تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
شخصی از من سوال پرسید که:
چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامها، ایشون؟؟؟


در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می کنم
خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است!

مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله:
إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ
وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 384

امام صادق علیه السلام فرمودند:
رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:
همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مومن او را دوست نخواهد داشت
و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت
ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد.




خدا را شکر که مولایم علی شد
ای دل غمگین مباش که مولای ما علیست
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
[تصویر: emam-ali-6.jpg]
صلی الله علیک یاابالحسن یا امیرالمومنین روحی فداک
یا علـــــی با نام تو دل عشـــــــق بازی می کند


شــــیعه با حبّ تــــــو مـــولا سرفرازی می کند



گر که با "نـــاد علــی" بعد از خــدا جویی مدد



گفتن ذکـــر
علــی صد چــــــاره سازی میکند




مــــدعــی گر بی " علــی
" گیرد وضو جاهل بود




چون که بی حبّ
علــی او آب بــــازی می کند




نام حـــیــــدر تــــا ابــــد بـر کلّ شیعه زینت است


چون که نام اعظـــمـــش خود شیعه سازی می کند



ما تـــهــــی دســـتــیــم و در کویــش گدایی می کنیم



شــیعـــیـــان را خـــوش
علــی مهمان نوازی می کند


محسن زعفرانیه
در سوره ی اعراف که گفتگوی خداوند و ابلیس است پس از اعراض ابلیس از سجده کردن در برابر آدم به فرمان الهی
ابلیس به خداوند میگوید:

قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ (16-اعراف)
(شیطان) گفت: پس بدان سبب كه مرا به بيراهه افكندى حتما در كمين آنها بر سر راه مستقيم تو خواهم نشست.


و صراط مستقیم چیست؟

عن ابن عباس قال: قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم لعلىّ بن ابى طالب:
أنت الطريق الواضح و أنت الصراط المستقيم، و أنت يعسوب المؤمنين.

ابن عباس گفت: پيامبر (صلوات الله علیه) به علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) فرمود:
تو راه روشن و تو صراط مستقيم و تو سرور مؤمنان هستى.

سيماى امام على عليه السلام در قرآن، ص: 34

و بر این اساس مشخص می شود که ابلیس از هبوط آدم تا پایان عمرش به دنبال چه هدفی است...


چرا «حبّ علی علیه السلام» نشانه ایمان است، نه حبّ پیامبر اکرم
(۱۷/اسفند/۹۱ ۲:۱۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]بعد فرض کنید که تنها به آیات قرآن اکتفا کنیم!

حالا یک سوال
مهمترین عمل عبادی اسلام نماز است
چگونه خواندن آن در کجای قرآن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تعداد رکعات آن در کجای قرآن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بدون استناد به کلام رسول خدا تبیین گر قرآن از کجا باید بفهمیم
متاسفانه از گذشته تا بحال عده ای برای انحراف افکار عمومی از اعمال خود بعضی مظاهر اسلامی همچون نماز را مهمترین عمل عبادی معرفی کرده اند که با مطالعه و دقت در آیات قرآن کاملا واضح است که مهمترین موضوع و شدیدترین موضع کلام خدا در قرآن در موضوع ربا می باشد که فرموده در حکم جنگ با خدا و رسول خداست . اما درباره موضوع نماز به توصیه یا امر به آن اکتفا کرده حتی شدت برخورد قرآن با موضوعی مثل دروغ گویی از موضوع نماز بیشتر است .
(۲۰/شهریور/۹۴ ۲۲:۳۱)mirza47824 نوشته است: [ -> ]متاسفانه از گذشته تا بحال عده ای برای انحراف افکار عمومی از اعمال خود بعضی مظاهر اسلامی همچون نماز را مهمترین عمل عبادی معرفی کرده اند که با مطالعه و دقت در آیات قرآن کاملا واضح است که مهمترین موضوع و شدیدترین موضع کلام خدا در قرآن در موضوع ربا می باشد که فرموده در حکم جنگ با خدا و رسول خداست . اما درباره موضوع نماز به توصیه یا امر به آن اکتفا کرده حتی شدت برخورد قرآن با موضوعی مثل دروغ گویی از موضوع نماز بیشتر است .


نماز ستون دینه
البته نماز با ولایت نه نماز منافقین (+)
این قیاس شما کاملا اشتباهه
نماز فریضه دائمیه و ربا و دروغ یه منکره
در واقع نماز خود خود ولایته
(۲۰/شهریور/۹۴ ۲۲:۴۸)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]نماز ستون دینه
البته نماز با ولایت نه نماز منافقین (+)
این قیاس شما کاملا اشتباهه
نماز فریضه دائمیه و ربا و دروغ یه منکره
در واقع نماز خود خود ولایته
عجبا . وا اسفا . می شود گاهی راستگو بود و گاهی دروغ گو ؟ این فریضه ای غیردائمی و منقطع است؟ این عبادات تماما دائمی است همانطور که راستگویی یک امر دائمی است دروغ نگفتن هم یک منکر دائمیست . همانطور که بدست آوردن رزق حلال دائمی است دوری از منکر ربا هم دائمی است . اگر برای منکری مثلا دروغ گویی در قرآن ملامت و شماتتی آمده حتما متضاد آن راستگویی عملی بسیار پسندیده خواهد بود . من دیده ام افراد نماز خوان رباخوار و دروغگو و هم افرادی که اهل ربا نبودن راستگو بودن ولی نماز هم نمیخواندن . کجای قرآن آمده نماز نخواندن در حکم جنگ با خداست که متضاد آن نماز خواندن مهمترین فریضه باشد؟ . تنها در قرآن آمده نماز نخواندن می تواند یکی از راه های کشیده شدن انسان به جهنم باشد آیا این در قیاس ربا یا دروغ یکیست؟ اینها که همه منکر است . برای ربا آمده در حکم جنگ با خدا و رسول خدا و برای دروغ آمده ما دروغگویان را هدایت نمیکنیم؟ کاملا واضح است مثل خورشید در آسمان . واقعا عجیب است که در هر خانه ای قرآن وجود دارد و اکثرا مردم از این موضوعات بی اطلاع .


روزي كه مي شد (حي علي خير العمل) را از اذان حذف كرد گذشت
(۲۰/شهریور/۹۴ ۲۲:۳۱)mirza47824 نوشته است: [ -> ]متاسفانه از گذشته تا بحال عده ای برای انحراف افکار عمومی از اعمال خود بعضی مظاهر اسلامی همچون نماز را مهمترین عمل عبادی معرفی کرده اند که با مطالعه و دقت در آیات قرآن کاملا واضح است که مهمترین موضوع و شدیدترین موضع کلام خدا در قرآن در موضوع ربا می باشد که فرموده در حکم جنگ با خدا و رسول خداست . اما درباره موضوع نماز به توصیه یا امر به آن اکتفا کرده حتی شدت برخورد قرآن با موضوعی مثل دروغ گویی از موضوع نماز بیشتر است .
توجه شما را ابتدا به چند آيه و روايت مشخص مي كنم.


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم





چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد (۴۲) مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿۴۲- مدثر﴾
گويند از نمازگزاران نبوديم (۴۳) قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿۴۳﴾

از حضرت صادق (علیه السلام) پرسیده شد: چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز (کسی که نماز نمی خواند) را کافر می خواند؟
برهان و دلیل این امر چیست؟
آن حضرت (علیه السلام) فرمود: برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال ناروایی را فقط به خاطر شهوت انجام می دهد، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است، ولی ترک کننده نماز، ترک نماز نمی کند، مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی که با زنی نزدیکی کند، مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک می کند، منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست،
پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد، و چون خفیف شمردن واقع شد، کفر واقع گشته است.
"من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 307"


پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): چیزی که مسلمان را کافر می کند، ترک عمدی نماز واجبش است. و فاصله بین ایمان و کفر، ترک نماز است.
"وسائل الشیعه، ج 3، ص 29"

رسول خدا صلوات الله عليه و آله:
«مَنْ أَحْرَقَ سَبْعِينَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعِينَ مَلَكاً مُقَرَّباً وَ زَنَى بِسَبْعِينَ بِكْراً كَانَ أَقْرَبَ إِلَى النَّجَاةِ مِمَّنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً.»
هر کس هفتاد قرآن را آتش بزند و بسوزاند و هفتاد پیغمبر را به ناحق به قتل برساند و با مادرش به طریق زنا هفتاد مرتبه زنا کند و بکارت هفتاد دختر را به زنا بردارد، صاحبان این اعمال به رحمت خدا نزدیک ترند از تارک الصلوة، یعنی آنهایی که نماز نمی‌خوانند اگر رحمت خدا به صاحب این اعمال شامل شود، به بی نماز شامل نخواهد شد.
"إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص: 190"

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ‏ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا- ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عِنْدَ الْمَوْتِ- لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ- ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا لِي كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ- قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ- ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ
ابو بصير گفت خدمت ام حميده رسيدم كه او را به در گذشت.‏
حضرت صادق(علیه السلام) تسليت بگويم شروع به گريه كرد. من نيز از گريه او اشكم جارى شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق(علیه السلام) مى‏بودى چيز عجيبى مشاهده مي كردى، حضرت صادق(علیه السلام) چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خويشاوندى دارد بگوئيد بيايد. همه را جمع كرديم. نگاهى به آنها نموده فرمود:
به شفاعت ما نخواهد رسيد كسى كه نماز خود را سبك شمارد.
" بحار الأنوار، ج‏47، ص 2 "

خداوند هرگاه در قرآن مي خواهد از مؤمن سخن بگويد اولين صفت و مهمترين صفتش را اقامه ي نماز بر مي شمرد به عنوان نمونه:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به راستى كه مؤمنان رستگار شدند (۱)

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾



همانان كه در نمازشان فروتنند (۲)

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾



تنها كسي كه خود خدا در قرآن به عنوان تبيين گر معرفي كرده است رسول خدا و جانشينان بر حق ايشان است

و در مورد هيچ عملي گفته نشده است كه:

ترك آن برابر است با كفر
و ستون دين است
و قبولي همه ي اعمال تابع قبولي آن است!
و كسي كه نسبت به آن كم اهميت باشد (نخواند كه هيچ) به آن اهميت كمي بدهد از شفاعت محروم است!


خيلي واضح رسول خدا فرمودند فاصله ي بين ايمان و كفر ترك نماز است!
عمل ديگري را نگفته اند
ستون دين را نماز معرفي كرده اند نه چيز ديگر
قبولي همه ي اعمال را منوط به قبولي نماز دانسته اند نه چيز ديگر و...

و در روايتي هم در ذيل آيات 45 و 46 سوره بقره در تفسير البرهان از اميرالمؤمنين بيان شده است كه حقيقت نماز هم پذيرش ولايت من است!
امیرالمؤمنین علیه السلام به سلمان فرمودند:
يَا سَلْمَانُ‏ قَال الله تَعَالَى فِي الْكِتَابِ الْعَزِيزِ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إنها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‏، فَالصَّبْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ الصَّلَاةُ إِقَامَةُ وَلَايَتِي فَمِنْهَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ وَ إنها لَكَبِيرَةٌ وَ لَمْ يَقُلْ وَ إِنَّهُمَا لَكَبِيرَةٌ لِأَنَّ الْوَلَايَةَ كَبِيرَةٌ حَمْلُهَا إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ‏ وَ الْخَاشِعُونَ هُمُ الشِّيعَةُ الْمُسْتَبْصِرُون‏"؛
حضرت فرمودند: ای سلمان! خداوند فرمود: "وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إنها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‏"؛ از صبر و نماز ياري بجويي و همانا كه نماز امري عظيم است كه جز خاشعان به آن تن نميدهند، پس صبر، پیامبر
صلی الله علیه و آله
است و نماز، اقامة ولایت من است؛ به همین سبب، خداوند] به صورت مفرد فرمود: "إِنَّها لَكَبِيرَةٌ" و ] به صورت تثنیه [ نفرمود: "إِنَّهما لَكَبِيرَةٌ". زیرا حمل ولایت سنگین است، مگر بر خاشعان، و افراد خاشع، همان شیعیانی هستند که بصیرت یافته‌‌اند. و با اين تبيين حضرت اميرالمؤمنين مشخص مي شود كه همين كه حقيقت ستون دين و ايمان و آنچه قبولش منجر به نجات و تأييد همه ي اعمال است پذيرش ولايت حضرت اميرالمؤمنين است كه اين پذيرش ولايت اگر حقيقي باشد حتماً لوازمي دارد.
(۲۱/شهریور/۹۴ ۸:۵۸)مخلوق نوشته است: [ -> ]توجه شما را ابتدا به چند آيه و روايت مشخص مي كنم.


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم





چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد (۴۲) مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿۴۲- مدثر﴾
گويند از نمازگزاران نبوديم (۴۳) قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿۴۳﴾

از حضرت صادق (علیه السلام) پرسیده شد: چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز (کسی که نماز نمی خواند) را کافر می خواند؟
برهان و دلیل این امر چیست؟
آن حضرت (علیه السلام) فرمود: برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال ناروایی را فقط به خاطر شهوت انجام می دهد، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است، ولی ترک کننده نماز، ترک نماز نمی کند، مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی که با زنی نزدیکی کند، مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک می کند، منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست،
پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد، و چون خفیف شمردن واقع شد، کفر واقع گشته است.
"من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 307"


پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): چیزی که مسلمان را کافر می کند، ترک عمدی نماز واجبش است. و فاصله بین ایمان و کفر، ترک نماز است.
"وسائل الشیعه، ج 3، ص 29"

رسول خدا صلوات الله عليه و آله:
«مَنْ أَحْرَقَ سَبْعِينَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعِينَ مَلَكاً مُقَرَّباً وَ زَنَى بِسَبْعِينَ بِكْراً كَانَ أَقْرَبَ إِلَى النَّجَاةِ مِمَّنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً.»
هر کس هفتاد قرآن را آتش بزند و بسوزاند و هفتاد پیغمبر را به ناحق به قتل برساند و با مادرش به طریق زنا هفتاد مرتبه زنا کند و بکارت هفتاد دختر را به زنا بردارد، صاحبان این اعمال به رحمت خدا نزدیک ترند از تارک الصلوة، یعنی آنهایی که نماز نمی‌خوانند اگر رحمت خدا به صاحب این اعمال شامل شود، به بی نماز شامل نخواهد شد.
"إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص: 190"

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ‏ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا- ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عِنْدَ الْمَوْتِ- لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ- ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا لِي كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ- قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ- ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ
ابو بصير گفت خدمت ام حميده رسيدم كه او را به در گذشت.‏
حضرت صادق(علیه السلام) تسليت بگويم شروع به گريه كرد. من نيز از گريه او اشكم جارى شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق(علیه السلام) مى‏بودى چيز عجيبى مشاهده مي كردى، حضرت صادق(علیه السلام) چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خويشاوندى دارد بگوئيد بيايد. همه را جمع كرديم. نگاهى به آنها نموده فرمود:
به شفاعت ما نخواهد رسيد كسى كه نماز خود را سبك شمارد.
" بحار الأنوار، ج‏47، ص 2 "

خداوند هرگاه در قرآن مي خواهد از مؤمن سخن بگويد اولين صفت و مهمترين صفتش را اقامه ي نماز بر مي شمرد به عنوان نمونه:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به راستى كه مؤمنان رستگار شدند (۱)

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾



همانان كه در نمازشان فروتنند (۲)

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾



تنها كسي كه خود خدا در قرآن به عنوان تبيين گر معرفي كرده است رسول خدا و جانشينان بر حق ايشان است

و در مورد هيچ عملي گفته نشده است كه:

ترك آن برابر است با كفر
و ستون دين است
و قبولي همه ي اعمال تابع قبولي آن است!
و كسي كه نسبت به آن كم اهميت باشد (نخواند كه هيچ) به آن اهميت كمي بدهد از شفاعت محروم است!


خيلي واضح رسول خدا فرمودند فاصله ي بين ايمان و كفر ترك نماز است!
عمل ديگري را نگفته اند
ستون دين را نماز معرفي كرده اند نه چيز ديگر
قبولي همه ي اعمال را منوط به قبولي نماز دانسته اند نه چيز ديگر و...

و در روايتي هم در ذيل آيات 45 و 46 سوره بقره در تفسير البرهان از اميرالمؤمنين بيان شده است كه حقيقت نماز هم پذيرش ولايت من است!
امیرالمؤمنین علیه السلام به سلمان فرمودند:
يَا سَلْمَانُ‏ قَال الله تَعَالَى فِي الْكِتَابِ الْعَزِيزِ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إنها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‏، فَالصَّبْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ الصَّلَاةُ إِقَامَةُ وَلَايَتِي فَمِنْهَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ وَ إنها لَكَبِيرَةٌ وَ لَمْ يَقُلْ وَ إِنَّهُمَا لَكَبِيرَةٌ لِأَنَّ الْوَلَايَةَ كَبِيرَةٌ حَمْلُهَا إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ‏ وَ الْخَاشِعُونَ هُمُ الشِّيعَةُ الْمُسْتَبْصِرُون‏"؛
حضرت فرمودند: ای سلمان! خداوند فرمود: "وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إنها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‏"؛ از صبر و نماز ياري بجويي و همانا كه نماز امري عظيم است كه جز خاشعان به آن تن نميدهند، پس صبر، پیامبر
صلی الله علیه و آله
است و نماز، اقامة ولایت من است؛ به همین سبب، خداوند] به صورت مفرد فرمود: "إِنَّها لَكَبِيرَةٌ" و ] به صورت تثنیه [ نفرمود: "إِنَّهما لَكَبِيرَةٌ". زیرا حمل ولایت سنگین است، مگر بر خاشعان، و افراد خاشع، همان شیعیانی هستند که بصیرت یافته‌‌اند. و با اين تبيين حضرت اميرالمؤمنين مشخص مي شود كه همين كه حقيقت ستون دين و ايمان و آنچه قبولش منجر به نجات و تأييد همه ي اعمال است پذيرش ولايت حضرت اميرالمؤمنين است كه اين پذيرش ولايت اگر حقيقي باشد حتماً لوازمي دارد.
از توجه شما ممنون . اما بجز این آیه( ۴۲- مدثر) شماتت قابل توجهی دیگری در قرآن نیست . اما درباره چند موضوع دیگر برخورد قرآن با آن موضوعات بسیار شدید بوده . در مورد روایات که در باب نماز آورده اید بله ترک نماز خوب نیست و بقولی زناکار کافر نیست اما کسی که تارک نماز است کافر است اما آنچه در عمل و در صحنه میدان زندگی اجتماعی نه تنها در ایران در سراسر جهان دیده می شود این است که عده ای بی ریا صادق در کار و خیرخواه مردم اما بی نماز و عده ای با نماز اما رباخوار(در حکم جنگ با خدا و رسول خدا) دروغگو (هدایت نمی شود) در جامعه وجود دارند . کدام یک از این افراد برای جامعه مفیدترن؟ اسلام دین منطق است و این موضوعات که در قرآن بیان شده کاملا منطقیست . ربا که عامل تمام فسادها در جامعه است با شدیدترین لحن مورد غضب قرار گرفته و موضوعات دیگر هم به ترتیب درجات . قبلا هم گفتم بعضی از مظاهر خیلی به آن پرداخته شده و دیگر موضوعات باطنی اسلام مغفول مانده اگر آنهایی که میخواستن به واقع اسلام ناب اجرا شود صدها روایات و حدیث بلکه هزاران روایت و حدیث درباره ربا و مسائل دیگه بیان میکردن . این هم همچون مسئله فوتبال است که این رشته در آسیا هم مقامی نمی آورد ولی بیشترین اخبار درباره فوتبال است اما رشته های دیگری که مقام جهانی یا المپیکی دارند هیچ گاه به مانند فوتبال در تلوزیون به آنها پرداخته نمی شود
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع