۲/آذر/۹۱, ۱۸:۳۸
تبلور ضدیت و دشمنی با اهل بیت رسالت در ارزیابی برخی علمای اهل سنت از قیام حسینی :
كلام ابن عربى مالكى در نقد شهادت امام حسين عليه السلام چنين خلاصه مى گردد :
1. وقتى كوفيان از امام حسين عليه السلام دعوت كردند و حضرت به كوفه رهسپار شدند، رفتن به كوفه سرپيچى از اعتقاد فرد بزرگى از صحابه، يعنى ابن عمر است ! ( چرا که طبق نقل بخاری به اعتراف معاویه یکی از کسانی که با یزید بیعت کرده و وی را به رسمیت شناخت عبد الله بن عمر بوده است .1 )
گويى اين نقطه ضعفى براى سيّدالشهداء عليه السلام است كه چرا به سخن عبداللَّه بن عمر گوش نداده و دعوت كوفيان را اجابت نموده است . به راستی مگر خود ابا عبد الله الحسین نزدیکترین فرد به رسول الله ص و فرزند او و پاره تن او نبود آیا او صحابه و بلکه اعظم صحابه نبود پس چگونه است که او باید تابع ابن عمر باشد چرا نمی گویید ابن عمر باید تابع فرزند رسول الله ص باشد ؟ 2
2. افرادى كه سيّدالشهداء عليه السلام را به شهادت رساندند و با حضرت جنگيدند، بر اساس فرموده پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله عمل كرده اند!
مى پرسيم: مگر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در اين باره چه فرموده اند؟
در جواب مى گويند:
پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود:
«اگر امّت متّحد بودند و فردى موجب تفرقه بين امّت شد، او را به قتل برسانيد، هركس كه مى خواهد باشد». 3
حتّى اگر حسين بن على باشد؟ آرى، حتى اگر حسين باشد!
اگر اين حديث از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله صادر شده باشد، ابن عربى مالكى اين حديث را بر سيّدالشهداء عليه السلام تطبيق مى كند و آن حضرت را مطابق اين حديث واجب القتل مى داند.
از او و امثال او باید پرسید آیا شما این حدیث را شنیدید و احادیث فضائل حسین ع و احادیثی که رسول خدا همگان را به اطاعت و محبت و . . . در مورد فرزند خود سفارش می کنند نشنیدید تا جایی که آن حدیث اول را به حسین ع تطبیق می نمایید ؟ نشنیده اید یا خود را به نشنیدن می زنید ؟
آیا نشنیده اید که همان پیامبر در مورد حسین خود فرمود : حسین از من است و من از حسینم ؟ 4
آیا نشنیده اید که همان پیامبر در مورد حسینش فرمود : همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است ؟
آیا نشنیده اید که حسن و حسین سید جوانان اهل بهشتند ؟5
پس وای بر شما و امثال شما . . .
پی نوشتها :
1-ابن عربى مالكى در بحث جانشينى يزيد به واسطه معاويه و بيعت گرفتنمعاويه براى ولىعهدى فرزندش، پس از سخنانى درباره لياقت يزيد براى رسيدن به خلافت و تصدّى اين مقام، حديثى يا احاديثى را از صحيح بُخارى مبنى بر بيعت عبداللَّه بن عمر با يزيد آورده است و در ادامه مىگويد:
فهذه الأخبار الصحاح كلّها تعطيك أنّ ابن عمر كان مسلّماً في أمر يزيد وأنّه بايع وعقد له والتزم ما التزم الناس ودخل فيما دخل فيه المسلمون، وحرّم على نفسه ومن إليه بعد ذلك أن يخرج على هذا أو ينقضه، وظهر لك أنّ من قال: إنّ معاوية كذب في قوله: بايع ابن عمر ولم يبايع وأنّ ابن عمر وأصحابه سئلوا فقالوا: لم نبايع. فقد كذب، وقد صدق البخاري في روايته قول معاوية على المنبر: إنّ ابن عمر قد بايع؛
اين احاديث مىرساند كه ابن عمر تابع خلافت يزيد بوده و ولايت او را پذيرفته و با او بيعت كرده و به خلافت يزيد به همان كيفيتى كه مردم ملتزم بودند، ملتزم شده و با اين بيعت در آنچه مسلمانان بر آن بودند داخل شد. علاوه بر اين، بر خود، فرزندان و يارانش مخالفت با يزيد را حرام نمود و بعد از آن معاويه بالاى منبر اعلام كرد: عبداللَّه بن عمر با يزيد بيعت كرده است و هر كس بگويد كه معاويه دروغ گفته است و عبداللَّه بن عمر با يزيد بيعت نكرده، خود او دروغگوست. العواصم من القواصم 209 الی 211
2- عدل عن رای شیخ الصحابه ابن عمر
3-«فمن أراد أن يفرق أمر هذه الأمّة وهي جميع، فاضربوه بالسيف كائناً من كان»؛ مسند احمد: 4/ 261 و 341؛ صحيح مسلم: 6/ 22 و منابع ديگر.
4- صحیح ترمذی 5/617 ح 3775
5- شواهد التنزیل 1/155 رقم 209 - مجمع الزوائد 9/201 - مناقب خوارزمی فصل التاسع عشر ص200 و رواه الطبری فی بشارة المصطفی 114 و 171 و . . .
كلام ابن عربى مالكى در نقد شهادت امام حسين عليه السلام چنين خلاصه مى گردد :
1. وقتى كوفيان از امام حسين عليه السلام دعوت كردند و حضرت به كوفه رهسپار شدند، رفتن به كوفه سرپيچى از اعتقاد فرد بزرگى از صحابه، يعنى ابن عمر است ! ( چرا که طبق نقل بخاری به اعتراف معاویه یکی از کسانی که با یزید بیعت کرده و وی را به رسمیت شناخت عبد الله بن عمر بوده است .1 )
گويى اين نقطه ضعفى براى سيّدالشهداء عليه السلام است كه چرا به سخن عبداللَّه بن عمر گوش نداده و دعوت كوفيان را اجابت نموده است . به راستی مگر خود ابا عبد الله الحسین نزدیکترین فرد به رسول الله ص و فرزند او و پاره تن او نبود آیا او صحابه و بلکه اعظم صحابه نبود پس چگونه است که او باید تابع ابن عمر باشد چرا نمی گویید ابن عمر باید تابع فرزند رسول الله ص باشد ؟ 2
2. افرادى كه سيّدالشهداء عليه السلام را به شهادت رساندند و با حضرت جنگيدند، بر اساس فرموده پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله عمل كرده اند!
مى پرسيم: مگر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در اين باره چه فرموده اند؟
در جواب مى گويند:
پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود:
«اگر امّت متّحد بودند و فردى موجب تفرقه بين امّت شد، او را به قتل برسانيد، هركس كه مى خواهد باشد». 3
حتّى اگر حسين بن على باشد؟ آرى، حتى اگر حسين باشد!
اگر اين حديث از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله صادر شده باشد، ابن عربى مالكى اين حديث را بر سيّدالشهداء عليه السلام تطبيق مى كند و آن حضرت را مطابق اين حديث واجب القتل مى داند.
از او و امثال او باید پرسید آیا شما این حدیث را شنیدید و احادیث فضائل حسین ع و احادیثی که رسول خدا همگان را به اطاعت و محبت و . . . در مورد فرزند خود سفارش می کنند نشنیدید تا جایی که آن حدیث اول را به حسین ع تطبیق می نمایید ؟ نشنیده اید یا خود را به نشنیدن می زنید ؟
آیا نشنیده اید که همان پیامبر در مورد حسین خود فرمود : حسین از من است و من از حسینم ؟ 4
آیا نشنیده اید که همان پیامبر در مورد حسینش فرمود : همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است ؟
آیا نشنیده اید که حسن و حسین سید جوانان اهل بهشتند ؟5
پس وای بر شما و امثال شما . . .
پی نوشتها :
1-ابن عربى مالكى در بحث جانشينى يزيد به واسطه معاويه و بيعت گرفتنمعاويه براى ولىعهدى فرزندش، پس از سخنانى درباره لياقت يزيد براى رسيدن به خلافت و تصدّى اين مقام، حديثى يا احاديثى را از صحيح بُخارى مبنى بر بيعت عبداللَّه بن عمر با يزيد آورده است و در ادامه مىگويد:
فهذه الأخبار الصحاح كلّها تعطيك أنّ ابن عمر كان مسلّماً في أمر يزيد وأنّه بايع وعقد له والتزم ما التزم الناس ودخل فيما دخل فيه المسلمون، وحرّم على نفسه ومن إليه بعد ذلك أن يخرج على هذا أو ينقضه، وظهر لك أنّ من قال: إنّ معاوية كذب في قوله: بايع ابن عمر ولم يبايع وأنّ ابن عمر وأصحابه سئلوا فقالوا: لم نبايع. فقد كذب، وقد صدق البخاري في روايته قول معاوية على المنبر: إنّ ابن عمر قد بايع؛
اين احاديث مىرساند كه ابن عمر تابع خلافت يزيد بوده و ولايت او را پذيرفته و با او بيعت كرده و به خلافت يزيد به همان كيفيتى كه مردم ملتزم بودند، ملتزم شده و با اين بيعت در آنچه مسلمانان بر آن بودند داخل شد. علاوه بر اين، بر خود، فرزندان و يارانش مخالفت با يزيد را حرام نمود و بعد از آن معاويه بالاى منبر اعلام كرد: عبداللَّه بن عمر با يزيد بيعت كرده است و هر كس بگويد كه معاويه دروغ گفته است و عبداللَّه بن عمر با يزيد بيعت نكرده، خود او دروغگوست. العواصم من القواصم 209 الی 211
2- عدل عن رای شیخ الصحابه ابن عمر
3-«فمن أراد أن يفرق أمر هذه الأمّة وهي جميع، فاضربوه بالسيف كائناً من كان»؛ مسند احمد: 4/ 261 و 341؛ صحيح مسلم: 6/ 22 و منابع ديگر.
4- صحیح ترمذی 5/617 ح 3775
5- شواهد التنزیل 1/155 رقم 209 - مجمع الزوائد 9/201 - مناقب خوارزمی فصل التاسع عشر ص200 و رواه الطبری فی بشارة المصطفی 114 و 171 و . . .




