تعدد همسر، هيچ محدوديت نداشتند، مردان اگر توان مالي داشتند به تعداد زياد زن ميگرفتند. مردان که توان مالي و اقتصاد بالاي داشتندبه اندازهي يک دوره تسبيح، زن در حرمسراي خود، ميتوانستند داشته باشد.[2]
در دوره ساساني مطابق با حقوق ثابت شده آن زمان، انواع متعددي زنا شويي وجود داشت که تاريخ نگاران اين ازدواجها را به سه دسته تقسيم نمودهاند:
1- پادشاه زن و چکر زن
اين نوع ازدواج مختص طبقه اشراف بود، بدين معنا بود که در خانواده اشراف دو طبقه از زنان شوهر دار وجود داشت، زني که داراي مقام اول بود «پادشازن» و زن که داراي مقام دوم بود «چکر زن» ناميده ميشد. با وجود که «پادشاه زن» از لحاظ نسب و مقام خانوادگي، هم طبقهي همسر خود بود و کدبانوي منزل محسوب ميشد ولي حق به عهده مرد بود. «چکر زن» نقطه مقابل «پاد شاه زن» بود. و از خانوادة پايين تر و فقيرتر بود که بيشتر خدمت کاري ميکرد و به پادشاه زن ياري ميرساند.
او تمام تلاش خود را ميکرد که به مقام «پاد شاه زن» ترقي کند، در غير آن تا آخر عمر خدمت کاري ميکرد. شوهروظيفه نداشت که مانند پادشاه زن، چکر زن خود را تا آخر عمرش نگهداري کند و يا فرزندان دختر او را در خانه بپذيرد.[3]
2- ازدواج استقراضي
ازدواج استقراضي را ازدواج «عاريتي» ميناميدند. بدين معنا بود که يک زن شوهر دار مدتي با مرد ديگري زندگي ميکرد. در ازدواج استقراضي از لحاظ قانون آن زمان تنها رضايت شوهر اول زن لازم بود که همسر خود را براي مدتي به مرد ديگري قرض بدهد.
در اين معامله زن هيچ اختيار به رد چنين تعهدي نداشت، فقط مانند کالاي بود که ميتوانست، در اختيار هر کسي باشد. جالبتر اينکه کودکان که حاصل ازدواج استقراضي بود، متعلق به شوهر اول زن بود و شوهر دوم زن که پدر اصلي کودکان محسوب ميشد، فقط تا زماني که مدت زمان ازدواج استقراضي تمام نشده بود، از کودکان سرپرستي ميکرد، بعد از ختم مدت زمان، زن و کودکان حاصل از ازدواج استقراضي را به منزل شوهر اول ميفرستاد.
3- ازدواج با محارم
جامعه ايران باستان، ازدواج با محارم را به بهانهي حفظ پاکي نسب و خون خانواده جايز ميشمرد و «خويزوگرس» (khved vaghdas) ميناميد. آنها معتتقد بود که ازدواج با محارم گناهان کبيره را از بين ميبرد.
از «بطريق ماربها» يکي از ايرانيان عصر انو شيروان، چنين نقل شده است: «عدالت خاصه پرستندگان «اهورامزدا» به نحوي جاري ميشود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند» او مثالهاي را که زرتشتيان براي تقديس اين عمل روايت ميکرده اند، متذکر ميشود.[4]
4- طلاق زن در ايران باستان
در ايران باستان طلاق به معناي امروزي وجود نداشته، در واقع زن حق طلاق گرفتن را نداشت و زماني که شوهرش او را نميخواست، او را اختيار ميداد که به طور مستقل خود را اداره کند. در اين صورت زن ميتوانست، شوهر دوم اختيار کند.
اما زن مطلقه محسوب نميشد، فقط اجازه مييافت که ازدواج ديگر نمايد.[5]در ازدواج جديد زن «خدمتکار» همسر تازهي خود بود، فرزندان که در ازدواج تازه و در مدت حيات شوهر اولش به دنيا ميآمد، متعلق به شوهر نخستين بود. بنابراين زن همچنان تحت سرپرستي و قيموميت شوهر اول باقي ميماند.[6]
--------------------------------------------------------------
1-کريستيا بارتله، زن در حقوق ساساني، ترجمه ناصر الدين الزماني، چاپ اول، تهران، انتشارات عطايي، 1337، ص 40.
2-همان منبع، ص 51.
3- آرتور کريستين، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه رشيد ياسمي، چاپ نهم، انتشارات دنياي کتاب، 1374، ص 233.
4-همان منبع، 435- 433.
5-زن در حقوق ساساني، ص 60.
6-ايران در زمان ساسانيان.
نقل قول: خیلی ممنون از مطالبی که نوشتید، , لطفا منبع حرفاتون رو هم ذکر کنید... ضمن اینکه این چیزایی که شما میفرمائید موردی و خاص هست و شامل همه زنان ایرانی نمیشده...
مثلا زمان فلان پادشاه زنان دربار دارای فلان مقام بودن...
در صورتی که اسلام واسه خانوم ها حقوق کلی در نظر گرفته که شامل همه میشه و هیچکس از این قاعده مستثنی نیست...
اول اینکه این در مورد خانوم ها که نبوده کلا به خاطر تضاد طبقاتی و اشراف پرستی بوده و در مورد مردها هم بوده
و دوم فرمودید منبع در کتاب های تاریخ هست اگر خیلی نیازه برم بگردم بیارم ولی من اینو از یه بزرگی شنیده بودم
راستی :
امام صادق ( ع) : بیشترین خیر و برکت در زنان است
امام علی (علیه السلام) : زن گل است.
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : اگر بین فرزندان بخواهم فرزندیرا برتر بشمارم دختران را برتر می شمارم کتاب گفتار محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته محمد حسین موسوی شریف