به روزها و شبهایی نزدیک می شویم که قرار هر ساله ما با خداوند تبارک تعالی است. قراری که می تواند برای ما منشا خیرات بسیاری در طول سال باشد حالا تا چه اندازه و قوه به قرار های معنوی خود در طی یک سال پایبند بودیم بماند .... به فرصت دوباره ای فکر کنید که پیش روی شماست! قدر و قیمت این شبها را وقتی بهتر می شناسیم که عمیقا به مبارکی این شبها و روزها فکر کنیم و ایمان بیاوریم به گرسنگی و تشنگی ای که حقیقتاً گرسنگی و تشنگی نیستند !!!
ان شاءالله در ادامه به مباحث ارزشمند استادان این حیطه خواهیم پرداخت . باشد که درک و دید ما نسبت به لحظه به لحظه این ماه مبارک تغییر مبارکی بکند ان شاءالله .....
در ادامه بحث به توضیح معنای ضیافت الهی خواهیم پرداخت. همانقدر که به درک بیشتری از معنای ضیافت برسیم میتوانیم از صاحب این ضیافت بهرمند شویم.
خصوصیات یک ضیافت چیست؟
در ضیافت پذیرایی می شویم اکرام میشویم لذت خوردن و آشامیدن داریم انس بیشتری با صاجب خانه پیدا میکنیم و... این خصوصیت ضیافت با مقیاس دنیاست. خداوند تبارک تعالی از ماه مبارک رمضان با نام ضیافت یاد میکند. انسان بواسطه داشتن قوه فوق عقل یا فوق تجرد یا همان نفخه الهی که در او دمیده شده انسان است و خداوند به افتخار بخش انسانی ما چنین ضیافتی را برقرار کرده است. به همین نسبت خوراکها و لذات این ضیافت باید متناسب با بخش انسانی ما باشد .اصولاً خداوند تبارک تعالی هیچ باید نبایدی برای بخش انسانی ما قائل نشده اما از آنجا که انس ما با بدن مادی و بخش حیوانی بیشتر است فکر میکنیم که خداوند با وضع احکام برای ما محدودیت قائل شده است. مثلاً در همین ماه مبارک با امر به بسته شدن دهان حیوانیت دهان انسانیت ما باز می شود تا بخش انسانی و فوق عقلانی ما فارغ از قیدهای حیوانی فرصت و اشتهای بیشتری برای اکل و شرب فطری پیدا کند........
چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد
در زمان يكي از پيامبران گذشته، سه نفر از مؤمنين در مسافرتي در محلي شبگير شدند، و راه به جايي نبردند، نه محلي براي استراحت و نه قوت و غذايي. بالاخره يكي از آنها گفت، من اينجا يك آشناي دوري دارم ميروم شايد بتوانم امشب سربار او شوم. ديگري هم فكر كرد و به يادش آمد يك همكاري اينجا دارد، گفت ميروم شايد بشود امشب را مهمان او بشوم. سومي هر چه فكر كرد چيزي بهيادش نيامد. گفت: ما هم ميرويم مسجد و مهمان خدا ميشويم. فردا صبح كه آمدند تا سفر را ادامه دهند، آن دو نفر هر كدام از خوبيهاي طعامي كه در شب خوردند و از نوع پذيراييها صحبت كردند ولي سومي گفت: حقيقتش ما مهمان خدا شديم ولي تا صبح گرسنگي كشيديم. به پيامبر آن زمان ندا رسيد برو و به اين مؤمن بگو ، حقيقتاً ما ميزباني تو را پذيرفتيم، و پذيرفتيم كه تو مهمان ما باشي، ولي هر چه گشتيم خورشت و طعامي بهتر از «گرسنگي» نبود كه با آن از تو پذيرايي كنيم.
يعني گرسنگي يك پذيرايي مقدّس است و براي همين هم طعام رمضان گرسنگي است و نتيجة اين گرسنگي «قرآن» است. سفره گرسنگي را پهن ميكنند تا قرآن را به قلبها برسانند، آن وقت آيا ميشود گرسنگي را چيزي نگرفت و به سادگي از آن گذشت؟ يكي از عرفا به شاگردش ميگويد::: :
«نفسِ خود را از چه ميترساني، ميترسي گرسنه بماني؟ مترس، زيرا كه تو در نزد خدا خوارتر از آني كه تو را گرسنه دارد، خداوند، محمد (ص ) و يارانش را گرسنه داشت».
بزرگي ميگويد: « هرگز نشد سير شوم و معصيتي مرتكب نشوم و يا قصد معصيت نكنم».