تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حافظ شیعه بود یا سنی ؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
کاتبی نیشابوری
عجب در حیرتم از خواجه حافظ *** به نوعی کش خرد زان عاجز آید
چه حکمت دید در شعر یزید او *** که در دیوان نخست از وی سراید
اگر چه مال کافر بر مسلمان *** حلال است و در او قیلی نشاید
ولی از شیر عیبی بس عظیم است *** که لقمه از دهان سگ رباید
(۲۷/مهر/۹۱ ۱۷:۰۰)شیدا نوشته است: [ -> ]سلام
در یه بحث دیگه هم عرض کرده بودم
جناب آیت الله قاضی(رحمة الله علیه) میفرمودند(نقل به مضمون) امکان نداره کسی بدون ولایت به جایی برسه. اگه بدون ولایت باشه اصلا نرسیده یا اینکه ممکنه تقیه میکرده

شعرهای حافظ هم اونایی که من خوندم پر است از دستورهای انسان سازی


بله من هم موافقم.
خیلی بعید به نظر میرسه که بدون حب اهل بیت حافظ،حافظ شده باشد.
ياحق...

سلام همه متن رو نخوندم ولی من هم شنیدم شیعه نیست از معلمم پرسیدم گفت اون موقع کسی شیعه نبود یعنی دین رسمی نبود بعد صفویه رسمی شد
سنی هم نبود مذهبش یادم نیست شاید اسماعیلیه بود

یا علی (علیه السلام) مدد
بیا که رایت منصور پادشاه رسید
نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت
کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد
جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن
قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

عزیز مصر به رغم برادران غیور
ز قعر چاه بر آمد به اوج ماه رسید

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

صبا بگو که چه‌ها بر سرم درین غم عشق
ز آتش دل سوزان و دود آه رسید

ز شوق روی تو شاها، بدین اسیر فراق
همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیمه شب و درس صبحگاه رسید


البته این یکی از قرائن شیعه بودنشه

شیخ رجبعلی خیاط هم حافظ رو از اولیاء خدا میدونست و از جایگاه رفیعش تو برزخ خبر داشت...

(کیمیای محبت،ص53)
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید ** که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند می‌خورم

از زبان حضرت عباس میفرماید که غلام حضرت اباعبدالله هستم.

ساقی بیا که از مدد بخت کارساز
کامی که خواستم ز خدا شد میسرم
جامی بده که باز به شادی روی شاه
پیرانه سر هوای جوانیست در سرم


راهم مزن به وصف زلال خضر که من
از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم

اشاره به امان نامه ی شمر دارد و میفرماید حیات جاودان را به رخ من مکش که من از حوض جدم علی بن ابی طالب سیرابم .که "و رزق ربک خیر و ابقی"


شاها اگر به عرش رسانم سریر فضل
مملوک این جنابم و مسکین این درم

در این بیت حضرت به صفت خود اشاره میکنند یعنی ابو الفضل و میفرماید هرچه هم با فضل باشم مملوک و گدای در همین خانه ام.(خانه اباعبدالله)

من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال
کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم

اشاره دارد به ازلی بودن محبت بین او و امام حسین علیه السلام
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران
ور باورت نمی‌کند از بنده این حدیث
از گفته کمال دلیلی بیاورم


گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم

این بیت تضمینی است که از کمال آورده است و این بیت از حافظ نیست

منصور بن مظفر غازیست حرز من
و از این خجسته نام بر اعدا مظفرم

منصور لقب حضرت امام حسین است و مظفر هم لقب امیرالمومنین . و میفرماید که این نام نگهبان من است

عهد الست من همه با عشق شاه بود
و از شاهراه عمر بدین عهد بگذرم

گردون چو کرد نظم ثریا به نام شاه
من نظم در چرا نکنم از که کمترم

این جهان با نام حسین علیه السلام خلق شده است و چرا من شعر فارسی ام را با نام او نگویم (این بیت از زبان خود حافظ است)


شاهین صفت چو طعمه چشیدم ز دست شاه
کی باشد التفات به صید کبوترم

شاهین های شکاری که شکار شاه را میآوردند برای جایزه لقمه ای از همان کبوتر شکار شده را از دست شاه میگرفتند و دیگر به خود شکار کاری نداشتند.

ای شاه شیرگیر چه کم گردد ار شود
در سایه تو ملک فراغت میسرم



شعرم به یمن مدح تو صد ملک دل گشاد
گویی که تیغ توست زبان سخنورم
در این بیت حافظ رمز جاودانگی و زیبایی و نفوذ کلام حافظ را بیان میکند و آن این است که شعر حافظ همه در مدح ائمه معصومین علیهم السلام است

بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبح
نی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم


بوی تو می‌شنیدم و بر یاد روی تو
دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم


مستی به آب یک دو عنب وضع بنده نیست
من سالخورده پیر خرابات پرورم

شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر وشورش

با سیر اختر فلکم داوری بسیست
انصاف شاه باد در این قصه یاورم
شاه بسیار خوش انصاف بود و الا من اینقدر ها هم قابل نبودم که این همه مقام به من داده اند.

شکر خدا که باز در این اوج بارگاه
طاووس عرش می‌شنود صیت شهپرم

فرمود به جای دو دست قلم شده عباس به او دو بال در بهشت عطا کردیم که در آنجا هم ساقی باشد و بین طبقات مختلف بهشت روزی رسان باشد.
طاووس عرش هم بنا به روایت حضرت صاحب الزمان است که ارادت خاصی به حضرت عباس علیه السلام دارند.المهدی طاووس اهل الجنه

نامم ز کارخانه عشاق محو باد
گر جز محبت تو بود شغل دیگرم


شبل الاسد به صید دلم حمله کرد و من
گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم

میفرماید درست است که من کسی نیستم ولی به هر حال دست پرورده کسی مثل امیرالمومنین هستم.

ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر
من کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم
در مصرع اول میفرماید عاشقان تو از ذرات عالم بیشترند
و من از ذره در برابر تو کمترم

بنما به من که منکر حسن رخ تو کیست
تا دیده‌اش به گزلک غیرت برآور

حضرت با غیرت مخصوص خود میفرماید به من بگو که کیست منکر روی تو؟
تا چشمانش را با گزلک (وسیله ای آهنین برای کفاشها) در آورم

بر من فتاد سایه خورشید سلطنت
و اکنون فراغت است ز خورشید خاورم

مقصود از این معامله بازارتیزی است
نی جلوه می‌فروشم و نی عشوه می‌خرم
در حراج ها برخی اصلا قصد خرید ندارند و فقط قیمت را بالا میدهند تا قیمت بالا رود . به این کار میگویند بازار تیزی.
حضرت عباس میفرماید این همه زیباییها و جلوه های من برای این است که بدانند من غلام و طفل دبستان حسین هم نیستم. و الا قصد مطرح کردن خود راندارم.

طالع اگر مدد دهد، دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب، ور بکُشد زهی شرف

طرْف کَرَم ز کس نبست این دل پرامید من
گر چه سخن همی‌برد قصهٔ من به هر طَرَف

از خم ابروی تواَم هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف

ابروی دوست کِی شود دست‌کش خیال من
کس نزده‌ست از این کمان تیرِ مراد بر هدف

چند به ناز پرورم مِهر بتان سنگ‌دل
یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف

من به خیال زاهدی گوشه نشین و طُرفه آنک
مُغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف

بی خبرند زاهدان، نقش بخوان و لا تقل
مست ریاسْت مُحتسب، باده بده و لا تخف

صوفی شهر بین که چون لقمهٔ شُبهه می‌خورد
پاردُمش دراز باد آن حَیَوان خوش علف

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقهٔ رهت شود همت شحنه نجف

شارحان اشعار حافظ، اين بيت را چنين توضيح داده اند:
اي حافظ اگر راه خاندان پيامبر را صادقانه بپوئي عنايت و توجه امير نجف علي ـ عليه السّلام ـ نگاهبان تو خواهد شد.
سلام
بنده تحیقیق کردم ، اشعار حافظ که گفته می شه درباره امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء نوشته شده ، در مورد دوستان و علمای زمان خودش بوده ، حتی جایی اسم مهدی هم آورده ، اما ذکر شده در منابع ادبی که فقط تشبیه بوده و نه چیز دیگه.
در شیعه بودن حافظ شکی وجود نداره شما می تونید از اشعار حافظ کاملا بفهمید که اشکارا درباره ی امام مهدی سخن گفته بطور کل میشه گفت 80% درصد اشعارش در وصف امام مهدی هست

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ... هرکجا هست خدایا بسلامت دارش

شیعه بودن در زمان حافظ و سعدی جرم محسوب میشده بهمین دلیل شاعران وقت بصورت علنی منظور خودشون رو بیان نمی کردند برای مثال در ظاهر یک شعر در وصف فلان پادشاه سروده شده اما اگر به معنای ان دقت کنید متوجه میشید که امکان نداره چنین شعری در وصف یه انسان معمولی سروده شده باشه چون در شعر بارها از واژه ی غایب از نظر استفاده شده و یا کسی که حافظ در انتظار اوست پس با عقل جور در نمیاد که این اشعار در وصف خلفای ان زمان سروده شده باشه

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ... از گوشه ی برون آی ای کوکب هدایت

چنین چیزی درباره ی سعدی هم صدق میکنه اگر نگاهی به غزلیات او بندازید متوجه این مسئله میشید

ای که زدیده غایبی بر دل ما نشسته ی ... حسن تو جلوه میکند این همه پرده بسته ای
(۲۸/مهر/۹۱ ۰:۵۱)Imam12 نوشته است: [ -> ]در شیعه بودن حافظ شکی وجود نداره شما می تونید از اشعار حافظ کاملا بفهمید که اشکارا درباره ی امام مهدی سخن گفته بطور کل میشه گفت 80% درصد اشعارش در وصف امام مهدی هست

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ... هرکجا هست خدایا بسلامت دارش

شیعه بودن در زمان حافظ و سعدی جرم محسوب میشده بهمین دلیل شاعران وقت بصورت علنی منظور خودشون رو بیان نمی کردند برای مثال در ظاهر یک شعر در وصف فلان پادشاه سروده شده اما اگر به معنای ان دقت کنید متوجه میشید که امکان نداره چنین شعری در وصف یه انسان معمولی سروده شده باشه چون در شعر بارها از واژه ی غایب از نظر استفاده شده و یا کسی که حافظ در انتظار اوست پس با عقل جور در نمیاد که این اشعار در وصف خلفای ان زمان سروده شده باشه

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ... از گوشه ی برون آی ای کوکب هدایت

چنین چیزی درباره ی سعدی هم صدق میکنه اگر نگاهی به غزلیات او بندازید متوجه این مسئله میشید

ای که زدیده غایبی بر دل ما نشسته ی ... حسن تو جلوه میکند این همه پرده بسته ای

خیلی تعصبی به قضیه نگاه نکن الان این سه بیت شعری که نوشتی از خودت معنی کردی و اگر این طور هست که هرکسی میگه منظورش فلانی ...
هم شما و هم منتقم زهرا خیلی تعصبی صحبت میکنید، واقع گرایانه بگید

مثلا از سعدی این شعر رو هم معنی کنید ما بخندیم Wink

یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم ** گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
در اینجا شاهد شکر کیه ؟ حتما خداBig Grin

ببند یک نفس ای آسمان دریچه ی صبح ** بر آفتاب که امشب خوش است با قمرم

تو اینجا هم که دوست داره امشب صبح نشهBig Grin ( چون با خدا تنها تو خونست )

ندانم این شب قدر است یا ستاره ی روز ** تویی برابر من یا خیال در نظرم
اینجا هم که هنوز در عجبه که خودشه یا خیالشDodgy

بدین دو دیده که امشب تو را همی بینم ** دریغ باشد فردا به دیگری نگرم
میگه الان که با چشمام تو را میبینم فردا کسی را نمیخوام ببینم

سخن بگو ی که بیگانه پیش ما کس نیست ** به غیر شمع و همین ساعتش زبان ببرم

خوب اینجا فقط شمع بین ما غریبست که اونم الان خاموشش میکنم Blush ( اینجا شمع خاموش بشه به نفع کیه ؟ ای سعدی ناقلا!!

میان ما به جز این پیرهن نخواهد بود ** وگر حجاب شود تا به دامنش بدرم

خوب اینم که خودتون میدونید یعنی چی ...Heart

غزل از آغاز بیان شور عشق و اشتیاق وصل است
عشقی انسانی و جسمانی که بی هیچ شرمندگی با کمال شهامت و گستاخی و با نهایت زیبایی و والایی به زبان در می آید.

الانم که کی به کیه هرکسی هرجور که میخواد میتونه معنی کنه بگه اینجا منظور شاعر امام حسین (علیه السلام) هست و اینجا حضرت عباس (علیه السلام) !!!! و این طور معنی کردن
کار درست و صحیحی نیست
(۲۸/مهر/۹۱ ۰:۱۴)منتقم زهرا نوشته است: [ -> ]شیخ رجبعلی خیاط هم حافظ رو از اولیاء خدا میدونست و از جایگاه رفیعش تو برزخ خبر داشت...

(کیمیای محبت،ص53)

حرف اولیاءالله برای من حجّته.

اشعار حافظ، عرفانیه.
و هرکسی ازش سر در نمیاره.

عرفای بزرگ و اولیاء یک بیت از شعر حافظ رو میخونن و گریه میکنن.

ولی ما وقتی اونها رو میخونیم، نمیفهمیم چی داره میگه.
به کی داره میگه.

بیایم بجای بحث روی اینکه حافظ شیعه هست یا سنّی، تلاش کنیم تا مفاهیم عمیق و عرفانی حافظ رو درک کنیم تا لذّت ببریم.

اونوقته که می فهمیم حافظ چطور با خدای خودش عشق بازی میکنه.
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع