۲۴/تیر/۹۱, ۱۱:۲۳
به شانه کشیدی غم سینه اش را ؟!!
و یا چون بقیه تو سربار یاری ؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری ؟
1- اضطرار و ناچاري آن حضرت
در دعاي ندبه آمده است: «أَيْنَ المُضْطَرُّ الَّذِي يُجابُ إِذا دَعا» کجاست آن مضطرِّ که هرگاه دعا کند به اجابت ميرسد.
و در تفسير علي بن ابراهيم قمي درباره آيه مبارکه:
«أَمَّنْ يُجِيبُ المُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَيَکْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُکُمْ خُلَفآءَ الاَرْضِ»؛ [1]
آيا [جز خدا] کيست که دعاي مضطرّ [ناچار] را به اجابت رساند و شما را جانشينان زمين قرار دهد؟
از پدرش از حسن بن علي بن فضال از صالح بن عقبه روايتي نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمود: اين آيه درباره قائم آل محمد (علیه السلام) نازل شده است، آن مضطرّي که هرگاه در مقام [ابراهيم] دو رکعت نماز بگذارد و خداوند را بخواند و دعا کند، خداوند دعاي او را اجابت فرمايد و او را خليفه در زمين قرار دهد. [2]
2- بلاء آن حضرت,ابتلا به مصيبتها
شيخ صدوق به سند خود از حضرت سيد الساجدين علي بن الحسين (علیه السلام) روايت کرده که فرمود: در حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هفت پيغمبر نشانه هست، (تا آنجا که فرمود) و امّا از ايّوب، فرج و گشايش پس از ابتلا. [3]
3- تحمل اذيت از دست ما
در توقيعي از آن حضرت روايت است که : جاهلان شيعه و احمقهاي آنان و کساني که دينشان [مانند] بال پشّهاي هست ما را اذيت کردهاند. [4]
4- ترک کردن حق خودش براي ما
حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حقّ دنيا و آخرت خودش را به سود ما ترک و رها فرموده و خواهد فرمود.
در بحار از امام صادق (ع) روايت شده است که فرمود: هر گاه روز قيامت شود خداوند حساب شيعيان ما را بر ما قرار ميدهد، پس آنچه از گناهان بين آنها و بين خدا باشد، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از درگاه الهي برايشان طلب بخشش ميکند و آنچه بين آنها و بين مردم بوده باشد از مظالم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را از طرف ايشان ادا خواهد ساخت و آنچه بين آنها با ما باشد ما به آنها ميبخشيم تا بدون حساب وارد بهشت شوند. [5]
5- تشييع جنازه مردگان ما
دليل بر اين معني روايتي است که در بحار به نقل از مناقب ابن شهرآشوب آمده است که {پس از نقل روایت مفصلی} حضرت موسي بن جعفر (علیه السلام) می فرمایند : من و امامان نظير من بايد که پاي جنازههاي شما حاضر شويم در هر جا که از دنيا برويد، پس تقواي خدا را در خود حفظ کنيد. [6]
6- ثائر خون حسين و شهيداني که با آن حضرت بودهاند
در مجمع البحرين آمده: ثائر کسي است که بر هيچ وضعي قرار و آرام نميگيرد تا اينکه خونبهاي خويش را بگيرد. [7]
و در زيارت عاشورا ميخوانيم: پس از خداوندي که مقام تو را گرامي داشته و مرا به واسطه دوستي تو عزّت و کرامت بخشيده درخواست ميکنم که: خونخواهيِ تو را به ياريِ امامي ياري شده از خاندان محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به من روزي گرداند. و در بحار به نقل از غيبت نعماني از حضرت امام باقر (علیه السلام) در وصف امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده: کار او به جز کشتن نيست، کسي [از مخالفين حقّ] را باقي نميگذارد. [8]
7- جهاد آن حضرت
در دعايي که از حضرت امام رضا (علیه السلام) درباره حضرت حجّت (علیه السلام) روايت شده، چنين آمده است: بزرگوار، مجاهد، تلاشگر. [9]
و در بحار از حضرت امام باقر (علیه السلام) روايت است که فرمود: او خونخواه، با تأسف و غضبناک خروج ميکند به خاطر غضب خداوند بر اين خلق، پيراهني که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روز احد پوشيده بود بر اندام اوست، و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشير ذوالفقار پيغمبر با اوست، شمشير بر شانه ميگذارد و تا شش ماه از کشته پشته ميسازد. [10]
8- جنگ آن حضرت با مخالفين
شاهد بر اين مقال، روايتي است که در بحار از نعماني منقول است که به سند خود از فضيل آورده که گفت: از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق (ع) شنيدم که فرمود: به درستي که وقتي قائم ما بپاخيزد بيشتر از آنچه پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از مردم جاهليت ديد به ناراحتيها برخورد ميکند.
گفتم: چطور؟
فرمود: پيغمبر اکرم (ص) به سوي مردم مبعوث شد در حالي که سنگ و چوب و تختهاي به صورت بت ميتراشيدند و پرستش ميکردند، ولي قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حالي بپاخيزد و به سوي مردي آيد، که همگي آنها عليه او کتاب اللَّه را تأويل نموده و احتجاج ميکنند. [11]
9- خوف آن حضرت
از امام موسي بن جعفر (علیه السلام) روايتي است که می فرماید: او پنجمين فرزند من است او را غيبتي است طولاني به خاطر ترس بر خودش.
و در کمال الدين به سند خود، از حضرت امام سجّاد (علیه السلام) آمده که فرمود: در حضرت قائم (ع) از هفت پيغمبر شيوه و روش هست. از آدم و نوح طول عمر، و امّا از ابراهيم مخفي بودن ولادت و دوري از مردم، و از موسي ترس و غيبت، و امّا از عيسي به اختلاف افتادن مردم درباره او، و امّا از ايّوب فرج بعد از ابتلاء و امتحان، و امّا از محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خروج و قيام با شمشير. [12] .
10- صبر آن حضرت
در حديث لوح که در کمال الدين و غير آن به طرق مختلفي روايت شده، در وصف حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده : کمال موسي، و درخشندگي عيسي، و صبر ايوب، در وجود اوست.
و در روایتی خود آن حضرت می فرمایند : اندوهي که من دارم کمترين مقدارش را يعقوب نداشت، و همه بلاي ايوب قسمتي از ابتلاي من است.
11- ظلم دشمنان بر آن حضرت
در کتابهاي المحجّه و بحار از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است که فرمود: قائم (علیه السلام) هنگامي که ظهور ميکند به بيت اللَّه الحرام به پشت تکيه ميزند و در حالي که پناهنده به آن شده باشد، ندا ميکند... تا آنجا که ميگويد: و شما را به حقّ خدا و به حقّ رسول او و حقّ من که حقّ قرابت و خويشاوندي با پيغمبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است سوگند ميدهم که ما را کمک کنيد، و کساني را که به ما ستم نمايند از ما دور سازيد، زيرا که ما ترسانيده شديم و به ما ستم نمودند و از شهر و فرزندانمان دربدر شديم و مورد سرکشي قرار گرفتهايم. [13]
در کمال الدين به سند خود از امام حسين (ع) روايت کرده که فرمود: قائم اين امّت نهمين نسل از فرزندان من است و اوست صاحب غيبت و هم اوست که در حالي که زنده باشد ميراثش تقسيم ميگردد. [14]
12- عزلت و گوشه گيري آن حضرت از مردم
در خبر صحيحي از حضرت ابي عبد اللَّه صادق (ع) آمده که فرمود: به ناچار صاحب اين امر را غيبتي خواهد بود، در هنگام غيبت ناچار از عزلت و گوشهگيري است ... [15]
13- غربت آن حضرت
بدان که غربت دو معني دارد:
1 - دوري از خاندان و وطن و شهر و ديار.
2 - کمي ياران و اعوان.
و بر هر دو معني غربت دلالت ميکند فرمايش امير المؤمنين علي (ع) در حديثي که در کمال الدين روايت شده فرمود: صاحب اين امر همان رانده شده فراري يگانه و تنهاست. [16]
و آن حضرت - که جانم فدايش باد - به هر دو معني غريب است.
پس اي بندگان خدا! يارياش نماييد
اي بندگان خدا! او را کمک کنيد.
14- همّ آن حضرت
همّ و اندوه آن جناب به خاطر ضعف و ناتواني اهل اسلام و به ترديد افتادن دلهاي مردم و گناهاني که مرتکب ميشويم و اصراري که بر معاصي داريم ميباشد، چنانکه اين امر از بعضي توقيعات آن حضرت معلوم ميشود، که موجب لزوم دعا براي برطرف شدن اندوه آن بزرگوار بر خاصّ و عامّ ميباشد.
______________________________________________________
ساعتي بينديشیم، حقيقت مطلب برايمان روشن ميشود.
پس بر شما باد که براي دل پرخون آن حضرت دعا کنيد و فرجش را از خداوند متعال بخواهيد.
[2] تفسير القمي: 497.
[3] کمال الدين: 332:1.
[4] الاحتجاج: 289:2.
[5] بحار الانوار: 274:7.
[6] بحار الانوار: 73:48.
[7] مجمع البحرين: 234:3 و 235.
[8] بحار الانوار: 231:52.
[9] بحار الانوار: 333:95.
[10] بحار الانوار: 361:52.
[11] بحار الانوار: 362:52.
[12] کمال الدين: 322:1.
[13] المحجّه: 196.
[14] کمال الدين: 317:1.
[15] بحار الانوار: 157:52.
[16] کمال الدين: 303:1.