|
سلسله مباحث « اهل بیت (علیهم السّلام) در قرآن »
|
|
۱۷:۴۵, ۲۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۷:۵۵ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام همسنگران. خدا قوت. همه مامیدانیم که برای رسیدن به بهشت و نوشیدن آب از حوض کوثر، باید به دو اصل تمسّک بجوییم. 1- قرآن 2- اهل بیت.در حدیث ثقلین آمده که این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد. یعنی این دو به هم وابسته و مکّل یکدیگرند. اگر اینگونه فکر کنیم که تنها اهل بیت (علیهم السّلام) از قرآن حرف زدند و آن را تفسیر کرده اند، و قرآن هیچ حرفی از آنها نزد و هیچ نامی از آنها نبرد، راطه یکطرفه می شود و در نتیجه این دو به هم وابسته نیستند. بنابراین در آیات متعددی از قرآن از اهل بیت بطور غیر مستقیم یاد شده است. حقیر، مقاله ای کوتاه و مختصر در رابطه با این موضوع نوشته ام که بصورت تدریجی در این تاپیک قرار میدهم. البته این مقاله نه بصورت حرفه ای بلکه بصورت ساده و مختصر نوشته شده تا بدرد عموم بخورد. سعی کردم برای هر آیه یک روایت از اهل بیت یا بیشتر همراه با سند بیاورم. ان شاءالله که مورد رضایت خداوند متعال و اهل بیت (علیهم السّلام)، قرار بگیرد.
1. اهل بیت نعمت های الهی: « ثُمَّ لَتُسألُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیم » . (تکاثر/ 8) ترجمه: سپس در آن روز از نعمتی که در اختیار داشتید، بازخواست خواهید شد. قال الصادق ( ع ): "نحن من النعیم" . ترجمه: ما از نعمت های خداوندیم. ( نورالثقلین، ج 1، ص 665 و تفسیرالمیزان ) |
|||
|
|
۱۸:۵۱, ۲۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۸:۵۱ توسط منتظر کوچولو.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق علیه السلام : من لم یعرف امرنا من القران لم یتنکب الفتن؛ هرکه امر امامت ما را از قرآن درنیابد نمی تواند از فتنه ها برکنار بماند. یاعلی باتشکر از موضوع خوبتون |
|||
|
|
۱۴:۳۶, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
2. اهل بیت صراط مستقیم: « إهدنا الصراط المستقیم » (فاتحه/6) ترجمه: خدایا ما را به راه راست هدایت کن. قال الصادق ( ع ): "سوگند به خدا صراط مستقیم ما هستیم." ( نورالثقلین، ج 1، ص 21 ) |
|||
|
|
۱:۴۳, ۲۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
3. اهل بیت پیشگامان در خوبی ها: « ثُمَّ أَورَثنَا الْكتَابَ الَّذِینَ اصطَفَینا مِن عِبادِنا فَمِنهُم ظالِمٌ لِنَفسِهِ وَمِنهُم مُقتَصِدٌ وَمِنهُم سَابِقٌ بِالْخَیراتِ بِإِذنِ اللَّهِ ذلك هو الفَضلُ الكَبِیرُ ». (فاطر/ 32) ترجمه: سپس اين كتاب را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم. ( امّا ) از ميان آنها عده اى بر خود ستم كردند، و عده اى ميانه رو بودند،و گروهى به اذن خدا در نيكيها (از همه) پيشى گرفتند، و اين، همان فضيلت بزرگ است. قال الرضا ( ع ):ولد فاطمة عليها السلام و،" السابق بالخیرات"، الإمام. و "المقتصد،" العارف بالإمام. و " الظالم بنفسه"، الّذی لا یعرف الإمام. ترجمه: مقصود از كساني كه برگزيديم اولاد فاطمه(علیها السلام) هستند، و "پیشی گیرنده به نیکی ها،" امام معصوم است. و " میانه رو" کسی است که به امام معرفت دارد. و "ستمکار بر خویش" کسی است که نسبت به امام معرفت ندارد. ( نورالثقلین، ج 4، ص 361 و اصول كافى1 / 215 ) قال الصّادق ( ع ): " ظالم لنفسه" منّا من لا یعرف حقّ الإمام. و "المقتصد منّا" العارف بحقّ الإمام. و "السابق بالخیرات" هو الإمام کلّهم مغفور لهم . ترجمه: "ستمکار بر خویش" از ( اولاد و امّت ) ماست و کسی است که نسبت به حقانیت امام معرفت ندارد. و "میانه رو" از ( اولاد و امّت ) ماست و کسی است که به حقانیت امام معرفت دارد. و "پیشی گیرنده به نیکی ها،" همان امام معصوم است که همه شان بخشیده شده اند. ( تفسیر المیزان ) |
|||
|
|
۱۶:۳۸, ۲۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
4. اهل بیت راستگویان جامعه: « یاأیُّها الّذین آمنوااتّقوالله و کونوا مع الصّادقین » . ( توبه/ 119) ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای خدا را پیشه کنید و با راستگویان باشید. 1. قال الباقر ( ع ): " إیّانا عَنی" . ( خداوند از "راستگویان" ) ما را قصد کرده است. 2. كُونُوا مَعَ الصَّـادِقِينَ، أَيْ كُونُوا مَعَ عَلِيِّ بْنَ اَبي طـالِب . با راستگویان باشید، یعنی با علی ابن أبی طالب باشید. (سیوطی عالم سنّی، در کتاب الدّرّ المنثور، جلد سوم، صفحه 290 خوارزمی عالم سنّی، نقل از احقاق الحق، جلد 3، صفحه 298 علّامه ثعلبی عالم سنّی، در کتاب تفسير ثعلبى، به نقل از احقاق الحق، جلد 3، صفحه 297 علّامه گنجی عالم سنّی، در کتاب كفاية الطّالب، صفحه 111، به نقل از احقاق الحق، جلد 3 صفحه 297 شواهد التّنزيل، جلد 1، صفحه 260) 3. مَعَ الصَّـادقِينَ أَيْ مَعَ مُحَمّد وَأَهْلِ بَيْتِه . منظور از صادقين محمّد و اهل بیتش هستند. (حاکم حسکانی عالم سنّی، در کتاب شواهد التّنزيل، جلد 1، صفحه 262) 4. سلمان مى گويد: خدمت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوديم كه آيه صادقين نازل شد، از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسيدم: آيا صادقين عام است، يا افراد خاصّى منظور است؟ پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: خطاب آيه عام است و مخاطب همه مردم هستند، ولى صادقين خاص هستند و آن، مخصوص برادرم علی (علیه السلام) و اوصياى من تا روز قيامت است. ( اسرار آل محمّد، ص 297 ) |
|||
|
|
۱۵:۱۱, ۲۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
5. اهل بیت شجره طیّبه: « أَلَم تَرَ كَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا كَلِمَةً طَیبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَة أَصلُهَا ثَابتٌ وفَرعُهَا فی السَّماء . تُؤتِی أُكُلَها كُلَّ حِین بإذنِ رَبِّها ویضرِبُ اللَّهُ الأمثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُم یتَذَكَّرُون » . ( ابراهیم/ 24.25 ) ترجمه: آيا نديدى چگونه خداوند كلمه طيبه (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزهاى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟ هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى زند، شايد متذكر شوند (و پند گيرند). قال الصادق ( ع ): رسول الله أصلها، و أمیرالمؤمنین فرعها، والأئمّه من ذرّیته أغصانها، و علم الأئمه ثمرها، و شیعتهم المؤمنون ورقها. ترجمه: پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ریشه درخت طیّبه، و امیرالمؤمنین شاخه اصلی آن، و امامان از فرزندان او شاخه های فرعی آن، و دانش امامان میوه ی آن، و شیعیان مؤمن برگ آن درخت هستند. ( نورالثقلین، ج2، ص 535 ) |
|||
|
|
۱۸:۳۳, ۲۹/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۰ ۱۴:۴۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
6- حضرت زهرا (سلام الله علیها) حقیقت شب قدر است در دو جا از قرآن در باره شب قدر صحبت شد. یکی در خود سوره قدر است و دیگری، آیه 3 سوره دخان. 1- سوره قدر: از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که: «اللیلة فاطمة و القدر الله. فمن عرف فاطمة، فقد عرف لیلة القدر» یعنی «لیلة» فاطمه است و «قدر» خداوند است. هرکس فاطمه را حقیقتاً درک کند، به واقع لَیْلَةالْقَـدْر را درک کرده است. «بحارالانوار»، ج۴۳، ص۶۵٫ 2- سوره دخان: حضرت فاطمه(سلام الله علیها) حقيقت ليلة القدر است. شيخ كليني در كافي، حديث شريفي را در اين باب از حضرت موسي بن جعفر(علیه السلام) در تفسير باطني آيات شريفه «حم، والكتاب المبين، انا انزلناه في ليلة المباركه...» آورده و تأكيد دارد كه «حم»، حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. «كتاب مبين»، وجود مبارك اميرمومنان علي(علیه السلام) و «ليله» هم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. (كافي ج 2، ص 326). حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) نيز بر همين مطلب صحه گذارده و فرمودند: « آري فاطمه(سلام الله علیها)، حقيقت شب با عظمت قدر است.» (آداب الصلاة ص 329) دوستان نکته جالب اینجاست که یکی از امام جماعات وهابی عربستان بنام «ابوبکر شاطری» هنگام تلاوت آیات اوّل سوره دخان، گریه میکنه. |
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۳۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۰ ۱۷:۲۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
7- نزول آیات انفاق مجاهد از ابن عباس درباره شأن نزول اين سوره چنين روايت کرده است: حسن(علیه السلام) و حسين(علیه السلام) بيمار شدند. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همه مردم به عيادت آمدند و به علي(علیه السلام) گفتند: يا اباالحسن، کاش براي فرزندانت نذري مي کردي.علي (علیه السلام) گفت: اگر شفا يافتند، براي سپاس از خداي عزوجل، سه روز روزه مي گيرم. فاطمه(سلام الله علیها) و خادم آنها، فضه، نيز چنين گفتند. حسن(علیه السلام) و حسين(علیه السلام) شفا يافتند، و چون در خانه آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) توشه اي نبود، علي(علیه السلام) نزد شمعون رفت و سه پيمانه جو قرض گرفت و به خانه آورد. فاطمه(سلام الله علیها) با يک پيمانه آن نان تهيه کرد. علي(علیه السلام) با رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نماز گزاردند و به منزل بازگشتند و غذا را فراروي خود نهادند . مسکيني در خانه آمد و گفت: سلام بر شما اهل بيت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، من مسکيني مسلمان زاده ام، غذايم دهيد تا خدا از سفره هاي بهشت غذايتان دهد. علي(علیه السلام) دستور داد تا غذا را به او بدهند و در آن روز و آن شب چيزي جز آب نخوردند. روز دوم فاطمه(سلام الله علیها) يک پيمانه ديگر آرد کرد و با آن نان فراهم ساخت، و چون غذا را فراروي خود نهادند، يتيمي سر رسيد و بر در خانه ايستاد و گفت: سلام بر شما اهل بيت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، يتيمي از اولاد مهاجرانم که پدرم شهيد شده است. غذا را به او دادند و يک روز ديگر خويشتنداري کردند و جز آب نخوردند. روز سوم فاطمه(سلام الله علیها) پيمانه باقيمانده را برگرفت و آرد کرد و نان پخت. علي(علیه السلام) با پيامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نماز گزاردند و بازگشتند ، و چون غذا را فراروي خود نهادند ، اسيري بر در خانه ايستاد و گفت: سلام بر شما اهل بيت نبوت ، اسيرمان مي کنيد و غذايمان نمي دهيد ؟ غذايم دهيد که من اسيرم . غذا را به او دادند و سه روز و سه شب خويشتنداري کردند و جز آب نخوردند. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نزد آنان رفت و شدت گرسنگي آنها را ديد . خداي سبحان اين آيات را فرو فرستاد: بسم الله الرحمن الرحيم. «...يوفون بالنذر و يخافون يوما کان شرّه مستطيرا و يطعمون الطعام علي حبّه مسکينا و يتيما و اسيرا انّما نطعمکم لوجه الله لا نريد منکم جزاء و لا شکورا...» انسان / 7تا9 «...(ابرار) به نذر خود وفا مي کنند و از روزي که شرش فراگير است مي ترسند،و غذاي خود را به پاس دوستي خدا به مسکين و يتيم و اسير مي خورانند و مي گويند شما را تنها به خاطر خدا اطعام مي کنيم.و هيچ پاداش و سپاسي از شما نمي خواهيم.»
|
|||
|
|
۱۸:۳۵, ۳۱/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۰ ۱۸:۳۵ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
8- نزول آیه ایثار در شأن اهل بیت: وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالإیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیهِمْ وَلا یجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَیؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ حشر / 9 ترجمه: و براى كسانى است كه در اين سرا ( سرزمين مدينه) و در سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى دارند، و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى كنند و آنها را بر خود مقدم مى دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند. كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش باز داشته شده اند رستگارانند. شأن نزول: ابوهريره مي گويد: «مردي نزد پيامبر آمد و از گرسنگي شکوه کرد. پيامبر او را به خانه زنانش فرستاد و آنها گفتند: چيزي جز آب نداريم. آن حضرت فرمود: چه کسي در اين شب اين مرد را درمي يابد؟ علي گفت: من يا رسول الله! سپس نزد فاطمه آمد و او را از ماجرا آگاه کرد. او گفت: چيزي جز غذاي اين دخترک نداريم، ولي مهمانمان را بر خود ترجيح مي دهيم. علي گفت: دخترک را بخوابان و من نيز چراغ را به خاطر اين مهمان خاموش مي کنم. فاطمه چنان کرد، و آن مهمان شام خورد، و چون صبح شد خداي سبحان آيه « و يؤثرون علي انفسهم... » را نازل فرمود.» شواهدالتنزيل، ج 2، ص 246 |
|||
|
|
۱۷:۳۳, ۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
9- نزول آیه ی مباهله در شأن 5 تن (علیهم السلم): ابتدا حقیر توضیح مختصری درباره «مباهله» می دهم: در عرب جاهلیت، رسم بود که هرگاه دو گروه باهم بر سر بحثی به توافق نمی رسیدند، در زمان و مکانی معین با هم روبرو می شدند و هر دو گروه طرف دیگری نفرین میکردند، تا نفرین یک گروه بگیرد و حق مشخص شود. در جریان دعوت پیامراسلام، بزرگان مسیحیت درخواست مناظره با حضرت را کردند. آنها با هم به مناظره پرداختند، امّا با هم به توافق نرسیدند. در اين موقع پيك وحى نازل گرديد وآيه ى مباهله را آورد و پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را مأمور ساخت تا با كسانى كه با او به مجادله ومحاجه برمى خيزند وزير بار حق نمى روند، به مباهله برخيزد. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از ميان مسلمانان وبستگان زياد خود فقط چهار نفر را انتخاب كرد كه در اين حادثه تاريخى شركت نمايند، واين چهار تن جز على بن ابى طالب (علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیه) دختر پيامبر وحسن و حسين (عليهما السلام) كس ديگرى نبود. هنوز سران هيئت نمايندگى در اين گفتگو بودند، كه ناگهان قيافه ى نورانى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)با چهار تن ديگر كه سه تن از آنها شاخه هاى شجره ى وجود او بودند براى مسيحيان نجران نمايان گرديدند و همگى با حالت بهت زده وتحيّر به چهره ى يكديگر نگاه كردند و از اين كه او جگرگوشه هاى معصوم وبى گناه ويگانه دختر و يادگار خود را به صحنه ى مباهله آورده است، انگشت تعجّب به دندان گرفتند و همگى گفتند كه اين مرد به دعوت ودعاى خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه يك فرد مردّد، عزيزان خود را در معرض بلاى آسمانى وعذاب الهى قرار نمى دهد. سپس مباهله لغو گردید و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیتش سربلند شدند. امّا آیه: فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ آل عمران / 61 ترجمه: هرگاه بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده، (باز) كسانى (در باره مسيح) با تو به ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را. ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را. ما از نفوس خود (و کسی که همچون جان ماست) دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود. آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. مفسرين شيعه و سني اتفاق نظر دارند كه لفظ «ابنائنا» اشاره به امام حسن و امام حسين و لفظ «نسائنا و انفسنا» به ترتيب به فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ شامل ميشود. مسلم و ترمذي در كتابهاي خود در باب فضايل علي ـ عليه السّلام ـ از سعيد بن وقاص روايت كردهاند: وقتي كه اين آيه نازل شده پيامبر، علي و فاطمه و حسن و حسين را فراخواند و سپس فرمود: خداوندا، اينان اهل من ميباشند. دلائل الصدق، همان، ج2 ، ص 135 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








