کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فوائد دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (مکیال المکارم)
۱۱:۵۵, ۸/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۱ ۱۶:۴۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
محبّت آن حضرت‏عليه السلام به مؤمنان و محبّت مؤمنان به آن حضرت از مهم‏ترين انگيزه‏هاي دعا کردن براي آن حضرت و درخواست تعجيل فرج آن جناب از پروردگار متعال است.و امّا محبّت آن حضرت‏عليه السلام نسبت به مؤمنين: دسته‏هاي مختلفي از اخبار بر آن دلالت دارد، از جمله:

1 - احاديثي که دلالت مي‏کند: امام نسبت به مؤمنين به منزله والد مهربان و پدر شفيق، بلکه براي آن‏ها از پدر هم مهربان‏تر است.

2 - اخباري که دلالت دارد: شيعيان به منزله برگ‏هايي براي درخت امامت هستند.

3 - رواياتي آمده که: امام به خاطر حزن شيعيانش محزون و در مصايب آن‏ها متأثّر و در بيماري آن‏ها متألّم مي‏گردد.

4 - احاديثي که دلالت مي‏کند: امام‏عليه السلام براي شيعيانش و در حق آنان دعا مي‏کند.

5 - رواياتي دلالت دارد که: امام‏عليه السلام انفال و مانند آن را براي شيعيانش در زمان غيبت مباح نموده است.

6 - اخباري دلالت مي‏کند که: امام‏عليه السلام براي دوستانش دادرسي مي‏کند، موارد بسياري نيز اين امر اتفاق افتاده که بعضي از آن‏ها را در اين کتاب آورده‏ايم.

7 - آنچه دلالت مي‏کند که امام‏عليه السلام در تشييع جنازه مؤمن حاضر مي‏شود.

8 - احاديثي که حاکي از گريستن امامان‏عليهم السلام هنگام گرفتاري دوستانشان و هنگام وفاتشان و غير اين‏ها مي‏باشد که ان شاء اللَّه بر پژوهنده پوشيده نمي‏ماند.


البته محبّت مؤمن نسبت به آن جناب از واجباتي است که حقيقت اسلام و قبولي اعمال با آن حاصل مي‏شود، بلکه براي محبّت آن حضرت تأثير خاصّي هست که ان شاء اللَّه تعالي در بخش هشتم کتاب خواهيم گفت، پس اي دوستان و مشتاقان آن حضرت! براي حبيب خويش دعا کنيد و از خداوند بخواهيد که ديدارش را نصيب شما گرداند.




داشتم کتاب مکیال المکارم رو می خوندم که به این بخش رسیدم اما حقیقتش رو بخواهید دلم نیومد این قسمت رو تنهایی بخونم و ازش رد بشم.

به امید روزی که ما هم از شیعیان مولا علی (علیه السلام) باشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۴, ۱۶/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۱ ۱۳:۵۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
نتايج دعا براي فرج


1 - فرمايش حضرت وليّ عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف -: و بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شما است.

2 - اين دعا سبب زياد شدن نعمت‏ها است.

3 - و اظهار محبّت قلبي.

4 - و نشانه انتظار.

5 - و زنده کردن امر ائمّه اطهارعليهم السلام.

6 - و مايه ناراحتي و وحشت شيطان لعين.

7 - و نجات يافتن از فتنه‏هاي آخر الزمان.

8 - و ادا کردن قسمتي از حقوق آن حضرت است - که ادا کردن حقّ هر حقداري واجب‏ترين امور است -.

9 - و تعظيم خداوند و دين خداوند است.

10 - حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام - عجّل اللَّه فرجه الشريف - در حق او دعا مي‏کند.

11 - و شفاعت آن حضرت‏عليه السلام در قيامت شامل حال او مي‏شود.

12 - و شفاعت پيغمبرصلي الله عليه وآله ان شاء اللَّه شامل حالش مي‏شود.

13 - و اين دعا فرمانبري امر الهي و طلب فضل و عنايت او است.

14 - و مايه استجابت دعا مي‏شود.

15 - و ادا کردن اجر و مزد رسالت است.

16 - و مايه دفع بلا است.

17 - و سبب وسعت روزي است ان شاء اللَّه.

18 - و باعث آمرزش گناهان مي‏شود.

19 - و تشرّف به ديدار آن حضرت در بيداري يا خواب.

20 - و رجعت به دنيا در زمان ظهور آن حضرت.

21 - و از برادران پيغمبرصلي الله عليه وآله خواهد بود.

22 - و فرج مولاي ما حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام زودتر واقع مي‏شود.

23 - و پيروي از پيغمبر و امامان‏عليهم السلام خواهد بود.

24 - و وفاي به عهد و پيمان خداوندي است.

25 - و آثار نيکي به والدين براي دعا کننده حاصل مي‏گردد.

26 - و فضيلت رعايت و اداي امانت برايش حاصل مي‏شود.

27 - و زياد شدن اشراق نور امام‏عليه السلام در دل او.

28 - و طولاني شدن عُمر ان شاء اللَّه.

29 - و تعاون و همکاري در کارهاي نيک و تقوي.

30 - و رسيدن به نصرت و ياري خداوند و پيروزي بر دشمنان به کمک خداوند.

31 - و هدايت به نور قرآن مجيد.

32 - و نزد اصحاب اعراف معروف مي‏گردد.

33 - و به ثواب طلب علم نايل مي‏شود ان شاء اللَّه.

34 - و از عقوبت‏هاي اخروي ايمن مي‏ماند ان شاء اللَّه.

35 - و هنگام مرگ به او مژده مي‏رسد و با او به نرمي رفتار مي‏شود.

36 - و اين دعا اجابت دعوت خدا و رسول‏صلي الله عليه وآله است.

37 - و با امير المؤمنين‏عليه السلام در درجه آن حضرت خواهد بود.

38 - و محبوب‏ترين افراد نزد خداوند خواهد بود.

39 - و عزيزترين و گرامي‏ترين افراد نزد پيغمبرصلي الله عليه وآله مي‏شود.

40 - و از اهل بهشت خواهد شد ان شاء اللَّه.

41 - و دعاي پيغمبرصلي الله عليه وآله شامل حالش مي‏گردد.

42 - و کردارهاي بد او به کردارهاي نيک مبدّل شود.

43 - و خداوند متعال در عبادت او را تأييد فرمايد.

44 - و با اين دعا قعوبت از اهل زمين دور مي‏شود ان شاء اللَّه.

45 - و ثواب کمک به مظلوم را دارد.

46 - و ثواب احترام به بزرگ‏تر و تواضع نسبت به او را دارد.

47 - و پاداش خونخواهي مولاي مظلوم حضرت ابي عبد اللَّه الحسين‏عليه السلام را دارد.

48 - و شايستگي دريافت احاديث ائمه اطهارعليهم السلام را مي‏يابد.

49 - و نور او براي ديگران نيز - روز قيامت - درخشان مي‏گردد.

50 - و هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت مي‏کند.

51 - و دعاي امير المؤمنين‏عليه السلام درباره او روز قيامت.

52 - و بي‏حساب داخل بهشت شدن.

53 - و ايمن بودن از تشنگي روز قيامت.

54 - و جاودانه بودن در بهشت.

55 - و مايه خراش روي ابليس و مجروح شدن دل او است.

56 - و روز قيامت هديه‏هاي ويژه‏اي دريافت مي‏دارد.

57 - و خداوند - عزّوجلّ - از خدمتگزاران بهشت نصيبش فرمايد.

58 - و در سايه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل مي‏شود - مادامي که مشغول آن دعا باشد -.

59 - و پاداش نصيحت مؤمن را دارد.

60 - و مجلسي که در آن براي حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد.

61 - و دعا کننده مورد مباهات خداوند شود.

62 - و فرشتگان براي او طلب آمرزش مي‏کنند.

63 - و از نيکان مردم - پس از ائمه اطهارعليهم السلام - مي‏شود.

64 - و اين دعا اطاعت از اولي الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.

65 - و مايه خرسندي خداوند - عزّوجلّ - مي‏شود.

66 - و مايه خشنودي پيغمبرصلي الله عليه وآله مي‏گردد.

67 - و اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است.

68 - و از کساني خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت دهد ان شاء اللَّه.

69 - و حساب او آسان مي‏شود.

70 - و اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهرباني خواهد بود.

71 - و اين عمل بهترين اعمال است.

72 - و مايه دوري غصه‏ها مي‏شود.

73 - و دعاي هنگام غيبت بهتر از دعاي هنگام ظهور امام‏عليه السلام است.

74 - و فرشتگان درباره‏اش دعا مي‏کنند.

75 - و دعاي حضرت سيد الساجدين‏عليه السلام - که نکات و فوايد متعددي دارد - شامل حالش مي‏شود.

76 - و اين دعا تمسّک به ثقلين (کتاب و عترت) است.

77 - و چنگ زدن به ريسمان الهي است.

78 - و سبب کامل شدن ايمان است.

79 - و مانند ثواب همه بندگان به او مي‏رسد.

80 - و تعظيم شعائر خداوند است.

81 - و اين دعا ثواب شهيد با پيغمبرصلي الله عليه وآله را دارد.

82 - و ثواب شهيد زير پرچم حضرت قائم‏عليه السلام را دارد.

83 - و ثواب احسان به مولاي ما حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - را دارد.

84 - و در اين دعا ثواب گرامي داشتن عالم هست.

85 - و پاداش گرامي داشتن شخص کريم را دارد.

86 - و در ميان گروه ائمه اطهارعليهم السلام محشور مي‏شود.

87 - و درجات او در بهشت بالا مي‏رود.

88 - و از بدي حساب در روز قيامت ايمن باشد.

89 - و نايل شدن به بالاترين درجات شهدا روز قيامت.

90 - و رستگاري به شفاعت فاطمه زهراعليها السلام.


به یاری خدا برای هر قسمت که مهم تر هستش توضیح مختصری ارائه می کنم خدمتتون.
فقط این توضیحات ممکنه به ترتیبی که در بالا نوشته شده نباشه ولی با شماره مشخص می کنم که کدام توضیح برای کدام نتیجه است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۲, ۲۱/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۶ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #3
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
1- بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شما است.

در توقيع شريفي که از آن حضرت روايت شده، چنين آمده است: و بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شما است. [1]

مي‏گويم: با دقّت در قسمت پيشين اين فرمايش {قسمت های قبلی کتاب} ترديدي نمي‏ماند که منظور از فرج، ظهور آن حضرت است نه تعجيل فرج و گشايش خود مردم. ماقبل اين گفتار چنين است: و امّا علّت آنچه از غيبت واقع شده، پس خداوند - عزّوجلّ - مي‏فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُوءکُمْ»؛ اي کساني که ايمان آورده‏ايد سؤال نکنيد از چيزهايي که اگر برايتان افشا شود به ضرر شما است. [2]

امّا مشار اليه اين جمله: «آن فرج شما است» يکي از چند احتمال است:

احتمال يکم: اين‏که منظور فرج خود آن حضرت و بيان علّت امر به دعا کردن براي فرج باشد، به عبارت ديگر: آن حضرت تأکيد مي‏فرمايد که: فرج شماها بستگي به ظهور من دارد، نزديک بودن اسم اشاره (ذلک =آن) به کلمه فرج مؤيد اين احتمال است. همچنين تمام رواياتي که بيانگر آنند که با فرج آن حضرت براي اولياي خدا فرج حاصل مي‏گردد، نيز مؤيّد اين احتمالند.

منافع آن حضرت چه غايب باشد و چه ظاهر، و آن بر دو نوع است:

نوع اوّل: تمام خلايق در آن شريک هستند مانند: زندگي و بقاي در جهان و... که همه‏اش از برکات و فيوضات وجود شريف آن حضرت است. لذا در توقيع شريف فرمود: و امّا وجه بهره‏وري از من در زمان غيبتم مانند استفاده از خورشيد است هنگامي که ابر از ديده‏ها پنهانش سازد. و من براي اهل زمين امان هستم، هم‏چنان که ستارگان مايه ايمني اهل آسمان هستند.... [3]

نوع دوم: افاضات علمي و عنايات ربّاني که به مؤمنين اختصاص دارد، مانند: واضح نمودن وقت نمازهاي يوميه و مانند آن است، چنان‏که در وسائل به سند خود از حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام روايت شده که فرمود: هيچ روز ابري نيست که وقت زوال بر مردم مخفي باشد مگر اين‏که امام‏عليه السلام خورشيد را نهيب زند تا آشکار گردد، پس بر اهل هر آبادي کسي که به وقت اهتمام داشته باشد و آن‏که ضايع نمايد احتجاج کند. [4]


احتمال دوم: اين‏که منظور فرج آن حضرت است، و بيان علّت اين‏که فرموده: بسيار دعا کنيد. [يعني: بسيار دعا کردن مايه فرج است] .

احتمال سوم: اين‏که مقصود از آن، همين دعا براي تعجيل فرج باشد، يعني: با دعا کردن براي تعجيل فرج و ظهور من، فرج شما حاصل مي‏شود.

احتمال چهارم: اين‏که منظور بيان اثر بسيار دعا کردن است، يعني: با بسيار دعا کردن براي تعجيل فرج و ظهور من، فرج شما حاصل مي‏گردد. اين‏ها احتمالاتي است که در خاطرم {نویسنده} مي‏گذشت و خداوند حقايق امور و واقعيت‏هاي مستوره را مي‏داند.


با توجه به اين‏که کلمه ذلک - چنان‏که در علم نحو ثابت است - براي اشاره به دور مي‏باشد، دو احتمال اخير نزديک‏تر به واقع به نظر مي‏آيد، و نيز در تأييد اين دو احتمال مضمون روايتي است که ان شاء اللَّه خواهد آمد که: فرشتگان براي کسي که در حق برادر مؤمن خود در حال غياب او دعا کند، چندين برابر آنچه دعا کرده از درگاه خداوند درخواست مي‏نمايند و نيز در بعضي روايات دلالت بر مقصود هست.




حاصل شدن فرج براي دعا کننده به يکي از چند نحوه است:

1 - اين‏که به آرزوهاي دنيايي و حوائج و خواسته‏هاي مختلفي که در راه آن‏ها تلاش مي‏کند، به برکت اين دعا خواهد رسيد زيرا که اين دعا وسيله هرگونه خير و صلاح است.

2 - اين‏که خداوند به برکت اين دعا به جاي اميدي که دارد، از او همّ و غم را دور مي‏سازد و حاجتش را برمي‏آورد، زيرا که کمک به مظلوم سبب ياري خداوند به کمک کننده است.


3 - اين‏که خداوند متعال صبر و استقامت در محنت‏ها و سختي‏ها را به او عنايت فرمايد، و در نرسيدن به مقصود به او تحمّل و خويشتن‏داري دهد، و دشواري‏ها را بر او آسان گرداند، هم‏چنان که آهن را براي داوودعليه السلام نرم کرد.{قابل آن دسته اشخاصی که زمان برای ظهور آقا امام زمن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعیین می کنند} البته تمام اين‏ها بر فرض آن است که حکمت الهي بر آن نباشد که فرج کلّي واقع شود، و آن صاحب دعوت نبوي و صولت حيدري و شجاعت حسيني ظهور يابد، که اگر آن فرج واقع شود مقصود نهايي و منظور اصلي تحقق يافته است.

[1] کمال الدين: 485:2؛ و احتجاج: 284:2.

[2] سوره مائده، آيه 101.


[3] بحار الانوار: 181:53.

[4] وسائل الشيعه، 79:3.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۱۱, ۲۲/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۱ ۱۱:۱۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #4
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
2- اين دعا سبب زياد شدن نعمت‏ها است.


سخن در اين باره در چند فصل بيان مي‏گرددد:

الف) اين‏که وجود آن حضرت‏عليه السلام نعمت است.

ب) شکر نعمت واجب است.

ج) شکر نعمت مايه فزوني آن است.

د) معني شکر.

ه) دعا کردن از اقسام شکر است؛ و اشاره به ساير اقسام ديگر.



الف - وجود آن حضرت نعمت است

عقل و نقل هر دو بر اين معني دلالت دارند.

دليل عقلي: ترديدي نيست که مهم‏ترين و ارزنده‏ترين نعمت‏ها آن است که مايه رستگاري به شناختن معارف ربّاني و علوم سودمند، و رسيدن به درجات والا و نعمت‏هاي جاودانه اخروي مي‏شود، و اين نعمت همان امام است که به او خداوند شناخته مي‏شود و عبادت مي‏گردد، و بندگان به سبب او به آنچه بخواهند از مقامات عاليه و عنايات خاصّه نايل مي‏آيند، چنان‏که در روايات بسياري که قسمتي از آن‏ها در بخش اوّل کتاب آورديم دلالت بر اين معني هست.

و امّا دليل نقلي: روايات بسيار زيادي وارد شده که قسمتي از آن‏ها را مي‏آوريم:

1 - در اصول کافي به سند خود از حضرت امير المؤمنين علي‏ عليه السلام آورده که در تفسير آيه: «أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللَّهِ کُفْراً»؛ [1] آيا نديدي آنان که نعمت الهي را به کفر بدل ساختند. فرمود: ما آن نعمت هستيم که خداوند بر بندگانش عنايت کرده، و به سبب ما رستگار شوند آنان که رستگار مي‏شوند روز قيامت. [2] .

2 - در غاية المرام از دو تفسير عيّاشي و قمي از امير مؤمنان‏ {علی} عليه السلام آمده که درباره آيه: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» [3] فرمود: ما نعيم هستيم. [4] مثل همين حديث از امام صادق‏عليه السلام نيز رسيده است.

3 - و از حضرت ابوالحسن موسي بن جعفرعليهما السلام منقول است که فرمود: ما نعمت مؤمن و علقم کافر هستيم. [5] . علقم: حنظل است، يعني خربزه ابوجهل که در تلخي به آن مثل مي‏زنند. البته کافر به خيال فاسد خودش امام را تلخ مي‏پندارد چون از امام منزجر است، يا اين‏که منظور قيامت است که مؤمن به خاطر ايمانش به امامان معصوم‏عليهم السلام به انواع نعمت‏هاي ابدي متنعّم است و کافر به سبب کفرش به امامان‏عليهم السلام دچار عذاب‏هاي هميشگي و عقوبت‏هاي دائمي مي‏شود.

4 - و در مجمع البيان، از عيّاشي به سند خود از حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام آمده که فرمود: ما خاندان پيامبر، همان نعيم هستيم که خداوند بر بندگانش به [وجود] ما عنايت فرموده، و به ما بندگان الفت گرفتند، پس از آن‏که پراکنده بودند، و به [وسيله] ما خداوند متعال دل‏هايشان را مأنوس نمود، و آنان را برادر ساخت پس از آن‏که دشمن بودند، و به ما آنان را به اسلام هدايت کرد. و همين است نعمتي که قطع نمي‏شود، و خداوند از حقّ نعمتي که بر مردم عنايت فرموده - و آن پيغمبر و خاندان اوعليهم السلام است - از آنان سؤال مي‏نمايد. [6] .

5 - در کفاية اللاثر و کمال الدين از محمد بن زياد ازدي روايت کرده‏اند که گفت: از مولايم موسي بن جعفرعليهما السلام درباره آيه: «وَأَسْبَغَ عَلَيْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَباطِنَةً»؛ [7] و خداوند نعمت‏هاي ظاهر و باطن خويش را بر شما عنايت کرد. سؤال کردم. فرمود: نعمت ظاهر امام ظاهر و نعمت باطن امام غايب است. راوي گويد: پرسيدم: آيا از امامان کسي هست که غايب شود؟ فرمود: آري، شخص او از ديدگان مردم غايب مي‏گردد، ولي يادش از دل‏هاي مؤمنين پوشيده نمي‏ماند. و او دوازدهمين تن از ما است، خداوند متعال براي او هر سخت را آسان و هر سرکشي را رام گرداند، و گنجينه‏هاي زمين را برايش آشکار مي‏سازد، و هر دوري را برايش نزديک مي‏نمايد، و هر سرکش خيره‏سري را هلاک، و به دست او هر شيطان پليدي را نابود سازد، او فرزند بهترين کنيزان است که ولادتش بر مردم مخفي مي‏ماند، و بردن نامش بر آن‏ها حلال نيست، تا اين‏که خداوند او را آشکار گرداند، پس زمين را از قسط و عدل پر کند همچنات که از ستم و ظلم پر شده باشد.


ب- شکر نعمت واجب است
گذشته از اين‏که عقل سليم به وجوب شکر نعمت حکم مي‏کند، آياتي از قرآن نيز بر اين معني دلالت دارد از جمله: «فَاذْکُرُونِي أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِي وَلا تَکْفُرُونِ»؛ [8] پس مرا ياد کنيد شما را ياد کنم و براي من شکر گزاريد و [نعمت‏هاي مرا] کفران مکنيد.

«وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ»؛ [9] و بياد آريد که پروردگارتان اعلام کرد: اگر شکر گزاريد شما را مي‏افزايم و اگر کفران ورزيد هرآينه عذابم شديد است.

«وَاشْکُرُوا للَّهِِ إِنْ کُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ [10] و شکر خداي را بجاي آوريد اگر او را عبادت مي‏کنيد.

«وَاشْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ [11] و شکر نعمت خداي را بجاي آوريد اگر به حقيقت او را مي‏پرستيد.

«وَاشْکُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»؛ [12] و او (خداوند) را شکر گزاريد که به‏سوي او بازمي‏گرديد.



ج - شکر نعمت مايه فزوني آن است

اضافه بر آيه شريفه (سوره ابراهيم، آيه 7) روايات بسيار و متواتري بر اين معني دلالت مي‏کند، از جمله:

1 - در کافي به سندي همچون صحيح از حضرت ابي عبد اللَّه صادق‏عليه السلام است که فرمود: رسول خداصلي الله عليه وآله فرمودند: خداوند بر هيچ بنده‏اي دري از شکر نگشوده که درب فزوني از او بسته باشد. [13] .

2 - در همان کتاب از حضرت صادق‏عليه السلام آمده که فرمود: در تورات نوشته شده: هرکه تو را نعمتي داد سپاسگزاري کن، و به هرکه تو را سپاس گفت انعام بنماي، که اگر نعمت‏ها شکرگزاري شوند از بين نمي‏روند، و اگر ناسپاسي گردند پايدار نمانند، شکر مايه فزوني نعمت‏ها و ايمني از دگرگوني‏ها است. [14] .

3 - و نيز به روايت معاوية بن وهب از حضرت صادق‏عليه السلام است که فرمود: به هرکس شکر داده شود فزوني به او عطا گرديده، خداوند مي‏فرمايد: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّکُمْ». [15] .



{شکر نعمت نعمتت افزون کند*****کفر نعمت از کفت بیرون کند}

د - معني شکر
بدان که شکر، احسان نمودن در مقابل احسان است و کفر، بد کردن در مقابل احسان مي‏باشد، واين تعريف را به فضل و کرم الهي الهام شدم، و تمام تعريف‏هايي که درباره شکر گفته شده به همين تعريف برمي‏گردد و نيز اقسام آن که در روايات آمده به همين معني راجع است، و تأمل و بررسي کامل آيات و رواياتي که از امامان معصوم‏عليهم السلام در اين باره روايت شده به اين معني راهنمايي مي‏کنند، مانند اخباري که مي‏گويد: مؤمن مکفَّر است. و اين‏که: شاکرترين مردم نسبت به خداوند شاکرترين آن‏ها نسبت به مردم است و روايات ديگر. بنابراين نسبت شکر به خداوند حقيقت است هم‏چنان که نسبت آن به خلق نيز حقيقت است.

و اين تعريف درست‏تر و مختصرتر از آن تعريفي است که درباره شکر گفته‏اند که: صرف کردن و به کار بردن نعمت‏هاي الهي است در آنچه به خاطرش آفريده شده‏اند. چون اين تعريف که آورديم شامل شکر خالق و مخلوق هر دو مي‏شود.


ه - اقسام شکر و اينکه دعا کردن از اقسام شکر است
و چون معلوم شد که شکر احسان نمودن در مقابل احسان است، مخفي نيست که انواع و اقسام مختلفي دارد، و ريشه آن‏ها، شکر قلبي و شکر زباني و شکر با اعضاء بدن است.

شکر قلبي: با شناختن نعمت و دانستن اين‏که از سوي خداوند است تحقق مي‏پذيرد، چنان‏که از امام صادق‏عليه السلام روايت شده که فرمود: هرکه خداوند نعمتي به او داد پس به قلب و دل خود آن را شناخت***، شکرش را ادا کرده است. [16] .

مجلسي‏رحمه الله گفته: شناختن به قلب و دل يعني قدر آن نعمت را بداند و متوجه باشد که
نعمت دهنده خداوند است. [17] .

*** {چقدر امام زمانمون رو می شناسیم ؟!! یاد پست جناب علی110 افتادم }

شکر زبانی : چنان‏که در کافي از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام آمده که فرمود: رسول خداصلي الله عليه وآله در شبي که نوبت عايشه بود نزد او ماند، عاشيه عرضه داشت: يا رسول اللَّه! چرا اين‏قدر خود را به زحمت مي‏اندازي در حالي که خداوند گناهان متقدّم و متأخّر تو را بخشيده است؟ فرمود: اي عايشه! آيا بنده شکرگزاري نباشم؟! [18] .
در بعضي از کتاب‏هاي معتبر از پيغمبر اکرم‏صلي الله عليه وآله روايت آمده که فرمود: هرکس نسبت به شما نيکي کرد به او پاداش دهيد، اگر پاداشي نداشتيد در حق او دعا کنيد تا از خود بدانيد که نيکي او را پاداش داده‏ايد. [19] .

و نيز از امام صادق‏عليه السلام است که فرمود: شکرانه نعمت، دوري از محرّمات است و تمام شکر آن است که کسي بگويد: «الحمد للَّه ربّ العالمين».

مي‏گويم: از ظاهر اين حديث چنين برمي‏آيد که اصل شکر با دوري از محرّمات حاصل مي‏شود و حمد به زبان آن را کامل مي‏کند.

شکر بدنی : و از آثار بدني شکر انفاق در راه خدا است، چنان‏که بعضي از روايات بر آن دلالت دارد. و ديگر از آثار بدني، سجده شکر است. و ديگر از آثار آن، تعظيم نعمت و بزرگ شمردن آن است، مثل برگرفتن تکه نان از زمين و خوردن آن، و آثار ديگر....
حال که اين را دانستي، مي‏گويم: چون وجود مولاي ما حضرت حجّت - صلوات اللَّه عليه - از مهم‏ترين نعمت‏هاي الهي بر ما است، و معرفت داشتن ما نسبت به اين نعمت خود نعمت بزرگي است، بلکه نعمتي است که هيچ نعمتي با آن مقايسه نمي‏شود، زيرا که جزء تکميل کننده ايمان و علّت تامّه آن مي‏باشد، و بيان کرديم که تمام نعمت‏هاي ظاهري و باطني از شاخه‏هاي اين نعمت بزرگ - يعني وجود امام - است، پس بر ما واجب است که بيشترين کوشش و اهتمام را در اداء شکر اين نعمت به کار بنديم، تا به نعمت‏هاي بزرگ ديگر هم نايل شويم، که خداوند - عزّوجلّ - وعده داده که هرکه شکر نعمت بجاي آورد نعمتش افزون کند، و وعده الهي تخلّف‏ناپذير است. البته ادا کردن تمام حقوق اين بزرگ نعمت الهي به حکم عقل سليم براي ما مقدور نيست:


از دست و زبان که برآيد*****کز عهده شکرش به درآيد
ولي آنچه از دست ما ساخته است بايد انجام دهيم که به چند امر حاصل مي‏شود:

1 - شناخت قلبي و معرفت اين نعمت والاي الهي.

2 - بيان کردن فضايل و نشر دلايل آن بزرگوار.

3 - صدقه دادن براي سلامتي وجود آن حضرت.

4 - روي آوردن به سوي او، با انجام دادن کارهايي که مورد پسند و مايه نزديک شدن به درگاهش مي‏باشد.

5 - درخواست معرفت او از درگاه الهي تا از اهل شکر و اقبال به سوي او گرديم.

[b]6 - اهتمام به دعاهاي خالصانه براي تعجيل فرج آن حضرت و برچيده شدن پرده ابتلاي غيبت.


{این پست دیگر جناب علی110 هم گویای این مطلب هستش}



_______________________________________________________________

[1] سوره ابراهيم، آيه 28.

[2] کافي: 217:1.

[3] سوره تکاثر، آيه 9.

[4] غاية المرام: 259.

[5] تأويل الآيات الظاهرة: 851:2.
[6] مجمع البيان: 535:10.

[7] سوره لقمان، آيه 20.

[8] سوره بقره، آيه 152.

[9] سوره ابراهيم، آيه 7.

[10] سوره ابراهيم، آيه 7.

[11] سوره نحل: آيه 114.

[12] سوره عنکبوت، آيه 17.
[13] کافي: 94:2.

[14] کافي: 94:2.

[15] کافي: 95:2.

[16] کافي: 96:2.

[17] مرآة العقول: 157:8.

[18] گويا عايشه تصور کرده که خود را به مشقّت انداختن در طاعات براي محو سيّئات است، که آن حضرت پاسخ فرمودند که در اين جهت منحصر نيست، بلکه براي رفع درجات و شکر نعمت‏هاي مادّي و معنوي و... مي‏باشد، بلکه عبادت نزد اهل طاعت از لذّت‏بخش‏ترين امور است. گفتني است که: در توجيه اين حديث مطالب بسياري گفته‏اند، طالبين به مرآة العقول و غيره مراجعه نمايند. (مترجم).
[19] وسائل الشيعه: 537:11.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۲۹, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
3- اظهار محبت قلبی


بدان که محبّت، گرچه امري پوشيده و مخفي است و فعلي باطني و قلبي، ولي آثار و دلايل آشکار و شاخه‏هاي بسيار دارد. محبّت به سان درخت پربرگ و باري است که بر شاخه‏هايش گل‏هاي رنگارنگ نشسته، بعضي از آثار آن در زبان، و بعضي در اعضاء و جوارح انسان آشکار مي‏گردد و همان‏طور که نمي‏توان درخت را از بروز دادن گل‏هايش منع کرد، نشايد که صاحب محبّت را از اظهار آثار آن جلو گرفت.


يکي از دلباختگان چه خوش سروده است:
إِذا هَمَمْتُ بِکِتْمانِ الهَوي نَطَقَتْ

مَدامِعِي بِالَّذِي أُخْفِي مِنَ الأَلَمِ

اگر تلاش کنم که عشقم را مخفي بدارم، اشک‏هايم از دردهاي پوشيده‏ام سخن مي‏گويد.



فَإِنْ أَبُحْ أَفْتَضِحُ مِنْ غَيْرِ مَنْفَعَةٍ

وَإِنْ کَتَمْتُ فَدَمْعِي غَيْرُ مُنْکَتِمٍ

هرگاه آن را افشا کنم بدون اين‏که سودي برده باشم رسوا مي‏شوم، و چون کتمان نمايم اشک‏هايم پنهان نمي‏ماند.



لکِنْ إِلَي اللَّهِ أَشْکُو ما أُکابِدُهُ

مِنْ طُولِ وَجْدٍ وَدَمْعٍ غَيْرُ مُنْصَرِمٍ

ولي به درگاه خدا شکوه مي‏برم آنچه مي‏کشم، از طولاني بودن اندوه و سرشک بي‏پايان.



و همان‏طور که درخت هرچه بيشتر رشد کند و پرورش يابد، گل‏ها و شکوفه‏هايش فزون‏تر مي‏شود، همچنين هرچه محبّت و دوستي نيرومندتر گردد، آثار و نشانه‏هاي آن بيشتر مي‏شود.


و از نشانه‏هاي محبّت در زبان، ياد کردن محبوب است هميشه و همه جا. و شاهد بر اين مدعي فرموده خداي تعالي در حديث قدسي به موسي بن عمران‏عليهما السلام است که: ياد من به هر حال و وضعي خوب است.

مي‏گويم: حال اهل توجّه همين‏گونه است. خداوند متعال در قرآن مجيد فرموده: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الأَلْبابِ الَّذِينَ يَذْکُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلي جُنُوبِهِمْ»؛ [1] همانا در خلقت آسمان‏ها و زمين و آمد و رفت پياپي شب و روز نشانه‏هايي براي خردمندان است، آنان که خداي را هنگام ايستادن و نشستن و خفتنشان ياد مي‏کنند.
اين از آثار نهايت شوق آنان نسبت به محبوبشان مي‏باشد.

و نيز در حديث صحيحي - به اصطلاح قدما - از نصر بن قابوس الجليل آمده که گفت: امام صادق‏عليه السلام به من فرمود: اگر کسي از برادرانت را دوست داشتي او را از اين امر باخبر کن. که حضرت ابراهيم‏عليه السلام گفت: پروردگارا! به من بنمايان چگونه مردگان را زنده مي‏کني. [خداوند] فرمود: مگر ايمان نياورده‏اي؟ گفت: چرا ولي براي اين‏که دلم اطمينان يابد [اين درخواست را مي‏کنم] . [2] .

[1] سوره آل عمران، آيه 190.
[2] کافي: 644:2، و اين قسمت آيه‏اي است از قرآن مجيد، سوره بقره، آيه 260: «قالَ رَبِّ أَرِنِي کَيْفَ تُحْيِي المَوْتي قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلي وَلکِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي».
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۴۹, ۲۸/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۱ ۹:۵۲ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #6
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
5- زنده کردن امر ائمه اطهار



اين دعا زنده کردن امر امامان معصوم‏عليهم السلام است، و اين مکرمت براي اهل يقين کافي است که به اين دعا اهتمام ورزند. از جمله رواياتي که بر اين معني دلالت مي‏کند:

1 - در اصول کافي به سند صحيحي از خثيمه آمده که گفت: براي خداحافظي به خدمت امام ابوجعفر باقرعليه السلام شرفياب شدم، آن حضرت فرمود: اي خثيمه! از دوستانمان هرکه را ديدي سلام برسان؛ و آنان را به تقوي و خداترسي سفارش کن و اين‏که: اغنيا از فقرا و قدرتمندان از ضعفا تفقّد کنند، و زنده‏ها در تشييع جنازه مردگان شرکت نمايند، و در خانه‏هايشان يکديگر را ملاقات و ديدار کنند، که همين ديدار يکديگر زنده کردن امر ما است، خداوند رحمت کند بنده‏اي را که امر ما را احيا نمايد. اي خثيمه! به دوستان ما ابلاغ کن که ما از [عذاب] خداوند چيزي از آن‏ها دور نمي‏کنيم جز با عمل، و آن‏ها به ولايت ما نمي‏رسند مگر با پرهيز از گناه، و حسرت‏دارترين مردمان روز قيامت کسي است که عدل و داد را بستايد امّا مخالف آن عمل کند. [1] .

2 - در بحار از امالي شيخ صدوق از امام هشتم حضرت رضاعليه السلام منقول است که فرمود: هرکس در مجلسي که امر ما در آن احيا مي‏شود بنشيند، روزي که دل‏ها مي‏ميرد دل او نخواهد مرد. [2] .

3 - در لئالي از امام صادق‏عليه السلام آمده که فرمود: يکديگر را ملاقات کنيد و علم را براي يکديگر بازگو نماييد که با حديث دل‏هاي زنگار گرفته جلا مي‏يابد، و با حديث گفتن، امر ما احيا مي‏شود و هرکه امر ما را احيا کند خدايش بيامرزد. [3] .





_____________________________

[1] کافي: 175:2.

[2] بحار الانوار: 278:44.

[3] لئالي الاخبار: 251:2.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۵۰, ۲۹/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۱ ۹:۲۲ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #7
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
6- مايه ناراحتي و وحشت شيطان لعين.





دعا کردن براي تعجيل فرج، مايه فزع و ناراحتي شيطان لعين و دوري او از دعا کردن مي‏شود. دليل بر اين مدّعا بر دو وجه است:



اول، دليل عقل: توضيح اين‏که بدون ترديد اين عمل شريف عبادت ارزنده‏اي است که موجب کمال ايمان و تقرب به درگاه پروردگار سبحان است، و پر واضح است که هرچه مؤمن به درگاه خداوند نزديک‏تر شود شيطان از او دورتر و بيزارتر مي‏گردد، زيرا هر چيزي که در اين عالم هست به سنخ و جنس خودش تمايل دارد.

انسان هر اندازه در مراتب عبادت و اطاعت کامل‏تر شود و در کسب اخلاق و صفات پسنديده بيشتر کوشد، به عالم ملکوت نزديک‏تر گردد، و براي او حقايق بسياري کشف شود. لذا در حديث آمده: اگر شياطين اطراف دل‏هاي بني آدم نمي‏گشتند، آن‏ها ملکوت آسمان را مي‏نگريستند. [1] .


و همين‏طور از وسوسه‏هاي شيطاني و هوس‏هاي نفساني و شهوت‏هاي حيواني دور گشته و از موارد هلاکت فاصله گرفته تا به درجه‏اي برسد که در حديث قدسي از امام صادق‏عليه السلام روايت شده که خداوند متعال فرمود: هيچ بنده‏اي به من تقرّب نمي‏جويد به چيزي که خوشايندتر از واجباتي باشد که بر او فرض کرده‏ام، و او به وسيله بجاي آوردن نافله به من تقرّب مي‏جويد تا آن‏جا که او را دوست بدارم. وقتي او را دوست داشتم گوش او خواهم شد که به آن مي‏شنود، و چشم او که به آن مي‏بيند، و زبان او که به آن نطق مي‏کند، و دست او که به آن تلاش مي‏نمايد. اگر از من مسألت کند به او مي‏دهم و هرگاه مرا بخواند اجابتش نمايم. [2] .

هر عبادتي همين‏طور است که اگر مؤمن آن را به همان‏گونه که خداوند متعال امر فرموده بجاي آورد - نظر به اقتضاي عبادت - او را به خداوند نزديک مي‏نمايد، و لازمه آن دوري شيطان مي‏باشد، و هر عبادتي که به نظر شارع مهم‏تر و عظيم‏تر باشد، آن اقتضا در آن بيشتر است و آن خاصّيت در آن کامل‏تر، مثل: نماز و زکات و ولايت و قرائت‏ قرآن و دعا براي تعجيل فرج مولي صاحب الزمان و غير اين‏ها. و هر عبادتي که شرايط قبولي در آن زيادتر جمع باشد، زودتر و کامل‏تر اين نتيجه را مي‏دهد. با اين بيان سبب بودن دعا براي تعجيل فرج حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام براي دوري شيطان، با دليل و برهان معلوم شد.

دوم، دليل نقل: در امالي شيخ صدوق از امام صادق‏عليه السلام از پدرانش از پيغمبر اکرم‏صلي الله عليه وآله آمده که به اصحاب خود فرمود: آيا خبر دهم شما را به چيزي که اگر آن را انجام دهيد شيطان از شما دور مي‏شود، [همچون] دوري مشرق از مغرب؟ گفتند: آري. فرمود: روزه، رويش را سياه مي‏کند و صدقه کمرش را مي‏شکند، و دوستي کردن در راه خدا، و همکاري در کار نيک دنباله‏اش را قطع مي‏نمايد، و استغفار رگ حياتش را مي‏بُرد و هر چيزي زکاتي دارد، و زکات بدن‏ها هم روزه است. [3] .

وجه دلالت اين حديث شريف، بر اين معني متوقف بر بيان مقدمه‏اي است که:محبت داراي درجات و مراتبي است و هر مرتبه آن اثر و فايده خاصّي دارد، نخستين درجه محبّت، محبّت قلبي است که به فارسي به دوست داشتن از آن تعبير مي‏کنند. ايمان، بر اين مرتبه از محبّت متوقف است و براي رستگاري به رحمت پروردگار و دخول به بهشت اين درجه لازم است. پس اگر بنده‏اي نتواند محبّت و دوستي قلبي خودش را که نسبت به خدا و اولياي او دارد آشکار نمايد، همين مقدار کافي است به نصّ قرآن که مي‏گويد: «إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ»؛ [4] مگر کسي که تحت فشار واقع شود، در حالي که دلش به ايمان محکم باشد. و آثار مختلفي از اين مرتبه برمي‏آيد که افراد مرتبه دوم مي‏باشند.

مرتبه دوم به فارسي، دوستي کردن و به عربي تحابُب و مُوادّه نام دارد، و گاهي به آن «حبّ في اللَّه» گفته مي‏شود.

و در فضيلت دوستي کردن، احاديث متعددي آمده {حقیقت ایمان و کفر چیست ؟} که آوردن آن‏ها موجب طولاني شدن سخن است. از جمله آثار آن چنان‏که در اين حديث ذکر شده، دوري شيطان از انسان مي‏باشد و اين از بهترين عنايات الهي است.


با توجه به مطالبی که گذشت بايد گفت: منظور از حبّ في اللَّه (دوستي کردن در راه خدا) يعني اظهار محبّت به وسيله افعال بدني نسبت به بزرگان و برادران ديني {رابطه حب اهل بیت و ایمان} است. بدون ترديد عظيم‏ترين اهل ايمان يعني مولاي ما حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - از تمام افراد انسان به اظهار محبّت شايسته‏تر است، و ثمره دوستي کردن به آن حضرت - که دوري شيطان است - با دعا براي تعجيل فرج آن جناب زودتر از دوستي کردن به ديگران حاصل مي‏شود. و همچنين دوستي کردن با کارهاي ديگر غير از دعا همين ويژگي را دارد، و نيز دوستي کردن نسبت به پيغمبر و خاندان گرامي آن حضرت - عليهم الصلوة والسلام - و مؤمنين به درجات مختلف آثار ارزنده‏اي به بار مي‏آورد.

___________________________________

[1] بحار الانوار: 59:70.

[2] کافي: 352:2.


[3] امالي صدوق: 59، مجلس 15، ح 1 - چاپ بيروت -.

[4] سوره نحل، آيه 106.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۵۹, ۳۰/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۱ ۱۰:۰۰ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #8
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
7- نجات از فتنه‏هاي آخر الزمان و ايمني از دام‏هاي شيطان


روايتي است که رئيس المحدّثين شيخ صدوق در کتاب کمال الدين از علي بن عبد اللَّه ورّاق آورده که سعد بن عبد اللَّه از احمد بن اسحاق بن سعد اشعري نقل کرد که گفت: بر حضرت ابومحمد حسن بن علي امام عسکري‏ (علیه السلام) وارد شدم، مي‏خواستم از جانشين بعد از وفات آن حضرت سؤال کنم، آن جناب خود آغاز سخن کرد و فرمود: اي احمد بن اسحاق خداوند تبارک و تعالي هنگامي که آدم‏عليه السلام را آفريده، زمين را از حجّت الهي خالي نگذاشته و تا قيام قيامت هم آن را خالي نخواهد گذاشت، به سبب او خداوند بلا را از اهل زمين برطرف مي‏کند و به او باران مي‏بارد و به او برکت‏هاي زمين را بيرون مي‏آورد.

احمد بن اسحاق مي‏گويد: عرض کردم: اي فرزند پيغمبر! پس امام و خليفه بعد از تو کيست؟ به سرعت برخاست و به اندرون خانه رفت، سپس بيرون آمد در حالي که کودکي که صورتش مانند ماه شب چهارده مي‏درخشيد و سه ساله بود بر شانه داشت، فرمود: اي احمد بن اسحاق! اگر نزد خداوند - عزّوجلّ - و حجّت‏هاي او گرامي نبودي اين فرزندم را به تو نشان نمي‏دادم، اين همنام و هم‏کنيه رسول خداصلي الله عليه وآله است که زمين را پر از قسط و عدل نمايد چنان‏که از ستم و ظلم پر شده باشد. اي احمد بن اسحاق! او در اين امت بسان خضر و بسان ذوالقرنين است، به خدا قسم غايب مي‏شود غايب شدني که در آن زمان از هلاکت نجات نمي‏يابد مگر کسي که خداوند - عزّوجلّ - او را بر اعتقاد به امامتش ثابت بدارد و در دعا کردن براي تعجيل فرجش توفيق دهد.


- - - - - - - - - - -
از ابومحمد حسن بن محمد المکتب منقول است که گفت: آن سال که شيخ ابوالحسن علي بن محمد سمري - قدّس اللَّه روحه - درگذشت، من در مدينة السلام (بغداد) بودم، چند روز قبل از فوتش به حضورش رفتم، ديدم براي مردم توقيعي بيرون آورد که صورت آن چنين است:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

اي علي بن محمد سمري! خداوند اجر برادرانت را در حقّ تو زياد گرداند، که تو تا شش روز ديگر خواهي مرد، پس امر خودت را جمع‏آوري کن و به جانشيني بعد از خودت وصيّت مکن که غيبت تامّه واقع شده، پس ظهور نيست مگر به اذن خداوند - عزّوجلّ - و آن بعد از طول مدّت و قساوت دل‏ها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود. و از شيعيان من کساني خواهند آمد که ادعاي مشاهدت کنند، آگاه باشيد! که هر کس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهدت کند؛ دروغگوي افترا زننده است. ولا حول ولا قوّة إلاّ باللَّه العليّ العظيم. مي‏گويد: آن‏گاه ما از توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم و چون روز ششم به نزد او بازگشتيم، در حال احتضار بود. پس از او پرسيديم: چه کسي وصيّ بعد از توست؟

در جواب فرمود: «للَّهِِ أَمْرٌ هُوَ بالِغُهُ؛ خداوند را امري است که خود آن را خواهد رسانيد و از دنیا رفت - که خدا از او راضي باد - و آن آخرين سخني بود که از او شنيده شد. [1]

___________________________
[1] کمال الدين: 516:2.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۴, ۳۱/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #9
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
8- ادا کردن بعضي از حقوق آن حضرت بر ما




اوّل: به حکم عقل اداي حقوق کساني که حق بر گردن انسان دارند از مهم‏ترين امور است و اين واضح است.

دوم: به حکم شرع نيز اداي حقوق از مهم‏ترين امور مي‏باشد، چند روايت بر اين معني دلالت دارد، از جمله:

ثقة الاسلام کليني‏رحمه الله در اصول کافي به سند صحيحي از حضرت ابي عبد اللَّه جعفر بن محمد صادق‏عليه السلام آورده که فرمود:
خداوند به چيزي بهتر از اداي حقّ مؤمن عبادت نشده است.

و در بحار از امير المؤمنين‏ (علیه السلام) روايت شده که فرمود: اداي حقوق برادران ديني بهترين اعمال متّقين است.

سوم: اين‏که آن حضرت حقوق بسيار بزرگي برعهده ما دارد که تعدادی را شرح می دهم :
1- حق وجود و هستي
وجه اول : امام زمان و پدران بزرگوارش‏عليهم السلام واسطه هستند در رساندن فيض‏هاي الهي به ساير مخلوقات و به همين معني در دعاي ندبه اشاره شده که: «أَيْنَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَيْنَ الأَرْضِ وَالسَّماءِ»؛ کجاست آن وسيله‏اي که فيوضات آسمان را به ا هل زمين مي‏رساند.
وجه دوم : مقصود از آفرينش تمام آنچه خداوند متعال آفريده،آن حضرت و پدران طاهرينش مي‏باشند، يعني اين‏ها علّت‏غايي آفرينش هستند و آنچه هست به خاطر اين‏ها آفريده شده است. مؤيّد اين وجه روايتي است که از امير المؤمنين علي‏عليه السلام آمده: «نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَالخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا» [1]
2- حق بقاء در دنيا

[b]بايد توجه داشته باشيم که اگر امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نبود، يک ساعت هم زنده نمي‏مانديم
و بلکه هيچ چيز در اين دنيا برقرار نمي‏بود، دليل بر اين معني روايتي است که ثقة الاسلام کليني در کافي به سند صحيحي از حسن بن علي الوشّاء آورده است که گفت: از حضرت ابوالحسن امام رضاعليه السلام پرسيدم که: آيا زمين به غير امام باقي مي‏ماند؟ فرمود: نه. گفتم: اين‏طور روايت کرده‏اند که در حالي زمين [بدون امام] باقي بماند که خداوند بر بندگان خشم گرفته باشد؟ فرمود: خير، باقي نماند، در اين صورت درهم فرو ريزد. [2] .

در روايت ديگري از حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام آماده است: اگر زمين بدون امام بماند، از هم مي‏پاشد. [3] .
3- حق قرابت و خويشاوندي پيغمبر
در سوره حمعسق [شوري] آمده: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ اَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِي القُرْبي»؛ [4] بگو که من از شما بر تبليغ رسالت توقع مزدي ندارم جز اين‏که در مورد خويشاوندانم مودّت ورزيد.

از حضرت ابوجعفر امام محمد باقرعليه السلام روايت شده که منظور از (القربي) در اين آيه امامان هستند. [5] .

و در حديث نداي حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - هنگام ظهورش آمده است: و از شما مي‏خواهم شما را به خدا و حقّ رسول خدا و حقّ خودم بر شما - که مرا بر شما حقّ قرابت و خويشاوندي پيغمبر هست . [6] .
4- حق پدر بر فرزند
شيعيان از باقيمانده گل خاندان وحي آفريده شده‏اند، همان‏طوري که فرزند از پدر به وجود مي‏آيد. در کتاب کافي از حضرت رضاعليه السلام روايت شده که فرمود: «اَلإِمامُ: الأَنِيسُ الرَّفِيقُ وَالوالِدُ الشَّفِيقُ»؛ [7] امام: همدم همراه و پدر مهربان است.

و از پيغمبر اکرم‏صلي الله عليه وآله روايت است که فرمود: من و علي دو پدر اين امّت هستيم. [8] از حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام روايت شده است که فرمود: خداوند ما را از علّيين آفريد و ارواح ما را از بلنداي آن خلق کرد، و ارواح شيعيان ما را از علّيين و بدن‏هايشان را از پايين آن آفريد، از همين روي بين ما و آنان نزديکي برقرار است و دل‏هاي ايشان به سوي ما مشتاق. [9] .
در اين‏جا سخن را به درازا نمي‏کشيم چون شمارش حقوق آن بزرگوار از ما برنمي‏آيد، خدا مي‏داند که حقوق آن حضرت چقدر است.
دليل بر اين، روايتي است در بحار از امام جعفر صادق‏عليه السلام که فرمود: هيچ کس نمي‏تواند خداوند را توصيف کند و به کُنه قدرت و عظمتش پي ببرد و همين‏طور که کسي نمي‏تواند به کُنه و وصف خداوند برسد و نهايت قدرت و عظمتش را درک کند، هم‏چنان احدي نتواند به وصف رسول خداصلي الله عليه وآله و فضيلت ما دست يابد.
کسي نمي‏تواند دريابد که خداوند چه به ما داده و چه حقوقي از ما را واجب کرده، و همان‏گونه که هيچ کس نمي‏تواند فضيلت ما و آنچه خداوند از حقوق ما واجب نموده را دريابد، همچنين کسي نمي‏تواند حق مؤمن را توصيف کند و آن را انجام دهد....
پوشيده نماند که تمام حقوق مؤمن از شاخه‏هاي حقوق و فضيلت ائمه‏عليهم السلام است.
چهارم:
اهتمام و کوشش براي اداي حقوق، مايه رفعت و بزرگي در درگاه الهي است، و هرکس در اين راه کوشش و اهتمامش بيشتر و تمام‏تر باشد در پيشگاه خداوند عزيزتر و گرامي‏تر خواهد بود. دليل بر اين معني روايتي است که در احتجاج از امام يازدهم حضرت ابومحمد حسن عسکري‏عليه السلام آمده که فرمود: آن‏که بيشتر حقوق برادرانش را مي‏شناسد و بيشتر در اداي آن‏ها کوشش مي‏کند در پيشگاه خداوند منزلتش بالاتر است. [10] .
___________________________________
[1] در نهج البلاغه، نامه 28 چنين آمده: «فَإِنَّا صَنائِعُ رَبِّنا وَالنَّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا» يعني: پس همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستيم و مردم براي ما ساخته شده‏اند. (مترجم)
[2] اصول کافي: 179:1.

[3] اصول کافي: 179:1.
[4] سوره شوري: آيه 23.

[5] تفسير برهان، سيد هاشم بحراني: 121:2.

[6] الغيبة، ابن ابي زينب، نعماني: 149.
[7] اصول کافي: 200:1.

[8] بحار الانوار: 11:36.

[9] اصول کافي: 389:1.
[10] احتجاج: 267:2.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۰, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
10- حضرت صاحب الزمان در حق او دعا می کند.


واضح است که دعا از بهترين انواع نيکي است، پس اگر مؤمن براي مولاي خود خالصانه دعا کند مولايش هم براي او خالصانه دعا مي‏نمايد، و دعاي آن حضرت کليد هر خير و داس هر شرّ است.شاهد و مؤيّد اين مدّعا روايتي است که قطب راوندي در خرايج آورده که گفت:

جمعي از اهل اصفهان از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابوجعفر محمد بن علويه نقل کردند که:

شخصي به نام عبد الرحمن مقيم اصفهان شيعه بود. از او پرسيدند: چرا به امامت حضرت علي النقي‏عليه السلام معتقد شدي؟

گفت: چيزي ديدم که موجب شد من اين چنين معتقد شوم، من مردي فقير ولي زبان‏دار و پرجرأت بودم، در يکي از سال‏ها اهل اصفهان مرا با جمعي ديگر براي شکايت به دربار متوکّل بردند، در حالي که در آن دربار بوديم دستوري از سوي او بيرون آمد که علي بن محمد بن الرضاعليهم السلام احضار شود.

به يکي از حاضران گفتم: اين مرد کيست که دستور احضارش داده شده؟

گفت: او مردي علوي است که رافضيان معتقد به امامتش هستند. سپس گفت: چنين مي‏دانم که متوکّل او را براي کشتن احضار مي‏کند.

گفتم: از اين‏جا نمي‏روم تا اين مرد را ببينم چگونه شخصي است؟

گويد: آن‏گاه او سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در دو صف ايستاده به او نگاه مي‏کردند. هنگامي که او را ديدم، محبتش در دلم افتاد، بنا کردم در دل براي او دعا کردن که خداوند شرّ متوکّل را از او دفع نمايد، او در بين مردم پيش مي‏آمد و به کاکل اسبش نگاه مي‏کرد، و به چپ و راست نظر نمي‏افکند. من در دل پيوسته برايش دعا مي‏کردم. هنگامي که کنارم رسيد صورتش را به سويم گردانيد.

آن‏گاه فرمود: خداوند دعايت را مستجاب کند، و عمرت را طولاني و مال و فرزندت را زياد سازد.
از هيبت او به خود لرزيدم و در ميان رفقايم افتادم.

پرسيدند: چه شد؟

گفتم: خير است و به هيچ مخلوقي نگفتم.
پس از اين ماجرا به اصفهان بازگشتيم، خداوند به برکت دعاي او راه‏هايي از مال بر من گشود به طوري که امروز من تنها هزار هزار درهم ثروت در خانه دارم غير از مالي که خارج از خانه ملک من است، و ده فرزند دارا شدم، و هفتاد و چند سال از عمرم مي‏گذرد، من به امامت اين شخص قائلم که آنچه در دلم بود دانست و خداوند دعايش را درباره‏ام مستجاب کرد. [1] .

مي‏گويم: اي خردمند نگاه کن چگونه امام هادي‏عليه السلام دعاي اين مرد را پاداش داد به اين‏که در حق او دعا کرد به آنچه دانستي. با اين‏که در آن هنگام او از اهل ايمان نبود

پس آيا چگونه درباره حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام فکر مي‏کني؟ به گمانت اگر برايش دعا نمايي او دعاي خير در حقّت نمي‏کند، با اين‏که تو از اهل ايمان هستي؟ نه سوگند به آن‏که انس و جنّ را آفريد، بلکه آن جناب براي اهل ايمان دعا مي‏کند، هرچند که خودشان از اين جهت غافل باشند، زيرا که او وليّ احسان است

در تأييد آنچه در اين‏جا ذکر شد يکي از برادران صالح برايم نقل کرد که آن حضرت‏عليه السلام را در خواب ديده، آن حضرت به او فرموده‏اند: من براي هر مؤمني که پس از ذکر مصائب سيد الشهدا در مجالس عزاداري دعا نمايد، دعا مي‏کنم. از خداوند توفيق انجام اين کار را خواهانيم که البته او مستجاب کننده دعاها است.

____________________

[1] الخرايج: باب حادي عشر في معجزات الامام علي بن محمد الهادي‏عليه السلام.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  صدقات ما برای سلامتیِ امام زمان ali1455 0 152 ۱۲/اسفند/۹۶ ۲۳:۱۶
آخرین ارسال: ali1455
  تا رسیدن به محضر امام زمان : شناخت مادر امام مصباح 5 1,475 ۳/اسفند/۹۴ ۱۱:۲۹
آخرین ارسال: مصباح
  انسان‌ها در برابر وجود مقدس امام عصر(عجّل الله تعالي فرجه) جواد مخبریان 1 729 ۳۰/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۴
آخرین ارسال: جواد مخبریان
Lightbulb (B)ساخت مسجدی به دستور امام زمان عجل الله (روایتی از یک معجزه) oO DaViD Oo 1 1,434 ۱۷/فروردین/۹۴ ۱۷:۰۸
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
  دانلود مداحی ها و نواهای مذهبی در مورد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جویای حقیقت 57 24,648 ۲۹/اسفند/۹۳ ۰:۴۸
آخرین ارسال: جویای حقیقت
  دلایل دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) Farzaneh 8 2,742 ۶/دی/۹۳ ۲۱:۲۸
آخرین ارسال: Farzaneh
  (A+)صفتی که تمام یاران امام زمان دارند و صفتی که هیچ یک از یاران امام زمان ندارند!!!!!!!! علی 110 4 8,744 ۲۴/آبان/۹۳ ۹:۴۵
آخرین ارسال: راوی110

پرش در بین بخشها:


بالا