۳۱/خرداد/۹۱, ۱۸:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
از اونجایی که هر از چندگاهی(که کم هم نیستند)در قسمت اصول عقائد شیعه و بخصوص قرآن مجیدبحث هایی بین کاربران ایجاد میشه که تا اونجایی که بنده کنکاش کردم عموما برمی گرده به نا آشنایی با این چند موضوعی که بنده قصد دارم در این تاپیک به شما عرضه کنم
تفسیر چیست؟؟؟
تاویل چیست وچه تفاوتی با تفسیر دارد؟؟؟
آیا علم تفسر و وتاویل توقیفی است؟؟؟؟
به چه تفسیری تفسیر به رای میگویند؟؟؟؟
نمونه ای از اختلافات رو می تونید در این تاپیک مشاهده کنید:
سلسله مباحث « اهل بیت (علیهم السّلام) در قرآن »
وهمچنین این تاپیک
[/url]
[url=http://forum.bidari-andishe.ir/thread-13778.html]پیشگویی واقعه یازده سبتامبر در قرآن (بسیار جالب)
پیشگویی واقعه یازده سبتامبر در قرآن (بسیار جالب)
خب خیلی اختلافات و بحث جدل های بیشتری بود که شکر خدا توسط ناظران حذف شد(البته با ید بیشتر از اینها حذف بشه!!!)
ولی خوب این بحث ها تا زمانی که ما کج فهمانه وارد بحث میشویم اجتناب ناپذیر بوده وپا بر جا خواهد ماند
تعریف تفسیر :تفسیر ؛مصدر باب تفعیل از ماده (ف_س_ر) میباشد و رابطه لغوی تنگاتنگی با ماده (س_ف_ر) دارد
سفر:اظهار شیء محسوس
فسر:اظهار شیء غیر محسوس و در اصطلاح زدون ابهام موجود در دلالت کلام میباشد
چرا ما به تفسیر نیاز داریم؟
خداوند سبحان کتاب قرآن را به گونه ای نازل کرده که نور است و برای مردم هادی وخود مبین وروشنگر خود است پس آیا ما بازهم به تفسیر نیاز داریم؟
بله
ما به تفسیر شدیدا احتیاج داریم واین هیچ منافاتی با این مطالب بالا نداردزیرا که ابهام آن برای ما امریست عارضی وخارج از ذات قرآن و بعضا به سبب شیوه ی بیانی خاص قرآن است که اینگونه ابهامات پیش می آید
یکی از این شیوه های خاص قرآن اجمال است که خود موجب ابهام میگردد
اجمال یکی از سنت های قر آن است از این رو به اختصار سخن گفته وتفصیل جزئیات مطالب را به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واگذار نموده است (وما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین للناس مانزل الیهم)
یکی از مشهور ترین اجمالات مساله اقامه نماز است که امام صادق میفرمایند:«دستور اقامه نماز بر پیامبر نازل شد اما کیفیت آن مشخص نبود تا اینکه حضرت این دستور را تشریح کردند»
مطلب دوم که باعث ابهام در آیات میشود این است که از سوی دیگر قرآن کریم مشتمل بر مفاهیم ظریف ومعانی دقیق و تعالیم و حکمت های والا درباره حقیقت خلقت واسرار هستی است که توده مردم زمان رسالت از آن سر در نمی وردند به همین دلیل وظیفه توضیح آنها بر رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وپس از ایشان بر عهده ی امامان(علیم السلام) ودانشمندان هر عصر بود ه است
دلیل سوم گاه در قرآن به منظور تذکر وپند گیری سر گذشت اقوامی آورد ه شده وگاه عادات ورسوم جاهلیت همانند(تاتوا البیوت من ظهورها) آورد ه شده و به شدت مورد محکومیت قرآن قرار گرفته تابه جایی که محو شده اند و دانستن آنها برای ما بسی مشکل است وتنها مفسر است که میتواند این موضوعات را تبیین کرد ه وتعلیم دهد
از همه اینها که عبور کنیم گاه در قرآن با کلمات و اصطلاحات ویا عباراتی بر خورد میکنیم که در عین اینکه در اوج قله فصاحت قرار دارند غریب ونا آشنا هستند
همانند «بحیره»-«سائبه»-«وصیله:» و «حام»
پس بنابر این ما در ظاهر آیات با لایه ای از ابهام مواجه میشویم که اگر نباشد تفسیر و مفسر روز به روز برضخامت این لایه افزوده میشود
ان شاء الله ادامه دارد
...
با سلام
از اونجایی که هر از چندگاهی(که کم هم نیستند)در قسمت اصول عقائد شیعه و بخصوص قرآن مجیدبحث هایی بین کاربران ایجاد میشه که تا اونجایی که بنده کنکاش کردم عموما برمی گرده به نا آشنایی با این چند موضوعی که بنده قصد دارم در این تاپیک به شما عرضه کنم
تفسیر چیست؟؟؟
تاویل چیست وچه تفاوتی با تفسیر دارد؟؟؟
آیا علم تفسر و وتاویل توقیفی است؟؟؟؟
به چه تفسیری تفسیر به رای میگویند؟؟؟؟
نمونه ای از اختلافات رو می تونید در این تاپیک مشاهده کنید:
سلسله مباحث « اهل بیت (علیهم السّلام) در قرآن »
وهمچنین این تاپیک
[/url]
[url=http://forum.bidari-andishe.ir/thread-13778.html]پیشگویی واقعه یازده سبتامبر در قرآن (بسیار جالب)
پیشگویی واقعه یازده سبتامبر در قرآن (بسیار جالب)
خب خیلی اختلافات و بحث جدل های بیشتری بود که شکر خدا توسط ناظران حذف شد(البته با ید بیشتر از اینها حذف بشه!!!)
ولی خوب این بحث ها تا زمانی که ما کج فهمانه وارد بحث میشویم اجتناب ناپذیر بوده وپا بر جا خواهد ماند
تعریف تفسیر :تفسیر ؛مصدر باب تفعیل از ماده (ف_س_ر) میباشد و رابطه لغوی تنگاتنگی با ماده (س_ف_ر) دارد
سفر:اظهار شیء محسوس
فسر:اظهار شیء غیر محسوس و در اصطلاح زدون ابهام موجود در دلالت کلام میباشد
چرا ما به تفسیر نیاز داریم؟
خداوند سبحان کتاب قرآن را به گونه ای نازل کرده که نور است و برای مردم هادی وخود مبین وروشنگر خود است پس آیا ما بازهم به تفسیر نیاز داریم؟
بله
ما به تفسیر شدیدا احتیاج داریم واین هیچ منافاتی با این مطالب بالا نداردزیرا که ابهام آن برای ما امریست عارضی وخارج از ذات قرآن و بعضا به سبب شیوه ی بیانی خاص قرآن است که اینگونه ابهامات پیش می آید
یکی از این شیوه های خاص قرآن اجمال است که خود موجب ابهام میگردد
اجمال یکی از سنت های قر آن است از این رو به اختصار سخن گفته وتفصیل جزئیات مطالب را به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واگذار نموده است (وما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین للناس مانزل الیهم)
یکی از مشهور ترین اجمالات مساله اقامه نماز است که امام صادق میفرمایند:«دستور اقامه نماز بر پیامبر نازل شد اما کیفیت آن مشخص نبود تا اینکه حضرت این دستور را تشریح کردند»
مطلب دوم که باعث ابهام در آیات میشود این است که از سوی دیگر قرآن کریم مشتمل بر مفاهیم ظریف ومعانی دقیق و تعالیم و حکمت های والا درباره حقیقت خلقت واسرار هستی است که توده مردم زمان رسالت از آن سر در نمی وردند به همین دلیل وظیفه توضیح آنها بر رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وپس از ایشان بر عهده ی امامان(علیم السلام) ودانشمندان هر عصر بود ه است
دلیل سوم گاه در قرآن به منظور تذکر وپند گیری سر گذشت اقوامی آورد ه شده وگاه عادات ورسوم جاهلیت همانند(تاتوا البیوت من ظهورها) آورد ه شده و به شدت مورد محکومیت قرآن قرار گرفته تابه جایی که محو شده اند و دانستن آنها برای ما بسی مشکل است وتنها مفسر است که میتواند این موضوعات را تبیین کرد ه وتعلیم دهد
از همه اینها که عبور کنیم گاه در قرآن با کلمات و اصطلاحات ویا عباراتی بر خورد میکنیم که در عین اینکه در اوج قله فصاحت قرار دارند غریب ونا آشنا هستند
همانند «بحیره»-«سائبه»-«وصیله:» و «حام»
پس بنابر این ما در ظاهر آیات با لایه ای از ابهام مواجه میشویم که اگر نباشد تفسیر و مفسر روز به روز برضخامت این لایه افزوده میشود
ان شاء الله ادامه دارد
...