۳/شهریور/۹۱, ۱۰:۱۷
به نام خدا
در نگاه نخست چنین به نظر مى رسد كه پاك ساختن زمین از ظلم، ستم، گناه و معصیت، و برچیدن بساط طاغوتها و ستمگران ناممكن است و گویا زمین و زمینیان با گناه و ظلم خو گرفته و مظلومان عالم فریاد رسى ندارند، تا حق آنها را از ظالمان و طاغیان بستاند. گوئیا جهان به تحمل وجود شوم ستم پیشگان عادت كرده است; تا جایى كه بشر دورهاى را سراغ ندارد كه در آن، جامعه جهانى خالى از ستم و ستمگران باشد.
از سوى دیگر حكمت خداوند بر این تعلق گرفته است كه زندگانى انسان بر اساس فطرت خدا دادى جارى شده و شالوده آن، كه عدالتخواهى و ظلم ستیزى است، بدون پاسخ و جواب نماند.
با رستاخیز مهدى _ علیه السلام _، ظلم و ستم به دیار عدم آهنگ سفر كرده و جاى خود را به عدل و داد مى سپارد و عدالت اجتماعى فراگیر شده و ثمره تلاش و كوشش انبیاء و اولیاء به بار نشسته و مردم طعم شیرین عدالت را مى چشند.
امام زمان _ علیه السلام _ بعد از تولد چنین دعا كردند:
«... اللهم انجز لى ما وعدتنى، و اتمم لى امرى، و ثبت وطاتى، و املا الارض لى عدلا و قسطا[1]
خداوندا! آنچه را كه به من وعده دادى محقق ساز و امر (حكومت عدالت گستر جهانى) مرا به كمال برسان و گامهاى مرا استوار بدار و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر ساز.»
در احادیثى كه درباره قیام مهدى _ علیه السلام _ آمده است دعوت به توحید و مبارزه با شرك و كفر اعتقادى، به اندازه ایجاد عدالت و اجراى آن، مورد تاكید قرار نگرفته است. علت این امر را باید در نیاز عمده جامعه بشرى به برقرارى عدالت و گسترش دادگرى در این زمان دانست.
امام صادق _ علیه السلام _ فرمود:
«اذا قام القائم _ علیه السلام _ حكم بالعدل وارتفع الجور فى ایامه و آمنتبه السبیل و اخرجت الارض بركاتها و رد كل حق الى اهله[2]
هرگاه قائم قیام كند، به عدل حكم مى كند و در ایام او جور مرتفع شود و به وسیله او راهها امن گردد، زمین بركاتش را خارج مى سازد و هر حقى به صاحبش برگردانده مى شود.»
امام حسین _ علیه السلام _ فرمود:
«لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله عز و جل ذلك الیوم حتى یخرج رجل من ولدى فیملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما، كذلك سمعت رسول الله یقول[3]
اگر از دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى گرداند، تا مردى از فرزندان من خروج كند، پس زمین را از عدل و داد پر كند، همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد. این چنین از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم.»
امام صادق_ علیه السلام _ فرمود:
«اما والله لیدخلن (القائم) علیهم عدله جوف بیوتهم كما یدخل الحر و القر[4]
به خدا قسم كه عدالت خود را در درون خانه هاى مردم وارد مى كند همانگونه كه سرما و گرما داخل مى شود.»
امام رضا _ علیه السلام _ فرمود:
فاذا خرج وضع میزان العدل بین الناس، فلا یظلم احد احدا[5]
آنگاه كه خروج كند، ترازوى عدل را در بین مردم مىنهد، پس هیچكس به دیگرى ظلم نمى كند.»
ارزش عدالت
عدالت از اصول مهم و از تعالیم و اهداف عمده اسلام است. در دستورات اسلامى، انسانها مامور شدهاند كه در تمام ابعاد زندگى خود (فردى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، و نیز در گفتار، رفتار و كردار) عدالت را رعایت كرده و آن را سر لوحه كارهاى خود قرار دهند.
قرآن كریم در آیات متعددى ارزش و اهمیت عدالت را بیان كرده و به آن سفارش نموده است كه در ذیل نمونه هایى از این آیات بیان مى شود:
1- «اعدلوا هو اقرب للتقوى»[6]; «عدالت ورزید كه عدل به تقوى نزدیكتر است.»
«و اذا قلتم فاعدلوا»[7] ; «وقتى سخن گفتید به عدالتسخن گویید.»
2- «ان الله یامر بالعدل والاحسان»[8] ; «حقیقتا خداوند به عدل و احسان امر مى كند.»
3- «و لایجرمنكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى»[9] ; «و البته نباید بدى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید. عدالت كنید كه آن به تقوا نزدیكتر است.»
4- «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»[10] ; «به راستى پیامبران خود را با دلایل آشكار فرستادیم و با آنها كتاب و ترازو فرود آوردیم تا مردم به عدالت برخیزند.»
بر اساس این آیه، فرستادن رسولان الهى و كتابهاى آسمانى براى تحقق عدالت در جامعه بشرى است.
ان شاءالله ادامه دارد...
--------------------------
پی نوشت
[1] . اكمال الدین و اتمام النعمه، ج2، ص428; بحار الانوار، ج 51، ص 13.
[2] . بحارالانوار، ج52، ص338; ارشاد، ص334.
[3] . اكمال الدین و اتمام النعمه، ج1، ص318.
[4] . غیبت نعمانى، ص159; اثبات الهداه، ج3، ص544; بحارالانوار، ج52، ص362
[5] . كمال الدین، ص372; بحارالانوار، ج52، ص321.
[6] . مائده/ 11.
[7] . انعام/ 153.
[8] . النحل/ /92.
[9] . مائده/ 8.
[10] . الحدید/ 25.