شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
یک سوال :
اگه واقعا ایران استعداد جمعییت بیشتر از این رو داره و منابعش خیلی زیاد تره چرا جمعیت کنونی مستلزم صرفه جویی و نگاه داشت منابع برای نسل های آینده هست؟
به نام خدا
در مورد ازدیاد جمعیت باید این نکته را هم ذکر کرد که همین الان که به قول بعضیها جمعیت رشد منفی داره، چند درصد از جوانان ما واقعا معتقد هستند. اتفاقات و حوادثی که در این چند سال اتفاق افتاد اکثر قریب به اتفاق افراد شرکت کنند در آنها را جوانان تشکیل میدادند که اعتقاد درست و حسابی هم خیلیهاشون نداشتن. در واقع منظورم این است که ازدیاد ناگهانی جمعیت بدون زیر ساخت مهمترین مشکلی که در پی دارد مشکل امنیتی میباشد. ازدیاد جمعیت در صورتی موثر و خوب است که اول اعتقاد جامعه را قوی کنیم و بعد بر مشکلات اقتصادی فائق آییم. چقدر کار اعتقادی درست در مورد همین جوانان معاصر که جمعیتشان در حال کم شدن هم هست انجام شده. جالبه با اون همه سختگیریها در دوران مدرسه و در خیابان و گشت ارشاد، هر روز افراد بیشتری از همین جوانان از دین زده میشوند هر روز حوادث ناراحت کننده بیشتری را رقم میزنند و هر روز عده بیشتری مخالف میشوند که نقطه انفجاری آن هم همین چند سال پیش و وقایع بعد از انتخابات بود. حال فکر کنید اگر تعداد این جوانها چند برابر بود آیا نظام میتوانست در برابر آنها پایداری کند؟؟؟؟ اگر شورش میکردند و جمعیتشان چندین برابر جمعیت کنونی بود بحرانی ایجاد میشد که هیچ جور نمیشد جمعش کرد مگر با کشتار و بگیر و ببند وسیع و در واقع جمعیتی که اینهمه بر افزایش آن تاکید شده بود یا پشت میله های زندان بود یا کشته شده بود. مطمئن باشید در آن حالت ازدیاد جمعیت جوان، تحرک رسانه های ضد دین برای منحرف کردن جوانان چندین و چند برابر میشد و به جای اینکه ازدیاد جمعیت یک فرصت باشد تبدیل به یک تهدید بزرگ میشد که حتی ممکن بود باعث جنگ داخلی شود. بهتر است عمیقتر به مسایل نگاه کرد. شما خودتان وجدان خودتان را قاضی کنید چند درصد از جوانان دور و اطراف خودتان مومن واقعی و معتقد واقعی و نه اسمی هستند و به فکر منافع جمعی هستند تا شخصی، واقعا چند درصدشان مسلمان واقعی هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ژاپنیها مسلمان نیستند ولی بهتر از مسلمانان به فرامین اسلامی عمل میکنند که مهمترینش این است که منافع جمعی را به فردی ترجیح میدهند. هیچ کشوری پیشرفت نمیکند مگر اینکه منافع جمعی در ان کشور به منافع فردی ارجح باشد. حال خود ببینید که در کشور ما که یکی از مشکلات اصلی آن تامین مرغ و گوشت است و با گرانی آنها مردم متوسط رو به بالا یخچالهای خود را پر از مرغ بیش از نیاز خود میکنند و برایشان مهم نیست که مردم فقیر و مستضعف چکار میکنند آیا ما لیاقت این را داریم که جمعیتمان را زیاد کنیم؟؟؟؟ بله در یک صورت داریم در صورتی که اکثر قریب به اتفاقمان مسلمان ذاتی و معتقد ذاتی و پایبند به اخلاقیات شویم که متاسفانه یا نیستیم یا به صورت ظاهری و ریاکارانه هستیم و این هم میشود وضع اقتصادی کشورمان.
1- وقتی زیاد بچه میارین همچین اتفاقی میفته:
2- جامعه ی هدف طرح های این آقایون (مثل بیمه ی رایگان و کمک مالی برای نوزادا و...) جمعیت قشر ضعیف و محرومه و روی طبقات مرفه تاثیری نداره. چرا که این طبقه به کمک های مالی نیاز نداره.
نتیجه این که از افزایش فقر و فاصله ی طبقاتی لذت ببرید، تا برنامه ی بعد خدانگه دار!!!!
لطفا به مطالب که بخشی از مقاله ایست که در سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درج شده و در رابطه با تلاش هدفمند اهل سنت برای افزایش جمعیت اهل تسنن در ایران هست توجه کنید:
1- امروزه به صورت رسمي و غيررسمي تبليغ ميكنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنرانيها تصريح ميكنند كه با اين كار ميخواهند به مرحلهاي برسند كه ايران به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ چهار زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است.[حتی با دادن مبلغی پول به خانواده های شیعه فقیر، با دختران شیعه ازدواج میکنند]
۲- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است اما در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است. در برخي روستاهاي مختلط نشين (شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستايي را سراغ داريم كه در گذشته 65% آن را شيعيان و 35% را سنيها تشكيل ميدادند اما امروزه 86% را سنيها تشكيل ميدهند.[دقت کنید! در روستا ها، یعنی همانجاهایی که از نظر شما دارای سطح توقعات پائینی هستند. آنها چرا؟؟؟!!!]
۳- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهرهاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. در شهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان - رشت و مشهد، چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند، كرمان و غيره.[پس مشکل فقط در مناطق کرد نشین نیست، همه گیر است!!]
گفتني است در يكي از شهركهاي مشهد دو مدرسه وجود دارد. دبستان و راهنمايي دخترانه و نيز دبيرستان دخترانه. دبيرستان دخترانه ۸۰% شيعه و ۲۰% سني دارد اما دبستان و ابتدايي دخترانه ۸۰% سني و ۲۰% شيعه. راز اين اختلاف چيست؟ از زماني كه كنترل جمعيت در كشور باب شد و شيعيان كم فرزندي را پيشه خود كرده و سنيها افزايش جمعيت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بيشتري در بين اهل سنت به دنيا آمدند و آنها هم اينك در سن تا ۱۳- ۱۴ سالگي هستند لذا همگي در مدرسه ابتدايي و راهنمايي درس ميخوانند اما سه سال بعد كه بزرگتر ميشوند به دبيرستان خواهند رفت و دبيرستان نيز تركيب ۸۰% سني خواهد يافت و شيعيان ۲۰% ابتدايي اقليتي در دبيرستان خواهند شد.
خطر دیگری که برای اهل تسنن ساکن ایران وجود دارد، تبلیغات گسترده و هابیون برای وهابی کردن این جمعیت است. که با بی تدبیری مسئولین امار گرایش به وهابیت روز به روز بیشتر می شود.
به راستی وظیفه ما در شیعه خانه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست؟
چگونه اماممان را یاری می کنیم؟
(۹/مرداد/۹۱ ۱۲:۴۳)Asma نوشته است: [ -> ]لطفا به مطالب که بخشی از مقاله ایست که در سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درج شده و در رابطه با تلاش هدفمند اهل سنت برای افزایش جمعیت اهل تسنن در ایران هست توجه کنید:
1- امروزه به صورت رسمي و غيررسمي تبليغ ميكنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنرانيها تصريح ميكنند كه با اين كار ميخواهند به مرحلهاي برسند كه ايران به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ چهار زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است.[حتی با دادن مبلغی پول به خانواده های شیعه فقیر، با دختران شیعه ازدواج میکنند]
۲- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است اما در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است. در برخي روستاهاي مختلط نشين (شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستايي را سراغ داريم كه در گذشته 65% آن را شيعيان و 35% را سنيها تشكيل ميدادند اما امروزه 86% را سنيها تشكيل ميدهند.[دقت کنید! در روستا ها، یعنی همانجاهایی که از نظر شما دارای سطح توقعات پائینی هستند. آنها چرا؟؟؟!!!]
۳- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهرهاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. در شهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان - رشت و مشهد، چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند، كرمان و غيره.[پس مشکل فقط در مناطق کرد نشین نیست، همه گیر است!!]
گفتني است در يكي از شهركهاي مشهد دو مدرسه وجود دارد. دبستان و راهنمايي دخترانه و نيز دبيرستان دخترانه. دبيرستان دخترانه ۸۰% شيعه و ۲۰% سني دارد اما دبستان و ابتدايي دخترانه ۸۰% سني و ۲۰% شيعه. راز اين اختلاف چيست؟ از زماني كه كنترل جمعيت در كشور باب شد و شيعيان كم فرزندي را پيشه خود كرده و سنيها افزايش جمعيت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بيشتري در بين اهل سنت به دنيا آمدند و آنها هم اينك در سن تا ۱۳- ۱۴ سالگي هستند لذا همگي در مدرسه ابتدايي و راهنمايي درس ميخوانند اما سه سال بعد كه بزرگتر ميشوند به دبيرستان خواهند رفت و دبيرستان نيز تركيب ۸۰% سني خواهد يافت و شيعيان ۲۰% ابتدايي اقليتي در دبيرستان خواهند شد.
خطر دیگری که برای اهل تسنن ساکن ایران وجود دارد، تبلیغات گسترده و هابیون برای وهابی کردن این جمعیت است. که با بی تدبیری مسئولین امار گرایش به وهابیت روز به روز بیشتر می شود.
به راستی وظیفه ما در شیعه خانه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست؟
چگونه اماممان را یاری می کنیم؟
به نام خدا
حرف شما درسته ولی کیفیت زندگی آنها و نا امنی گسترده ای که ایجاد میکنند را هم مورد توجه قرار دهید. آنها با حداقلها و بدون داشتن استاندارد لازم زندگی، در حال حیات هستند و فجایع زیادی را هم رقم میزنند بعد هم خیلی از آنها فقط نامشان سنی است و اصلا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
(۹/مرداد/۹۱ ۱۲:۴۹)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا
حرف شما درسته ولی کیفیت زندگی آنها و نا امنی گسترده ای که ایجاد میکنند را هم مورد توجه قرار دهید. آنها با حداقلها و بدون داشتن استاندارد لازم زندگی، در حال حیات هستند و فجایع زیادی را هم رقم میزنند بعد هم خیلی از آنها فقط نامشان سنی است و اصلا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
شما به نتیجه ازدیاد جمعیت همین "سنی های بی اعتقاد" توجه کنید. به نفع ماست؟
چیزی که من تو ارسالهای دوستان در این تاپیک و جاهای دیگه می بینم فقط ترس از فقره!
گاهی با خودمون فکر کنیم که از خدا بیشتر می ترسیم یا از فقر؟
همین پدر و مادر های ما قبل از انقلاب و زمان جنگ چطور زندگی می کردن مگه؟ اغلب با 5-6 تا بچه؟
برای راحت طلبی خودمون بهانه نیاریم...
امام زمانمو نو و مملکتمو نو به "استانداردها" نفروشیم...
(۹/مرداد/۹۱ ۱۳:۱۰)Asma نوشته است: [ -> ] (۹/مرداد/۹۱ ۱۲:۴۹)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا
حرف شما درسته ولی کیفیت زندگی آنها و نا امنی گسترده ای که ایجاد میکنند را هم مورد توجه قرار دهید. آنها با حداقلها و بدون داشتن استاندارد لازم زندگی، در حال حیات هستند و فجایع زیادی را هم رقم میزنند بعد هم خیلی از آنها فقط نامشان سنی است و اصلا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
شما به نتیجه ازدیاد جمعیت همین "سنی های بی اعتقاد" توجه کنید. به نفع ماست؟
چیزی که من تو ارسالهای دوستان در این تاپیک و جاهای دیگه می بینم فقط ترس از فقره!
گاهی با خودمون فکر کنیم که از خدا بیشتر می ترسیم یا از فقر؟
همین پدر و مادر های ما قبل از انقلاب و زمان جنگ چطور زندگی می کردن مگه؟ اغلب با 5-6 تا بچه؟
برای راحت طلبی خودمون بهانه نیاریم...
امام زمانمو نو و مملکتمو نو به "استانداردها" نفروشیم...
به نام خدا
یک سوال آیا شخصی میتواند خود را از بالای برج میلاد به امید اینکه از مرگ نمیترسد و تا خداوند متعال نخواهد نمیمیرد، به پایین بپرد مطمئن باشید این شخص به علت اینکه از اصلی ترین نعمت خداوند متعال که همان عقل میباشد استفاده نکرده و کفران نعمت کرده در ان دنیا عذاب میبیند. این مثال را اگر به مساله ازدیاد جمعیت تعمیم دهیم دقیقا متوجه میشویم که اگر بدون توجه به مسایل اقتصادی و امنیتی و بدون رجوع به عقل و فکر به سمت ازدیاد جمعیت برویم یعنی اینکه به نوعی خودکشی اجتماعی کرده ایم و از عقل استفاده نکرده ایم و همین یعنی کفران نعمتی که خداوند متعال به انسان عطا فرموده اند و انسان را بوسیله عقل از موجودات دیگر متمایز فرموده اند. پس ترس از فقر نیست ترس از آینده بدون تفکر و تعقل میباشد که نتیجه ان را همین الان هم در وضع کشور به راحتی مشاهده میکنیم. کاربر محترم چرا تا میخواهیم منطقی بحث کنیم سریعا هرکسی مخالف افکارتان میباشد را به عدم ترس از خداوند متعال و عدم پیروی از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متهم میکنید. استفاده نکردن از عقل در امور مهم مملکتی چه ربطی به نداشتن ترس از خداوند متعال دارد. ایا شخصی میتواند بدون اینکه نفس بکشد زندگی کند و بعد بگوید من از خفگی نمیترسم. مطمئن باش این شخص به علت عدم استفاده از عقل عذاب دوچندان خواهد کشید. مشکل ما ترس از فقر نیست مشکل ما ترس از بی ایمانی بعد از فقر به علت عدم تفکر در برنامه ریزیها میباشد.
(۹/مرداد/۹۱ ۱۳:۲۸)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا
یک سوال آیا شخصی میتواند خود را از بالای برج میلاد به امید اینکه از مرگ نمیترسد و تا خدا نخواهد نمیمیرد، به پایین بپرد مطمئن باشید این شخص به علت اینکه از اصلی ترین نعمت خدا که همان عقل میباشد استفاده نکرده و کفران نعمت کرده در ان دنیا عذاب میبیند. این مثال را اگر به مساله ازدیاد جمعیت تعمیم دهیم دقیقا متوجه میشویم که اگر بدون توجه به مسایل اقتصادی و امنیتی و بدون رجوع به عقل و فکر به سمت ازدیاد جمعیت برویم یعنی اینکه به نوعی خودکشی اجتماعی کرده ایم و از عقل استفاده نکرده ایم و همین یعنی کفران نعمتی که خدا به انسان داده و انسان را بوسیله عقل از موجودات دیگر جدا کرده. پس ترس از فقر نیست ترس از آینده بدون تفکر و تعقل میباشد که نتیجه ان را همین الان هم در وضع کشور به راحتی مشاهده میکنیم. کاربر محترم چرا تا میخواهیم منطقی بحث کنیم سریعا هرکسی مخالف افکارتان میباشد را به عدم پیروی از امام زمان و عدم ترس از خدا متهم میکنید. استفاده نکردن از عقل در امور مهم مملکتی چه ربطی به نداشتن ترس از خدا دارد. ایا شخصی میتواند بدون اینکه نفس بکشد زندگی کند و بعد بگوید من از خفگی نمیترسم. مطمئن باش خداوند این شخص را به علت عدم استفاده از عقل عذاب دوچندان میدهد. مشکل ما ترس از فقر نیست مشکل ما ترس از بی ایمانی بعد از فقر به علت عدم تفکر در برنامه ریزیها میباشد.
نکته اول اینکه آفا فرمودن که باید جمعیت زیاد بشه نه بنده. ایشون هم مطمئنا با دلیل و منطق این حرف رو زدن. ماکه تا بحال حرف غیر عقلانی از ایشون نشنیدیم شما چطور؟
نکته دوم اینکه زیاد بچه داشتن مساوی نیست با عدم برنامه ریزی. میتوان با برنامه ریزی درست، منطقی و آگاهانه، بچه دار شد.اگر همه چیز را یکجا نخواهیم، سطح توقعاتمان را پائین بیاوریم فرزندانمان را مصرف گرا و راحت طلب بار نیاوریم و...برای این منظور باید کمی خردمندانه زندگی کردن را بیاموزیم و مسئولیت پذیر باشیم. اگر ما تلاش کنیم خدا هم بی شک یاری می کند.
سوالی که برام از جوابهای شما پیش اومد اینه که آیا فقر = بی ایمانی؟ آیا همه یا اکثریت فقرا بی ایمانند؟ آیا ایمان با بی توجهی به امر ولی فقیه تناسب دارد؟
در ضمن مثالهاتون اصلا مرتبط با موضوع نبود. خفگی = مرگ اما آیا زیاد بچه داشتن= فقر؟
پس اینائی که ما اطرافمون می بینیم توهمه؟
(۹/مرداد/۹۱ ۱۳:۵۷)Asma نوشته است: [ -> ] (۹/مرداد/۹۱ ۱۳:۲۸)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا
یک سوال آیا شخصی میتواند خود را از بالای برج میلاد به امید اینکه از مرگ نمیترسد و تا خدا نخواهد نمیمیرد، به پایین بپرد مطمئن باشید این شخص به علت اینکه از اصلی ترین نعمت خدا که همان عقل میباشد استفاده نکرده و کفران نعمت کرده در ان دنیا عذاب میبیند. این مثال را اگر به مساله ازدیاد جمعیت تعمیم دهیم دقیقا متوجه میشویم که اگر بدون توجه به مسایل اقتصادی و امنیتی و بدون رجوع به عقل و فکر به سمت ازدیاد جمعیت برویم یعنی اینکه به نوعی خودکشی اجتماعی کرده ایم و از عقل استفاده نکرده ایم و همین یعنی کفران نعمتی که خدا به انسان داده و انسان را بوسیله عقل از موجودات دیگر جدا کرده. پس ترس از فقر نیست ترس از آینده بدون تفکر و تعقل میباشد که نتیجه ان را همین الان هم در وضع کشور به راحتی مشاهده میکنیم. کاربر محترم چرا تا میخواهیم منطقی بحث کنیم سریعا هرکسی مخالف افکارتان میباشد را به عدم پیروی از امام زمان و عدم ترس از خدا متهم میکنید. استفاده نکردن از عقل در امور مهم مملکتی چه ربطی به نداشتن ترس از خدا دارد. ایا شخصی میتواند بدون اینکه نفس بکشد زندگی کند و بعد بگوید من از خفگی نمیترسم. مطمئن باش خداوند این شخص را به علت عدم استفاده از عقل عذاب دوچندان میدهد. مشکل ما ترس از فقر نیست مشکل ما ترس از بی ایمانی بعد از فقر به علت عدم تفکر در برنامه ریزیها میباشد.
نکته اول اینکه آفا فرمودن که باید جمعیت زیاد بشه نه بنده. ایشون هم مطمئنا با دلیل و منطق این حرف رو زدن. ماکه تا بحال حرف غیر عقلانی از ایشون نشنیدیم شما چطور؟
نکته دوم اینکه زیاد بچه داشتن مساوی نیست با عدم برنامه ریزی. میتوان با برنامه ریزی درست، منطقی و آگاهانه، بچه دار شد.اگر همه چیز را یکجا نخواهیم، سطح توقعاتمان را پائین بیاوریم فرزندانمان را مصرف گرا و راحت طلب بار نیاوریم و...برای این منظور باید کمی خردمندانه زندگی کردن را بیاموزیم و مسئولیت پذیر باشیم. اگر ما تلاش کنیم خدا هم بی شک یاری می کند.
سوالی که برام از جوابهای شما پیش اومد اینه که آیا فقر = بی ایمانی؟ آیا همه یا اکثریت فقرا بی ایمانند؟
در ضمن مثالهاتون اصلا مرتبط با موضوع نبود. خفگی = مرگ اما آیا زیاد بچه داشتن= فقر؟
پس اینائی که ما اطرافمون می بینیم توهمه؟
به نام خدا
چرا دائما شما در حال محکوم کردنی یا میگویی از خداوند متعال نمیترسیم یا میگویی از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیروی نمیکنیم یا میگویی رهنمودهای مقام معظم رهبری را نشنیدم. شما در این مملکت زندگی میکنید ؟؟؟؟ دیگه حتما با گرونی هم دست و پنجه نرم میکنید دیگه نمیدونم مثل من مستاجر هم هستید یا نه تا متوجه شوید همین الان که رشد جمعیت منفیه چه فشاری بر دوش افرادی مثل من که میخواهند از راه حلال امرار معاش کنند و متاسفانه تعدادشان روز به روز زیاد میشود و خیلیهایشان هم به خاطره فشار زندگی از راه حلال منحرف مشوند و به حرامخواری روی میاورند، وجود دارد. من با رهنمودهای مقام معظم رهبری کاملا موافقم که ایشان چیزی میبینند که شاید من نبینم ولی متاسفانه در اکثر مواقع رهنمودهای ایشان توسط مدیران نالایق سو برداشت میشود و نتیجه معکوس میدهد و مشکل ما هم همین قسمت اجرای این طرحها بدون در نظر گرفتن رهنمودهای مقام معظم رهبری و بدون تفکر برای اجرای آن میباشد، نکند شما هم با این سخن گوهر بار امیر المومنین علی (علیه السلام) آشنایی ندارید که فرمودند: از دري كه فقر وارد شود از در ديگر دين و ايمان خارج ميشود..
احتمالا شما دچار سوء برداشت از حرفهای بنده شده اید. من در جایگاهی نیستم که کسی را محکوم به چیزی بکنم که نمی دانم. قصد من فقط یک تلنگر بود تا فقط از یک بعد به موضوع نگاه نکنیم. گاهی هم باید لایه های دیگر و دور نمائی از تصمیماتی را که می گیریم را مد نظر داشته باشیم.
من هم مثل شما در همین جامعه با همه مشکلاتش زندگی میکنم. مشکلات برای من هم هست.مستاجری و گرانی را هم می فهمم. اما باید بپذیریم و باور کنیم که ما در وسط میدان جنگیم. آیا اگر بعنوان مثال در جبهه یک سرباز یا یک فرمانده اشتباه کرد ما باید کل عملیات را متوقف کنیم یا خود را تسلیم دشمن کنیم؟ یا اگر به میدان مین رسیدیم عقب نشینی کنیم؟ جنگ زخمی دارد، جانباز دارد، شهید دارد...
استادی داشتم که می گفت اینکه جنگ ما مقدس است به این خاطر نبود که جوانان ما به هدف دفاع از سرزمینشان جنگیدند چون حب وطن در همه هست و این قبیل فداکاریها در خیلی کشور های دیگر هم سابقه داشته. چیزی که جنگ ما را مقدس می کند این است که اگر در آن روز ها از یک بسیجی 14-15 ساله علت آمدنش به جبهه را می پرسیدید می گفت چون رهبر و ولی امر دستور داده. این یعنی بلوغ فکری برای ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف). یعنی هر چه ولی گفت بگوئیم چشم! همین.
آقای "عدالت". میشه لطفا به سوالاتی که در چند پست قبلتر پرسیدم جواب بدین تا نکات مبهم روشن بشه.
بازم تکرار می کنم:
آیا فقر = بی ایمانی؟ آیا همه یا اکثریت فقرا بی ایمانند؟ آیا ایمان با بی توجهی به امر ولی فقیه تناسب دارد؟
آیا زیاد بچه داشتن= فقر؟
ممنون