تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چند سوال .شروع سوال دوم(گفتگو محور)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۱۲)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]اول از همه یه سوال
شما خودت ازدواج کردی ؟Huh

سلام
پ ن پ ، ازدواج نکردم الآن اومدم دیگران رو نصیحت می کنم برن ازدواج کنن بدبخت شن بعد بریم تو خنده حلال به اوضاعشون بخندیم.
شوخی کردم ، بله ازدواج کردم ، البته نه این که بگم ایمان قویه ها ، اما وقتی بدونم یک کاری درست هست ، خوب انجام می دم ، خیلی ها هم در این جور موارد سرزنش ام کردند ، اما خوب وقتی آدم به یک چیزی اعتقاد پیدا می کنه ، اگر انجام نده ضرر کرده
زندگی قبل و بعد از ازدواج من رو اگر مقایسه کنید ، قبل ازدواج خیلی راحتی داشتم ، و بعد از ازدواج سختی زیادی کشیدم ، اما این فقط بعد مادی قضیه هست ، بعد از ازدواج ، با تمام سختی ها و بیچارگی هایی که کشیدم ، اما اون قدر اعصابم راحت شده که قابل مقایسه نیست
قبل ازدواج شاید 3-4 ساعت طول می کشید که خوابم ببره ، قبل خواب همش احساس بدی داشتم و ... ، اما از وقتی ازدواج کردم ، تقریبا هر شب ، (مگر وقتی که بهم استرس زیادی وارد شده باشه یا زیادی قهوه خورده باشم) ، تا سرم رو بگذارم ، می بینی خوابم میبره (حالا کم و زیاد داره ، اما بعضی وقتا باور نکردنی خوابم می بره). واقعا به سختی هاش می ارزه.

(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۲۶)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]یعنی هر کسی ازدواج کرد، ایمان قوی داره؟
راستی این رو ندیده بودم
من یک مثال می زنم ، هر گردویی گرد هست ، ولی آیا هر گردی گردو هست؟
بعنی هر کس که ایمان قوی داره ، برای ازدواج سختگیری نمی کنه و وقتی بهش واجب میشه اقدام می کنه ، اما هر کس که اقدام کرد دلیلی نداره که بگیم ایمانش قوی هست حتما
فقط و فقط بی کفایتی مسئولین.
عدم ایجاد اشتغال.
سربازی مقدس رضا خان
چشم به هم چشمی
عدم توانمندی در جلوگیری از تهاجم فرهنگی
نبود مبلغان خوب برای ازدواج.
و..........
(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۲۷)دل خسته نوشته است: [ -> ]راستی این رو ندیده بودم
من یک مثال می زنم ، هر گردویی گرد هست ، ولی آیا هر گردی گردو هست؟
بعنی هر کس که ایمان قوی داره ، برای ازدواج سختگیری نمی کنه و وقتی بهش واجب میشه اقدام می کنه ، اما هر کس که اقدام کرد دلیلی نداره که بگیم ایمانش قوی هست حتما
نمی خوام در مثل مناقشه کنم
ولی آیا همه افرادی که در ایران ازدواج میکردن، خیلی آدمهای معتقدی بودن؟

شما امروز می بینی از افراد متدین گرفته تا بی دین ها داره سن ازدواجشون بالا میره. من نمی خوام نقش اعتقادات رو کمرنگ کنم. حتما اینم هست
ولی انگار همه چیز داره دست به دست هم میده...

من نمی دونم شما در چه سنی ازدواج کردی ولی اگر زیر 25 ازدواج کردی باید خودتو خیلی جلو بدونی. چون وضعیت زمان ما به جایی رسیده که سن ازدواج پسرها داره نرمال 27 و 28 و به بالا میشه و دخترها هم به همین صورت بالا آمده
(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۲۷)دل خسته نوشته است: [ -> ]بله ازدواج کردم

خوب همین دیگه
واسه همینه که همیشه دل خسته ایBig Grin
(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۳۷)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]نمی خوام در مثل مناقشه کنم
ولی آیا همه افرادی که در ایران ازدواج میکردن، خیلی آدمهای معتقدی بودن؟

شما امروز می بینی از افراد متدین گرفته تا بی دین ها داره سن ازدواجشون بالا میره. من نمی خوام نقش اعتقادات رو کمرنگ کنم. حتما اینم هست
ولی انگار همه چیز داره دست به دست هم میده...

من نمی دونم شما در چه سنی ازدواج کردی ولی اگر زیر 25 ازدواج کردی باید خودتو خیلی جلو بدونی. چون وضعیت زمان ما به جایی رسیده که سن ازدواج پسرها داره نرمال 27 و 28 و به بالا میشه و دخترها هم به همین صورت بالا آمده

سلام
بابام جان شما جهت رو برعکس گرفتی ، من می گم ضعف ایمان باعث بالا رفتن سن ازدواج رفته ، نمی گم که هر کی ازدواج کرد لزوما ایمانش قوی تره (هر چند با ازدواج ایمان کامل تر میشه)
در ضمن ضعف ایمان رو صرفا به پسر یا دختر نسبت نمی دم که ، به خانواده ها ، به جامعه و به همه کس نسبت می دم
من از 20 سالگی تا 23 سالگی دنبال همسر مناسب بودم ، مادرم یک دفتر پر شماره جمع کرده بود توی این مدت ، هفته ای تا 3 یا 4 تا منزل می رفت برای آشنایی ، اما در این مجموع تنها 3 یا 4 بار پیش اومد که به من اجازه دادند صحبت کنم با دخترشون که یکیش منجر به ازدواج شد.بعد تازه من هم درس خونده بودم (و یا داشتم می خوندم) ، هم وضع پدرم خوب بود ، منتها هنوز کار رسمی نداشتم و سربازی نرفته بودم.بعضی اوقات هم طرف استخاره می گرفت نمی شد.بعد این ها کجاش با ایمان سازگاره؟

(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۴۲)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]خوب همین دیگه
واسه همینه که همیشه دل خسته ایBig Grin

این رو در شعر استفاده می کردم از دوران دبیرستان، بعد هم مگر زخم دل فقط از تجرد ناشی می شه؟خوب این همه دلیل هست برای زخمی بودن دل.
(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۴۲)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]خوب همین دیگه
واسه همینه که همیشه دل خسته ایBig Grin

پژمان جان از این شوخی ها خواستی بکنی از جمع مدیرا میندازنت بیرون ها Big Grin
اصولا مدیر توی این تالار اینقدر باید بد اخلاق باشه که با یک من عسل هم نشه بخوریش ، تو بحثها شرکت نکنه پیغام خصوصی جواب نده فقط تهدید به بستن تاپیک بکنه و... اصن یه وضعی!! (نمیدونم دلیلش چیه ولی گویا دستورالعمله Huh )


ولی جدا آقای دل خسته به نکته ی خوبی اشاره کرد. ایمان به خدا نقش بسیار مهمی داره در این مسئله. چون انسان با ایمان با خیال راحت تری توکل میکنه.
مثلا امام صادق (علیه السلام) میفرمایند هرکس از ترس مشکلات و مسائل مالی ازدواج رو به تاخیر بندازه به خدا سوء ظن داره
خب سوء ظن از ضعف ایمانه دیگه!
در تکمیل صحبت های حامد این حدیث رو میارم. پیامبر میفرماید:
جهنم آکنده از عذب هاست
(۲۷/آذر/۹۱ ۲۳:۵۷)black نوشته است: [ -> ]در تکمیل صحبت های حامد این حدیث رو میارم. پیامبر میفرماید:

جهنم آکنده از عذب هاست
انصافا عجب گرفتاری شدیما!!
این خدام که راه به راه میخواد یکی یه کار کنه بندازه جهنم... حالا بقیه ی موارد درسته برای مجازات جهنم...
ولی عذب بیچاره چه گناهی کرده که بیخود و بیجهت واسه عذب بودنش میره جهنم؟؟Sad

من ازدواج نمیکنم چون دوست ندارم کسی رو بیارم تو زندگیم که اصلا معلوم نیست تهش چی میشه و اصلا نمیدونم که میتونم خوشبختش کنم یا نه....
باز وقتی تنها باشم دلم خوشه که اگه مشکلی هست مال خودمه... و خودم باید حلش کنم.
تازه راحت تر هم هستم
بحث خیلی جالبیه
دلایلی که تو نظر سنجی اومده همش درسته اما بعضیاش قویتره
الان خیلی از دوستان بنده هستن که شرایط مالی خوبی دارن ولی ازدواج نکردن و اعتقادشون اینه که ازدواج قبل از 28 سالگی خریته چرا چون خیلی راحت نیازهاشون رو غیر مشروع ارضا کردن چرا بیان به خودشون دردسر بدن؟ اما اگر به قول دوستمون یه ذره ایمان داشتن تا الان 100 بار ازدواج کرده بودن البته باز میگم این یکی از هزاران دلیله
ولی یه چی خیلی مهمه اگه ایمان قوی باشه دلایل بالا همش هیچه یعنی یه جورایی دلایل بالا پیامد های ضعف ایمان هستن
نقل قول:من ازدواج نمیکنم چون دوست ندارم کسی رو بیارم تو زندگیم که اصلا معلوم نیست تهش چی میشه و اصلا نمیدونم که میتونم خوشبختش کنم یا نه....
باز وقتی تنها باشم دلم خوشه که اگه مشکلی هست مال خودمه... و خودم باید حلش کنم.
تازه راحت تر هم هستم


رضا جان همیشه یادت باشه ما مامور به تکلیف هستیم نه مامور به نتیجه....
نتیجه با خداست!


شما اگر تکلیفی که خدا برات مشخص کرده رو انجام دادی ولی نتیجه ی مد نظرت رو نگرفتی ، خیالت راحته که نتیجه با خدا بوده و شما تا اونجا که از دستت بر میومده انجام دادی. دیگه بقیه شو ما نباید کاری داشته باشیم ، مفهوم توکل کردن یعنی چی؟ یعنی همین!
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع