۲۳/شهریور/۹۱, ۲۲:۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم
منصور حلاج(244- 298ه.ق)
در مورد زندگی نامه منصور حلاج میتوانید به منابع مختلف رجوع کنید
بحث ما در اینجا سر این است که وی چطوری آدمی بوده؟
کارهایش درست بوده؟
اگر نه چرا امام خمینی در یکی از اشعار خود فرموده اند
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
و اگر وی باطل بوده چرا کارهای خارق العاده را به وی نسبت میدهند؟
خب
بنده زمانی که مدرسه میرفتم(راهنمایی) توسط برخی معلمان منحرف(ادبیات) از این فرد تعاریفی میشنیدم
و همینطور در مورد افراد شاخص دیگر در تصوف
در آن زمان فکر میکردم این شخص فرد موجهی بوده تا زمانی که بیشتر با تصوف آشنا شدم و دوری این اشخاص مدعی را با بزرگترین راز هستی یعنی ولایت دریافتم
اینکه بعضی از این افراد ادعای دوستی امیرالمومنین را دارند یک دروغ است
آنها ایشان را به عنوان یک درویش خوب!!! قبول دارند نه ولی الله
گرچه هیچکدام نتوانستند حتی در همان به قول خودشان درویش مآبی هم از ایشان پیروی کنند
حضرت صاحب الامر در توقیعی که جناب مقدس اردبیلی افتخار دریافت آنرا داشته
حلاج رو لعن کردند
این شخص توسط جناب حسین بن روح سلام الله علیه نائب خاص حضرت صاحب لعن و تکفیر شده است
افراد شاخص دیگری که وی را تکفیر کرده و با او مخالف بوده اند:
جناب شیخ مفید
شیخ صدوق
علی بن بابویه
قطب راوندی
شیخ طوسی
ابن ندیم بغدادی
شیخ حر عاملی
شیخ طبرسی
ابوسهل نوبختی
معروف ترین خطای حلاج ادعای "انا الحق" وی است
اما به طور فهرست وار خطاهای شاخص وی از این قرارند
1- سحر و جادو: چهل اتهام در اين مورد توسط دختر ابوالحسن سامري كه عروس حلاج بوده است، به وي وارد شد.
خواجه عبدالله انصاري اين اتهامها را صحيح دانسته است.
بحثی که مطرح میشود آنست که حتی اگر وی صاحب تصرفاتی بوده دلیلی بر حق بودن وی نیست
همانطور که ابلیس هم تصرفات زیادی دارد
2- دعوي ربوبي: اين اتهام توسط عالم جليلالقدر شيعه ابوسهل بن اسماعيل بن علي نوبختي بر او وارد شد. ابومحمد جريري و حتي شبلي كه از مريدان حلاج بود، اين اتهام را تاييد كردند.
حلاج در يكي از نامههاي خود مينويسد :از رحمن رحيم به فلان بن فلان! اين نامه از يكي از مريدان حلاج در منطقه دينور كرمانشاه به دست آمده است.
3- وحدت وجود: حلاج قائل به وحدت وجود از نوع شركآميز آن بود.و همین مورد منتهی به مرگ او شد
4- تبديل حج و ساير عبادات: وي در عباداتي همچون حج بدعت گذاشته بود و مثلا ميگفت هر كه نميتواند به حج برود
گوشهاي از منزل خود را در هنگام حج عبادتگاه خود قرار دهد و اين به مانند آن است كه حج واجب انجام داده است
مانند همین بدعت را امروزه در میان افرادی که گرفتار مدعیان دروغین شده اند مشاهده میکنیم و متاسفانه بسیاری از افراد به این بدعت های صبغه عرفانی میدهند.و منکران این افراد را افراد ظاهر بین قلمداد میکنند که از دین در قسمت پوسته آن گیر کرده اند و به اصل آن نرسیده اند.!!
5- دفاع از شيطان و فرعون: حلاج ميگويد صاحب من و استاد من ابليس است. به آتش بترسانيدند ابليس را، از دعوي خود بازگشت.
فرعون را به دريا غرق کردند و از دعوي خود بازگشت. فرعون از روي کشفي که از خدا پيدا کرده بود، ادعاي ربوبيت کرد
بعدها كار به جايي رسيد كه مريدان حلاج ابليس را سيدالموحدين ناميدند و تا اين حد گمراه شدند.این عقیده که ابلیس شخصیتی مثبت داشته و دارد در تصوف با توجیه های واهی وجود دارد در حالی که در قرآن علنا وی رجیم و لعین خوانده شده است.
مخالفت امام خمینی با بدعت های حلاج
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) پس از نقل داستانی از بیابان گردی حلاّج و ابراهیم الخواص ، می فرمایند : این دو مرد جاهل به مقام توحید و توکل بودند؛ زیرا صحرا گردی و قلندری را با مقام توکّل اشتباه کردند، و ترک سعی و از کارانداختن قوایی را که حق تعالی عنایت فرموده به خرج توحید و توکّل گذاشتند. (شرح حدیث جنود عقل و جهل/ص214)
ایشان در شعری خطاب به حلاج می فرمایند:
گرتو آدم زاده هستی علّم الاسماء چه شد
قاب قوسینت کجا رفته است أو أدنی چه شد؟
بر فراز دار، فریاد انا الحق می زنی
مدعی حق طلب انیت و انا چه شد؟
مرشد از دعوت به سوی خویشتن بر دار دست
لا الهت را شنیدستم ولی الاّ چه شد؟
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص94)
ایشان در جای دیگر می فرمایند :
از صوفی ها صفا ندیدم هرگز
زین طایفه من وفا ندیدم هرگز
زین مدعیان که فاش انا الحق گویند
با خودبینی فنا ندیدم هرگز
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص217)
تا کوس انا الحق بزنی خودخواهی
در سرّ هویّتش تو نا آگاهی
بردار حجاب خویشتن از سر راه
با بودن آن هنوز اندر راهی
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص248)
گر نیست شوی کوس انا الحق نزنی
با دعوی پوچ خود معلق نزنی
تا خودبینی تو، مشرکی بیش نیی
بی خود بشوی که لاف مطلق نزنی
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص246)
و در بتی دیگر
فریاد انا الحق ره منصور بود
یارب مددی که فکر راهی بکنم
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص226)
رفع شبهه از بیت مشهور امام
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
1- در ادبیات فارسی منصور نماد مقاومت، هر چند در راه باطل شده که در راه عقیده خود بر سر دار رفت. از این رو در اشعار این گونه استفاده می شود و می توان نظر امام خمینی (رحمة الله علیه) را این چنین تعبیر کرد، مانند تشبیه اهل بخشش به حاتم طائی که به کرم مشهور شده است
2- حضرت امام در اینجا با تواضع عشق خود را در مورد معشوق خویش یعنی حضرت صاحب عشقی ناخالص میدانند که آنرا نتوانسته اند پنهان کنند و آنرا آشکار کرده اند.(نظر شخصی)
سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا
منصور حلاج(244- 298ه.ق)
در مورد زندگی نامه منصور حلاج میتوانید به منابع مختلف رجوع کنید
بحث ما در اینجا سر این است که وی چطوری آدمی بوده؟
کارهایش درست بوده؟
اگر نه چرا امام خمینی در یکی از اشعار خود فرموده اند
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
و اگر وی باطل بوده چرا کارهای خارق العاده را به وی نسبت میدهند؟
خب
بنده زمانی که مدرسه میرفتم(راهنمایی) توسط برخی معلمان منحرف(ادبیات) از این فرد تعاریفی میشنیدم
و همینطور در مورد افراد شاخص دیگر در تصوف
در آن زمان فکر میکردم این شخص فرد موجهی بوده تا زمانی که بیشتر با تصوف آشنا شدم و دوری این اشخاص مدعی را با بزرگترین راز هستی یعنی ولایت دریافتم
اینکه بعضی از این افراد ادعای دوستی امیرالمومنین را دارند یک دروغ است
آنها ایشان را به عنوان یک درویش خوب!!! قبول دارند نه ولی الله
گرچه هیچکدام نتوانستند حتی در همان به قول خودشان درویش مآبی هم از ایشان پیروی کنند
حضرت صاحب الامر در توقیعی که جناب مقدس اردبیلی افتخار دریافت آنرا داشته
حلاج رو لعن کردند
این شخص توسط جناب حسین بن روح سلام الله علیه نائب خاص حضرت صاحب لعن و تکفیر شده است
افراد شاخص دیگری که وی را تکفیر کرده و با او مخالف بوده اند:
جناب شیخ مفید
شیخ صدوق
علی بن بابویه
قطب راوندی
شیخ طوسی
ابن ندیم بغدادی
شیخ حر عاملی
شیخ طبرسی
ابوسهل نوبختی
معروف ترین خطای حلاج ادعای "انا الحق" وی است
اما به طور فهرست وار خطاهای شاخص وی از این قرارند
1- سحر و جادو: چهل اتهام در اين مورد توسط دختر ابوالحسن سامري كه عروس حلاج بوده است، به وي وارد شد.
خواجه عبدالله انصاري اين اتهامها را صحيح دانسته است.
بحثی که مطرح میشود آنست که حتی اگر وی صاحب تصرفاتی بوده دلیلی بر حق بودن وی نیست
همانطور که ابلیس هم تصرفات زیادی دارد
2- دعوي ربوبي: اين اتهام توسط عالم جليلالقدر شيعه ابوسهل بن اسماعيل بن علي نوبختي بر او وارد شد. ابومحمد جريري و حتي شبلي كه از مريدان حلاج بود، اين اتهام را تاييد كردند.
حلاج در يكي از نامههاي خود مينويسد :از رحمن رحيم به فلان بن فلان! اين نامه از يكي از مريدان حلاج در منطقه دينور كرمانشاه به دست آمده است.
3- وحدت وجود: حلاج قائل به وحدت وجود از نوع شركآميز آن بود.و همین مورد منتهی به مرگ او شد
4- تبديل حج و ساير عبادات: وي در عباداتي همچون حج بدعت گذاشته بود و مثلا ميگفت هر كه نميتواند به حج برود
گوشهاي از منزل خود را در هنگام حج عبادتگاه خود قرار دهد و اين به مانند آن است كه حج واجب انجام داده است
مانند همین بدعت را امروزه در میان افرادی که گرفتار مدعیان دروغین شده اند مشاهده میکنیم و متاسفانه بسیاری از افراد به این بدعت های صبغه عرفانی میدهند.و منکران این افراد را افراد ظاهر بین قلمداد میکنند که از دین در قسمت پوسته آن گیر کرده اند و به اصل آن نرسیده اند.!!
5- دفاع از شيطان و فرعون: حلاج ميگويد صاحب من و استاد من ابليس است. به آتش بترسانيدند ابليس را، از دعوي خود بازگشت.
فرعون را به دريا غرق کردند و از دعوي خود بازگشت. فرعون از روي کشفي که از خدا پيدا کرده بود، ادعاي ربوبيت کرد
بعدها كار به جايي رسيد كه مريدان حلاج ابليس را سيدالموحدين ناميدند و تا اين حد گمراه شدند.این عقیده که ابلیس شخصیتی مثبت داشته و دارد در تصوف با توجیه های واهی وجود دارد در حالی که در قرآن علنا وی رجیم و لعین خوانده شده است.
مخالفت امام خمینی با بدعت های حلاج
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) پس از نقل داستانی از بیابان گردی حلاّج و ابراهیم الخواص ، می فرمایند : این دو مرد جاهل به مقام توحید و توکل بودند؛ زیرا صحرا گردی و قلندری را با مقام توکّل اشتباه کردند، و ترک سعی و از کارانداختن قوایی را که حق تعالی عنایت فرموده به خرج توحید و توکّل گذاشتند. (شرح حدیث جنود عقل و جهل/ص214)
ایشان در شعری خطاب به حلاج می فرمایند:
گرتو آدم زاده هستی علّم الاسماء چه شد
قاب قوسینت کجا رفته است أو أدنی چه شد؟
بر فراز دار، فریاد انا الحق می زنی
مدعی حق طلب انیت و انا چه شد؟
مرشد از دعوت به سوی خویشتن بر دار دست
لا الهت را شنیدستم ولی الاّ چه شد؟
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص94)
ایشان در جای دیگر می فرمایند :
از صوفی ها صفا ندیدم هرگز
زین طایفه من وفا ندیدم هرگز
زین مدعیان که فاش انا الحق گویند
با خودبینی فنا ندیدم هرگز
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص217)
تا کوس انا الحق بزنی خودخواهی
در سرّ هویّتش تو نا آگاهی
بردار حجاب خویشتن از سر راه
با بودن آن هنوز اندر راهی
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص248)
گر نیست شوی کوس انا الحق نزنی
با دعوی پوچ خود معلق نزنی
تا خودبینی تو، مشرکی بیش نیی
بی خود بشوی که لاف مطلق نزنی
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص246)
و در بتی دیگر
فریاد انا الحق ره منصور بود
یارب مددی که فکر راهی بکنم
(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص226)
رفع شبهه از بیت مشهور امام
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
1- در ادبیات فارسی منصور نماد مقاومت، هر چند در راه باطل شده که در راه عقیده خود بر سر دار رفت. از این رو در اشعار این گونه استفاده می شود و می توان نظر امام خمینی (رحمة الله علیه) را این چنین تعبیر کرد، مانند تشبیه اهل بخشش به حاتم طائی که به کرم مشهور شده است
2- حضرت امام در اینجا با تواضع عشق خود را در مورد معشوق خویش یعنی حضرت صاحب عشقی ناخالص میدانند که آنرا نتوانسته اند پنهان کنند و آنرا آشکار کرده اند.(نظر شخصی)
سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا