تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تجربه زیستن طولانی در بلاد کفر( دارالکفر)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۸/آذر/۹۱ ۲۲:۳۱)Mokele-mbembe نوشته است: [ -> ]آیا شما علم غیب دارید ( نعوذبالله خدا هستید) که با قطعیت می گویید دوست خیالی شما ؟!


به عمرم مثل شما آدم فرافکن ندیده بودم! دیگر چیزی نبود شما نقل قول کنید!؟
معنی فرافکن را ان شاء الله که می دانید؟!
برای ما علم غیب لازم هم نیست! چون مشخص هست !
اما شما علم غیب دارید! :
(۸/آذر/۹۱ ۲۳:۳۶)Mokele-mbembe نوشته است: [ -> ]اکثر قریب به اتفاق شرکت کنندگان در حسینه ها و تکایا تفکری این چنین دارند که با این کار حاجات دنیویشان

روا می شوند




حالا به هر حال !
جواب شما همان بود که عرض شد . دوست شما ( حالا خیالی یا غیر خیالی ) دچار ایمان غیر مستقر بود که با دیدن یک قانون مداری ساده ، شیفته غرب شد و ندانست که مسلمان بودنش برای چه بوده !
اینقدر این ماجرا رو بد طراحی کردید ، آدم نمی تواند جزئیاتش را به هم متصل کند ! آخر دینداری چه منافاتی با زندگی راحت و جامعه پویا دارد !!
البته واژه "پویا " رو هم تعریف بفرمایید ، بد نیست!!!
انسانی که غایت کمال خود را در مادیات میبیند اگر نتیجه جز این می بود باید تعجب میکردید !!!!
حالا با تمام وجود درک میکنم معنی این کلام گوهر بار مولا را :

یک حدیثی از امیرالمونین علی(علیه السلام) است که می فرمایند

"خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده و در کجا قرار گرفته است و به سوی کجا می رود"

همین یک جمله را کسی فهم کند کفایت میکند که nمثال نقض بیاورد برای شما که فکر میکنید مسلمان بودنمان برای بودن در یک جامعه مسلمان است . یک نمونه همین گرایش و اقبال دنیای غرب به اسلام !!!!!!!!!!

فرقی نمیکند انسان که باشی خواه مسلمان خواه مسیحی خواه تابع هر آئینی همین که از خودت بپرسی من از کجا امده ام رجوع کنی به فطرت انسانی ات میفهمی که برای امر مهم تری خلق شده ای .
همین روحیه سیری ناپذیر انسان نشان میدهد که او قبلا دنیای نا محدودی را تجربه کرده و الان به دنبال رسیدن به آن غایت مطلوب است که تلاش میکند هر محدودیتی را از جلوی راهش بر دارد.
دیگه انقدر مسئله را کشدار نکنید . مسئله ای مطرح شد و پیرامون اون صحبت هایی شد
تاپیک را کامل مطالعه کنید میبینید که به نتیجه رسیده
بنام خداوند مهربان

جناب ...
الحمد لله که کاربران عزیز با مطالب و نوشتارهای خوب خود
جواب دوست شما و عمل ایشان را دادند .

اما یک نکته مهم:
سعی نمایید که ابتدا وضعیت خود را حداقل با خودتان روشن نمایید .
ابتدا قصه ای تعریف نمودید ، سپس اسلام را به چالش کشانیدید ، و در ارسالی دیگر حدیث صحیح میآورید .
آدمی یا حق میگوید و یا باطل ،
نمیتوانید با تفکر و پایبندی به باطل حرف حق را برای احقاق نظرات باطل بکار ببرید .
این حال یعنی خود شما تسلطی بر اباطیل خود ندارید و توپ را ضربه میزنید ،
رفت درون گل که رفت ؛ اگر هم نرفت یه توپ دیگر و یک موضوع دیگر .

به اندازه کافی عزیزان کاربر که از همه ایشان کمال تشکر را دارم ، جوابهای متقن و کافی به شما و دوستتان دادند .
پس این موضوع بسته میشود .

خداوند هادی و راهنمایمان باشد .
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع