تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کدامیک را می پسندید؟؟؟؟زن با اسلام یا بدون اسلام!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱۸/خرداد/۹۱ ۱۲:۳۰)rastin نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

شاید نویسنده عاری از هرگونه خطا واشتباه باشه اما چیزی که مشخصه شما مقدمه یک کتاب600صفحه ای رو برای این تیتر انتخاب کردی واشتباه است.

انسان (چه زن وچه مرد) فقط برای خدایش حقیر وذلیل است ونه هیچ کس دیگری .....بنده ترجیح میدم همیشه همین رو برای خودم یادآوری کنم.....نه یادآوری رفتاروحشیانه فلان قبیله آفریقای جنوبی یا اجتماعات نامتمدن غربی....

زن غربی،کنیایی ،روسی ویاهرجای دیگری خودش میدونه چه رفتاری باهاش میشه ومیشده ...

کافیه برای نشان دادن ارزش واقعی اش نزد خدا ،سیره ورفتار پیامبراسلام( صلی الله علیه واله وسلم) وامیرالمومنین (علیه السلام) رو با دختر وهمسرشون بیان کنیم.

بنده مزاحم شما نمیشوم باقدرت به راه درست تون ادامه بدید.

درپناه حق

به نام خدا
سلام خانم راستین عزیز
منم با حرفای شما در این مورد که ما فقط برای خدا خوار و ذلیل هستیم به شدت موافقم...
و این خداست که هرطور با بنده اش رفتار کنه حق بنده ست ... خود شما گفتین:" این چه طرز تبلیغه، اول خرد و له می کنیم بعد بازسازی...این یعنی اینکه شمام در عین اینکه قبول داری فقط پیش خدا حقیر و ذلیل هستیم ولی میدونی این متن نشون دهنده این هست که یک انسان در جوامع غیراسلامی چطور توسط انسان دیگری خرد میشده...من با گذاشتن این متن(در ادامه) میخوام نشون بدم که اسلام بعنوان دین الهی و کامل به هیچ انسانی اجازه نمیده که دیگری رو خرد کنه...

در مورد نویسنده کتاب هم اینطور نیست که عاری از خطا و اشتباه باشه ولی برای تالیف یه کتاب فاکتورای زیادی رو مدنظر قرار میدن که ممکنه به ذهن ما نرسه...ضمن اینکه این مطلبی که نوشتم نه مقدمه کتاب هست و نه عنوان اون، ربطی به مقدمه داره...بلکه مطالب اولین بخش کتاب هست و ذهن مخاطب رو آماده می کنه برای اینکه اسلام رو معرفی کنه...

زن غربی و کنیایی و... هم درسته خودش میدونه چه رفتاری باهاش شده ولی باید توجه داشت که این مطالب واسه ما گفته شده نه واسه اونا...در واقع بازگو می کنیم که عبرت بگیریم...همونطور که میدونید عبرت گرفتن از دیگران، کار بسیار پسندیده ای هست...

در مورد نشان دادن ارزش واقعی زن که فرمودین سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمومنین(علیه السلام) رو با دختر و همسرشون بیان کنیم خب منم در ابتدا همین کار رو کردم...کافیه به لینکی که در ارسال قبل گذاشتم نگاه کنید...ولی دوستمون قانع نشدن و حتی این سوال رو مطرح کردن چه لزومی هست این همه مراقبت و مواظبت...

منم فکر کردم بهتر هست که ایشون بدونن زن چه وضعیتی قبل از اسلام و در جوامع غیراسلامی داره و همینطور چه حق و حقوقی در اسلام براش قائل شدن، شاید اینجوری نظرشون عوض شه...

موفق باشید

یا علی
خب از دیگران گفتید، از خودمون هم بگید، مشتاقیم ...
(۱۸/خرداد/۹۱ ۱۴:۴۷)blue.blood نوشته است: [ -> ]خب از دیگران گفتید، از خودمون هم بگید، مشتاقیم ...

چشم...حتما...

خیلی خوبه که مشتاقید بدونید...

ولی اگه اجازه بدید طبق نوشته های کتاب پیش برم...فعلا در مورد دیگران رو کامل می کنم بعد از خودمون میگم...

موفق باشید

یا علی
به نام خدا

ادامه ارسال اول

زن در آسیا

زن در هند:
قبایل وحشی هندوستان دختران خود را می کشتند. برخی از آنها معتقد بودند که داشتن دختر و شوهردادن آنها مایه ننگ است، پس چه بهتر که این ننگ به کلی از میان برداشته شود و نسل دختر از بین برود تا دچار چنین رسوایی نگردد!
وقتی مردی می مرد برای رهایی روحش از تنهائی، زنش را با وی زنده زنده می سوزاندند و این سوختن را نوعی فداکاری و عشق زن هندی به همسرش قلمداد می کردند و می گفتند:
چون زن هندو کسی در عاشقی مردانه نیست
سوختن بر شمع خفته کار هر پروانه نیست![1]


در جزایر فیبحی به سگ اجازه ورود به بعضی از معابد را می دادند در صورتی که زنان به طور کلی از ورود به معبد ممنوع بودند.[2]


بعضی از قبایل هندوستان، در ارث بردن زن را با حیوانات برابر قرار می دادند.[3]


هرساله بیش از ده هزار زن در هندوستان به قتل می رسند، چرا که خانواده آنان قادر به تامین مطالبات شوهرانشان نیستند.[4]


زن در عربستان:

قرآن می فرماید:
«إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ، يَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ

زمانی که به یکی از آنها فرزند دختر مژده داده می شد از شدت غم و ناراحتی رخسارش سیاه و سخت دلتنگ می گشت و از این خبر بدی که به او رسیده بود خود را از اقوام پنهان می داشت و می گفت: آیا این دختر را با ذلت و خواری نگه دارم؟ آگاه باشید که آنها بسیار بد داوری می کنند.[5]


اعراب گاهی زن شوهرمرده را جزء اموال و دارایی های او بحساب می آوردند و به عنوان سهم الارث او را تصاحب می کردند.

اگر میت پسری از زن دیگری می داشت آن پسر می توانست به علامت تصاحب، جامه ای بر روی آن زن بیندازد و او را از آن خویش بشمارد.

زن در چین:
مرد میتوانست زن و فرزندان خود را به عنوان کنیز بفروشد یا بکشد. مردان به ندرت به زن و فرزندان خود اجازه شرکت بر سر سفره غذا می دادند. به بهانه های مختلف از جمله پرگوئی! زن را طلاق می دادند.
اگر در مواقع سختی بر دختران متعدد خانواده اضافه می شد امکان داشت نوزاد بی گناه را دور بیندازند تا در سرما بمیرد و یا خوراک گرازها شود.[6]

در جزیره فورموز چین، تا پنجاه سال پیش هم، زنان تا سی و شش سالگی حق فرزنددار شدن نداشتند.
آنان بنا به وظایف خرافی آن سرزمین، خود را موظف می دیدند که اگر زنی قبل از سی و شش سالگی آبستن شود باید شکم او را به سختی فشار دهند تا جنین سقط شده و از بین برود.[7]


زن در بابل:
بنا به نوشته هردوت، هنگام محاصره، زنان را خفه می کردند تا در آذوقه صرفه جویی شود.هر مردی که دچار تنگ دستی می شد دختران خود را برای فسق و فجور در معرض عموم قرار می داد تا از این راه درآمدی بدست آورد.[8]


زن از دیدگاه علامه طباطبائی(رحمة الله علیه) در سه دوره:

1-زن در مردمان غیرمتمدن

در قبائل دور از تمدن، مانند وحشیان آفریقا و استرالیا و جزایر مسکونی اقیانوسیه و اهالی بومی آمریکای قدیم و غیره، زندگی زنان نسبت به مردان مانند زندگی چهارپایان و سایر جانوران اهلی نسبت به انسان بوده است...زن در کلیه امور زندگی تابع مرد بود و هیچگونه اختیاری از خود نداشت، مادامی که ازدواج نکرده بود پدر و بعد از ازدواج، شوهر ولی مطلق او بود.

مرد می توانست زنش را به هرکس بخواهد بفروشد یا ببخشد یا او را به همخوابی و فرزندآوردن و خدمت کردن دیگران قرض دهد. و میتوانست به هر نحوی که بخواهد او را مجازات کند و حتی او را بکشد و میتوانست رهایش کرده به حال خود بگذارد تا بمیرد یا زنده بماندو و میتوانست او را مانند گوسفند بکشد و در هنگام قحطی و مهمانی گوشتش را بخورد، همچنین اموال و حقوق زن در خرید و فروش و داد و ستد متعلق به مرد بود.


2-زن در ملل متمدن پیش از اسلام

منظور از این ملل کسانی هستند که طبق رسوم و آداب ملی(مانند چیثن و هند و مصرقدیم و ایران...) قانونی داشتند. همه این ملل در این جهت مشترک بودند که زن نزد ایشان استقلال و آزادی در اراده و اعمال نداشت و تحت قیومیت و ولایت مرد می زیست و از جانب خود نمی توانست کاری انجام دهد و حق هیچگونه مداخله در امور اجتماعی از قبیل حکومت و قضاوت و غیره را نداشت و باید در تمام کارها از کسب و غیره با مرد همکاری کند و علاوه بر آن کلیه کارهای خانه را نیز انجام دهد، و هر چه مرد فرمان دهد اطاعت نماید. وضع زن در این ملل بهتر بود زیرا کشته نمی شد گوشتش را نمی خوردند و بطور کلی از تملک اموال محروم نمی بود.
اما اغلب این ملل بعد از مردن شوهر، زن حق ازدواج نداشت و همچنین از معاشرت در خارج از خانه ممنوع میشد و هر یک از این ملل به حسب اوضاع و مناطق، خصوصیاتی داشتند.

ایران:
تمایز طبقات در ایران گاهی ایجاب می کرد زنان طبقات عالیه، بر دیگران امتیازی داشته باشند و در امور مملکت دخالت کنند و همچنین ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر از مختصات ایرانیان بود.

چین:
در چین ازدواج با زن، یک نوع خریداری و مالک شدن محسوب می شد و بطور کلی از ارث محروم بود و حق هم غذا شدن با مرد و حتی پسران خود را نداشت و چند مرد میتوانستند در یک زن شرکت کنند و همه از او متمتع شوند و او برای همه آنان کار کند و فرزندی که در ازدواج مشترک پیدا می شد غالبا مال مرد قویتر بود!

هند:
در هند، زن تابع شوهر بود و بعد از مردن او حق ازدواج نداشت و با جسد شوهرش سوزانده می شد.
خلاصه زن در میان این ملل حد وسط انسان و حیوان بود.

3-زن در ملل دارای شریعت و قانون:

این ملل مانند کلدانیها، روم و یونان بودند که قانون روم قدیم برای خانواده نوعی استقلال در امور داخلی قائل بود. خداوندگار خانواده، یعنی شوهر زن و پدر فرزندان یک نوع ربوبیتی داشت که افراد خانواده او را پرستش می کردند و خود او پدرانش را که رؤسای سابق خانواده بودند می پرستیدند.
خداوندگار، نسبت به تمام افراد خانواده از زن و فرزندان، اختیار تام داشت. او هر کاری که میخواست انجام میداد، حتی اگر صلاح را در قتل یکی از آنها می دید او را می کشت و هیچکس حق نداشت در این امر با او معارضه کند. ولی زنان خانواده، نسبت به مردان حتی پسرانی که بطور کلی تابع خداوندگار بودند پست تر شمرده می شدند...
خلاصه زمام زندگی و اراده زن به دست خداوندگار خانه مانند پدر و شوهر بود او هر کار میخواست انجام می داد و هر فرمانی می خواست می داد.
گاهی زن را میفروخت، گاهی می بخشید و گاهی کار به کشتن هم می کشید، اگر زن غیر از مهریه، طریق درآمد دیگری داشت تدبیرش به دست مرد بود...در یونان هم وضع پیدایش خانواده و خداوندگار مانند روم بود.[9]

ادامه مطلب بزودی(انشاالله)

-------------------------------------
1-حقوق زن در اسلام و اروپا/ص4
2-تاریخ تمدن/ج1/ص54
3-تاریخ تمدن/ج1/ص55
4-مجله زن روز/شنبه:5:12:74/ص8
5-سوره نحل/آیه58-59
6-جهان در عصر بعثت نقل از تاریخ تمدن کتاب اول بخش دوم1050-1063
7-حقوق زن در اسلام و اروپا/ص3
8-تاریخ تمدن/ج1/ص371/ترجمه احمد آرام
9-تفسیر المیزان:ج2/ص368-391/نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی
به نام خدا

حقوق زن در اروپا:
در قرن بیستم برای اولین بار مسئله حقوق زن در برابر حقوق مرد عنوان شد. انگلستان که قدیمی ترین کشور دموکراسی به شمار میرود در اوایل قرن بیستم برای زن و مرد حقوق مساوی! قائل شد. دول متحد آمریکا در سال 1920 قانون تساوی زن و مرد در حقوق سیاسی تصویب کردند. همچنین فرانسه در قرن بیستم تسلیم این امر شد.[1]


در کشور فرانسه، ژنرال دوگل قانونی گذاشت که زن تا حدودی میتوانست صاحب اموال خود باشد هرچند هنوز هم نمی تواند بدون امضای شوهر، استقلال مالی داشته باشد.
در ایتالیا قانون1919 میلادی زن را از شمار محجورین خارج کرد.[2]


سوء استفاده از آزادی:

امروزه در جهان غرب با اینکه حدود نیم قرن و اندی است که ندای تساوی حقوق زن و مرد را سر داده اند، جنایت و ظلمشان به زن اگر بیشتر از زمان های جاهلیت نباشد، کمتر نیست.
به نام تساوی، زنان را با حقوق ناچیز به کارخانه ها کشاندند[3] با اینکه خداوند سبحان، طبیعت زن را برای کارهای سخت خلق نکرده است. زنان را به امور بسیار مشقت بار سوق دادند که این خود باعث پرکردن جیب سرمایه داران غربی و فرسوده کردن جسم و روح زنان می گردید.

به نام آزادی، او را از خانه که محل تربیت کودک بود، به مراکز فحشا کشاندند تا با جذب مشتری، منبع درآمد هنگفتی برای صاحبان این مراکز باشد.
به نام آزادی و تساوی،از وجود زن برای فروش لوازم آرایش و لباس های جدید کارخانه هایشان و نیز ساختن فیلم های مبتذل و منافی عفت و جذب مردم و مخصوصا جوانان به سینما استفاده کردند تا با این روش ها در کسب و تجارت خود موفق تر باشند و از سود کلانی بهره مند شوند.
به نام آزادی، دختر شایسته و نمونه! سال انتخاب می کنند و با چاپ عکس های عریان در ابعاد مختلف در مجله ها و روزنامه ها از وجود آنها استفاده می کنند تا به این طریق مشتری بیشتری برای خود جذب کنند.

امام خمینی رضوان الله علیه در این مورد می فرماید:
" هر کس بخواهد شمه ای از آن جنایات مطلع شود روزنامه ها و مجله ها و شعرهای اوباش و اراذل رضاخان از روزگار سیاه کشف حجاب الزامی به بعد مراجعه کند و از مجالس و محافل و مراکز فساد آن زمان سراغ بگیرد.
رویشان سیاه و شکسته باد قلم های روشنفکرانه آنان.
و گمان نشود که آن جنایت با اسم آزادی زنان و آزادی مردان، بدون نقشه جهانخواران و جنایتکاران بین المللی بود.
یکی از نقشه های آنان، کشیدن جوانان به مراکز فحشا بود که موفق شدند و کشور ما را از جوانانی که عضو فعال جامعه اند تهی کردند و مغزهای آنان را از قوه تفکر خلع سلاح نمودند که هرچه از این کشور آفت زده و غرب زده بچاپند و به یغما ببرند بی تفاوت باشند.
ابرجنایتکاران که ادامه حیات خود را در اسارت ملت ها بویژه ملتهای اسلامی می دانند، برای پیروزی هرچه سریعتر نقشه هایشان، چه را ه هایی را که برای انحراف و منحرف نمودن و به فسادکشاندن بانوان مظلوم در پیش گرفتند و با ظاهر فریبنده ای به اسم زن مترقی، نسبت به زن، این قشر انسان پرور و آموزگار چه ظلمها و جنایت ها نمودند.

در ادامه مطلب(انشاالله بزودی) ابتدا به مقام زن در اسلام و بعد به حقوق زن در اسلام خواهیم پرداخت...

---------------------------------------
1-
ویل دورانت/تاریخ تمدن/ج1/ص371/ترجمه احمد آرام
2-
نظام حقوق زن در اسلام/ص254
3-
نظام حقوق زن در اسلام/ص255
4-زن از دیدگاه امام خامنه ای/ص100/ صحیفه نور: ح12:ص72-73
[font=Tahoma][/font]
بسم الله

سلام

همین الانشم وضع دنیا همینه
یه سرچی بکنید تو اینترنت در مورد WOMENTOGO
مرکز فروش زنان که در بیشتر از 100 کشور دنیا، از جمله خود اسرائیل، شعبه داره، زنان مثل یک کالا پشت ویترین نشستند و قیمت گذاری هم شدند!
سایتش تو اینترنتم هست، احتمالا برا خرید اینترنتی ....!!
نقل قول:
2-دوره تمدن های یونان، مصر، روم، ایران که برای زن شخصیت عمومی و اجتماعی قائل نبودند و او را از هر نظر تابع مرد می دانستند.[1]
نقل قول:
ایران:
تمایز طبقات در ایران گاهی ایجاب می کرد زنان طبقات عالیه، بر دیگران امتیازی داشته باشند و در امور مملکت دخالت کنند و همچنین ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر از مختصات ایرانیان بود.

تناقض !!!
ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبوده اند تا مانند هندیان و رومیان و اعراب رفتار کنند ایرانیان مردمی فرهنگی با تمدن با شهور بودند در ایران بیش از هزار سال زنان پادشاهی میکردند پوران دخت در 31 اردیبهشت تاج گذاری کرد و پیام خودش را این اعلام کرد که می خواهد با عدالت رفتار کنند به حقوقه کشاورزان و مردم محروم رسیدگی می کرد و اصلا در ایران این موضوعات مطرح نبوده که بخواهد بر سر این موضوعات بحث بشه به افراد از دیدگاه انسانی نه جنسیتی نگاه میشده و هیچ اهمیتی نداشته مرد حاکم است یا زن مهم این بوده که انسان شریفی حاکم باشد و اما به خاطر همین است که ایرانیان از ابتدا هنرمند بودند چون زنان در حکومت وارد شده بودند همین کوروش در ناوهای جنگی اش فرماندهان زنان بودند اگر به داستان های ایرانی هم نگاه شود حتی داستان های عاشقانه خواهیم دید که در ایران در هنگام ازدواج زنان حق انتخاب داشتند و این به این خاطر بود که ایرانیان اصولا یکتا پرست بودن اسلام هم که آمد دین خود را کامل کردند و به سوی ترقی رفتند تا اینکه گمان کردند چون اعراب دین برتر را برایشان آوردند لابد فرهنگ برتر هم دارند و آن فرهنگ زشت اعراب مخلوط شد با فرهنگ یکتا پرست ایرانی از همین جا هم بود که ایرانیان گمان کردند چون اعراب دین کامل دارند پس لابد زبان آن ها را هم باید گرفت و زبان پارسی داشت تغییر می کرد که فردوسی شاهنامه ی خود را نوشت برای زنده ماندن زبان و فرهنگ فارسی!!!
(۲۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۲۸)فدک زهرا نوشته است: [ -> ]بسم الله

سلام

همین الانشم وضع دنیا همینه
یه سرچی بکنید تو اینترنت در مورد WOMENTOGO
مرکز فروش زنان که در بیشتر از 100 کشور دنیا، از جمله خود اسرائیل، شعبه داره، زنان مثل یک کالا پشت ویترین نشستند و قیمت گذاری هم شدند!
سایتش تو اینترنتم هست، احتمالا برا خرید اینترنتی ....!!

به نام خدا

سلام

بله درست می فرمائید...این حرف شما در واقع تائیدی بود بر آنچه که تا حالا گفته شد بخصوص این بخش آخر که مربوط به حقوق زن در اروپا می شد...و نشون دهنده این هست که غرب فقط داعیه دفاع از حقوق زن رو داره و داره به بدترین شکل سوء استفاده می کنه از وجود زنان...

منم این تاپیک رو ایجاد کردم که فقط و فقط گوشه ای از جایگاه زن در جوامع غیر اسلامی و همینطور جایگاه والای اون در اسلام رو ارائه بدم...
البته اگر شما هم در این زمینه مطالبی دارید مثل همینکه فرمودید حتما ارسال کنید...
یا علی


(۲۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۱)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]
نقل قول:
2-دوره تمدن های یونان، مصر، روم، ایران که برای زن شخصیت عمومی و اجتماعی قائل نبودند و او را از هر نظر تابع مرد می دانستند.[1]
نقل قول:
ایران:
تمایز طبقات در ایران گاهی ایجاب می کرد زنان طبقات عالیه، بر دیگران امتیازی داشته باشند و در امور مملکت دخالت کنند و همچنین ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر از مختصات ایرانیان بود.

تناقض !!!
ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبوده اند تا مانند هندیان و رومیان و اعراب رفتار کنند ایرانیان مردمی فرهنگی با تمدن با شهور بودند در ایران بیش از هزار سال زنان پادشاهی میکردند پوران دخت در 31 اردیبهشت تاج گذاری کرد و پیام خودش را این اعلام کرد که می خواهد با عدالت رفتار کنند به حقوقه کشاورزان و مردم محروم رسیدگی می کرد و اصلا در ایران این موضوعات مطرح نبوده که بخواهد بر سر این موضوعات بحث بشه به افراد از دیدگاه انسانی نه جنسیتی نگاه میشده و هیچ اهمیتی نداشته مرد حاکم است یا زن مهم این بوده که انسان شریفی حاکم باشد و اما به خاطر همین است که ایرانیان از ابتدا هنرمند بودند چون زنان در حکومت وارد شده بودند همین کوروش در ناوهای جنگی اش فرماندهان زنان بودند اگر به داستان های ایرانی هم نگاه شود حتی داستان های عاشقانه خواهیم دید که در ایران در هنگام ازدواج زنان حق انتخاب داشتند و این به این خاطر بود که ایرانیان اصولا یکتا پرست بودن اسلام هم که آمد دین خود را کامل کردند و به سوی ترقی رفتند تا اینکه گمان کردند چون اعراب دین برتر را برایشان آوردند لابد فرهنگ برتر هم دارند و آن فرهنگ زشت اعراب مخلوط شد با فرهنگ یکتا پرست ایرانی از همین جا هم بود که ایرانیان گمان کردند چون اعراب دین کامل دارند پس لابد زبان آن ها را هم باید گرفت و زبان پارسی داشت تغییر می کرد که فردوسی شاهنامه ی خود را نوشت برای زنده ماندن زبان و فرهنگ فارسی!!!

به نام خدا
سلام
خیلی ممنون از مطالبی که نوشتید، , لطفا منبع حرفاتون رو هم ذکر کنید... ضمن اینکه این چیزایی که شما میفرمائید موردی و خاص هست و شامل همه زنان ایرانی نمیشده...
مثلا زمان فلان پادشاه زنان دربار دارای فلان مقام بودن...
در صورتی که اسلام واسه خانوم ها حقوق کلی در نظر گرفته که شامل همه میشه و هیچکس از این قاعده مستثنی نیست...

حقوق و رفتار با زن در ايران باستان
دوره‌ امپراطوري ساساني از جمله دوره‌هاي از ايران باستان قبل از اسلام است که تمدن ايراني در آن به حد بالايي از بالندگي و شکوفايي رسيده بود. لذا به دليل همين شکوفايي تمدن ايراني در دوره ساسانيان، ما براي بررسي حقوق زن و جايگاه او را در ايران باستان به ايندوره بسنده مي‌کنيم. در امپراطوري ساسانيان، بنابر عرف و رسمي که از قديم مانده بود، زن شخصيت حقوقي نداشت؛ به اين معنا که او به عنوان يک انسان داراي حق نبود.
زن در زمان امپراطوري ساساني به عنوان يک شي فرض مي‌شد که مي‌توانست مال کسي يا حق کسي باشد و خود زن حقوق مالي نداشت.
زن در سلسله مراتب خانوادگي تحت سرپرستي و قيموميت رييس خانواده به نام «کتک ختاي» «کدخدا» بود، اين کد خدا مي‌توانست هر کسي باشد: پدر باشد يا شوهر و در صورت مرگ آنها جانشين ايشان رييس خانواده داراي اختيارات وسعي بود که اين اختيارات به ندرت محدود مي‌شد و تمام هداياي که گاهبه زن داده مي‌شد، يا مالي را که زن با کار و تلاش خود به دست مي‌آورد همه متعلق به رييس خانواده بود و زن از اموال خود نصيب نمي‌برد.[1]
در نظام خانوادگي دوره ساسانيان تعداد ازدواج‌ها در اختيار زن نبود، بلکه از اختيارات و حقوق ثابت شده مردان بودند. مردان در تعدد همسر، هيچ محدوديت نداشتند، مردان اگر توان مالي داشتند به تعداد زياد زن مي‌گرفتند. مردان که توان مالي و اقتصاد بالاي داشتندبه اندازه‌ي يک دوره‌ تسبيح، زن در حرمسراي خود، مي‌توانستند داشته باشد.[2]
در دوره ساساني مطابق با حقوق ثابت شده آن زمان، انواع متعددي زنا شويي وجود داشت که تاريخ نگاران اين ازدواج‌ها را به سه دسته تقسيم نموده‌اند:

1- پادشاه زن و چکر زن
اين نوع ازدواج مختص طبقه اشراف بود، بدين معنا بود که در خانواده اشراف دو طبقه از زنان شوهر دار وجود داشت، زني که داراي مقام اول بود «پادشازن» و زن که داراي مقام دوم بود «چکر زن» ناميده مي‌شد. با وجود که «پادشاه زن» از لحاظ نسب و مقام خانوادگي، هم طبقه‌ي همسر خود بود و کدبانوي منزل محسوب مي‌شد ولي حق به عهده مرد بود. «چکر زن» نقطه مقابل «پاد شاه زن» بود. و از خانوادة پايين تر و فقيرتر بود که بيشتر خدمت کاري مي‌کرد و به پادشاه زن ياري مي‌رساند.
او تمام تلاش خود را مي‌کرد که به مقام «پاد شاه زن» ترقي کند، در غير آن تا آخر عمر خدمت کاري مي‌کرد. شوهروظيفه نداشت که مانند پادشاه زن، چکر زن خود را تا آخر عمرش نگه‌داري کند و يا فرزندان دختر او را در خانه بپذيرد.[3]

2- ازدواج استقراضي
ازدواج استقراضي را ازدواج «عاريتي» مي‌ناميدند. بدين معنا بود که يک زن شوهر دار مدتي با مرد ديگري زندگي مي‌کرد. در ازدواج استقراضي از لحاظ قانون آن زمان تنها رضايت شوهر اول زن لازم بود که همسر خود را براي مدتي به مرد ديگري قرض بدهد.
در اين معامله زن هيچ اختيار به رد چنين تعهدي نداشت، فقط مانند کالاي بود که مي‌توانست، در اختيار هر کسي باشد. جالب‌تر اين‌که کودکان که حاصل ازدواج استقراضي بود، متعلق به شوهر اول زن بود و شوهر دوم زن که پدر اصلي کودکان محسوب مي‌شد، فقط تا زماني که مدت زمان ازدواج استقراضي تمام نشده بود، از کودکان سرپرستي مي‌کرد، بعد از ختم مدت زمان، زن و کودکان حاصل از ازدواج استقراضي را به منزل شوهر اول مي‌فرستاد.

3- ازدواج با محارم
جامعه ايران باستان، ازدواج با محارم را به بهانه‌ي حفظ پاکي نسب و خون خانواده جايز مي‌شمرد و «خويزوگرس» (khved vaghdas) مي‌ناميد. آنها معتتقد بود که ازدواج با محارم گناهان کبيره را از بين مي‌برد.
از «بطريق ماربها» يکي از ايرانيان عصر انو شيروان، چنين نقل شده است: «عدالت خاصه پرستندگان «اهورامزدا» به نحوي جاري مي‌شود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند» او مثال‌هاي را که زرتشتيان براي تقديس اين عمل روايت مي‌کرده اند، متذکر مي‌شود.[4]

4- طلاق زن در ايران باستان
در ايران باستان طلاق به معناي امروزي وجود نداشته، در واقع زن حق طلاق گرفتن را نداشت و زماني که شوهرش او را نمي‌خواست، او را اختيار مي‌داد که به طور مستقل خود را اداره کند. در اين صورت زن مي‌توانست، شوهر دوم اختيار کند.
اما زن مطلقه محسوب نمي‌شد، فقط اجازه مي‌يافت که ازدواج ديگر نمايد.[5]در ازدواج جديد زن «خدمتکار» همسر تازه‌ي خود بود، فرزندان که در ازدواج تازه و در مدت حيات شوهر اولش به دنيا مي‌آمد، متعلق به شوهر نخستين بود. بنابراين زن همچنان تحت سرپرستي و قيموميت شوهر اول باقي مي‌ماند.[6]

--------------------------------------------------------------
1-کريستيا بارتله، زن در حقوق ساساني، ترجمه ناصر الدين الزماني، چاپ اول، تهران، انتشارات عطايي، 1337، ص 40.
2-همان منبع، ص 51.
3- آرتور کريستين، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه رشيد ياسمي، چاپ نهم، انتشارات دنياي کتاب، 1374، ص 233.
4-همان منبع، 435- 433.
5-زن در حقوق ساساني، ص 60.
6-ايران در زمان ساسانيان.
نقل قول: خیلی ممنون از مطالبی که نوشتید، , لطفا منبع حرفاتون رو هم ذکر کنید... ضمن اینکه این چیزایی که شما میفرمائید موردی و خاص هست و شامل همه زنان ایرانی نمیشده...
مثلا زمان فلان پادشاه زنان دربار دارای فلان مقام بودن...
در صورتی که اسلام واسه خانوم ها حقوق کلی در نظر گرفته که شامل همه میشه و هیچکس از این قاعده مستثنی نیست...

اول اینکه این در مورد خانوم ها که نبوده کلا به خاطر تضاد طبقاتی و اشراف پرستی بوده و در مورد مردها هم بوده

و دوم فرمودید منبع در کتاب های تاریخ هست اگر خیلی نیازه برم بگردم بیارم ولی من اینو از یه بزرگی شنیده بودم

راستی :
امام صادق ( ع) : بیشترین خیر و برکت در زنان است
امام علی (علیه السلام) : زن گل است.
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : اگر بین فرزندان بخواهم فرزندیرا برتر بشمارم دختران را برتر می شمارم کتاب گفتار محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته محمد حسین موسوی شریف

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

در ارسال های قبل، به جایگاه زن در جوامع غیراسلامی پرداختیم و از اینجا به بعد به مقام زن در اسلام و همینطور حقوق زن از نظر اسلام خواهیم پرداخت...


در نظام الهی، زنان به خاطرب اعمالشان به دو گروه تقسیم می شوند: زنان صالح و زنان غیرصالح.


زنان صالح:
در قرآن و احادیث اهل بیت(علیهم السلام) از این گروه به نیکی یاد شده است، اکنون آیات و روایاتی در این مورد ذکر می شود:

ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المومنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيرا و الذكرت اعد الله لهم مغفره اجرا عظيما (احزاب/35)

بدرستى كه همه مردان مسلمان، و زنان مسلمان و مردان مومن، و زنان مومن، مردان عابد، و زنان عابد، مردان راستگو، و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان خاشع، و زنان خاشع، مردان و زنانى كه صدقه مى دهند، مردان و زنانى كه روزه مى گيرند، مردان و زنانى كه شهوت و فرج خود را حفظ مى كنند، مردان و زنانى كه خدا را بسيار ذكر مى گويند، و ياد مى كنند، خداوند برايشان آمرزشى و اجرى عظيم آماده كرده است.

در این آیه کریمه، زنان و مردان هم ردیف هم ذکر شده اند و خداوند سبحان از نظر پاداش فرقی بین آنها نگذاشته است.

* * * * *


یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر(حجرات/13)

ای مردم، ما همه شما را از زن و مرد آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرقه های مختلف گردانیدیم، تا بدانید که اصل و نسب و نژاد مایه افتخار نیست، بزرگوارترین شما نزد خدا کسی ست که با تقواتر باشد. خداوند بر کار نیک و بد مردم آگاه است.

در این آیه شریفه نیز خداوند سبحان ملاک و میزان برتری انسانها را به جنسیت آنها و نسب و مقام و رنگ و زبان، یا اهل فلان نقطه جغرافیا بودن قرار نداده است، بلکه باارزش ترین چیز نزد خداوند بزرگ، تقوا و عمل به دستورهای الهی دانسته شده است و این آیه نیز بر ملی گرایی خط بطلان می کشد.


* * * * *

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ( نحل/97 )

هر كس عمل صالح كند، در حالي كه مؤ من است، خواه مرد باشد يا زن، به او حيات پاكيزه ميبخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادند خواهيم داد .

در این آیه مبارکه، خداوند سبحان پاداش و ثواب را در برابر عمل صالح دانسته و فرقی بین زن و مرد نگذاشته است.


* * * * *


وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ( روم/21)

«و از نشانه‏ هاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در اين [نعمت] براى مردمى كه مى‏ انديشند قطعاً نشانه ‏هایى است»

در این آیه مبارکه، خداوند خلقت زن را از آیات و نشانه های خود دانسته و یادآور شده که زن باعث مودت و رحمت و آرامش و سکون است، زن و مرد با پیوستن به یکدیگر کامل می گردند و هریک بدون دیگری موجود ناقصی ست، خداوند در پایان آیه شریفه می فرماید: این مطالب برای کسانی ست که تفکر می کنند، اگر کسی عاقل و انسان متعادلی باشد متوجه می شود که زن و مرد مکمل یکدیگرند و این زن است که کانون خانواده را گرم و بانشاط نگه می دارد و باعث رشد و کمال انسان می شود.


* * * * *

وَ أَوْحَیْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لاتَخافِی وَ لاتَحْزَنِی إِنّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ.(قصص/7)

ما به مادر موسى وحى فرستادیم (و الهام کردیم) که موسى را شیر ده، و هنگامى که بر او ترسیدى او را در دریا بیفکن و ترس و اندوهى به خود راه مده چرا که ما قطعاً او را به تو باز مى گردانیم، و او را از رسولان قرار خواهیم داد.

در این آیه شریفه، خداوند سبحان به مادر حضرت موسی(علیه السلام) الهام می کند و اینکه خداوند سبحان او را مورد خطاب قرار داده است مقام شامخی برای زن می باشد.


ان شاء الله ادامه دارد...
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع