بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنده باید قبل از فرارسیدن عید، حالش حال کسی باشد که از اطرافیان یکی از سلاطین است و نسبت به آن سلطان خطاها و جنایات بزرگی از او سرزده حال می شنود که منادی سلطان ندا می کند و مردم را به گرد آمدن در حضور سلطان و مجلس او فرا می خواند تا هر کدام نسبت به مقام و مرتبه خود خلعت بگیرند و از انعام سلطان بهره مند شوند .چنین کسی با شنیدن این دعوت مسلما دچار تشویش شده و پیوسته در خوف و رجا است. بنده هم قبل از فرا رسیدن عید باید چنین باشد
و در این امر فکر کند که آیا کاری کرده است که او را در این مجلس عظیم سودی بخشد؟
و بنگرد که آیا در این مجلس در کنار عزیزان جایی برای او هست؟
و لباس او از لباس بزرگواران آن مجلس خواهد بود؟
و الطاف خداوندی همچنانکه آنان را فرا می گیرد شامل حال او هم خواهد شد؟
اگر خدا بخواهد ادامه دارد...
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام. اولا شرمنده بابت تاخیر...
خلاصه دو پست قبل این بود که :
نقل قول:روز عید روزی است که ذات باریتعالی درهای احسان و انعام خود را بروی خاص و عام می گشاید و جود و کرم و بذل و بخشش نعمت های خود را اظهار می دارد.
و چون امر بدین منوال باشد و خداوند کریم و بخشنده سفره انعام و بخشش بگستراند سزاوار است که هر نیکوکار و بدکار و هر مومن و فاجر بر این سفره گرد آیند
این حقیقت روز عید است حال بنگر که چگونه این امر بین مسلمانان وارونه گشته و روز عید را روز شهوترانی و شکم چرانی قرار داده اند...
بنده باید قبل از فرارسیدن عید، حالش حال کسی باشد که از اطرافیان یکی از سلاطین است و نسبت به آن سلطان خطاها و جنایات بزرگی از او سرزده حال می شنود که منادی سلطان ندا می کند و مردم را به گرد آمدن در حضور سلطان فرا می خواند
بنده هم قبل از فرا رسیدن عید باید چنین باشد که در این امر فکر کند که آیا کاری کرده است که او را در این مجلس عظیم سودی بخشد؟
و بنگرد که آیا در این مجلس در کنار عزیزان جایی برای او هست؟
و لباس او از لباس بزرگواران آن مجلس خواهد بود؟
اما ادامه مطلب....
و بنگرد که آیا در این مجلس در کنار عزیزان جایی برای او هست؟
یا در صف خطاکاران و مستحقین عذاب الهی می باشد؟
و در این امر ساعتی بیندیشد... سپس اگر خود را از دسته دوم یافت به معالجات فوری که برای خطاکاران معین شده بپردازد و در مقام علاج خود برآید :
ابتدا به توبه حقیقی و انابه واقعی بپردازد و اگر نفسش که به اعمال زشت خو گرفته او را مجال دخول از باب توابین نداد ، می بایست که خود را برای دخول از باب استغفار راضی گرداند و به استغفار از گناهان بپردازد و از خدا بخواهد که از گناهان او در گذرد و به او توفیق انجام توبه واقعی عنایت کند
و اگر باز نفسش او را از دخول از باب دعا و استغفار هم مانع گشت و او را بر این کار یاری ننمود لامحاله میبایست به بابی که شیطان و فوعون از آن باب داخل شده اند و خدا آنها را ناامید نکرد و خواسته شان را به آنها داد داخل شود و آن باب عدم یاس و ناامیدی از رحمت حضرت حق تعالی است پس سزاوار است که بگوید :
ای کسی که به دشمن ترین مخلوقاتت آنگاه که از تو یاری طلبید جواب دادی، پس هم چنانکه جواب او گفتی مرا هم ناامید مساز و دعوتم را اجابت نما
و ای کسی که حاجت فرعون را برآوردی ، حاجت این فرعون دومی بلکه اولی را هم برآور، و بعد به اجابت و قبول از ناحیه پروردگار و دستیابی به آنجا مراد و منظورش هست حسن ظن داشته باشد.
اگر خدا بخواهد ادامه دارد...
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای برادری که به دعوت مولایت رو نموده ای ،
ببین چگونه در پیشگاه او حاضر می شوی و
در عظمت و بزرگواری آن کس که بر تو روی نموده بیندیش و
دلت را از شواغلی که بین تو و احسان او حایل می گردد پاکیزه گردان.
بدان کسانیکه در روز عید به خدا روی می آورند_روزیکه خداوند متعال آن را برای بندگانش عید قرار داده و آن را روز گرفتن مزد و پاداش گردانیده و به بندگان خود امر نموده که به سوی او خارج شوند و به پیشگاه او بار یابند_ به چند دسته تقسیم می شوند:
یک دسته کسانی هستند که هیبت خداوند و جلالت و بزرگواری او آنها را به خود مشغول داشته و یاد حضور در پیشگاه او و اجابت دعوت او عقل آنها را برده است ...
اینان همچون کسی هستند که برای اولین بار به محضر سلطان عصر خویش فرا خوانده شود، چنین کسی پیوسته از ملاقات با سلطان احساس شرم و حیا می کند و از اینکه مبادا در محضر او سوء ادبی از او سر بزند بیمناک و از اینکه بخواهد در محضر او سخنی بگوید و یا اگر سلطان سوالی نمود جوابی بدهد در خود احساس عجز می کند
و از طرف دیگر در این می اندیشد که اگر خلیفه یا سلطان از اعمال زشت و کارهای ناروایی که بر علیه او انجام داده باخبر شود با او چه معامله خواهد کرد
همین فکر و خیال ها او را از اینکه چیزی طلب کند و در محضر حق زبان به سوال بگشاید مانع می شود.
دسته دوم کسانی هستند که ....
بسم الله الرّحمن الرّحیم
دسته پنجم کسانی که در روز عید روی به سوی خدا می کنند کسانی هستند که برای دریافت اجرت اعمال خود خارج شده اند و زبان حالشان طلب محاسبه در این معامله با پروردگارشان است، زبان حال عدل پروردگاری با اینان چنین است :
حال که هریک از شما اجرت عمل خود می طلبید پس آنچه را که ما برای شما قبل از آفرینش شما انجام داده ایم بخاطر آورید، و این دوران بس طولانی حیات خود را که از زمان پیدایش پدرتان آدم شروع می شود و آنچه ما برای پدران و مادران و اجدادتان انجام داده ایم در نظر آورید ، سپس اندکی در مورد اجرت موجوداتی که ما در راه مصلحت شما از ملائکه و انبیاء و ملوک و سلاطین و دیگر بندگانمان از گذشتگان و حاضرین بکار گرفته ایم بیندیشید بعد ببینید چه مقدار ما طلبکار هستیم ، آن را بپردازید و بعد خود را از ما طلبکار بدانید! چرا که شما از باب اعتراف به فضل و بخشش ما عدول کرده و بر باب طلب اجرت ایستاده اید.
دسته ششم کسانی هستند که می دانند تمام اعمال نیک آنها با یک نعمت از نعمت های الهی نمی تواند مقابله کند و لذا از باب اجر چیزی طلب نمی کنند بلکه به همان زبان حالی که قبل از وجود ، داشتند که زبان فقر و احتیاج باشد به باب کرم و فضل و جود الهی متوسل می شوند.
دسته هفتم کسانی هستند که لباس معرفت به تن نموده و همین را که ذات اقدس حق به آنها روی نموده و آنها را به محضر احسان خود فراخوانده نعمتی بس بزرگ و منتی بر خود می دانند.
اینان را از آن زمان که خارج می شوند تا آنگاه که به محضر خداوندی بار یابند فکری و ذکری جز اعتراف به نعمت های الهی نیست و زبان حالشان چنین است که اگر برای آنها ممکن بود که از ازل تا به ابد موجود می بودند و هر آنچه را که در توان داشتند در خدمت معبود و شکر انعام و جود و بخشش او به کار می گرفتند خود را قاصر می دانستند و اگر ترس مخالفت با خواسته مولایشان در میان نبود از او می خواستند که از باب خدمت او در دنیا و آخرت جدا نشوند.
در حالیکه اصناف مردمان بیشتر از این است، به همین مقدار اکتفا نموده زیرا مقصود اشاره به بیان اوصاف و احوالاتی است که غالب بر متعبدین و بندگان خدا است......
ادامه دارد إن شاءالله
به نظرم با توجه به ایامی که در اون هستیم بد نیست که نظری مجدد به این تاپیک ارزشمند و مفید بیاندازیم
بسم الله الرحمن الرحيم
اي جانم علي "
رحمت بر دوستان علي "
لعنت بر دشمن علي "