تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دعای وداع ماه رمضان***بسيار مفيد
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3

اَللَّهُمَّ اِنَّا اَهْلُ
هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ، وَ وَفَّقْتَنا بِمَنِّكَ لَهُ حينَ جَهِلَ
بارالها ما اهل اين ماهيم كه ما را به آن شرافت بخشيدى، و توفيق ادراكش را به ما عنايت فرمودى آنگاه كه

الْاَشْقِيآءُ وَقْتَهُ، وَ حُرِمُوا لِشِقآئِهِمْ فَضْلَهُ. اَنْتَ وَلِىُّ ما اثَرْتَنا
تيره‏بختان وقتش را نشناختند، و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند. تويى سرپرست آنچه از معرفتش

بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ، وَ هَدَيْتَنا لَهُ مِنْ سُنَّتِهِ، وَ قَدْ تَوَلَّيْنا بِتَوْفيقِكَ
كه ما را بدان برترى دادى، و آنچه از سنّتش كه ما را بدان رهنمون شدى، و ما به توفيق تو

صِيامَهُ وَقِيامَهُ عَلى‏ تَقْصيرٍ، وَاَدَّيْنا فيهِ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ.
به روزه و نماز آن برخاستيم همراه با تقصير، و در آن اندكى از بسيار را بجا آورديم.

اَللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ اِقْراراً بِالْاِسآئَةِ، وَ اعْتِرافاً بِالْاِضاعَةِ،
خداوندا پس تو را سپاس همراه با اقرار به بديهامان، و اعتراف به سهل‏انگاريمان،

وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنا عَقْدُ النَّدَمِ، وَ مِنْ اَلْسِنَتِنا صِدْقُ الْاِعْتِذارِ،
در حالى كه در قلوبمان ندامت قطعى، و بر زبانمان عذر صادقانه داريم،

فَاْجُرْنا عَلى‏ ما اَصابَنا فيهِ مِنَ التَّفْريطِ اَجْراً نَسْتَدْرِكُ بِهِ الْفَضْلَ الْمَرْغُوبَ فيهِ،
پس ما را با توجه به اعتراف به تقصيرى كه در اين ماه داشتيم مزدى عنايت كن كه تدارك كننده فضيلت‏هاى دلخواهمان،

وَ نَعْتاضُ بِهِ مِنْ اَنْواعِ الذُّخْرِ الْمَحْرُوصِ عَلَيْهِ،
و جايگزين ذخيره‏هايى كه مورد علاقه ماست باشد،

وَ اَوْجِبْ لَنا عُذْرَكَ عَلى‏ ما قَصَّرْنا فيهِ مِنْ حَقِّكَ،
و عذر ما را در كوتاهى از اداى حقّت قبول كن،

وَ ابْلُغْ بِاَعْمارِنا ما بَيْنَ اَيْدينا مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ الْمُقْبِلِ،
و آينده عمرمان را به ماه رمضان آينده كه در پيش داريم برسان،

فَاِذا بَلَّغْتَناهُ فَاَعِنّا عَلى‏ تَناوُلِ ما اَنْتَ اَهْلُهُ‏مِنَ الْعِبادَةِ،
و چون ما را به آن رساندى ما را بر انجام عبادتى كه سزاوار توست يارى ده،

وَ اَدِّنا اِلَى الْقِيامِ بِما يَسْتَحِقَّهُ مِنَ الطّاعَةِ،
و به انجام طاعتى كه شايسته آن ماه است موفق دار،

وَ اَجْرِ لَنا مِنْ صالحِ الْعَمَلِ مايَكُونُ دَرَكاًلِحَقِّكَ فِى‏الشَّهْرَيْنِ مِنْ‏شُهُورِ الدَّهْرِ.
و عمل صالحى را كه موجب تدارك حق تو در آن دو ماه از ماه‏هاى زمان خواهد بود به دست ما جارى فرما.










ادامه دارد ، ان شاء الله
اَللَّهُمَّ وَ ما اَلْمَمْنا بِهِ‏فى شَهْرِنا هذامِنْ لَمَمٍ اَوْ اِثْمٍ، اَوْ واقَعْنا فيهِ مِنْ ذَنْبٍ،
خداوندا هر گناه كوچكى يا بزرگى كه در اين ماه به آن دست زديم، يا معصيتى كه به آن آلوده گشتيم،

وَ اكْتَسَبْنا فيهِ مِنْ خَطيئَةٍ، عَلى‏ تَعَمُّدٍ مِنَّا اَوْ عَلى‏ نِسْيانٍ،
يا خطايى كه مرتكب شديم، از روى عمد يا فراموشى،

ظَلَمْنا فيهِ اَنْفُسَنا، اَوِانْتَهَكْنا بِهِ حُرْمَةً مِنْ غَيْرِنا،
كه در آن به خود ظلم كرده، يا حرمت ديگرى را بدان دريده باشيم،

فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاسْتُرْنا بِسِتْرِكَ، وَ اعْفُ عَنّا بِعَفْوِكَ،
پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از همه آنها در پرده ستّارى حضرتت بپوشان، و به عفوت از ما بگذر،

وَ لاتَنْصِبْنا فيهِ لِاَعْيُنِ الشّامِتينَ، وَ لاتَبْسُطْ عَلَيْنا فيهِ اَلْسُنَ الطّاعِنينَ،
و ما را در آن ماه شهره در برابر ديده شماتت كنندگان قرار مده، و زبان طعنه‏زنندگان را بر ما باز مكن،

وَ اسْتَعْمِلْنا بِما يَكُونُ حِطَّةً وَ كَفّارَةً لِما اَنْكَرْتَ مِنّا فيهِ،
و ما را به كارى بدار كه سبب فرونهادن گناهان و پوشاندن آن چيزى شود كه در آن ماه بر ما نمى‏پسندى،

بِرَاْفَتِكَ الَّتى لاتَنْفَدُ، وَ فَضْلِكَ الَّذى لايَنْقُصُ.
به مهربانيت كه پايان ندارد، و احسانت كه كاستى نمى‏پذيرد.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اجْبُرْ مُصيبَتَنا بِشَهْرِنا،
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و ضايعه دردآور از دست رفتن رمضانمان را جبران كن،

وَ بارِكْ لَنا فى يَوْمِ عيدِنا وَ فِطْرِنا، وَاجْعَلْهُ مِنْ خَيْرِ يَوْمٍ مَرَّ عَلَيْنا،
و روز عيدمان و فطرمان را بر ما مبارك گردان، و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته،

اَجْلَبِهِ لِعَفْوٍ، وَ اَمْحاهُ لِذَنْبٍ، وَ اغْفِرْ لَنا ما خَفِىَ مِنْ ذُنُوبِنا وَ ما عَلَنَ.
بيشترين عفو را موجب، و بيشترين معاصى را محو كننده باشد، و گناهان پنهان و آشكار ما را مورد مغفرت قرار ده.

اَللَّهُمَّ اسْلَخْنا بِانْسِلاخِ هذَا الشَّهْرِ مِنْ خَطايانا،
بارالها پايان يافتن اين ماه را پايان يافتن خطاهايمان قرار ده،

وَ اَخْرِجْنا بِخُرُوجِهِ مِنْ سَيِّئاتِنا،
و به دنبال خارج شدنش ما را از بديهامان خارج كن،

وَ اجْعَلْنا مِنْ اَسْعَدِ اَهْلِهِ بِهِ، وَ اَجْزَلِهِمْ قِسْماً فيهِ، وَ اَوْفَرِهِمْ حَظّاً مِنْهُ.
و ما را از سعادتمندترين اهل اين ماه به آن، و پرنصيب‏ترين آنان در آن، و بهره‏مندترين ايشان از خودت قرار ده.

اَللَّهُمَّ وَ مَنْ رَعى‏ هذَا الشَّهْرَ حَقَّ رِعايَتِهِ، وَ حَفِظَ
بار الها هر كس كه اين ماه را آن طور كه بايسته است رعايت كرده، و احترامش را


حُرْمَتَهُ حَقَّ حِفْظِها، وَ قامَ بِحُدُودِهِ حَقَّ قِيامِها، وَ اتَّقى‏ ذُنوُبَهُ حَقَّ تُقاتِها،
آنچنان كه بايد حفظ نموده، و حدودش را به بهترين صورت بپاداشته، و از گناهانش به نحو صحيح پرهيز كرده،

اَوْ تَقَرَّبَ اِلَيْكَ بِقُرْبَةٍ اَوْجَبَتْ رِضاكَ لَهُ،
يا به وسيله كار خير به تو تقرب جسته كه موجب خشنوديت از وى گشته،

وَ عَطَفَتْ رَحْمَتَكَ عَلَيْهِ، فَهَبْ لَنا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِكَ،
و رحمتت را متوجه او نموده، پس مانند آنچه به او بخشيدى از توانگرى خود به ما ببخش،

وَ اَعْطِنا اَضْعافَهُ مِنْ فَضْلِكَ، فَاِنَّ فَضْلَكَ لا يَغيضُ،
و چندين برابر آن را از فضل خود به ما عطا فرما، زيرا كه فضلت كاستى نگيرد،

وَ اِنَّ خَزآئِنَكَ لاتَنْقُصُ بَلْ تَفيضُ، وَ اِنَّ مَعادِنَ اِحْسانِكَ
و خزائنت نقصان نپذيرد بلكه افزون مى‏شود، و معادن احسانت از بين

لاتَفْنى‏، وَ اِنَّ عَطآءَكَ لَلْعَطآءُ الْمُهَنَّا.
نمى‏رود، و همانا عطاى تو گوارا عطايى است.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اكْتُبْ لَنا مِثْلَ اُجُورِ مَنْ صامَهُ،
بارالها بر محمد و آلش درود
فرست، و همانند پاداش آنان‏كه تا روز رستاخيزاين ماه را روزه گرفته‏اند،

اَوْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ اِلى‏ يَوْمِ الْقِيمَةِ.
يا به بندگى تو در آن اقدام كرده‏اند براى ما ثبت كن.








ادامه دارد ، ان شاء الله
رعايت حق رمضان‏
براى شناخت حق ماه مبارك رمضان و اهتمام در اداى حق آن بايد بينديشيم هدف از روزه چه بوده و چرا خداوند اين ماه را گرامى داشته است.

اين طور كه از بيان معصومان عليهم السلام پيداست، همه حيثيت و منفعتى كه براى روزه متصوّر است، همان جنبه ايجاد مصونيت و ملكه تقوا نسبت به همه اعضا و جوارح انسان است، چرا كه هر يك از اعضا و جوارح، به نحوى در معرض تهديد گناه قرار دارند.
زبان، گوش، چشم، شكم و غريزه جنسى، همه در معرض خطر هستند و روزه يك عمل عبادى تمرينى است كه ابتدايى‏ترين شكل آن، با پرهيز و خوددارى از آشاميدن و خوردن تحقّق پيدا مى‏كند، و زمانى اين عمل به مرحله كمال مى‏رسد كه تورّع و پرهيز، به همه تمايلات و خواهش‏ها تسرّى پيدا كند، يعنى همانگونه شخص براى مدّتى دهان و شكم را از لذايذ، حتى خوردنى‏ها و نوشيدنى‏هاى حلال محروم مى‏كند، بايد چشم و گوش را از ديدن و شنيدن ناروا و حرام باز دارد و غريزه جنسى را مهار كند، در اين صورت نتيجه روزه كه همان توفيق در مالكيت نفس و غرايز است براى انسان حاصل مى‏شود و اگر انسان توانست مالك نفس خود شود، خويش را از خطرات و عواقب سوء دنيوى و اخروى شهوت پرستى حفظ كرده است.
امام على عليه السلام مى‏فرمايد:
«كسى كه زمام تمايلات خود را به دست گرفت و مهار كرد، رستگار است.»
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره مى‏فرمايد:
«روزه، سپر آتش است.»
و اين همان معناى سپر بودن و حايل شدن روزه در برابر آتش است يعنى: روزه ميان انسان و آتش حايل مى‏شود و او را از ابتلاى به آتش شهوات و تمنّيات غرايز باز مى‏دارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند:
«دشمن‏ترين دشمنان همان دشمن درونى است كه بين دو پهلوى تو مى‏باشد.»
اگر توانستى حق روزه را به درستى و با تمام و كمال به جا آورى، در حقيقت به ثمره روزه و دستاورد آن، نيز خواهى رسيد.
جالب اين است كه ثمره تقوا كه خداوند بر روزه مترتّب مى‏فرمايد، ريشه در نگهبانى و پاسدارى از هويّت انسانى دارد و به طور كلى هر ثمره و خصوصيّتى براى روزه ذكر شده، براى تقوا هم ذكر شده است، چون روزه طريق تحصيل همان ملكه است.
امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد:
«به طور قطع امروز، تقوا، سپر از بلا و فردا، راه بهشت الهى است.»
اگر در دنيا سپر را به دست آوردى و اين حائل را در ميان خود و آتش قرار دادى، نتيجه‏اش اين است كه در قيامت هم راه بهشت به سوى تو باز خواهد بود. يعنى بايد تقواى فرد به مرحله‏اى برسد كه احساس نفرت و گريز از پليدى، حرام، گناه و نامشروع را در او، به وجود آورد.
براى به دست آوردن حق ماه رمضان، بايد همه حقوقى كه پيرامون گوش، چشم، زبان، دست و پا، شكم و غريزه جنسى مى‏باشد و همچنين درمان همه دردها و رنج‏ها و خطراتى كه هر يك از اين اعضا و جوارح را تهديد مى‏كند را با عبادت روزه به جا آورد؛ چرا كه با ملكه‏اى كه در سايه اين عبادت براى انسان حاصل مى‏شود، مى‏توان به مبارزه با خطرات برخاست و بر همه آنها پيروز شد، اين از خواص روزه حقيقى است.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
«تو زمانى روزه دارى، كه گوش و چشم و موى و پوست و ديگر اعضاى بدنت روزه باشد، بايد روزى كه روزه دارى با روزهاى ديگرت متفاوت باشند
امير المؤمنين على عليه السلام مى‏فرمايد:
«اگر انسان موفّق شود قلب را از انديشه گناه پاك و مطهّر نگاه دارد بهتر از آن است كه فقط شكم را از خوردن و آشاميدن باز دارد.»
هنگامى دستيابى به چنين مرحله‏اى، ميسّر است كه انسان بتواند بر پليدى و پستى گناهان، چنان اشراف پيدا كرده، و به عوارض سوء آن‏ها آگاه شود، كه هرگز فكر و ذهن او به سوى گناه نرود، از طرفى آن چنان اقتدارى بر انديشه خود پيدا كند كه راه گناه را بر خيال و تصوّر خود ببندد.

با وجوب چنين واجبات عبادى، در واقع خداوند منتّى بر انسان گذاشته كه راه و رسم صحيح زندگى را به او بياموزد و در سايه اين واجبات عبادى، ملكه تقوى براى او حاصل شود و روح او در سايه اين تقوى لطافت پيدا كند.



از کتاب تفسير و شرح صحيفه سجاديه / حسین انصاریان، ج‏11
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
«وقتى روزه مى‏گيرى، در درجه اول، نيّتت اين باشد كه: نفس خود را از غلتيدن در دام شيطان محافظت كن و دوم اين كه: سعى كن كه پيوند خود را باراه‏هاى انحرافى شيطان قطع كنى، خود را مانند مريضى تربيت كن كه وقتى غذا را مى‏بيند، طعام و شراب را مى‏بيند، از غذا تنفّر دارد. تو نيز بايد نسبت به گناه نفرت پيدا كنى و اگر چنين كردى منتظر باش كه خداوند تو را از امراض و آلودگى‏هاى گناهان پاك مى‏كند و شفا مى‏دهد. آن گاه باطنت را از دروغ، تيرگى، غفلت و تاريكى كه ارتباط با خلوص تو را با خدا قطع مى‏كند، پاك گردان. »
آرى، اگر اين طور شد ديگر حاضر نيستى با ماه رمضان وداع كنى، مگر اينكه به وصال حقيقى محبوب خود برسى، كه امام سجّاد عليه السلام در مناجات خمس عشر مى‏فرمايد:

«خدايا! .. اين سوز سينه‏ام جز با وصال تو خنك نمى‏شود،
خدايا! اين سوزش دل من جز با ديدن تو خاموش نمى‏شود،
خدايا! اين شور و اشتياق من جز با نظر به جلوه تو سيراب نمى‏گردد.
خدايا! اين التهاب و بى‏قرارى من آرامش نمى‏پذيرد، جز با نزديكى به تو،
خدايا! اين حزن و اين ناله و استغاثه من ساكت نمى‏شود مگر روح و ريحان تو بر دل بتابد،
خدايا! بيمارى و درد و كسالت من جز با طبابت تو شفا پيدا نمى‏كند.
خدايا! اين غم و اندوه و درد دل‏ من از بين نمى‏رود، جز اين كه به وصال و قرب تو دست يابم، ...
اى منتهاى آرزوى همه آرزومندان، و ای منتهاى همه گدايان و طلب كنندگان، و اى بالاترين مطلب جويندگان.»
بسم الله الرحمن الرحيم
امام سجاد(عليه السلام) در مناجات خمسة عشر مي‌فرمايد «إِلَهِي أَنْتَ الَّذِي فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبَابِ بَعْدَ فَتْحِهِ»(بحارالأنوار، ج‏91، ص‏142) دري باز کردي و نامش را توبه گذاشتي، ديگر اگر کسي نيامد گر گدا کاهل بُود تقصير صاحبخانه چيست. هزار چراغ دارد و بي راهه مي‌رود بگذار تا بيفتد و بيند سزاي خويش. پيغمبر(صلي الله عليه و آله) فرمود ماهي است شب هايش بهترين شبها روزهايش بهترين روزها نفس کشيدن در اين ماه ثواب سبحان الله دارد خوابتان در اين ماه عبادت است يک آيه قرآن خواندن در ماه رمضان ثواب بک ختم قرآن خواندن دارد اعمال قبول مي‌شود يک شب قدر‌اش تقريباً مساوي با 84 سال يعني 1000 ماه است. ماه عزيزي است منتهي هر چيزي بلوغ مي‌خواهد افرادي هستند مزه عبادت را مي‌چشند افرادي هم مزه عبادت را نمي‌چشند عبادت يک حلاوت دارد حلوا يعني شيريني(حلاوةَ عبادتک) يعني عبادتش شيريني دارد. چطور ورزش براي کسي که ورزشکار است شيرين است چطور همسر براي کسي که جوان است لذيذ است براي عارف عبادت مزه دارد اگر پيش کسي عبادت مزه نمي‌دهد گير در خودش است. اين زُکام است که بوي زعفران براي او مضر است يا لذت ندارد. اولياء خدا از ماه رمضان لذت مي‌بردند به استقبال ماه رمضان مي‌رفتند افراد نااهل مي‌گفتند کِي شِه تمام شِه خوب شد تمام شد چند روز ديگر از ماه رمضان مانده چند روز بيشتر نمانده خوب الحمدلله دارد تمام مي‌شود. افرادي که مي‌دانند مي‌گويند حيف که تمام شد افرادي که نمي‌دانند مي‌گويند کي شه تمام شه. امام سجاد(عليه السلام) يک دعايي دارد دعاء وداع با ماه رمضان. وداع يعني خداحافظي جملاتي در اين وداع هست درست مثل اينکه مادري جوانش به جبهه مي‌رود و ديگر اين جوان را نمي‌بيند مي‌آيد دم در چه کلماتي بين مادر و اين جوان گفته مي‌شود. يک کلماتي گفته مي‌شود که انگار امام زين العابدين(عليه السلام) اين ماه رمضان را نخواهد ديد. حال مي‌خواهد خواندش، شعور مي‌خواهد فهميدنش، عرفان مي‌خواهد چشيدن مزه‌اش. و متأسفم از اينکه مثل من که هيچکدام را ندارم حالا پشت دوربين قرار گرفتم. من ظاهري از دعاي وداع را براي شما مي‌گويم براي وداع «السَّلَامُ عَلَيْكَ» داريم ما در عرب دو تا سلام داريم وقتي وارد مي‌شوند و وقتي خارج مي‌شوند مي‌گويند سلام عليکم سخنرانها آخر صحبت هايشان مي‌گويند «السَّلَامُ عَلَيْكُم» اين يعني خداحافظ شما وقتي وارد حرم امام رضا(عليه السلام) مي‌شويد مي‌گوئيد «السَّلَامُ عَلَيْكَ» و وقتي هم مي‌خواهيد از صحن مقدس بيرون بياد مي‌گوئيد «السَّلَامُ عَلَيْكَ» ديديد آخر نامه‌ها مي‌نويسند «وَ السَّلَامُ عَلَيْكُم» يعني نامه تمام شد. پس يک سلام داريم سلام ورود و يک سلام داريم سلام خروج اينجا «السَّلَامُ عَلَيْكَ» دارد يعني خداحافظ آدم از اين خداحافظي. امام سجاد(عليه السلام) مي‌گويد چه خبر است که ما نفهميديم البته خوب حساب و کتاب اينها هست.
امام(رحمة الله عليه) در نامه‌اي که به حجاج نوشت سالي که حجاج ما در مکه شهيد شدند هنوز شهيد نشده بودند هنوز خبري نبود نوشت کساني که از خانه براي خدا بيرون مي‌روند و آنجا جانشان گرفته مي‌شود بعضي گفتند‌اي امام(رحمة الله عليه) اين آيه ربطي به حج ندارد امام(رحمة الله عليه) فرمود اين آيه ربط دارد همين را بنويسيد بعد هم وقتي نوشت معلوم شد امسال عده‌اي شهيد مي‌شوند يک شعر هست که مي‌گويد هرچه جوان مي‌خواهد در آينه ببيند پير در خشت خام مي‌بيند. من خدمت آيت الله اشرفي اصفهاني شهيد محراب بودم در عمليات مسلم بن عقيل در غرب. من و بعضي از امام جمعه‌هاي ديگر هم بودند آيت الله اشرفي فرمود قرائتي بوي بهشت مي‌آيد من بو کردم ديدم نمي‌آيد به امام جمعه بغل دستم گفتم بو مي‌آيد گفت نه دو سه دقيقه شد باز گفت بوي بهشت مي‌آيد بو کرديم ديديم بو نمي‌آيد آخرش فهميديم بابا ما زُکاميم. گاهي يک راديوي کوچک موج آنطرف دنيا را مي‌گيرد و يک راديو مثل بشکه موج تهران را هم نمي‌گيرد گير توي موج نيست گير توي راديو است ما گير داريم. علي‌اي حال در مسائل عبادي و عرفاني لذتي است اين لذت را بعضي مي‌چشند و بعضي نمي‌چشند. امام زين العابدين(عليه السلام) خيلي کيف کرده از ماه رمضان در آستانه خارج شدن ماه رمضان دارد خداحافظي مي‌کند با ماه رمضان.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ، وَ يَا عِيدَ أَوْلِيَائِهِ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماه بزرگ خدا‌اي ماه رمضان خداحافظ‌اي ماهي که براي اولياء خدا عيد بودي خداحافظ.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيَّامِ وَ السَّاعَاتِ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که وقتهاي خوبي را با هم رفيق بوديم با دقيقه هايت مصاحبت داشتيم دقيقه‌هاي خوبي را با او رفيق شده بوديم.
«وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيَّامِ وَ السَّاعَاتِ» خداحافظ‌اي ماهي که بهترين ساعت‌ها بودي بهترين وقتها بودي براي سيد سجاد(عليه السلام).
«
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الْآمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِيهِ الْأَعْمَالُ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که آرزوها در تو به استجابت نزديک شد دعاها به استجابت نزديک شد خداحافظ‌اي ماهي که اعمال زيادي در تو منتشر شد کارهاي خير زيادي در تو منتشر شد.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرِينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که تا بودي خيلي عزيز بودي و هنوز نرفته مرا به جيغ واداشتي. نرفته دل تنگت شدم.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ أَلِيفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ، وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که انيس من بودي و نيامده سيد سجاد(عليه السلام) به انتظارت بود و نرفته زين العابدين(عليه السلام) را به وحشت انداختي.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلَّتْ فِيهِ الذُّنُوبُ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که دلها در تو نازک شد و خداحافظ‌اي ماهي که گناهان در تو کم شد. حتي زمان طاغوت رئيس شهرباني آن زمان هر سال اعلام مي‌کرد که آمار جنايات در ماه رمضان کمتر است.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشَّيْطَانِ، وَ صَاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْإِحْسَانِ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که کمکم کردي بر شيطان غالب شدم شيطان وسوسه‌ام کرد گفت بخور گفتم خدا گفته نخور نخوردم. خداحافظ‌اي ماهي که راه احسان را بر من آسان کردي شکمم خالي بود زودتر توانستم با تو رابطه پيدا کنم آدم همينکه لخت است بهتر مي‌تواند شيرجه برود شنا برود. شکم سنگين حال عبادت ندارد خداحافظ‌اي ماهي که بخاطر روزه راه وصول به تو نزديک شد.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا أَكْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِيكَ، وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَكَ بِكَ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که خداوند در تو خيلي از مجرمين را بخشيد.
زمان امام سجاد(عليه السلام) خيلي مشکلات براي امام بود. چون پدرش امام حسين(عليه السلام) را در کربلا کشته بودند حکومت قادر بني اميه و يزيد نه سخنراني نه جلسه درس نه نماز جماعت نه خطبه تمام راه‌هاي تعليم و تربيت بسته بود. وقتي امام حسين(عليه السلام) را کشتند 5 نفر در روي کره زمين بودند که مي‌گفتند امام سجاد(عليه السلام) امام است که معتقد بودند و وفادار. بعد امام سجاد(عليه السلام) و امام پنجم بودند. زمان امام صادق(عليه السلام) وقتي درس مي‌داد 4 هزار طلبه داشت طلبه فاضل شاگرد خوب. 5 نفر شدند 4 هزار تا ما اگر حساب کنيم از هر 10 يا 20 نفر يکي‌شان شاگرد امام صادق(عليه السلام) باشد 4 هزار ضربدر 10 مي‌شود 40هزار. 4تا شده‌اند 40هزار. يک فاصله امام پنجم(عليه السلام). آن هم در زمان خفقان بايد ديد فرمول تربيت شيعه چه فرمولي است که با اينکه همه درها روي او بسته ولي مي‌تواند افرادي را از 4تا به 40هزار برساند اين فرمول را بايد کشف کرد در شيعه شناسي اين فرمول است بايد رمزش را پيدا کرد. يکي از راهها اين بود که وقتي امام زين العابدين(عليه السلام) ديد پيش نماز نيست حوزه علميه ندارد سخنراني ندارد هيچي ندارد برده مي‌خريد. برده خريدن آسان بود برده‌ها را مي‌آورد توي خانه با آنها کار مي‌کرد بعد شب عيد فطر برده هايش را آزاد مي‌کرد منتهي برنامه‌اش اين بود که براي هر برده پرونده داشت مثل کارگزيني امروز. لغزشهاي برده را مي‌نوشت شب عيد فطر آنها را جمع مي‌کرد و به تک تک آنها مي‌گفت که شما چند لغزش داشته‌ايد قبول است مي‌گفتند بله قبول است بعد هرچه امام سجاد(عليه السلام) مي‌گفت همه برده‌ها با هم مي‌گفتند(اي زين العابدين(عليه السلام) همانگونه که تو ريز لغزشهاي ما را نوشتي خدا هم ريز لغزشهاي تو را نوشته و آيه «وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ» يس/12 همه را بنويس «وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ» زخرف/80 فرشته‌ها مي‌نويسند «ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» ق/18 هر کسي دو تا فرشته دارد تمام کارهايش ثبت مي‌شود. روز قيامت وقتي پرونده‌اي جلوي انسان باز مي‌شود مجرم نگاهي به پرونده ميکند مي‌گويد «يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها» كهف/49 اين چه پرونده‌اي است ريز و درشتي نيست جز اينکه ثبت شده.)
مي فرمود امشب که شب عيد فطر است همه‌تان آزاد اين هم لباس و خوراک و پوشاک به سلامت وقتي مي‌رفتند مي‌فرمود خدايا من شب عيد فطر برده هايم را آزاد کردم تو هم زين العابدين(عليه السلام) را از آتش جهنم آزاد کن. اين شيوه تربيت است برده‌ها وقتي آزاد مي‌شدند چنان ولايتي مي‌شدند چنان عاشق مکتب اهل بيت مي‌شدند که هر کدام مثل کپسول‌هاي خالي که مي‌برند پُرش مي‌کنند بعد هر يک توي يک آشپزخانه مي‌سوزد هر برده‌اي اين اخلاق را 6 يا 8 ماه مي‌ديد اين بزرگواري را مي‌ديد اين ديگر تا آخر عمر از طرفداران اهل بيت بود. در زمان خفقان هم اين رقمي تربيت داشتند.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَمْحَاكَ لِلذُّنُوبِ، وَ أَسْتَرَكَ لِأَنْوَاعِ الْعُيُوبِ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که چقدر گناهانمان را محو کردي چقدر ذنوب ما بخاطر تو پوشيده شد چه ماه خوبي بودي.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمِينَ، وَ أَهْيَبَكَ فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که چقدر طول کشيدي نسبت به مجرمين. افراد مجرم مي‌گفتند کي شه تمام شه. چقدر طولاني بودي براي آنهايي که بالغ نشده بودند چقدر هيبت و عظمت داشتي براي مومنين.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَيَّامُ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که همه ماه‌ها نسبت به تو رقيب بودند و با تو مسابقه گذاشتند و هيچکس به تو نمي‌رسيد.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ السَّلَامُ عَلَيْكَ غَيْرَ كَرِيهِ الْمُصَاحَبَةِ، وَ لَا ذَمِيمِ الْمُلَابَسَةِ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45) خداحافظ‌اي ماهي که من هيچ نگراني از بودن در تو نداشتم لذت هم بردم هيچ کراهتي از تو نداشتم. «السَّلَامُ عَلَيْكَ كَمَا وَفَدْتَ عَلَيْنَا بِالْبَرَكَاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنَّا دَنَسَ الْخَطِيئَاتِ»(صحيفه سجاديه، دعاى 45). روايت داريم هرچه خداوند از اول ماه رمضان تا شب عيد فطر بخشيده به اندازه تمام ماه رمضان شب عيد فطر افراد را مي‌بخشد. مثل ظرف بستني يکبار مصرف نباشيم عبادت ما فقط مخصوص ماه رمضان نباشد غير از ماه رمضان هم مسجدها را شلوغ و گرم نگه داريم مسجد جاي خوبي است. آرزوي ما اينست در مسجدهاي ما تحول ايجاد شود من نمي‌دانم اين آرزو عملي خواهد شد يا نه. من چند آرزو راجع به مسجد دارم. يکي اينکه خادم مسجد آدم مهمي باشد الان شخصيت‌هاي درجه يک براي غبارروبي حرم امام رضا(عليه السلام) مي‌روند همينطور که اين غبارروبي يک مقامي است غبارروبي مسجد هم يک مقامي است. حضرت ابراهيم و اسماعيل(عليهما السلام) است که مسئول تطهير مسجدالحرام مي‌باشند «أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ» بقره/125 حضرت مريم(عليها السلام) خادم مسجد بوده حضرت زکريا خادم مسجد بوده خادم مسجد. بايد افراد مهمي باشند نه افراد مريضِ فقير پير. به اميد روزي که مسجدهاي ما عزاخانه نباشد الان مساجد ما غمکده است تابوت کجاست؟ توي مسجد. توي خيابان ادرارش مي‌گيرد مي‌گويد ببخشيد مسجد کجاست؟ ختم مادر و پدر بزرگ توي مسجد يعني از مسجد همه‌اش غم و غصه و گريه. و حال آنکه مسجد جاي شادي هم هست پيغمبر(صلي الله عليه و آله) عقد حضرت زهرا(عليها السلام) را در مسجد خواند و آنجا شيريني تقسيم کردند خرما تقسيم کردند.
آيا خواهد شد تمام سرهنگ‌هاي ما وقتي درجه تيمساري مي‌گيرند درجه‌شان را توي مسجد بگيرند آيا خواهد شد زماني فارغ التحصيلان پزشکي گواهينامه پزشکي‌شان را توي مسجد بگيرند. حالا تالار عروسي چون آرايش تند زنها هست گل و بزن بکوب آنها توي مسجد در شأنش نيست اما عقد مراسم خوبي است مي‌شود در مسجدها باشد. مي‌شود وقتي ما به قهرمانانمان جايزه مي‌دهيم توي مسجد جايزه بدهيم يعني مردم ما از مسجد خاطره خوشي داشته باشند ما الان از مسجد همه‌اش ختم و گريه و زاري و اربعين چله و خادم پير مسجد غمکده. نبايد اينطور باشد. مسجد محل رشد امت اسلامي است هم در گريه و هم در خنده رشد هست هم در مشورت رشد هست و هم در علم. مسجد محل مشورت و پايگاه نظامي بود. مسجدهاي ما بايد زنده باشد به اميد روزي که به اينجا کشيده بشويم به اميد روزي که وقتي ماه رمضان تمام مي‌شود صبحها در مساجد باز باشد در هر محله‌اي 2 تا مرد نيست که در مساجد صبحها در غير ماه رمضان هم باز باشد در هر محله‌اي چند تا آدم هست که سحرخيز است. چطور اگر ده تا نانوايي ببندند فوري بخشدار و فرماندار و استاندار و شهردار همه جلسه مي‌گيرند که 10 تا نانوايي تافتوني صبحها بسته اين حتماً يک کودتا يا توطئه خزنده‌اي است حتماً تحليل مي‌کنند که ماجرا چيه؟ اگر 10 نانوايي ببندند هم به فکر مي‌افتند ماه رمضان که تمام مي‌شود در چند هزار مسجد بسته مي‌شود فقط شبها نماز هست.
الان حرکت خوبي در استان مازندران شده اينرا همه استانها مي‌توانند انجام بدهند چون مازندران مسير مسافرين تابستاني دريا و مسافرين تابستاني و زمستاني امام رضا(عليه السلام) هستند همه در جاده‌ها تابلو نصب کرده‌اند مسجد چند کيلومتري است. مساجد سرويس شد آنجايي که مسجدش مهم است دو خادم گذاشتند مثل ماشين دو شوفره. بسياري از شهرهاي ما مساجدشان در مسير راه است مي‌توانند اينها برنامه ريزي کنند که اگر اتوبوسي آمد خواست يک جايي نمازي بخواند آبي به صورتش بريزد جا باشد. ما چطور داروخانه و کلانتري و بيمارستان و پليس راه شبانه روي داريم؟ خوب مسجد شبانه روزي هم داشته باشيم لااقل در شهرهايي که در مسير راه است. ماه رمضان فقط ماه عبادت و مسجد نيست. آقاياني که قرآن خوانديد قرآن را تا سال ديگر کنار نگذاريد قرآن در بين ما مهجور است. يکي از فضلا مي‌گفت ديديم در مدينه خيلي شلوغ است گفتم يا رسول الله احوالت خوب است از اين مسلمانها راضي هستي يا راضي نيستي؟ مي‌گفت تا لاي قرآن را باز کردم اين آيه آمد «وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/30 پيغمبر(صلي الله عليه و آله) روز قيامت مي‌فرمايد خدايا مردم قرآن را رها کردند زمان شاه 5 تا کار مي‌شد الان هم 5 تا کار ديگر مي‌شود. زمان شاه قرآن 1- روي کيف عروس بود 2- بالاي سر مسافر بود 3- سر قبر مرده مي‌خواندند 4- استخاره مي‌کردند 5- بک يا الله مي‌کردند. در جمهوري اسلامي هم يک خرده رشد کرد. اما در اين حد مسابقه قرآن، حفظ قرآن، ترتيل، تجويد، تواشيح. اما خواندن با تدبر هم زمان شاه و هم الان کمرنگ است چه اشکال دارد در هر شهري يک جلسه تفسيري باشد.
قرآن نکات زيادي دارد قرآن دريايي است که عمق ندارد نوري است که تاريکي ندارد يک مقداري بعد از ماه رمضان هم به قرآن و مسجد برسيد.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
اَللَّهُمَّ اِنّا نَتُوبُ اِلَيْكَ فى يَوْمِ فِطْرِنَا الَّذى
بارالها در اين روز فطر كه آن را

جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنينَ عيداً وَ سُرُوراً، وَ لِأَهْلِ مِلَّتِكَ مَجْمَعاً
براى اهل ايمان عيد و شادى، و براى اهل آيين خود روز اجتماع و گردهمايى قراردادى به درگاهت

وَ مُحْتَشَداً، مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ اَذْنَبْناهُ، اَوْ سُوءٍ اَسْلَفْناهُ، اَوْ خاطِرِ
توبه مى‏كنيم، از هر معصيتى كه دچارش شديم، يا هر كار بدى كه به آن دست زديم، يا انديشه

شَرٍّ اَضْمَرْناهُ، تَوْبَةَ مَنْ لايَنْطَوى عَلى‏ رُجُوعٍ اِلى‏ ذَنْبٍ،
سوئى كه در دل داشتيم، مانند توبه كسى كه خيال بازگشت به گناه را ندارد،

وَ لايَعوُدُ بَعْدَها فى خَطيئَةٍ، تَوْبَةً نَصُوحاً خَلَصَتْ مِنَ
و پس از توبه به جانب هيچ خطايى برنمى‏گردد، توبه پاك و خالصى كه از

الشَّكِّ - وَ الْاِرْتِيابِ، فَتَقَبَّلْها مِنّا، وَارْضَ عَنّا، وَ ثَّبِتْنا عَلَيْها.
شك و ترديد پيراسته باشد، پس آن را از ما بپذير، و از ما راضى شو، و ما را بر آن استوار بدار.







ادامه دارد ، ان شاء الله

عيد فطر
بدان كه نام‏هاى عيد چهار چيز است:
در فارسى به روز عيد، جشن مى‏گويند.
گفته‏اند: عيد روزى است كه در آن اجتماع باشد و برگرفته از عود به معنى بازگشتن است. از آن جهت عيد ناميده شده است كه در آن از اندوه به شادى بازمى‏گردند و آن روز براى همه مردم روز شادى است.
و هم گفته‏اند: از اين جهت به آن نام عيد داده‏اند كه هر انسانى به آنچه كه خداوند به او وعده داده است، در اين روز مى‏رسد.
و نيز گفته‏اند: از اين جهت عيد مى‏گويند كه انسان‏ها در آن روز به توبه و دعا به پيشگاه خداوند برمى‏گردند و خداوند هم به عطا و بخشش به ايشان برمى‏گردد.
و هم گفته‏اند: از اين سبب به آن عيد مى‏گويند كه خداوند به بندگان مؤمن خود فايده‏هاى نيكو و منفعت‏هاى بزرگ و عطيّه و بخشش‏هاى فراوان ارزانى مى‏دارد.
عيد فطر زمان روزه گشايى، از اعياد بزرگ اسلامى است كه در آن روز درهاى رحمت و بركت و پاداش و عيدى به سوى مسلمانان گشوده مى‏شود و عبادت و تلاش روزه‏دار مورد سپاس پروردگار قرار مى‏گيرد.
در آن روز خجسته شور و حالى برپا مى‏گردد؛ فرشتگان فوج فوج به سوى زمين براى تبرّك و شاد باش پراكنده مى‏شوند و بوى عطر خوشى از الطاف الهى در سراسر زمين گسترده مى‏شود؛ زيرا اين روز، عيد فطر است و انسان‏ها به پاس يك‏ماه بندگى و صبر، آمرزش خداوند را هديه مى‏گيرند.
امام باقر عليه السلام از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در توصيف ماه شوّال نقل مى‏فرمايد:
«هر گاه هلال ماه شوّال طلوع كند به مؤمنان ندا مى‏رسد، بشتابيد براى دريافت جايزه‏هاى خود كه اين روز، روزه جايزه است
سپس حضرت فرمود: «سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست كه اين جايزه‏ها درهم و دينار نيست.»

امام على عليه السلام فرمود:
«رسول اللّه صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه معروف؛ اوضاع روز عيد فطر را چنين شرح فرمود:
بامداد عيد فطر، خداوند فرشتگان را به همه سرزمين‏ها مى‏فرستد. آنان به زمين فرود مى‏آيند و بر دهانه كوچه‏ها و راه‏ها مى‏ايستند و با صدايى كه آن را همه آفريده‏هاى خدا جز جنّ و آدميان مى‏شنوند، مى‏گويند: اى امّت محمد! براى نمازگزاردن، به پيشگاه خداوند كريم برويد كه از گناهان بزرگ عفو مى‏كند و پاداش‏هاى گران عنايت مى‏كند.
و چون در محل نماز عيد حاضر مى‏شوند، خداوند متعال به فرشتگان مى‏فرمايد:
اى فرشتگان من! مزد كارگر چون كار خود را انجام مى‏دهد چگونه است؟
آنان عرضه مى‏دارند: پروردگارا! بايد مزدش كامل پرداخت شود.
خداوند مى‏فرمايد: شما را گواه مى‏گيرم كه من پاداش روزه رمضان و نمازشان را، خشنودى و آمرزش خود از ايشان قرار دادم
و خداوند خطاب به بندگان خويش مى‏فرمايد:
اى بندگان من! هر چه مى‏خواهيد از من بخواهيد كه سوگند به عزّت و جلال‏
خودم كه امروز در اين اجتماع خويش، هر چه براى دنيا و آخرت خود بخواهيد عطا مى‏كنم؛ و سوگند به عزّت خودم تا آنگاه كه مراقب باشيد، اسرار شما را پوشيده مى‏دارم و شما را در پناه مى‏گيرم و رسوا نمى‏كنم. باز گرديد كه آمرزيده شديد. همانا مرا خشنود كرديد و من از شما خشنود شدم؛ پس فرشتگان شاد مى‏شوند و از اينكه خداوند در روز عيد فطر، چنين نعمت‏هايى به بندگان خود در اين امّت ارزانى فرموده است: بشارت و تبريك مى‏دهند


حضرت على عليه السلام در بعضى از اعياد فطر، فرمود:
«اين عيد است براى كسى كه خداوند روزه‏اش را قبول و نمازش را سپاس نهاده، و هر روزى كه خداوند در آن نافرمانى نشود، روز عيد است.»
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
« اميرمؤمنان على عليه السلام در روز عيد فطر خطبه‏اى ايراد فرمود كه در فرازى از آن آمده است:
اى مردم! همانا اين روز شما؛ روزى است كه در آن نيكوكاران پاداش دريافت مى‏كنند و هرزه كاران زيان مى‏بينند و شباهت بسيارى به روز قيامت دارد. پس با بيرون آمدن از خانه‏هاى خود به سوى عبادتگاه‏هايتان، به ياد آن روزى افتيد كه از گورهايتان به سوى پروردگار بيرون مى‏آييد و از ايستادن در جايگاه نماز به ياد آن روزى باشيد كه در پيشگاه پروردگارتان مى‏ايستيد و از بازگشتن به سوى خانه‏هايتان آن روزى را ياد آوريد كه به خانه‏هاى خود در بهشت و جهنّم باز مى‏گرديد.
اى بندگان خدا! كمترين چيزى‏
كه براى مردان و زنان روزه‏گير مى‏باشد اين است كه: فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان ندا مى‏دهد كه اى بندگان خدا! بر شما مژده باد كه گناهان گذشته شما آمرزيده شد؛ بنگريد در آينده چگونه خواهيد بود.

عيد فطر از خواسته‏هاى بارز پروردگار است كه گرد آمدن مردم را براى حمد و ستايش خود، دوست مى‏دارد.»
فضل بن شاذان مى‏گويد:
«شنيدم كه امام رضا عليه السلام مى‏فرمود:

روز فطر، عيد قرار داده شد تا براى مسلمانان محلّ گردهمايى باشد كه در آن گردهم مى‏آيند و به خاطر خداى عز و جل به صحنه آيند و خدا را در برابر نعمت‏هايش به شكوه و بزرگى ياد كنند، تا هم روز عيد و اجتماع و هم روز بالندگى و روز زكات دادن و روز اشتياق و روز فروتنى باشد. چون روز عيد فطر، روز اول سال است كه خوردن و نوشيدن در آن حلال مى‏شود. از اين روز خداوند دوست دارد،اجتماعى در اين روز براى مسلمانان باشد كه خداوند را در آن ستايش و نيايشِ با شكوهى به جاى آورند.»
آداب عيد فطر
شيوه‏هاى بروز شادى در روز عيد فطر برگرفته از فلسفه و حكمتِ عيد قرار دادن اين روز است. اگر شادى براى انجام تكليف است، بايد شيوه‏هاى شادى نيز همسو با اداى تكليف باشد. به چند نمونه از آداب شادى در فرهنگ معصومان عليهم السلام اشاره مى‏كنيم:

1- شاد كردن ديگران:
از جمله روايات معتبرى از سيره امام سجّاد عليه السلام درباره آزادى برده‏ها آمده است كه حضرت در شب عيد از بردگان، طلب عفو و گذشت مى‏فرمود و برده‏ها را در روز عيد آزاد مى‏كردند و برده‏هاى ديگر را جايگزين آنان مى‏نمودند.

2- تكبير و تهليل‏:
از جلوه‏هاى سرور در اين روز و شب قبل از آن، سر دادن شعار توحيدى است.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در روز عيد فطر و قربان در حالى كه صدايش را به تكبير بلند مى‏كرد، بيرون مى‏رفت و مى‏فرمود:

«دو عيد فطر و قربان را با تهليل (لا اله الا اللّه) و تكبير (اللّه اكبر) و تحميد (الحمداللّه) و تقديس (سبحان اللّه) زينت دهيد.»

3- طهارت و پاكيزگى‏:
غسل كردن و عطر زدن و لباس تميز پوشيدن و تبريك گفتن از سنّت‏هاى شادى آفرين روز عيد است.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمود:
«كسى كه روز عيد نمى‏تواند در جماعت مردم شركت كند، پس غسل كند و خود را به آنچه يافت خوش بو كند و تنهايى نماز بخواند همانگونه كه به جماعت مى‏خواند.»
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله هم وقتى عطر و گلى در روز عيد فطر به دستش مى‏رسيد از همسرانش شروع مى‏كرد.

4- كمك به مستمندان‏:
كمك به فقيران در اين روز بزرگ اختصاص به فطريه و كفّارات و صدقات ندارد، سيره عملى پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و اولياى الهى چنين نشان مى‏دهد، روز عيد نسبت به نيازمندان ايثار و گذشت فراوانى داشته‏اند. صدقات مردم را جمع نموده و به فقيران و سالمندان اطعام و وليمه مى‏دادند.

5- زيارت و صله رحم‏:
ديد و بازديد از اقوام و آشنايان و بزرگان دينى از سيره رفتار نيك اعياد است، به ويژه در روز عيد فطر كه براى تبريك و تهنيت و امداد به يكديگر؛ ملاقات و صله رحم به جاى آورده مى‏شود.

يكى از آدابى كه در روز عيد فطر به آن سفارش شده، خواندن دعاى ندبه و زيارت امام حسين عليه السلام است. كسانى كه امكان رفتن به زيارتگاه آن حضرت را ندارند، مناسب است از راه دور زيارت كنند و زيارت‏هايى ديگر براى آن حضرت به مناسبت‏هاى مهم در كتب ادعيه آمده است.

به طور كلىآثار رحمت و بركات عيد سعيد فطر بسيار است، حتّى به يوم الرّحمة (روز رحمت) شناخت شده است؛ زيرا در آن روز بندگان خدا مورد لطف و رحمت پروردگار قرار مى‏گيرند و نيز خداوند در آن روز مبارك، دستور ساختن عسل را به زنبور عسل الهام فرموده و بيان كرده كه در زنبور عسل عبرت بزرگى است و هنرمندى و شگفتى آفرينش در زنبور آشكار مى‏باشد.
اَللَّهُمَّ ارْزُقْنا خَوْفَ عِقابِ الْوَعيدِ، وَ شَوْقَ ثَوابِ الْمَوْعُودِ،
بارالها، ترس از عذاب وعده داده شده، و رغبت به ثواب موعود را روزى ما كن،

حَتّى‏ نَجِدَ لَذَّةَ ما نَدْعُوكَ بِهِ، وَ كَاْبَةَ ما نَسْتَجيرُكَ مِنْهُ،
تا لذّت آنچه را كه از تو مى‏خواهيم بيابيم، و غصه آنچه را كه از آن به تو پناه مى‏بريم دريابيم،

وَ اجْعَلْنا عِنْدَكَ مِنَ التَّوَّابينَ الَّذينَ اَوْجَبْتَ لَهُمْ
و ما را در پيشگاهت از توبه كنندگانى قرار ده كه محبتت را بر ايشان

مَحَبَّتَكَ، وَ قَبِلْتَ مِنْهُمْ مُراجَعَةَ طاعَتِكَ، يا اَعْدَلَ الْعادِلينَ.
حتم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود قبول نموده‏اى، اى عادل‏ترين
عادل‏ها.




ادامه دارد ، ان شاء الله


ترس از عذاب و شوق ثواب‏
خداوند متعال پس از توجّه بشارت‏هاى الهى به مؤمنان و نيكوكاران، خطاب به آنان فرمود: {برای تلخیص ، فقط چند تا رو به عنوان نمونه انتخاب کردم، آزاده}

«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصلِحتِ أُوْلئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ* جَزَآؤُهُمْ عِندَ رَبّهِمْ جَنتُ عَدْنٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهرُ خلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا رَّضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ ذَ لِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُ»
«مسلماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، اينانند كه بهترين مخلوقاتند.* پاداششان نزد پروردگارشان بهشت‏هاى پاينده‏اى است كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است، در آنها جاودانه‏اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ اين [پاداش‏] براى كسى است كه از پروردگارش بترسد.»
و از سوى ديگر در وعيدها و هشدارهايى، به كافران و ستمكاران مى‏فرمايد:
«وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيَاتِ جَزَآءُ سَيّئَةِ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَآ أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مّنَ الَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلئِكَ أَصْحبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خلِدُونَ»
«و كسانى كه مرتكب بدى‏ها شدند، كيفر هر بدى مانند همان بدى است و خوارى آنان را فرامى‏گيرد، براى آنان از [خشم و عذاب‏] خدا هيچ حافظ و نگه دارنده‏اى نخواهد بود؛ گويى چهره‏هايشان با پاره‏هايى از شب تاريك پوشيده شده؛ آنان اهل آتش‏اند و در آن جاودانه‏اند.»
مومنان؛کسانی هستند كه گرفتار ترس و اميد مى‏شوند؛ اشتياق به بهشت و زيبايى‏ها و ترس از جهنّم و وحشت آن در دلشان موج مى‏زند. آرزوى پرواز به سوى دوست و جايگاه ابدى و آسايش هميشگى بر زبان جارى مى‏سازند.
روزانه براى كار و خدمت شرافتمندانه در تكاپو هستند و در شب مانند بيماران دربستر خويش به خود مى‏پيچند.
جان در كالبد تن آنان در فشار و اذيّت است و با كوچ از ديار فانى و نوشيدن شربت مرگ در فضايى آزاد و پرنعمت به پرواز در مى‏آيد و بر رفتار و اعمال ديگران نظاره مى‏كنند.
امام صادق عليه السلام در توصيف حال چنين بندگانى به عبداللّه بن جندب مى‏فرمايد:
«اى پسر جندب! هر كه بر عمل خود تكيه داشته باشد هلاك مى‏شود و آن كس كه بى‏باكانه گناه مى‏كند و دل به رحمت خدا بسته است، نجات نخواهد يافت.»
عرض كردم: پس چه كسى نجات مى‏يابد؟
فرمود: «كسانى كه بين اميد و ترس مثل اين كه دل‏هايشان در چنگال پرنده‏اى است به واسطه اشتياقى كه به پاداش و ترسى كه از كيفر دارند.»
اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام در وصف مؤمنان و متّقيان حقيقى چنين مى‏فرمايد:
«پرهيزكاران در اين دنيا اهل فضائلند، گفتارشان صواب، پوشاكشان اقتصادى، و رفتارشان افتادگى است.
از آنچه خدا بر آنان حرام كرده چشم پوشيده، و گوش‏هاى خود را وقف دانش با منفعت نموده‏اند.
آنان را در بلا و سختى و آسايش و راحت، حالتى يكسان است، و اگر خداوند براى اقامتشان در دنيا زمانى معيّن را مقرّر نكرده بود، از شوق به ثواب و بيم از عذاب به اندازه چشم به هم زدنى روحشان در بدنشان قرار نمى‏گرفت.
خداوند در باطنشان بزرگ، و غير او در ديدگانشان كوچك است.
آنان با بهشت چنانند كه گويى آن را ديده و در فضايش غرق نعمتند، و با عذاب جهنّم چنانند كه گويى آن را مشاهده نموده و در آن معذّبند.»
از اوصاف بارز مشتاقان و خائفان، انتظار و بى‏قرارى است. درد اشتياق و پيوستن به دوست، آرامش روانى و قلبى آنان را مى‏گيرد وبراى لقاى حق بى‏تابى مى‏كنند.
امام صادق عليه السلام در باب معرفت عارف مى‏فرمايد:
«انسان عارف، جسمش در ميان مردم است و دلش با خداوند است؛ اگر دل او چشم به هم زدنى از خداوند غافل شود، از شوق او جان سپرد
حضرت ام كلثوم عليها السلام مى‏فرمايد:
«شب نوزدهم پدرم اميرمؤمنان عليه السلام در خانه من قرار و آرام نداشت، روى پايش‏
بند نبود. وقتى من از ايشان پرسيدم، چه شده كه امشب شما همين طور به ستاره‏ها نگاه مى‏كنيد؟ فرمود: دخترم امشب آن شبى مى‏باشد كه حبيب من پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره آن به من خبر داده است.
از شدّت عشق به وصال دوست روى پا نبود و هر چه موانعى براى حركت حضرت پيش آمد، كنار مى‏زد.»
اين نگاه اولياى خداست؛ چنين كارى، ساده نيست؛ اين معناى سخن اميرمؤمنان است كه فرمود:
«اولياى خدا آنانى هستند كه به باطن دنيا نظر كردند وقتى كه مردم به ظاهرش نگريستند، و به فرداى آن مشغول شدند وقتى مردم به امروز پرداختند.»
اولياى الهى در برابر آن همه مرارت و رنج‏ها كه به آنان مى‏رسد، مى‏گويند: ما زيبايى فقط مى‏بينيم. آنان كه چنين مى‏گويند: باطن هر چيز را مى‏نگرند چون تلخى ظاهرى كه مردم از آن رنج مى‏برند براى اولياى خداوند از ديد زيبانگرى، شيرينى و شيدايى است.
آنگاه كه امام حسين عليه السلام ،در پاسخ کسانی که ایشان را از رفتن به کربلا منع میکردند،فرمود:
«شوقم به مرگ از اشتياق يعقوب به يوسف افزونتر است»؛
بنابراين كلام او اوج نشاط روحى و افق بلند نگاه عرشى را مى‏فهماند، آن جايى كه يك مرتبه همه باطن را مى‏بيند و با حال مخلصانه بر لبان مباركش زمزمه مى‏كند:

«صبر بر تقديراتت پروردگار،
اى كه هيچ معبود حقى جز تو نيست،
اى فريادرس فريادخواهان،
هيچ صاحب اختيار و معبودى جز تو ندارم.
صبر بر داورى‏ات اى دادرس بى‏پناهان.»

سپس در نهايت اشتياق به سوى پروردگارش مى‏شتابد.

برگرفته از کتاب تفسیر و شرح نهج البلاغه، ج 11/ آقای انصاریان با تلخیص
اَللَّهُمَّ تَجاوَزْ عَنْ ابآئِنا وَ اُمَّهاتِنا وَ اَهْلِ دينِنا
بارالها، از پدران و مادران و اهل دين ما

جَميعاً مَنْ سَلَفَ مِنْهُمْ وَ مَنْ غَبَرَ اِلى‏ يَوْمِ الْقِيمَةِ.
همگى، چه آن هایی که از دنيا رفته، و چه آن كه تا قيامت به آنان خواهد پيوست درگذر.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ نَبِيِّنا وَ الِهِ كَما صَلَّيْتَ عَلى‏ مَلآئِكَتِكَ
بارالها بر محمد پيامبر ما و بر آلش درود فرست همچنان كه بر فرشتگان مقرّبت درود

الْمُقَرَّبينَ، وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ الِهِ كَما صَلَّيْتَ عَلى‏ اَنْبِيآئِكَ
فرستادى، و بر او و بر آلش درود فرست آن طور كه بر پيامبران مرسلت درود فرستادى،

الْمُرْسَلينَ، وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ الِهِ كَما صَلَّيْتَ عَلى‏ عِبادِكَ‏الصّالِحينَ، وَ
و بر او و بر آلش درود فرست آن طور كه بر بندگان شايسته‏ات درود نثار كردى، و

اَفْضَلَ مِنْ ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ، صَلوةً تَبْلُغُنا بَرَكَتُها، وَ
بهتر از آن اى خداى عالميان، چنان درودى كه بركتش به ما برسد، و

يَنالُنا نَفْعُها، وَ يُسْتَجابُ لَها دُعآؤُنا، اِنَّكَ اَكْرَمُ مَنْ رُغِبَ
سودش نصيب ما گردد، و به‏خاطر آن دعاهايمان مستجاب شود، زيرا كه تو بزرگوارترين كسى هستى كه به او

اِلَيْهِ، وَ اَكْفى‏ مَنْ تُوُكِّلَ - عَلَيْهِ، وَ اَعْطى‏ مَنْ سُئِلَ مِنْ
توجه شده، و بى‏نياز كننده‏ترين كسى هستى كه بر او اعتماد شده، و بخشنده‏ترين كسى هستى كه از احسانش

فَضْلِهِ، وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.
درخواست شده، و تو بر هر چيز توانايى.







پایان دعای وداع با ماه مبارک رمضان
دعای 45 صحیفه سجادیه
اي ماه بزرگ خدا، و اي عيد مبارك دوستان خدا سلام و درود ما بر تو اي گرامي‌ترين يار و مونس ما.

درود و سلام بر تو اي ماه عزيز كه همدم ما بودي

اي ماه بي دل شدن دلها، فراقت و فقدانت دلها را دردناك خواهد كرد.

درود بر تو اي ماه عزيز كه چون به ما روي آوردي با تو انس و الفت و نشاط يافتيم و حال كه داري ميروي و روي از ما برمي‌گرداني همه دلها وحشت‌زده و محزون كردي،

سلام بر تو اي ماه مبارك، كه در اثر همجواري تو دلها رقت و شفقت با هم داشتند و فسق و فجور كمتر از بندگان ديده ‌مي‌شد.
درود و سلام بر تو اي ماه شريف كه بر عليه شيطان ما را ياري نمودي و خوش رفيقي بودي كه طريق نيكو كاريو احسان را بر ما آسان كردي.

سلام و وداع ما با تو اي ماه مبارك نه از روي ملامت و دلتنگي است،

ترك روزه تو نه از خستگي و انضجار است، بلكه با محبت قلبي و شوق ذاتي به ناچار با تو وداع خواهيم كرد و درد فراقت را نا گزير تحمل خواهيم كرد.
خدا حافظ اي ماه بي دلي جان،
خدا حافظ اي ماه رحمت،
خدا حافظ اي ماه پر سر و راز،
خدا حافظ اي ماه خدا ،
خدا حافظ اي ماه رمضان


ماه رمضان هم تمام شد و اما ما هنوز همان بنده لجوج و گمراه مانده یم .
حتی این رمضان هم ما را درست نکرد .
هنوز هم که هنوزه ما آدم نشدیم هرچند آدم هم که آدم بود خطا کرد وخدای توبه پذیر با توبه اش و توسل به پنچ تن آْل عبا بخشیدش .
بار خدایا! تو ما را به دین برگزیده و آیین مورد رضایت و راه سهل و آسان خود هدایت نمودی و نسبت به طریقه­ ی تقرب به خودت و رسیدن به کرامتت ما را بصیرت دادی.
بارخدایا! و تو در زمره­ ی برگزیده­ ی این وظایف و اعمال ویژه­ ی از واجبات، ماه رمضان را قرار دادی، و از میان همه­ ی زمان­ها و روزگارها اختیارش کرد­ی و بر همه­ ی اوقات سال برتری­ اش نهادی، زیرا که در آن قرآن و نور نازل کردی و مردمان را بر به پای خاستن برای عبادت خود ترغیب فرمودی و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است تجلیل نمودی؛ و چون رمضان را به ما عطا کردی، ما را بر دیگر امّت­ها مقدم داشتی و ما به فرمان تو روز این ماه را روزه گرفتیم و با یاری تو شب را به قیام در عبادت سپری کردیم و این­گونه خود را در معرض رحمتت که ما را در جوار آن نهاده ­ای، قرار دادیم و آن را وسیله­ ای برای دریافت ثواب تو ساختیم و …
بارخدایا! اینک ما با رمضان وداع می­کنیم، همچون وداع با عزیزی که فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت و تنهایی کند؛ عزیزی که او را بر ما پیمانی است که باید نگه داریم و حرمتی که باید رعایت کنیم و حقی که باید ادا نماییم
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع