محمد بن حماد گفت : به تحقیق عمر ضربه ای به حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها زد که محسن علیه السلام به شهادت رسید و سقط شد.
منابع بیشتر :
۱ ـ لسان المیزان ، جلد ۱ ، صفحه ۲۶۸ ناشر : مؤسسة الاعلمی للمطبوعات - بیروت
۲ ـ میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، جلد ۱ ، صفحه ۲۸۳ ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت
نتیجه :
۱ ـ از کتب خود جماعت مخالفین ثابت شد که عمر بن خطاب به خانه حضرت زهرا هجوم برده و فرزند ایشان را به شهادت رسانده است.
۲ ـ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند هر کس حضرت زهرا را بیازارد ایشان را آزار داده است ، پس عمر بن خطاب باعث آزار رسول خدا شده است و کافر می باشد.
۳ ـ طبق آیه ی قرآن کریم هم ( سوره احزاب آیه ۵۷ : ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و اعدَّ لهم عذابا مهینا : به تحقیق کسانی که خدا و رسولش را آزار می دهند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعنت می کند و عذابی دردناک برای آنها آماده کرده است ) پس عمر بن خطاب لعین دنیا و آخرت است و همین حالا در آتش دوزخ می باشد.
برادرم.
اختلاف در روایات هم در کتب شما و هم در کتب ما موجود است.
این یک چیز عادیست و تابحال کسی از این مورد اشکالی نگرفت.
روایات بشیوه های گوناگون بیان شدند چون زمان زیادی از آنها گذشت. و راویان متعددی آن را نقل کردند.
اما در این روایات مختلف یک چیز اصل است. آن چیز اصل، همان حقیقت است.
اما نکته مهم این است:
یورش به خانه وحی ( اسناد حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت)
حمله به خانه حضرت زهرا:
1- عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الإمام علی»:
و الّذي نفس عمر بيده، ليَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فيها...
قالت له طائفة خافت اللّه، و رعت الرسول في عقبه:
يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة...
فصاح لايبالي: «و إن ... »
و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه...
و بداله علىّ...
و رنّ حينذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار... فان هى الا طنين استغاثة... (1)
قسم به کسى که جان عمر در دست اوست يا بايد بيرون بياييد يا خانه را بر ساکنانش آتش مى زنم.
عده اى که از خدا مى ترسيدند و رعايت منزلت پيامبر (صلى الله عليه وآله) را پس از او مى کردند، گفتند:
« اباحفص، فاطمه در اين خانه است ».
بى پروا فرياد زد: « باشد »
نزديك شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبيد تا به زور وارد شود.
على(عليه السلام) پيدا شد...
طنين صداى زهرا در نزديكى مدخل خانه بلند شد... اين ناله استغاثه او بود...
2- مقاتل ابن عطیه و کتاب «الإمامة و الخلافة»:
ان ابابكر بعد ما اخذ البيعة لنفسه من الناس بالارهاب و السيف و القوّة ارسل عمر، و قنفذاً و جماعة الى دار علىّ و فاطمه(عليه السلام) و جمع عمر الحطب على دار فاطمه و احرق باب الدار!... (2)
هنگامى که ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه (عليها السلام) فرستاد، و عمر هيزم جمع کرد و درِ خانه را آتش زد...
1- عبدالفتاح عبدالمقصود، علي بن ابى طالب، ج4، ص276 و 277
2- الامامة و الخلافة، ص160 و 161، چاپ بیروت، مؤسسه البلاغ
----------------------------------------------------------------------------------------
سقط حضرت محسن (علیه السلام):
1- نظّام (صفدی) و کتاب «الوافی بالوفیات»:
انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها. (1)
عمر در روز اخذ بيعت براى ابى بكر بر شكم فاطمه زد، او فرزندى که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد...
2- ابن ابی دارم و کتاب «میزان الإعدال»:
انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن. (2)
عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد...
3- مسعودی شافعی و کتاب «اثبات الوصیه»:
فهجموا عليه وأحرقوا بابه ، واستخرجواه منه كرهاً ، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً. (3)
به او هجوم آورده و درب خانه او را آتش زدند و او را به زور از آن بيرون آوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گرديد.
4- شمس الدین ذهبی و کتاب «لسان المیزان»:
إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن. (4)
عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.
خب شما معتقد هستید که عمر و اطرافیانش، حضرت زهرا سلام الله علیها رو نزدند، ما معتقدیم که این گونه بوده اند، برای همین مطالب در کتب ما هست
حال جواب مطالب زیر را بگویید که از کتب خودتان هست، این ها را چگونه تایید می نمایید؟؟؟
ابن قتیبه
* ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبۀ دینوری (معروف به ابن قُتَیبَة) در گذشته ی سال 276 هجری، در کتاب خود بنام "الامامة والسیاسة"جلد اول صفحهی 12، چاپ سوم، 2جلد در یک مجلّد، تحت عنوان"کیفَ کانَت بیعة علی أبی طالب کرَّمَ الله وجهه" (علی کرم الله وجهه چگونه بیعت کرد) با ذکر سند از عبدالله بن عبدالرحمن انصاری روایت کرده که گفت:
"همانا روزی ابوبکر از عده ای که از بیعت با او سرپیچی کرده و نزد علی علیه السلام جمع شده بودند، سراغ گرفت. پس عمر را به دنبال آنها -که در خانه ی علی جمع شده بودند- فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداری نمودند، در این هنگام عمر دستور داد که "هیزم حاضر کنید" و خطاب به اهل خانه گفت:
«قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست باید خارج شوید و الا خانه را با اهلش به آتش میکشم»
شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض، آیا میدانی در این خانه فاطمه است؟!
عمر گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد!
* باز در همان کتاب جلد 1 صفحهی 13 با ذکر سند میگوید:
...پس از چندی که گذشت عمر به ابوبکر گفت بیا تا نزد فاطمه علیها السلام برویم، چرا که ما او را به غضب درآورده ایم.
پس به اتفاق یکدیگر نزد فاطمه علیها السلام رفته و از او اجازه ی ورود گرفتند، لکن فاطمه علیها السلام به آنها اجازه ی ورود نداد، ناچار نزد علی علیه السلام آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه علیها السلام وارد کرد.
پس همین که آن دو نزد فاطمه علیها السلام نشستند، فاطمه علیها السلام صورت خود را به دیوار برگرداند. در این هنگام آن دو به فاطمه علیها السلام سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکرشروع به سخن کرده و گفت:
ای حبیبه ی رسول خدا آیا ما در مورد ارث پیامبر و همچنین در مورد شوهرت تو را به غضب در آوردیم؟
فاطمه علیها السلام گفت:
چه میشود تو را، که اهل و خانوادهات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد صلی الله علیه وآله ارث نبریم! سپس فاطمه گفت: آیا اگر حدیثی از پیامبر را به یاد شما بیاورم قبول میکنید، و به آن اعتقاد پیدا میکنید؟
عمر و ابوبکر گفتند: آری.
پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آیا از پیامبر نشنیدید که میگفت:
«رضایت فاطمه، رضایت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است».
عمر و ابوبکر گفتند: آری از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدیم.
فاطمه علیها السلام گفت: ........................
پس همانا من، خداوند و ملائکه را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب در آوردید و مرا راضی نکردید، و هرگاه پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکایت خواهم کرد.
در این هنگام، ابوبکر شروع به گریه کرد در حالی که فاطمه علیها السلام میگفت:
بخدا قسم تو را (ابوبکر) در هر نمازی که بخوانم نفرین خواهم کرد.
* ابن شهر آشوب سروی (درگذشتهی سال 588هجری) در کتاب المناقب خود جلد سوم صفحهی 132 از کتاب المعارف ابن قتیبه دینوری در بیان ذکر اولاد فاطمه سلام الله علیها چنین نقل می کند؛ فرزندان فاطمه عبارتند از:
حسن ،حسین، زینب ام کلثوم و محسن که همانا از ضربه ی قنفذ کشته شد.
لازم به تذکر است که در چاپهای امروزی کتاب المعارف ابن قتیبه چنین آمده است:
پس علی دارای چند فرزند شد به نامهای حسن، حسین، ام کلثوم و زینب کبری؛ که مادرشان فاطمه دختر رسول خدا بود، لکن محسن ابن علی در سن کودکی به هلاکت رسید!
شهرستانی
* أبیالفتح محمد بن عبدالکریم بن أبیبکر احمد شهرستانی (در گذشتهی سال548 هجری) در کتاب خود بنام «الملل و النحل» چاپ بیروت 1402 هجری جلد اول صفحهی 57 میگوید:
«همانا عمر چنان ضربه ای به شکم فاطمه علیها السلام در روز بیعت زد که فاطمه علیها السلام جنین خود را از شکم انداخت».
ذهبی
* ذهبی مورخ مشهور (در گذشتهی سال 748هجری) در کتاب خود بنام «لسان المیزان»جلد اول صفحهی268- شمارهی 824 تحت عنوان «احمد» با ذکر سند میگوید:
«محمدبن احمد حماد کوفی» (از حافظین حدیث اهل سنت) گفته است:
«بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه علیهاالسلام زد که محسن از او سقط شد».
عمر رضا کحاله
* عمر رضا کحاله از علمای معاصر اهل سنت، در کتاب خود بنام «اعلام النساء» چاپ پنجم بیروت سال 1404- قسمت حرف«فاء» فاطمة بنت محمد صلی الله علیه وآله با ذکر سند میگوید:
تا آنکه ابوبکر از عده ای که از بیعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علی بن ابی طالب علیه السلام جمع شده بودند- مانند عباس و زبیر و سعد بن عبادة- سراغ گرفت، و آنها در خانه ی فاطمه علیهاالسلام از بیعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر، عمر بن الخطاب را بسوی آنان فرستاد.
عمر روانه ی منزل فاطمه علیهاالسلام شده و فریاد کشید و آنان را به خارج از خانه جهت بیعت فراخواند. آنان از بیرون آمدن خودداری کردند، در این هنگام عمر هیزم طلبیده و گفت:
قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست یا از خانه خارج میشوید و یا آنکه خانه را با اهلش به آتش میکشم.
شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض (کنیهی عمر)، در این خانه فاطمه علیها السلام است!
عمر گفت: اگر چه فاطمه در این خانه باشد، آن را به آتش میکشم!
یعقوبی
* یعقوبی در تاریخ خود جلد دوم صفحهی 137 چاپ بیروت تحت عنوان"ایّام ابی بکر" (دوران حکومتی ابوبکر) نقل میکند:
زمانی که ابوبکر مریض شد، یعنی در همان مرضی که مرد، عبدالرحمن بن عوف به عیادت او رفته و از او پرسید: ای خلیفه ی پیامبرحالت چگونه است؟
ابوبکر گفت: همانا من بر هیچ چیز تأسف نمیخورم مگر بر سه چیز که انجام دادم و ای کاش انجام نداده بودم...اما آن سه چیز که انجام دادم و ای کاش انجام نداده بودم: .
ای کاش قلاده ی خلافت را به گردن نینداخته بودم...
ای کاش خانه ی فاطمه را تفتیش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم، اگر چه با من اعلان جنگ میکردند.
بلاذری
* احمدبن یحیی معروف به «بلاذری» در گذشتهی سال 279 هجری در کتاب خود بنام «انساب الاشراف» چاپ مصر جلد اول صفحهی 586 تحت عنوان «امر السقیفة» (گزارشی از سقیفه) حدیث شماره ی 1184 میگوید:
ابوبکر برای بیعت گرفتن از علی علیه السلام ، به دنبال وی فرستاد، پس علی علیه السلام بیعت نکرد. در این هنگام عمر با شعلهای آتش روانه ی خانه ی علی علیه السلام شد. فاطمه علیها السلام در پشت درب با او مواجه شده و گفت:
ای پسر خطاب آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام میبینم؟
عمر گفت :
آری! و آن چنان به این عمل مُصر و محکم هستم، چنانکه پدرت بر دینی که آورده بود محکم بود.
* بلاذری در همان کتاب، صفحهی587، حدیث شمارهی 1188 از ابن عباس روایت میکند: زمانی که علی از بیعت خودداری نمود و در خانه کناره گیری کرده بود، ابوبکر عمر را به سوی علی فرستاد و به وی دستور داد علی را با بدترین صورت نزد من حاضر کن!
پس چون عمر نزد علی آمد، بین آن دو سخنانی رد و بدل شد. علی گفت:
ای عمر بدوش که نیمی از آن مال توست، به خدا قسم آنچه امروز تو را چنین بر امارت و حکومت ابوبکر حریص کرده چیزی نیست جز آنکه فردا حکومت را به تو بسپارد!
ابن ابی الحدید
* ابن ابی الحدید معتزلی در شرح خود جلد بیستم صفحهی 16و17 تحت عنوان "ایراد کلام أبی المعالی الجوینی فی أمر الصحابه و الرد علیه" (نقل اعتراضات أبی المعالی جوینی در امور صحابه و رد برآن) میگوید:
اگر گفته شود که خانه فاطمه مورد هجوم واقع شد، و صیانتش شکسته شد بخاطر حفظ نظام اسلام و بخاطر جلوگیری از تفرقه مسلمانان، چرا که مسلمانان آن زمان از دین بر میگشتند و دست از اطاعت بر میداشتند، در جواب گفته میشود که:
همین کلام و جواب را بدهید آنجا که در جنگ جمل هودج عایشه مورد هتک واقع شد (چرا که عایشه بر علیه خلیفه رسمی مسلملنان قیام کرده) و هودج او مورد حمله قرار گرفت تا آنکه ریسمان اطاعت پاره نشود و اجتماع مسلمین از هم نپاشد و خون مسلمانان به هدر نرود.
پس وقتی که جائز باشد حمله به خانه فاطمه بخاطر امری که هنوز واقع نشده بود، بدون شک جائز است حمله به هودج عایشه به خاطر امری که واقع شده بود.
ابن عبد ربّه
*شهاب الدین احمد معروف به ابن عبد ربه اندلسی در کتاب "العقد الفرید" جلد 4 صفحه 260 چنین مینویسد:
علی و عباس و زبیر در خانه فاطمه نشسته بودند تا اینکه ابوبکر، عمر را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند، و به او گفت اگر بیرون نیامدند با آنان نبرد کن. عمر ابن خطاب با مقداری آتش به سوی خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را به آتش بکشد. در این هنگام فاطمه با او روبرو شد و گفت: ای فرزند خطاب آمده ای خانه ما را بسوزانی!
عمر گفت: بلی، مگر اینکه شما نیز آن کنید که امّت کردند(بیعت با ابوبکر).
نقل قول:حقا که دروغگو حافظه نداره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منتظر تیر خلاص بعدی نیز باشید ، ان شاء الله که به زودی روانه میکنم.
از وهابی ها بیش از این هم انتظار نمیره
یک سری هتاک
یک مقاله بی سر و تع گذاشتی دلت خوشه شاه کار کردی ؟
حیف که نه سواد خوندن داری و نه گوش شنیدن ولی من باب انجام تکلیف این چند مقاله رو بخون
اعتراف ابوبکر به هجوم به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
اسناد هجوم به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
شهادت حضرت زهرا واقعیتی انکار ناپذیر
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(سلام الله علیها) و شهادت حضرت محسن(علیه السلام)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براى انكار شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلَّهِ بَلاءُ فُلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
بررسي آيه «محمد رسول الله...» و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(سلام الله علیها)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(سلام الله علیها)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (سلام الله علیها)
اگر روی هر یک از جملات کلیک کنید مقاله مورد نظر برایتان باز میشود
اسناد مدارک خیلی محکم تر از این است که شما با چند تا خط بخواهید ردش کنید .
و فقط خدا میداند که چگونه کسانی که احترام بانوی دو عالم را شکستند مجازات خواهند شد
این هم جواب های کوتاه .
این ها همه از منابع خود اهل سنت است .
1. چرا حضرت علي (علیه السلام) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟
اولا: امام علي (علیه السلام) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مينويسد :
عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « يا ابتاه » علي (علیه السلام) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.
تفسير آلوسي :3/124 .
نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش علي (علیه السلام) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم شيعه وجود داشته است .
ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ، عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .
2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟
اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد» دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .
تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (علیه السلام) نيز از سنت پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پيروي كرد .
3 . چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟
حضرت علي (علیه السلام) نه تنها با قاتلان فاطمه (سلام الله علیها) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه در صحيح بخاري آمده كه حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .
4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد ميكرد ؟
اولاً : آن چه كه به حضرت علي (علیه السلام) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت ميگويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (علیه السلام) است .
نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانيا ً: علي (علیه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعهاى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند
و ميگويد:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويىها و اعتراضها شدند،و من در اين مدت طولانى محنتزا، و عذاب آور، چارهاى جز شكيبايى نداشتم.
ثالثاً : بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (علیه السلام) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو ، گناهكار ، حيلهگر و خيانتكار بودند .
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.
5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچگاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟
اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علي (علیه السلام) به هنگام دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .
ثانياً: علي (علیه السلام) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:
فاطمه (سلام الله علیها) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود.
كتاب سليم بن قيس ، ص674 .
ثالثاً: ابن عباس ميگويد:علي (علیه السلام) در جنگ صفين از كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مىشود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .
6. چرا حضرت علي (علیه السلام) سه تن از فرزندان خويش را به نامهاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟
اولاً : اين نامها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را ميآورد كه اسم آنها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .
ثانياً : نام برخي از اصحاب ائمه (علیه السلام) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آنها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .
ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان علي (علیه السلام) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دليل خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (علیه السلام) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.
رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را علي وحسن و حسين (علیه السلام) نامگذاري نكردند.
7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟
اولاَ: وقتي علي (علیه السلام) از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346 .
ثانياً: هيثمي از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (علیه السلام) خطاب به عباس فرمود:
درة عمر أحرجته الي ماتري
خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.
ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس ميكند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.
اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟
به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذكرة خواص الأمة : 321.
8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (علیه السلام) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
اولاً: امام حسن (علیه السلام) در مناظرهاي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.
ثانياً: امام حسين (علیه السلام) نقل مي كند كه امام علي (علیه السلام) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه فرزند از دست داده مىناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .
ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم ميشود و زنها را كتك زده و حجاب از سر آنها بر ميدارد ، ميتوان مجلس عزاداري برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .
9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟
اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (علیه السلام) ؟پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فقط در حق علي فرموده :
علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است .
تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.
ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.
10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويمهاي پيش 1372 .
اولاً : جويني از علماي اهل سنت و استاد مورد تأييد ذهبي از رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قضيه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت وسقط محسن او و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .
ثانياً : حضرت علي (علیه السلام) به هنگام دفن فاطمه (سلام الله علیها) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.
ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (علیه السلام) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.
رابعاً: كليني از امام كاظم (علیه السلام) نقل مي كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .
خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه، شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.
سادساً: امام خميني (رحمة الله علیه) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مىكنم.
صحيفه امام/ 16/87.
سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مينويسد :
عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .
سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول ميكند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .
گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یک نکته دیگر . احیانا شما چیزی در مورد متواتر معنوی شنیده اید؟!!
(۱۲/شهریور/۹۱ ۲:۰۸)mohammade نوشته است: [ -> ] کدام روایت درمورد کشته شدن فاطمه صحیح میباشد !!
[/font][font=Tahoma] کتب و اعتقادات تشیع مملو از غلو و دروغ و تناقضات میباشد !
امروز ان شاء الله کمی در مورد روایات مضروب شدن فاطمه و سقط جنینش صحبت میکنیم
پس ...
شیعیان به بنده افتخار داده و بیان نمایند که کدام یک از روایات وارده صحیح میباشد !!
1.در این روایت قنفذ توسط ابوبکر صدیق فرستاده شده و فاطمه زهرا را با تازیانه میزند.
-(فحالت فاطمة عليها السلام بين زوجها وبينهم عند باب البيت ،فضربها قنفذ بالسوط ... إلى أن قال: فأرسل أبو بكر إلى قنفذ لضربه , فألجأها إلى عُضادة باب بيته , فدفعها فكسر ضلعا من جنبه , وألقت جنينا من بطنها)
الاحتجاج :1/212 ,
مرآة العقول:5/320
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2-اینجا قنفذ با درب به سیدتنا فاطمه ضربه میزندو پهلوی وی شکسته شده و جنینش سقط میگردد :
(فألجأها قنفذ لعنه الله الى عضادة باب بيتها ودفعه , فكسر ضلعها من جنبه , فألقت جنينا من بطنه , فلم تزل صاحبة فراش حتّى ماتت صلى الله عليها من ذلك شهيدة ).
كتاب سليم بن قيس , بتحقيق محمد باقر الانصاري:2 / 588
عن علي عليه السلام : إن سبب إعفاء قنفذ من إغرام عمر له ، أنه هو الذي ضرب فاطمة بالسوط حين جاءت لتحول بينه ( ع ) وبينهم ، فماتت صلوات الله عليها وإن أثر السوط في عضدها مثل الدملج
( كتاب سليم بن قيس : ص 134 . ) .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- اینجا قنفذ مولای مرد ( یعنی سیدنا عمر) سیدتنا فاطمه را با آخر شمشیر میزند »»» بدون شکسته شدن پهلو
عن أبي بصير، عن أبي عبد الله عليه السلام (في حديث): وكان سبب وفاتها أن قنفذاً مولى الرجل لكزها بنعل السيف بأمره، فأسقطت محسناً ومرضت من ذلك مرضاً شديداً، ولم تدع أحداً ممن آذاها يدخل عليها
دلائل الإمامة، طبري، ص45.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
4-اینجا امیر المومنین عمر بن خطاب با پایش به درب ضربه زده و در بر روی شکم بنت رسول الله می افتد »»»»بدون شکسته شدن پهلو
أخذت فاطمة باب الدار ولزمتها عن ورائها، فمنعتهم عن الدخول، ضرب عمر برجله على الباب فقلعت فوقعت على بطنها سلام الله عليها، فسقط جنينها المحسن
ملتقى البحرين: ص81،
(الجنة العاصمة) ص251.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
5-اینجا عمر بن خطاب شمشیر خالد بن ولید را برداشته و به پهلوی سیدتنا فاطمه میزند
حين ما جروا أمير المؤمنين مع حلس كان مستقراً عليه، لزمت فاطمة مع ما كان عليها من وجع القلب بطرف الحلس تجره ويجر القوم على خلافها... أخذ عمر عن خالد بن وليد سيفاً فجعل يضرب بغمده على كتفها حتى صارت مجروحة
ملتقى البحرين: ص81، (الجنة العاصمة) ص251.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
6- اینجا سیدنا امیر المومنین عمر بن خطاب شمشیر و تازیانه را برداشته و فاطمه را میزند اما نامی از ضربه به در نیست !!!
فاطمة (عليها السلام)وصاحت يا أبتاه يا رسول الله ، فرفع عمر السيف وهو في غمده فوجأ به جنبها ، فصرخت يا أبتاه ، فرفع السوط فضرب به ذراعها ، فنادت يا رسول الله لبئس ما خلفك ابو بكر وعمر ، فوثب علي (عليه السلام)فأخذ بتلابيبه ثم نتره فصرعه ووجأ أنفه ورقبته ، وهمَّ بقتله فذكر قول رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)وما أوصاه به .
كتاب سليم بن قيس 3/583
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
7- اینجا با در به وی فشار آورده بدون لگد زدن و یا شمشیر زدن و یا تازیانه و یا حتی مسمار...
و در این حین محسن خان سقط شده و میمیرد .!!!!
مسعودی میگوید : فأقام أمير المؤمنين عليه السلام ومن معه من شيعته في منزله بما عهد إليه رسول الله صلى الله عليه وآله، فوجهوا إلى منزله، فهجموا عليه، وأحرقوا بابه واستخرجوه منه كرهاً، وضغطوا سيدة النساء بالباب حتى أسقطت محسناً، وأخذوه بالبيعة فامتنع وقال: لا أفعل، فقالوا: نقتلك، فقال: إن تقتلوني فإني عبد الله وأخو رسوله
إثبات الوصية: ص123
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
8- در این روایت ضارب مغیرت بن شعبه هستش !!!!!!!!!!!!
مغیره فاطمه را زده و حملش را سقط کرده
امام حسن مغیره بن شعبه را چنین در مجلس معاویه مورد خطاب قرار داد
(وأنت ضربت فاطمة بنت رسول الله حتى أدميتها، وألقت ما في بطنها، استذلالاً منك لرسول الله، ومخالفة منك لأمره، وانتهاكاً لحرمته، وقد قال لها رسول الله: (أنت سيدة نساء أهل الجنة) والله مصيّرك إلى النار..
الاحتجاج 137
بحار الأنوار ج10
فاطمة الزهراء (عليها السلام) من المهد إلى اللحد،
العلامة الخطيب السيد محمد كاظم القزويني
فَاطِمَةُ الزهْرَاء (عليها السلام) في مهبِّ الأعَاصِير
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
9- و در اینجاااااا میخ را در پهلوی سیده زنان بهشت فرو میکند !!!!
أما عصرت بين الجدار وبابها**** أما نبت المسمار في ثدى فاطم
أما أسقوطها لا رعى الله قومها**** جنين حشاها محسناً يالهاشم
أما روعت بالسوط قنّع رأسها**** و وشّح متينها به شر غاشم
کتاب :
رياض المدح والرثاء للشيخ حسين البلادي: 336.
برگرفته از کتاب أدب المحنة سيد محمد علي الحلو ص 198
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
10- در اینجا عمر همراه سیصد مرد به سمت خانه فاطمه حمله ور میشود !!!!!
وروي في علة وفاة الصديقة الطاهرة عليها السلام : ان عمر بن الخطاب هجم مع ثلاثمائة رجلٍ على بيتها سلام الله عليها
العوالم : 2 | 58
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
11- اینجا عمر بن خطاب در راه فاطمه را با لگد میزند ( توجه داشته باشین که در خانه اش نیست ، در مسیری درحال حرکت است )
ان فاطمة استنزعت كتابا من أبي بكر برد فدك اليها ، فخرجت والكتاب معها ، فلقيها عمر فقال : يا بنت محمد ! ما هذا الكتاب الذي معك ؟ فقالت : كتاب كتب لي أبو بكر بردّ فدك ، فقال : هلميّه إليّ ، فأبت أن تدفعه إليه ، فرفسها برجله
شیخ مفيد در کتاب الامالی ص 38 ،
و کتاب الاختصاص ص 185
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
12- و امـــــــــادر اینجاااااااااااا
خالد بن وليد کسیست که سیدتنا فاطمه را زده و جنینش را سقط میکند
مأساة الزهراء عليها السلام ج 2 - السيد جعفر مرتضى ص 143 :
طريحي : " حين عصرها خالد بن الوليد ، فأسقطت محسنا ")
المنتخب طريحي : ص 136 .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حقا که دروغگو حافظه نداره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منتظر تیر خلاص بعدی نیز باشید ، ان شاء الله که به زودی روانه میکنم.
با سلام
من تعجب می کنم که شما بنت رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که خداوند رحمان سوره کوثر را در شان مقام ایشان نازل کرده ، به اسم کوچک خطاب می کنید و عمر خطاب را با عنوان امیرالمومنین عمر رضی الله عنهم خطاب می کنید.
ثانیاً ببین برادر حقیقت ماجرا یکی است. اگر این همه شاخه وجود داره (مثلاً از بالا به پایین
یکتا پرستی و کفر
مسلمان ، مسیحی ، کلیمی و...
شیعه، سنی
شیعه دوازده امامی، چند امامی ، اسماعیلی
سنی وهابی ، حنفی و...)
امتحانی است از طرف خداوند متعال که افرادی که برای حقیقت و راه راست به سختی و زحمت می افتند بارز شوند.
به همین خاطر فکر نمی کنم اینکه من فقط از منابع و مقالات شیعیان یا شما از منابع سنی ها مطلب بخوانیم و کورکورانه با تعصب به نتیجه برسیم.
من خواهشم از شما برادر عزیز اینه که اگر واقعاً به دنبال حقیقت هستید کتاب
ثم اهتديت. المؤلف: الدكتور محمد التيجاني السماوي المحقق - آنگاه که هدایت شدم به نوشته دکتر محمد تیجانی که از علمای اهل سنت بودند رو مطالعه بفرمایید شاید شرح حالشان به شما نزدیک بود. و چراغی برایتان شد.
ممنون
نکته تقریبا نهایی:
این برادر ما از منابع خودمان روایاتی را در باره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها آوردند که با هم تناقض داشتند.
برادرم.
دلایل بسیار زیادی وجود دارد که اختلافات در این روایات را بوجود آورده است.
اما چیزی که مهم است این است:
تناقضات در روایات چیز عادیست که هم در کتب شما و هم در کتب ما موجود است.
امّا در تمام این روایات موضوعات اصلی با هم تناقضی ندارند.
فرعیات با هم اختلاف دارند. ولی اصل را کسی نمیتواند انکار کند.
این اختلافات در روایات دلیلی بر ردّ اصل موضوع نیست.
نمیدانم شما حدیث شناس هستید یا خیر:
اگر بخواهیم با این اختلافات احادیث را رد کنیم، بیش از نصف روایات در کتب شیعه و سنی حذف میشوند.
حتی در صحیحین نیز روایات زیادی پشت سر هم آورده شده اند که اصل موضوعشان یکیست. ولی اتفاقات با هم فرق دارند.
در صحیحین زیاد است. از این دست روایات که آقایان بخاری و مسلم آنها را پشت سر هم آورده اند.
----------------------------------------------------------------------------------------
اما نکته مهم تر:
امیدوارم این برادرمان نگاهی به این تاپیک و این روایات که از کتب خودشان است، بیندازند:
یورش به خانه وحی ( اسناد حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت)
حمله به خانه حضرت زهرا:
1- عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الإمام علی»:
و الّذي نفس عمر بيده، ليَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فيها...
قالت له طائفة خافت اللّه، و رعت الرسول في عقبه:
يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة...
فصاح لايبالي: «و إن ... »
و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه...
و بداله علىّ...
و رنّ حينذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار... فان هى الا طنين استغاثة... (1)
قسم به کسى که جان عمر در دست اوست يا بايد بيرون بياييد يا خانه را بر ساکنانش آتش مى زنم.
عده اى که از خدا مى ترسيدند و رعايت منزلت پيامبر (صلى الله عليه وآله) را پس از او مى کردند، گفتند:
« اباحفص، فاطمه در اين خانه است ».
بى پروا فرياد زد: « باشد »
نزديك شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبيد تا به زور وارد شود.
على(عليه السلام) پيدا شد...
طنين صداى زهرا در نزديكى مدخل خانه بلند شد... اين ناله استغاثه او بود...
2- مقاتل ابن عطیه و کتاب «الإمامة و الخلافة»:
ان ابابكر بعد ما اخذ البيعة لنفسه من الناس بالارهاب و السيف و القوّة ارسل عمر، و قنفذاً و جماعة الى دار علىّ و فاطمه(عليه السلام) و جمع عمر الحطب على دار فاطمه و احرق باب الدار!... (2)
هنگامى که ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه (عليها السلام) فرستاد، و عمر هيزم جمع کرد و درِ خانه را آتش زد...
1- عبدالفتاح عبدالمقصود، علي بن ابى طالب، ج4، ص276 و 277
2- الامامة و الخلافة، ص160 و 161، چاپ بیروت، مؤسسه البلاغ
----------------------------------------------------------------------------------------
سقط حضرت محسن (علیه السلام):
1- نظّام (صفدی) و کتاب «الوافی بالوفیات»:
انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها. (1)
عمر در روز اخذ بيعت براى ابى بكر بر شكم فاطمه زد، او فرزندى که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد...
2- ابن ابی دارم و کتاب «میزان الإعدال»:
انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن. (2)
عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد...
3- مسعودی شافعی و کتاب «اثبات الوصیه»:
فهجموا عليه وأحرقوا بابه ، واستخرجواه منه كرهاً ، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً. (3)
به او هجوم آورده و درب خانه او را آتش زدند و او را به زور از آن بيرون آوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گرديد.
4- شمس الدین ذهبی و کتاب «لسان المیزان»:
إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن. (4)
عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.
-----------------------------------------------------------------------------
دستت درد نکنه.
بیدار شدم.
ببخشید چه مشکلی تو این متن دیدید؟؟؟
من که شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) رو از منابع اهل سنت آوردم.
اینجا
البته برای هزارمین بار.
فکر تمام این روایات رو شیعه وارد کرده تو منابع اهل سنت.

چه نفوذی داره شیعه.
جریان سقط حضرت محسن و ... که تو منابع اهل سنت اومده ... اون هم نه یکی دو تا.
(۱۶/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۴)mohammade نوشته است: [ -> ]شهادت حضرت زهرا قضاوت با شما
[/font][font=Tahoma]
(1)
امام رضا عليه السلام مىفرمايد: «إن فاطمة صديقة شهيدة»: «همانا فاطمه راستگو و شهيده است».(2)
در اين روز در سال 11 هجري بنابر قول 95 روز، در روز سهشنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سيدة النساء فاطمه زهرا عليها السلام به وقوع پيوسته است.(3)
بعد از شهادت و دفن پيامبر صلى الله عليه و آله سه بار به منزل اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا عليهما السلام هجوم آورده، و در هر بار به طريقى جسارت به اهل بيت عليهم السلام كردند. در يكى از اين دفعات، كه در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صديقه عليها السلام پشت در بودند.
با اينكه مىدانستند آن حضرت پشت در است، با لگد و فشار در را باز كردند، و ميخِ در سينه آن مخدره را آزرد و محسن عليه السلام سقط شد و پهلوى آن حضرت شكست. آن حضرت بيهوش روى زمين قرار گرفت، و حضرت مولى الموحدين عليه السلام را با سر و پاى برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.
وقتى حضرت زهرا عليها السلام به هوش آمدند به دنبال اميرالمؤمنين عليه السلام رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل كوچه جلو چشم همسرش اسد اللَّه الغالب اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليهما السلام، با تازيانه و غلاف شمشير بر بدن حضرت صديقه شهيده عليها السلام زدند كه طبق بعضى روايات از بازوى آن حضرت خون جارى شد و باز بيهوش روى زمين قرار گرفتند.
روزهاى حزن فاطمه عليها السلام
بعد از اين وقايع و فجايع آن حضرت بعضى روزها با دلى شكسته و محزون كنار قبور شهداى اُحد مىرفت و مىگريست، و مرگ خود را از خداوند طلب مىكرد، تا اينكه آهسته آهسته درد و جراحتهاى بدن بيشتر شد، و از آن به بعد نزديك مدينه زير درختى مىنشست و گريه و ناله مىكرد. منافقين آن درخت را هم بريدند. بعد از آن اميرالمؤمنين عليه السلام در آنجا سايبانى ساختند كه مشهور به «بيت الاحزان» شد.
روز به روز بر شدت بيمارى بىبى افزوده مىشد. سينه شكسته و مجروح، بازوى وَرم كرده، صورت نيلى، محسن سقط شده، غم پيامبر صلى الله عليه و آله، مظلوميت اميرالمؤمنين عليه السلام، كار را به جايى رساند كه آن حضرت در بستر بيمارى افتاد، و وصيتهاى خويش را به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «شبانه مرا از زير پيراهن غسل بده و كفن كن و دفن نما. قبرم مخفى باشد و ابوبكر و عمر در تشييع و نماز من حاضر نشوند.(4) عايشه و غير عايشه نيز بر جنازه من حاضر نشوند».(5)
مدينه در شهادت فاطمه عليها السلام
روز شهات آن حضرت، مدينه مثل روز شهادت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله شده بود. كوچك و بزرگ از زن و مرد، نالان و گريان بودند. بدن مطهر آنحضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل، اميرالمؤمنين و حسنين و زينبين عليهم السلام و فضه خادمه و اسماء بنت عميس حاضر بودند. سپس عدهاى از گلهاى سر سبد اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن كردند.
در بقيع، چهل صورت قبر ترتيب دادند و بر آنها مقدارى آب ريختند.(6) فرداى آن روز منافقين قصد نبش قبر را نمودند، ولى اميرالمؤمنين عليه السلام اجازه نفرمودند.
احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است، ولى زيارت آن حضرت در مسجد النبى صلى الله عليه و آله، حجره خود آن حضرت - كه در زمان ما جزء صحن مسجد است - بين محراب و منبر، و در بقيع وارد شده است.
مدت عمر آن مخدره مظلومه 18 سال و 60 روز يا 90 روز است. سال شهادت يازدهم هجرى است.
اقوال در شهادت حضرت زهرا عليها السلام
اقوال در شهادت حضرت زهرا عليها السلام چنين است:
1. چهل روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله (8 ربيع الثانى).(7)
2. چهل و پنج روز (سيزدهم ربيع الثانى).(8)
3. شصت روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله.(9)
4 . هفتاد و دو روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله.(10)
5 . هفتاد و پنج روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله.(11)
6 . نود روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله.(12)
7. نود و پنج روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله (سوم جمادى الآخر).(13)
8 . صد روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله (هشتم جمادى الآخر).(14)
9 . صد و دوازده روز بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله (20 جمادى الآخر).(15)
10. 4 ماه بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله.(16)
11. روز 21 رجب.(17)
12. 25 رجب.(18)
13. سوم ماه رمضان.(19)
14. 8 ماه بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله.(20)
درباره شهادت حضرت زهرا عليها السلام جا دارد مرورى بر منابع مربوط به آن داشته باشيم.
درباره آتش زدن درِ خانه به اين مدارك مراجعه كنيد:
عوالم: ج 11 ص 343 441 404 400. مؤتمر علماء بغداد: ص 137 - 135. اثبات الوصية: ص 143. الغدير: ج 6 ص 391. ارشاد القلوب ديلمى به نقل بحار الانوار. كشف المراد: ص 403 - 402 . نوائب الدهور: ص 192. حلية الابرار: ج 2 ص 652.
درباره اينكه چگونه پهلوى آن حضرت را شكستند، به اين مدارك مراجعه كنيد:
فرائد السمطين: ج 2 ص 35 - 34. امالى صدوق: ص 101 - 99. اثبات الهداة: ج 1 ص 281 - 280. البلد الامين: ص 552 - 551 . طريق الارشاد: ص 465 . اقبال الاعمال: ص 625. بحار الانوار: ج 97 ص 200، ج 28 ص 270 - 268. عوالم: ج 11 ص 404 - 400 .
درباره اينكه حضرت صديقه عليها السلام را كتك زدند، به اين كتب مراجعه كنيد:
اثبات الهداة: ج 1 ص 281 - 280. ارشاد القلوب ديلمى: ص 295. المحتضر: ص 109. امالى صدوق: ص 118 101 99. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 209. تفسير برهان: ج 2 ص 434 . حلية الابرار: ج 2 ص 652. الخطط للمقريزى: ج 2 ص 346. سيرة الائمة الاثنىعشر: ج 1 ص 132. اعلام النساء: ج 4 ص 124. فرائد السمطين: ج 2 ص 35 - 34. كتاب سليم بن قيس: ج 2 ص 907 675 674 587 586 585. بحار الانوار: ج 28 ص 299 297. احتجاج: ج 1 ص 216 210.
درباره سيلى و كبودى چشم آن حضرت، به اين كتب مراجعه كنيد:
سيرة الائمة الاثنى عشر: ج 1 ص 132. مأساة الزهراء3: ج 1 ص 193 -164. الاسرار الفاطمية: ص 135.
درباره علت شهادت حضرت محسن عليه السلام به اين كتب مراجعه كنيد:
اثبات الوصية: ص 143. الوافى بالوفيات: ج 6 ص 17. تراجم اعلام النساء: ج 2 ص317. فرائد السمطين: ج 2 ص 35 - 34. امالى صدوق: ص 101 - 99. بشارة المصطفى: ص 200 - 197.
درباره اينكه آن حضرت شهيده شدند و به مرگ طبيعى از دنيا نرفتند، فرمايش امام رضا عليه السلام كافى است كه مىفرمايند: «إنها صديقة شهيدة» ... «همانا فاطمه عليها السلام راستگو و شهيده است».(21) به مدارك زير نيز مراجعه كنيد:
مزار شيخ مفيد: ص 156. مقنعه شيخ مفيد: ص 459 . بلد الامين: ص 278 - 198. بحار الانوار: ج 25 ص 373، ج 28 ص 270 268 261 ، ج 29 ص 192 ، ج 43 ص 200 197 170، ج 53 ص 23 ، ج 97 ص 197 - 197. مصباح الزائر: ص 26 - 25. مصباح المتهجد: ص 654. من لايحضره الفقيه: ج 2 ص 574 . تهذيب الاحكام طوسى: ج 6 ص 10. الوافى: ج 14 ص 1371 - 1370. جامع احاديث الشيعة: ج 12 ص 264. القاب الرسول و عترتهعليهم السلام: ص 43 - 39 .
پس در اين روز شيعيان بايد به عزادارى آن حضرت قيام نمايند و آن مظلومه را زيارت كنند و ظالمان و غاصبان حق او را نفرين نمايند.
---------------------------------------------
1) اعلام الورى: ج 1 ص 300. كشف الغمة: ج 1 ص 503 . مسار الشيعة: ص 31. توضيح المقاصد: ص 13. مصباح كفعمى: ج 2 ص 597 . مصباح المتهجد: ص 732. بحار الانوار: ج 97 ص 375، ج 43 ص 195.
2) اصول كافى: ج 3 ص 475 .
3) مستدرك سفينة البحار: ج 2 ص 85 .
4) بيت الاحزان: ص 262 - 247. بحار الانوار: ج 43 ص 171. فيض العلام: ص 263 - 258. جنة العاصمة: ص 361 - 351. رياحين الشريعة: ج 1 ص 293 - 251. مأساة الزهراء عليها السلام: ج 2 ص 76 64 49 48 45 31 18. فاطمة الزهراء عليها السلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله: ص 885 - 807 . وفاة فاطمة الزهراء عليها السلام مقرم: ص105 - 104. عوالم العلوم جلد سيدة النساء فاطمة الزهراء عليها السلام: ج 2 ص 1121 - 1057.
5) سبعة من السلف: ص 253.
6) بحار الانوار: ج 43 ص 183.
7) بحار الانوار: ج 43 ص 212. جنة العاصمة: ص 350. مروج الذهب: ج 1 ص 403 . روضة الواعظين: ص 130.
8) مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 406 .
9) بحار الانوار: ج 43 ص 217.
10) مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 406 .
11) الخرائج و الجرائح: ج 2 ص 526 . كافى: ج 2 ص 474 . بحار الانوار: ج 22 ص 545 . اثبات الهداة: ج 4 ص 441 . مناقب: ج 3 ص 406 .
12) بحار الانوار: ج 43 ص 215 - 188.
13) بحار الانوار: ج 43 ص 196 - 170. بيت الاحزان: ص 261. دلائل الامامة طبرى: ص 47 46 45 . جنة العاصمة: ص 355.
14) معارف ابنقتيبه: ص 62.
15) بحار الانوار: ج 43 ص 171. دلائل الامامة: ص 46 . مناقب: ج 2 ص 112.
16) وفاة الصديقة الزهراء عليها السلام مقرم: ص 115، از الاصابة ابن حجر. مناقب ابن شهرآشوب: ج 3 ص 406 .
17) زاد المعاد: ص 35.
18) وقايع الشهور: ص 126.
19) بحار الانوار: ج 43 ص 214. نور الابصار: ص 42 . مناقب خوارزمى: ج 1 ص 83 . الاصابة ابن حجر: ج 4 ص 380.
20) وفاة الصديقة الزهراء عليها السلام مقرم: ص 115، از الاصابة ابن حجر.
21)
نمیدونم چی بگم - گذاشتم شما قضاوت کنید
سلام
برادر فکر کنم این بار اشتباهی از سایت شیعیان مطلب گذاشتی! نگو که کپی هات رو هم نمیخونی؟!!
ولی اگر منظورت زمان شهادت حضرت فاطمه هست مجددا پیشنهاد میکنم بری و معنای کلمه متواتر معنوی رو سوال کنی .
بررسی ادله حمله به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)در کتب اهل سنت