۱۳/شهریور/۹۱, ۱۱:۱۵
نقل قول:4- پروفيسور عباس شوشتري دانشمند معاصر شيعي در مقالهای تحت عنوان علت انتخاب نكردن جانشين بوسيله پيغمبر مينويسد: «آن حضرت صريحاً نميتوانست كسي را معين كند، زيرا ختم نبوت شده بود و از تعيين يكي احتمال داشت، باز مقام اختصاصي براي او پيدا گردد»( پروفیسور عباس شوشتري. خاتم النبيين ص 429 چاپ انتشارات عطايي 1362 ).
نمیدونم از کی تا حالا کسی که تخصصش ترجمه گات ها و مسایل مربوطس شده زعیم و بزرگ شیعه و حرفش اعتبار پیدا کرده ؟!!
نقل قول:- ابن ابي حديد شارح نهج البلاغه در اين باره مينويسد( نهج البلاغه شرح ابن ابي حديد ص 1/27. ): «علماي گذشته و متاخرين ما و نيز علماي بصره و بغداد متفقاند كه بيعت ابوبكر صديق بيعت صحيح و شرعي و قانوني بوده است. اين بيعت اگر چه بنابر نص صريحي نبوده، ولي بر اساس اصل انتخابي صورت گرفت. كه به اجماع يكي از شيوههاي تعيين امام و رهبر شناخته شده است».
این اعتراف خوبی است . نوع برگزیدن ایشان نوعی بدعت بود که توسط ۳ ۴ نفر انتخاب و همه را مجبور به پذیرش کردند . که در ادامه به ان خواهیم پرداخت
نقل قول: به نظر شما اگر در نتيجه دعوت پيامبر حكومت و سلطنت موروثي پديد ميآمد و در بدايت امر جانشيني بلافصل آن حضرت به فردي از افراد خاندانش منتقل ميشد، آيا جهان اين گونه استنباط نميكرد كه دعوت نبوي و كوششهاي اصلاحي معاذ الله همه در خدمت خاندان پيامبر بوده و تمام تلاشهاي وي به خاطر به قدرت رساندن خاندان خود و فراهم آوردن زندگاني مرفه و آينده درخشان و اختصاص زعامت و رهبري به آل خود بوده است. تقدير و برنامه تنظيمي خداوند دانا چنين بود كه رسول خدا کسي را به جانشيني خود انتصاب نكند و بعد از وي هيچ يك از اهل بيت و خاندان هاشمي بصورت بلافصل، جانشين وي نگردد. بلكه نخستين جانشين او از خاندان ديگري بود و زماني خلافت به سيدنا علي رسيد كه در ميان مسلمين و اصحاب پيامبر كسي از او افضلتر و تواناتر از حمل بار خلافت وجود نداشت. بدين وسيله جاي اعتراض و شبههای براي كسي باقي نماند. پس راز تاخير خلافت علي بنابر همين حكمت بود كه خداوند در نظر داشت و كار خداوند همواره از روي حساب و برنامه دقيق است.
9- مسلمين با اين انتخاب از شيوه انتخاب و حكومت موروثي كه بر اساس خون و نسب استوار بوده نجات يافتند. اگر در مرحله اول خليفه از بنيهاشم كه بدون شك اهليت اين كار را داشتند انتخاب ميشد، آنگاه حكومت دنيوي و رياست ديني و معنوي براي بنيهاشم محرز و منحصر ميشد و بدين وسيله نوعي پاپيسم و روحانيت گرايي (PRIESTHOOD) پديد ميآمد. همان گونه كه در بين مسيحيها اين مقام روحانيت گرايي بنام اكليروس Giergy وجود دارد.
اگر چنين ميشد، همان عواقب وخيم و آثار سوء كه در مقام روحانيت مسيحي و نظام طبقاتي مجوسي و برهمايي پديد آمد، در جامعه اسلامي و در بين پيروان اين دين بوجود ميآمد و رهبري جامعه و پيشواي مذهبي و حق راي و منابع اقتصادي منحصر و مخصوص يك طبقه خانواده دانسته ميشد و در طول تاريخ نسلهايي بوجود ميآمد كه اين طبقات را از سطوح عموم انسانها، بلكه از مقام بشريت برتر ميدانستند و معتقد ميشدند كه آنان بايد بوسيله اموال و نذورات و هدايا و صدقات و سهمهاي مشخص زندگي كنند( نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه: 37).
بماند که ابن ابی الحدید برای شیعه حجیتی ندارد .
ولی بر فرض محال این هم قبول . مجددا تاکید میکنم با انتخاب اجباری عمر چه میکنید ؟!!!
هر چند همین را هم ان ش الله مدلل رد خواهیم کرد . فعلا میخواهیم برسیم به خلافت غیر شرعی عمر
مگر همین حکومت سلطنتی و طبقه ای و پادشهی در بنی امیه ار معاویه به بعد شکل نگرفت
شما که معاویه را عادل و صحابه میدانید چگونه است که در مورد موروثی کردن خلافت که بر خلاف سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ابوبکر بود تبری نمیجویید؟!!!!!!!
نقل قول:بلكه نخستين جانشين او از خاندان ديگري بود و زماني خلافت به سيدنا علي رسيد كه در ميان مسلمين و اصحاب پيامبر كسي از او افضلتر و تواناتر از حمل بار خلافت وجود نداشت
دلیل این ادعا چیت ؟
چه شجاعتی ؟ چه رشادتی . چه علمی و چه چیز خاصی از ایشان سراغ دارید ؟!!!!
نقل قول:اگر چنين ميشد
خدا بهتر میداند چه میشد
با این کار و انحراف در اسلام از معاویه تا اخرین خلیفه چیزی به جز اسم از اسلام نبود . به شهادت تاریخ
یا حق