تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ضمیمه عیدی، لحظاتی ناب از زندگی مولا(بسیار زیباست)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام
خانومای محترم که میگین ما شیعه فاطمه (س ) ایم یکم یاد بگیرن.Blush
(۱۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۳۷)آفتاب نوشته است: [ -> ]
تقسیم کار
نوبت کار خانوادگی که رسید ، پیامبر اینطوری پیشنهاد کرد : کارهای بیرون با علی ، کارهای داخل خانه با فاطمه .
فاطمه گفت : فقط خدا می داند که این تقسیم کار چقدر خوشحالم کرد.
علی اما فقط بیرون خانه کار نمی کرد .
روزی پیامبر آمد ودید که دخترش و دامادش با هم نشسته اند به عدس پاک کردن .
گفت : خدا به مردی که در خانه به همسرش کمک می کند
به اندازه ی موهای تنش ثواب عبادت می دهد.
***یا علی علیه السلام***
الا منو از تالار بیرون میکنن این خانومای تالار. کم هم نیستن تو نظارت و مدیریت.
من امنیت حانی ندارم؟
این ساعت نحس است....!!!
داشتیم راه می افتادیم سمت نهروان . خوارج نصیحت ها را قبول نمی کردند و تنها راه حل این بود که با شمشیر شورش شان را بخوابانیم . همه چیز آماده بود که ناگهان صدای یکی از مردم بلند شد :
ـ نروید ... نروید ... این ساعت خوب نیست.
می شناختمش . نجوم خوانده بود و سعد و نحس ایام را با ستارگان در می آورد . حالا داشت می رفت سمت علی علیه السلام ...
ـ یا امیر المومنین , در این ساعت حرکت نکنید که می ترسم شکست بخورید . وضعیت ستارگان می گوید که...
جواب علی میخکوبش کرد :
ـ تو فکر می کنی می توانی آن ساعتی را تعیین کنی که کسی در آن ضرر نمی بیند؟
یا زمانی را بگویی که ضرر متوجه کسی می شود ؟
هرکس این حرفها را از تو قبول کند , قرآن را تکذیب کرده و از خدا برای کمک گرفتن درکارش بی نیازی جسته !
راه افتادیم . رفتیم و جنگیدیم .
خوارج را شکست جانانه ای هم دادیم و برگشتیم ؛
به خواست خدا .
برگرفته از کتاب «آن مَرد» نوشته محمد جواد میری
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع