تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قدر من!!!قدر تو !!! (مباحث معرفتی پیرامون شبهای قدر)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می فرماید:


تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرٍ.


فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.


فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:


فیها یفرَق کلّ أمرٍ حکیم.


در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می شود.


دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می نماید. ظاهر این فعل ها، خبر
از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد.


این امر که در زمان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا
کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.


هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان
واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و
استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة…) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می آیند و این امر یک متولی و ولی می خواهد کهمتولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می فرماید:


در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می شود فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده ایم.
دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.


به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(علیه السلام) نمی توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیة مورد بحث، یکی از مستدل ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(علیه السلام) است.


و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.
چنان که خداوند در آیات ۱۵۰ و ۱۵۱ سورة نساء می فرماید:


إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیل أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا.


کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده اند و می خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می گویند به برخی ایمان می آوریم و به بعضی کافر می شویم و می خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده ای مهیا کرده ایم.


و می بینید که خداوند، کسانی را که پاره ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می داند.بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده اند، فرمودند:


من أنکر المهدی فقد کفر.


کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.



و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده که فرموده اند:القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لی فی أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون.


قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیة او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا می دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا دربارة او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار می کنند و امت مرا از راه او گمراه می سازند، به خدا شکایت می برم. به زودی آنها که ستم کردند و می دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی ها مجازات ستمگری های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).


در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همة پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری دربارة نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می گوید:


فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(علیه السلام) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانة بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند.


و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می دانید که لیلة القدر کدام شب است؟
حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می کنند.


حضرت امام سجاد(علیه السلام)، در این باره، می فرمایند:
همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السلام)) فرود می آید.
و نیز آن حضرت(علیه السلام) فرموده اند:


ای گروه شیعه، با سورة « انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(علیه السلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.
همچنین از رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است، که به اصحابشان فرموده اند:


به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی طالب(علیه السلام) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.از آنچه که نگارش یافت، استفاده می شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(علیه السلام) و امامت آنان تا روز رستاخیز می باشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلت های حضرت فاطمة زهرا(سلام الله علیها) است، ملاحظه می کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانویعظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده که فرموده اند:

ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(سلام الله علیها) را آنگونه که
باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (سلام الله علیها) نیز دارد.و از طرفی، همان گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می آید، نزول گاه نور پاک امامان معصوم(علیه السلام) نیز وجود مقدس فاطمة زهرا(سلام الله علیها) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی برد، شب قدر را درک کرده است.


دعا براى وجود مبارک امام زمان (علیه السلام) و فرج آن حضرت، یکى دیگر از اعمال شبهای قدر است. در روایتى که

«سیّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل کرده مى خوانیم:


در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، امام(علیه السلام) از من پرسید که آیا غسل کرده اى؟ گفتم: آرى،امام(علیه السلام) حصیرى طلبید و مرا نیز به کنارش فراخواند. آن حضرت(علیه السلام) مشغول نماز شد و من نیز نزدیک آن حضرت (علیه السلام) نماز مى خواندم. وقتى که از نمازها فارغ شدیم، آن حضرت دعا کرد و من آمین گفتم، و این کار ادامه داشت تا صبح طلوع کرد. امام(علیه السلام) اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتکاران را فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(علیه السلام) بجا آوردیم.امام صادق(علیه السلام) بعد از نماز، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداخت و بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) درود فرستاد و براى مؤمنان دعا کرد؛ آنگاه به سجده رفت و ساعتى در سجده بود، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت چیزى را نمى شنیدم، سپس دعایى خواند از جمله در دعایش عرض کرد:


وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظیمِ جَلالِکَ، ما لَوْ عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیائِکَ وَ أَصْفِیائِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِهِ تُبیدُ الظّالِمینَ وَتُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.



از تو تقاضا مى کنم به جمیع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظیم جلال تو که اگر مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمد و اهل بیتش درود بفرستى و اجازه فرج و ظهور کسى را بدهى که با ظهور او گشایشى در کار اولیاى تو و برگزیدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسیله او ظالمان را نابود و هلاک مى سازى. اى پروردگار عالمیان، در ظهورش تعجیل فرما.


پس از آن که امام(علیه السلام) سر از سجده برداشت، عرض کردم: جانم به فدایت! شما براى فرج کسى دعا کردید که با فرج او گشایشى در کار دوستان و اولیاى الهى حاصل خواهد شد; مگر آن کس شما نیستید؟
امام(علیه السلام) فرمود: نه! او قائم آل محمّد است!
آنگاه امام صادق(علیه السلام) نشانه هاى ظهورش را بیان کرد و در ادامه فرمود:


(وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ، فاِنَّ اللهَ کُلُّ یَوْم هُوَ فی شَأن، لا یَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شَأن).


«شب و روز، منتظر ظهور مولایت باش! زیرا خداوند هر روز در شأن و کارى است، و انجام کارى او را از کار دیگر باز نمى دارد».
معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست ؟

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج‏5، ص 246 و 247) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(همان، ص 248.) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن‏(المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.( همان، ج‏19، ص 101.)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.


استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است»(انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.). پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در بر مى‏گیرد.


این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا(علیه السلام) پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام(علیه السلام) فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است»(لمحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول وعرض و بقاى آن است».(بحار الانوار، ج‏5، ص 122.)


بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و و یژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند.(المیزان، ج‏19، ص 101 - 103)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.(انسان و سرنوشت، ص 53) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكم‏فرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست».همان، ص 55 و 56

[b]اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.
به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان، است.(. اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375)
در این شب كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(الكافى، كلینى، ج‏4، ص 157) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است(المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252)
در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر(علیه السلام) مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ولى امر(امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود».(الكافى، ج‏1، ص 248)
پس شب قدر شبى است كه:
1. قرآن در آن نازل شده است.
2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.
3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.
بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن‏ نازل شده است».
طبق این آیه، نزول قرآن(نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است
.
پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:
1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.
3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه «دخان» دو امر است:
الف. نزول قرآن.
ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.
اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:
الف. شب نزول قرآن است(إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).
ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است(وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).
ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است.(لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).
د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.
ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت(مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى‏بر مومنان شب زنده دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد(سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).
و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.
مرحوم كلینى در كافى از امام باقر(علیه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد». آن گاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و...».(المیزان فى تفسیر القرآن ج: 20 ص: 382؛ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر)
[/b]
التماس دعا دارم
شبهای حضور تو شب قدر است...
[تصویر: 1361111201101971282411781721642141818314225344.gif]

برداشتی از دعای شریف عهد[/b]
کتاب بی انتهای کمال را الهی روزی هزاران صفحه برایش ورق بزن ونماز یادآوری لبهایمان را رو به مقام او – قبله ای که سمتش نمی دانیم بازگردان
اللهم شرف بنیانه(1)
ستونهای استقامتمان را دراین سیل از شکنندگی نگاه دارا پایمان را از گلیم قلمکار مهر بیرون مکش پشتمان را به او گرم ساز وپیش از همه اینها دست به تشرف بنیان او بر
اللهم ... اعل مکانه وکرم فی القیامه مقامه(2)
مکان اورا فراتر از آنجا برکه سقف گردون می رسد مبعوث شدگان را بهت زدگان زیبائیش کروبیان را تکبیر گوی عظمتش وزمینیان را منت دار رحمتش قرار ده
اللهم احفظه بملائکه النصر (3)
او را از شر زخم خفیف مایگان درحلقه حفظ فرشتگانت محفوف ساز و برشیرین آن فالله خیر حافظا که ما می خوانیم برای آسودن او به شاخه های اجابت بیاویز.
ورب الملائکه المقربین والانبیاء والمرسلین
اگر شب قدر شبی باشد که ملائک درمحضر حجه الله بار یابند همه شبهای حضور تو شب قدر است هبوط هزاران هزار ملک تماشایی است همانها که درلرزش سفینه نوح درسفر ابراهیم به گلستان آتش ، آغوش گشایی نیل پیش روی بنی اسرائیل و هیبت رفعت روح الله به مکان عالی همنفس فرستادگان سپهر شدند همانها که پشت درپشت وصف درصف دربدر شمشیر کشیدند و روز عاشورا نگاه حسین از دور و برخیام پرواز شان داد تا تنها شعله به دامان فرشتگان کوچک خودش بگیرد ؛ همانها .... همانهایی که درحسرت فیاسیوف خذینی شنیدن وخود را فادی نکردن ، تربتی نمور را در نینوا به گریه رقم زده اند ؛ همانها ....

اگر شب قدر شبی باشد که ملائک درمحضر حجه الله بار یابند همه شبهای حضور توشب قدر است واین کلمات حزن خیز امر تکوین است که تقدیر می شود فردا روز ذوالفقار تو تاوان اینهمه سال عقب ماندگی از آوردگاه طف را باز خواهد گرفت
برو بر شانه بیت المقدس بایست تاهمه ملائک گردا گردنت حلقه زنند و نماز طلیعه فتح بگزراند هریک را سراغ ناصری بفرست تا درخانه اش را بزنند نسیم نرمی شود برگهای زرد و مرده سیئات را از میان شاخ و برگش فروریزد و آنگاه که اهلیت همراهی با تو یافت او را با خود به تو ملحق کند یسبحون بحمد ربهم ویومنون به ویستغفرون للذین آمنوا (4) اینجا جز چشمه سار تسبیح وتهلیل و تکبیر چیزی از دل خاک نمی جوشد فوج فوج درصعود و نزولند ملائک؛ و این اذکار را خود تو در منقارشان تعبیه کرده ای اما پیش از آن که گلبرگ های ریز نقش ذکر وتسبیح دمادم از لبها شان بشکفد می آیند بال سر راهت می گسترند وتو را تحیت می دهند تحیتهم فیها سلام(5) همه سلامشان گویی انعکاس به جوامع السلام می گیرد با همه درودها وجمله سلامها .... براین تصاویر وصف ناشدنی ، دانه های ترد باران راهم بیفزا و رنگین کمانی دوازده رنگ که هررنگش را از شبنم پلک امامی نمونه برداشته اند می خواهی همه ما را ببری آنجایی که عرصه بلای آدمی نامش داده اند درخیمه اختبار گرد آوری وحجت تمام کنی دیده که می گشایم باز هم تا چشم کار می کند فرشته است . ازیکیشان می پرسم از کدامین دیاری ؟ می گوید « من یک تنم از هفتاد هزاری که هرسپیده از پس بیت المعمور دورا دور کعبه می گردیم به طواف حبیب الله می رویم و امین الله و بعداز نجف می آییم به اینجا گروهی درانتظار عروج ما بردروازه آسمان ایستاده اند تا فرو آیند سلام مرا به مولایمان برسان ... » (6) آری اینجا کربلاست محور محک زدن ایمان بنی آدم دوراهی تقوی وفجور که آیا باحسین می مانی یا .... آه اختیاری که تورا صاحب اختیارت دوراندازد ؛ آه از مبتلایی که دیده اش برسپیده ببندند خدا نصیب نکند ....

برو بر شانه بیت المقدس بایست تاهمه ملائک گردا گردنت حلقه زنند و نماز طلیعه فتح بگزراند هریک را سراغ ناصری بفرست تا درخانه اش را بزنند نسیم نرمی شود برگهای زرد و مرده سیئات را از میان شاخ و برگش فروریزد و آنگاه که اهلیت همراهی با تو یافت او را با خود به تو ملحق کند
قرار است امشب که فردایش صبح جمعه من وتو سرمی زند همه انبیا و رسل دست درشبکه های این ضریح بیاویزند اینست که دست هر کداممان پاره ای استبرق می دهی وکفی زلال کوثر تا غبار ازچهره حریم بروبیم معبران پروردگار یک به یک می آیند بوسه ای برچارچوب دخول می نشانند وبا دیده نمناک خود را به ضریح می رسانند طواف می کنند ومی شویند همه آمده اند اما جای پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) وفرزنداش خالیست شما که می آئید راه را ملائک می گشایند تا از میان همه گزیدگان خداوند که به حرمت شما برپایند بگذرید و دیداری از حسینتان تازه کنید انبیا و مرسلین – چه آنانکه بیش از این تنها در رویاهای صادقه و چه اینان که درخود فرو ریخته جبرئیل را دور از احلام نگریسته اند – انگشت به دهان گرفته ومات اوودیگر فرشتگان را دست به خدمت شما می بینند و ستایش شمایان می گویند تو ایستاده ای روبه پدر ؛ نوح و ابراهیم ، عیسی و موسی درکنارت و نیایت رسول خدا پیشارویت . اینها سنگ آسیای وحیند و سرسفیران الهی .(7) داشت یادم می رفت اینها همان صاحبان عزم وهمتند که احراز این مقام را به اقرار به تو مدیونند اما تومدهوش تمام احساسات فرزندیت را پای این شش گوشه ضریح فروهشته ای انگار هیچکس را نمی بینی عاشقانه با پدر راز ونیاز می کنی شیشه اشکت انگار ریزه ریزه شده داری آب می شوی این را چشمانت می گوید .
اگر شب قدر شبی باشد که ملائک درمحضر حجه الله بار یابند همه شبهای حضور توشب قدر است واین کلمات حزن خیز امر تکوین است که تقدیر می شود فردا روز ذوالفقار تو تاوان اینهمه سال عقب ماندگی از آوردگاه طف را باز خواهد گرفت .....

پی نوشتها:
1- بحارالانوار ج88 ص16
2- همان
3- الاقبال ص 312
4- سوره مومن آیه 7
5- سوره ابراهیم آیه 23 درود آنان درآنجا سلام است .
6- مضمون فرمایش امام صادق علیه السلام بحار الانوارج56 ص176 ح8
7- اصول کافی ج1 ص 175






منبع : میثاق وسپیده صفحه 35- 39
نویسنده : سعید مقدس
سلام
شرمنده پیام بازرگانی میزارم
تو این شبا منم دعا کنید که بلکم خدا بخواد منم عبد صالح شم.
افتاده ایم در مرداب تباهی. در گل و لای بیچارگی دست و پا می زنیم. شنا بلدیم، اما به خاکی زده ایم. تقلا می کنیم و بیش از پیش، در عمق مرداب فرو می رویم. از جلبک گفته ایم و با لجن انس گرفته ایم. از پاکی و نور گریزانیم. از طناب شیطان آویزانیم. بوی لجن برخاسته از بند بند وجودمان و در لابلای روزمرگی های روزهای روزگار متعفن شده ایم. هر روز بدتر از دیروزیم و درجا می زنیم. از حرف هایمان بوی گند گناه برمی خیزد و از نگاهمان، بی حیایی به چشم می خورد.

می خندیم و ولی آشفته حالیم. چون فواره برخاسته ایم اما رو به زوالیم. در انتظار کمالیم اما هنوز، همچو میوه نارس، کالیم. مرده ایم، اما متحرکیم. زنده ایم اما پلاسیده ایم. عمری است در کما بسر می بریم. با نوازش به هوش نمی آییم. چاره کارمان شوک است. به شوک نیاز داریم. از روی جهالت کارمان به دریوزگی، بر سر سفره های اغیار کشیده. آدرس ها را عوضی بلد شدیم. بس که نان را بجای نانوا، از دست فروش ها خریدیم. منت پذیر هر که غیر تو شدیم. و از بس تمام راه ها را بلد شدیم، با وجود این همه نقشه و راهنما گم شدیم.

اگر از طلا و گر از الماسیم، آخرش سر و ته، یک کرباسیم. حریصیم و چشم طمع، کورمان کرده. کثیفیم و نجاست از تو دورمان کرده. آمده ایم تا پاک شویم. ادعایمان سر به افلاک می کشید. حالا سر به خاک می گذاریم. یک عمر سر به هوا گشتیم، حالا آمده ایم سر به زیر شویم. روزگاری قلدری کردیم، حالا آمدیم قلندر شویم. لوح سفید دلمان، تخته سیاه شده. نامه عملمان لبالب از گناه شده. لباس انسانیتمان خاک مال است و عصمتمان گچی ست. تا پرسیدند، گفتیم: دنیا هرکی به هرکی ست.

از محفل عاشقانه ات دور شدیم. دروغ چرا؟ راستش را بخاهی، غلط کردیم. یعنی واقعیت را بگویم، دست از پا دراز تر برگشتیم. سر ما را جز دامان رحمت واسع تو پناه دیگری نیست. خودت در کتاب عاشقانه ات گفته ای که ما هر کجا برویم، بازگشتمان به سوی توست. هر چه هستیم و هر که هستیم، خدایمان تویی. مگر نمی گویند «مال بد، بیخ ریش صاحبش است». ما جنس بد و تو خریدار خوب. ما عبد عاصی و تو خدای خاضع. ما فرزند نا خلف و شرور و تو مولای رئوف.

رأفت تو به واسطه فیوضات این شبها اگر نبود، چه می کردیم؟ سر به کدامین بیابان می گذاشتیم؟ اگر دعوت پر اشتیاق تو نبود، آنوقت با رمق کدامین پای در این حوالی پیدایمان می شد. به کدامین آبروی نداشته، در خانه کرامت تو را دق الباب می کردیم. ما را کجا یارای خاندن ذکر «العفو» بود، بس که در عیش غفلت و در نوش فراغت، پشت پا به بخت عاقبت خود زدیم. بس که عافیت طلب شدیم و گرده مان تحمل باری هر چند سبک را ندارد.

افسوس که چه بد بندگانی چون ما داری. که نه به ساعتی بند هستیم و نه به طاعتی. نه خدمتی سر می زند از ما تو را و نه کرامتی بر می آید از ما خلق را. «ما را کرامت تو گنه کار کرده است». اما خدایی ات را شکر که چه خوب خدایی چون تو داریم. «یا ایها العزیز»، در محضرت سرافکنده ترینیم. همیشه آن ها که بر می گردند، با دست پر بر می گردند. ما با دست خالی آمده ایم. «و تصدق علینا» کوله بارمان هزار باره سوراخ است. جیب هایمان خالی ست و دست هایمان به نشانه تسلیم بالاست. بگذار اعتراف کنم که اصلن «لا یمکن الفرار من حکومتک».

قرص ماه که کامل می شود، دلم قرص است که حالا موسم وعده دیدار است. عجب ماهی ست. ماه نگو، ایام پادشاهی ست. اصلن این ماه عطر دیگری دارد. گرسنگی هایش به تمام میوه های تیر شرف دارد. تشنگی هایش به نصف باران های فروردین می ارزد. لحظه های افطار خشک و خالی اش، به ده ها سفره رنگارنگ می چربد. پس ای دی ماهی ترین! از حُسن اردیبهشت نگو که اگر در بین ماه های قمری، رمضان نبود؛ حالا باید در بی حوصلگی های ماه های شمسی، از بی مهری ِ شهریور در حق خرداد، غصه می خوردیم و در غم تنهایی آبان اشک می ریختیم و برای دی ماه، اسفند دود می کردیم و زیر بار بهمن، از فرط آذر، در انتظار مرداد می نشستیم، تا قلبمان تیر بکشد.

سه ماه تابستان می فروشیم و یک ماه رمضان می خریم. اشکالی دارد؟ معامله است دیگر. دروغ که نمی گویم! مگر خودش نگفته؟ «لیلةُ القدر ِ خیرٌ من الفِ شهر»؟ حال حساب کنید که «اَلفِ شهر»ی که یک ابد را برای انسان رقم می زند، چند تابستان را در خود جای می دهد؟ پس بازی ما برد برد است. ما را از تمام هست ها نیستمان کن. آمده ایم که در نیستی، تمام هستمان شوی. «ما را روانه در دیگر نکن که باز، جایی نمی روم که بهشتم همین در است».

هر چه ویرانی هست نشان دهید، که سامان آمده. هر چه مریضی دارید بیاورید، که طبیب دوار آمده. شب «لیلة العشق» در راه است. انا انزلناه فی لیلة العشق... و ما ادراک ما لیلة العشق... لیلة العشق خیرٌ من الف شهر... به این سادگی نباید این فرصت گرانبها را از دست داد. گرسنه ایم و یک سال دندان تیز کرده ایم برای این شب. گرگ دهن آلوده ایم، اما باور بکن یوسف ندریده ایم. به هر خانه که خانده شدیم، به نیم نگاه از در خانه رانده شدیم. بار گرانیم، همیشه نالانیم، بی سر و سامانیم، درد بی درمانیم. اما هر چه هستیم، بنده تو ایم.

«سر بازار تو از مسلم و ترسا و یهود، وه که اندر سر کوی تو عجب غوغایی ست». ما را مران که جز تو خریداری نداریم. جنس بنجلیم باز خدایمان تویی. خار هر گُل ایم، باز خدایمان تویی. زوار در رفته ایم، باز خدایمان تویی. از خانه در رفته ایم، باز خدایمان تویی. دل خراب و سیاه داریم، باز خدایمان تویی. یک جهنم گناه داریم، باز خدایمان تویی. دست و پا بسته ایم، باز خدایمان تویی. از همه کس خسته ایم، باز خدایمان تویی. اگر خوبیم یا بدیم، به پای تو نوشته شدیم.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند





و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:




[i]چگونه ندانیم، و حال آن‌كه در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف می‌كنند. (1)[/i]



آری معرفت به شب قدر نتیجه معرفت به وجود حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)است.


1- امراء هستی، ص 190/ تفسیر القمی، ص 731/ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 97، ص 14، جز 23.
به نام خدا

و ما ادراک ما لیلة القدر

شاید سوره ی قدر را بارها و بارها خوانده باشیم و هرگز به مفاهیمش فکر نکرده باشیم. از آنجایی که خواندن سوره ی قدر، یکی از اعمال شبهای قدر است، بر آن شدیم که به طور اختصار این سوره را به شما معرفی کنیم. متن زیر، خلاصه ی سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی درباره ی سوره ی قدر است.

فضیلت سوره ی قدر
سوره قدر در مکّه نازل شده و همانند دیگر سوره‏های مکّی، آیاتش کوتاه و موزون است. این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برتری آن بر هزار ماه ادامه می‏یابد و با سلام و درود الهی در آن شب پایان می‏پذیرد.

روایات متعدّدی در فضیلت تلاوت این سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به کسی که آن را در نماز واجب بخواند خطاب می‏شود: «خداوند گذشته ی تو را بخشید، از نو آغاز کن.» (1)

امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
«کسی که در زیارت قبور مؤمنین، سوره قدر را هفت مرتبه بخواند، خداوند آن مردگان و کسی که این سوره را تلاوت کرده است، می‏آمرزد.»

معنای قدر چیست؟
کلمه «قدر» در قرآن، در چند معنا به کار رفته است:

الف) مقام و منزلت. چنانکه می‏فرماید: «و ما قدروا اللّه حقّ قدره» (2)؛ آن گونه که باید، مقام و منزلت الهی را نشناختند.
ب) تقدیر و سرنوشت. چنانکه می‏فرماید: «جئت علی قدر یا موسی» (3)؛ ای موسی تو بنا بر تقدیر (الهی به این مکان مقدّس) آمده‏ای.
ج) تنگی و سختی. چنانکه می‏فرماید: «و من قدر علیه رزقه...» (4)؛ کسی که رزق و روزی بر او تنگ و سخت شود.

دو معنای اول در مورد «لیلة القدر» مناسب است، زیرا شب قدر، هم شب با منزلتی است و هم شب تقدیر و سرنوشت است.

هستی، حساب و کتاب و قدر و اندازه دارد: «و اِن مِن شی‏ء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم» (5) (هیچ چیز نیست مگر آنکه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعیین شده فرو نمی‏فرستیم.)

خداوند در شب قدر، امور یک سال را تقدیر می‏کند، چنانکه قرآن در جایی دیگر می‏فرماید: «فیها یفرق کلّ امر حکیم» (6) (در آن شب، هر امر مهمّی، تعیین و تقدیر می‏شود.) بنابراین، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پیامبر نیست، بلکه در هر رمضان، شب قدری هست که امور سال آینده تا شب قدر بعدی، اندازه‏گیری و مقدّر می‏شود.

بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب، بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته‏اند. چنانکه شخصی از پیامبر پرسید: منزل ما از مدینه دور است، یک شب را معیّن کن تا به شهر بیایم. حضرت فرمودند: شب بیست و سوم به مدینه داخل شو.

در شب قدر خدا را راضی کنیم
در حدیثی طولانی از پیامبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می‏خوانیم که حضرت موسی‏ (علیه السلام) به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم، پاسخ آمد: قرب من، در بیداری شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است.

گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می‏ خواهم. پاسخ آمد: رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.

عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت‏های آن را می ‏طلبم. پاسخ آمد: دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

در پایان گفت: خدایا رضای تو را می‏طلبم. پاسخ آمد: کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد. (7)

چرا شب قدر مخفی است؟
طول شب قدر، یک شب کامل کره زمین است که 24 ساعت می‏شود، نه آنکه مخصوصِ مکان خاصّی همچون مکّه و آن هم به میزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد. چنانکه مراد از روز عید فطر، یک روز کامل کره زمین است که شامل همه نقاط و مناطق می‏شود.

تقارن شب تقدیر بشر با شب نزول قرآن، شاید رمز آن باشد که سرنوشت بشر، وابسته به قرآن است. اگر پیرو قرآن باشد، سعادت و رستگاری و اگر دور از قرآن باشد، شقاوت و بدبختی برای او رقم می‏خورد.

ابوذر می‏گوید: به رسول خدا عرضه داشتم آیا شب قدر در عهد انبیا بوده و امر بر آنان نازل می‏شده و پس از آنکه از دنیا می‏رفتند، نزول امر در آن شب تعطیل می‏شده است؟ حضرت فرمودندند: شب قدر تا قیامت هست.

شاید رمز اینکه شب قدر مخفی است، آن باشد که مردم شب‏های متعدّد را به عبادت بپردازند، کسانی که یک شبِ آن را درک کردند مغرور نشوند و کسانی که آن را درک نکردند، از باقی شب‏ها مأیوس نشوند.


پی نوشت:
1. ثواب الاعمال ص 112
2. سوره ی زمر، آیه ی 67
3. سوره ی طه، آیه ی 40
4. سوره ی طلاق، آیه ی 7
5. سوره ی حجر، آیه ی 21
6. سوره ی دخان، آیه ی 4
7. الاقبال، ج 1، ص 345

راز و رمز مخفی بودن شب قدر از زبان حجت الاسلام قرائتی با تلخیص؛ به نقل از سایت پایگاه حوزه
بسم الله الرحمن الرحیم


این شب ها
خـــــودمـــــان را پـــــیـــــدا کـــــنیـــــم ... نیمه ی گـُـــــــــمــــشـــــده مان پیشکش !
از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست كه آن امر را دریافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه است و برای آن‌ كه بهتر بدانیم كه لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد؛ حدیثی را هم كه در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ملاحظه می‌كنیم كه در آن به طور كنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.


و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم نیز دارد.
و از طرفی، همان‌گونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاك امامان معصوم نیز وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ كه حقیقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌ برد، شب قدر را درك كرده است.


ماهنامه موعودش 57 ، علی‌اكبر رضوانی .
به نام خدا
سلام
بعضی از اعمال مخصوص شب بیست و سوم:
خواندن سوره های روم، عنکبوت،دخان
خواندن هزارمرتبه سوره قدر
خواندن دعای فرج
خواندن اللهم امدد لی فی عمری...
خواندن اللهم اجعل فیما تقضی...
خواندن یا باطنا فی ظهوره...
التماس دعا.
سلام
فقط زمانی که داری دعا میخونی یا قران به سر کردی اینو در نظر بگیر که شاید آخرین دعای ماه رمضونت باشه .از ته دلت خدارو صدا بزن ، قسمش بده اسماء حسنا.
قال علی علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله كَانَ‏ يَطْوِي‏ فِرَاشَهُ‏ وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ كَانَ يُوقِظُ أَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ كَانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيَامِ بِالْمَاءِ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ كَانَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :
پیامبر خدا در دهه آخر رمضان ، بستر خود را جمع می کرد و کمرش را می بست و شب بیست و سوم ، خانواده خود را بیدار می کرد و در آن شب ، به صورت خفتگان ، آب می پاشید و فاطمه سلام الله علیها نیز نمی گذاشت کسی از اهل خانه در شب بیست و سوم بخوابد و خواب آنان را با کم خوردن درمان می کرد و از روز برای شب ، آماده می شد و می فرمود : « محروم ، کسی است که از خیر آن بی بهره بماند »
منبع:
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل جلد ‏7 صفحه 470 23 باب تعيين ليلة القدر و أنها في كل سنة و تأكد استحباب الغسل فيها و...

قال: سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول: إن الجهني أتى إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقال: يا رسول اللّه إن لي إبلا و غنما و غلمة فاحب أن تأمرني ليلة أدخل فيها فأشهد الصلاة و ذلك في شهر رمضان. فدعاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فساره في اذنه، قال: فكان الجهني إذا كانت ليلة ثلاث و عشرين دخل بإبله و غنمه و أهله و ولده و غلمته، فكان تلك الليلة ليلة ثلاث و عشرين بالمدينة فإذا أصبح خرج بأهله و غنمه و إبله إلى مكانه، و اسم الجهني عبد الرحمن بن أنيس الأنصاري.

راوى گفت: از امام باقر عليه السّلام شنيدم مى‏فرمود: جهنى پيش رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:

يا رسول اللَّه، من شترها، گوسفندها و غلامانى دارم، مى‏خواهم دستور بفرماييد شبى در ماه مبارك رمضان داخل مدينه شوم و در نماز جماعت شما حضور يابم، حضرت او را نزديكتر فراخواند در گوشى با او حرف زد. جهنى شب بيست و سوم [ماه مبارك رمضان‏] با شتران، گوسفندان و غلامان و زن و فرزندان داخل مدينه مى‏شد صبحگاهان از مدينه خارج مى‏شد و به محل خود مى‏رفت، اسم جهنى عبد الرحمن بن انيس انصارى است
[/b]

منبع:مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل جلد ‏7 صفحه 470 23 باب تعيين ليلة القدر و أنها في كل سنة و تأكد استحباب الغسل فيها و...

عَنْ جَمِيلٍ وَ هِشَامٍ وَ حَفْصٍ قَالُوا مَرِضَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَرَضاً شَدِيداً فَلَمَّا كَانَ‏ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَمَرَ مَوَالِيَهُ فَحَمَلُوهُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَكَانَ فِيهِ لَيْلَتَهُ.
به نقل از جمیل و هشام و حفض : امام صادق علیه السلام به سختی بیمار شد . چون شب بیست و سوم فرا رسید ، به غلامان خود دستور داد او را به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود
منبع:بحار الأنوار جلد ‏95 صفحه 169 ذكر ما نختار روايته من فضل المهاجرة إلى الحسين صلوات الله عليه في العشر الأواخر من شهر رمضان

[b]و در پایان
مرحوم علامه مجلسی می گوید:
اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم ، شب قدر است
منبع :زاد المعاد صفحه 187
[/b]

صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع