«بسم الله الرحمن الرحيم»
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است: [ -> ] (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]سلام،
اول از همه بايد عرض كنم كه متاسفانه شما اصلا به حرف طرف مقابلتون توجه نمي كنيد و به بخش هايي هم كه توجه مي كنيد برداشت نادرست مي كنيد،
ان شاء الله
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است: [ -> ] (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]اين حرف من به چه معنايي هست؟؟؟ آيا اين كه "در انفاق معنوي اولويت انفاق ابتدا ديگران هست و بعد خود فرد" معني " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو ميده؟؟
من بحثی پیرامون انفاق معنوی کردم ؟!
برادر من بايد عرض كنم كه علاوه بر اينكه سفسطه و مغلطه مي كنيد،ماشاءالله متن رو هم يك پاراگراف در ميان ميخونيد!
شما چه چيزي نوشته بوديد كه من بخشي رو كه در رابطه با انفاق معنوي نوشته بودم رو دوباره نقل قول كردم؟؟؟
شما نوشته بوديد:
(۳۰/آذر/۹۱ ۱۴:۴۹)شهـاب نوشته است: [ -> ]سخن شما در راستای توجیه مثل
" چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" می باشد ...
چرا ؟!
چون می گویید ابتدا باید اعضای خانه رضایت داشته باشند ،
و من در جواب شما اين متن رو نوشتم:
(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]اولا من از مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" حمايت نمي كنم،اگر پست اول بنده رو در اين تاپيك با دقت ميخونديد و كمي اون رو تجزيه و تحليل مي كرديد،مي فهميديد كه نه تنها من اين مثل رو توجيه نمي كنم بلكه به طور غير مستقيم در قدم اول اون رو رد مي كنم:
(پست اول بنده)
اين حرف من به چه معنايي هست؟؟؟ آيا اين كه "در انفاق معنوي اولويت انفاق ابتدا ديگران هست و بعد خود فرد" معني " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو ميده؟؟
چرا اصلا مطالب رو تجزيه و تحليل نمي كنيد؟چرا سعي نمي كنيد بفهميد منظور طرف مقابل شما چيه؟چرا متن رو يك خط در ميان ميخونيد؟ شما نوشته ايد"سخن شما در راستای توجیه مثل"
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" می باشد" و من نوشته ام "اولا من از مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" حمايت نمي كنم،اگر پست اول بنده رو در اين تاپيك با دقت ميخونديد و كمي اون رو تجزيه و تحليل مي كرديد،مي فهميديد كه نه تنها من اين مثل رو توجيه نمي كنم بلكه به طور غير مستقيم در قدم اول اون رو رد مي كنم"
متوجه شديد؟؟از اين هم ساده تر ميگم شما نوشته بوديد كه من مثل "
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو توجيه مي كنم و من در جوابش نوشتم كه در مبحث انفاق معنوي اون مثل رو رد كردم.
متوجه شديد يا از اين هم ساده تر بگم؟
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است: [ -> ] (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]برادر من من كه نظر شخصيم رو اينجا نمي نويسم كه شما نوشته ايد "چون مي گوييد ابتدا باید اعضای خانه رضایت داشته باشند ،" من نظرات كارشناسان ديني رو در رابطه با شرايط انفاق مادي رو در شرع اينجا نوشتم حالا اگر شرايط شرعي انفاق در نظر شما ضرب المثل رو توجيه مي كنه يا نه؛مشكل من نيست چون من نعوذبالله شرع رو نساختم كه!!!
کدام کارشناس ؟
الان زن خانه بخواهد از مال خود به فقیری یا به خویشاوندش ببخشد
باید از فرزندش و همسرش اجازه بگیرد ؟!
یعنی اختیار مال زن ، دست همسر و فرزندش است ؟!
کدام کارشناس دینی این حرف را زده ؟!
فرزند همین خانه اگر به بلوغ رسیده باشد ، باید مالش را با اجازه خرج کند ؟!
مرد خانه باید برای صدقه دادن روزانه از زن و بچه اش رضایت بگیرد ؟!
کدام کارشناس مذهبی ؟!
آفرين؛باز هم معضل يك خط در ميان خواندن شما و بي توجهي شما به متن!!!!
والا من مبحث رو خيلي ساده عرض مي كنم نميدونم چرا شما متوجه نميشيد!
من نوشته بودم:
(۲۶/آذر/۹۱ ۱۶:۳۰)jvd نوشته است: [ -> ]در حالت كلي آنچه جایز نیست این است که سرپرست خانواده در حالی که خانواده و نزدیکانش نیازمند هستند مال خود را به دیگران انفاق کند؛اما اگر اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد.
خوب حالا اين تكه از حرفم رو كه خيلي ساده بيان شده رو دوباره براتون بازتر و حلاجيش مي كنم؛به اميد اينكه اينبار متوجه بشيد،انشاءالله
در اين متن وضعيت انفاق كننده چگونه هست؟ در وضعيتي قرار داره كه خانواده يا بستگان نزديكش نيازمند و محتاجند،خوب آيا شرايط انفاق كردن زماني كه خانواده فرد انفاق كننده محتاج باشند در مقايسه با زماني كه خانواده شخص محتاج نباشند فرق مي كنه؟
جواب:بله
خوب چه فرقي مي كنه؟؟؟
جواب:اگر خانواده فرد "الف" محتاج باشند در انفاق كردن؛خانواده خود فرد "الف" در اولويت قرار دارند يعني اگر فرد "الف" بخواد انفاق كنه بايد اول به خانواده خودش كمك كنه(انفاق كنه).
خوب يك سوال ديگه:اگر شخص ديگري محتاج باشد و خانواده فرد "الف" راضي باشند كه آقا يا خانم "الف" به جاي كمك(انفاق) كردن به خانواده خود به شخص ديگر كمك كند،آنوقت آيا آقا يا خانم "الف" مي تواند به شخص محتاج انفاق كند؟
جواب:بله
حالا براي اينكه مطلب رو خيلي ساده تر كنم،جواب سوالات شما رو به ساده ترين شكل ميدم:
(در حالتي كه خانواده شخص انفاق كننده نيازمند نباشند)
الان زن خانه بخواهد از مال خود به فقیری یا به خویشاوندش ببخشد
باید از فرزندش و همسرش اجازه بگیرد ؟! خير
یعنی اختیار مال زن ، دست همسر و فرزندش است ؟! خير،دست خودش است.
فرزند همین خانه اگر به بلوغ رسیده باشد ، باید مالش را با اجازه خرج کند ؟!خير
مرد خانه باید برای صدقه دادن روزانه از زن و بچه اش رضایت بگیرد ؟! خير
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است: [ -> ] (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]چرا شما سفسطه مي كنيد؟ چرا جمله منو ناقص مي نويسيد و بعد منو متهم ميكنيد؟ من در اين رابطه مطلب زير رو بيان كردم: اگر دقت كنيد هم بولدش كردم و هم رنگش رو تغيير دادم تا خواننده دقيقا متوجه مطلب بشه.
حرفتان اشتباه است ...
نیازمندی را در چه می بینید ؟!
یک فرزند در خانه با یک تکه نان سیر می شود دیگری با اتومبیل 100 میلیونی
خود را فقیر می داند ...
ابتدا نیازمندی را تعریف کنید بعد !!
بَه بَه،باز هم بي توجهي!ممنونم از اينكه اينقدر مطالب بنده رو با دقت مطالعه مي كنيد!!فكر كنم يه چند باري اين جمله رو تكرار كردم كه در انفاق بايد اولويت بندي كرد.
نيازمندي نسبي هست و تعريف مطلق ندارد كه بگيم اين فرد نيازمند هست و اون فرد نيازمند نيست،پس براي همين براي چندمين بار عرض مي كنم كه بايد در انفاق نيازمندان رو بر حسب نياز اولويت بندي كرد.
با دو مثال ساده مطلب رو خيلي ساده بيان ميكنم،
مثال1= شخص "الف" ميخواهد انفاق كند؛خانواده شخص "الف" نيازمند هستند،خانواده شخص "د" نيازمند تر هستند(نسبت به خانواده شخص "الف" محتاج تر هستند)پس در كمك(انفاق) كردن،خانواده شخص "د" در اولويت قرار مي گيرند،و شخص "الف" بايد به خانواده شخص "د" كمك كند.
مثال2=شخص "الف" ميخواهد انفاق كند؛خانواده شخص "م" نيازمند هستند،خانواده شخص "الف" نيازمند تر هستند(نسبت به خانواده شخص "م" محتاج تر هستند)پس در كمك(انفاق) كردن،خانواده شخص "الف" در اولويت قرار مي گيرند،و شخص "الف" بايد به خانواده خودش كمك كند.
يك نكته(كه در بالا هم ذكر كردم):
اگر شخص ديگري(مثلا خانواده "م") محتاج باشد و خانواده فرد "الف" راضي باشند كه آقا يا خانم "الف" به جاي كمك(انفاق) كردن به خانواده خود به شخص ديگر كمك كند،آنوقت آيا آقا يا خانم "الف" مي تواند به شخص محتاج انفاق كند؟
جواب:بله
انشاءالله كه متوجه شده باشيد.
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است: [ -> ] (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]به به شما هم كه....
عزيز من رضايت مندي حسنين (علیه السلام) در مورد انفاق براي حضرت علي(علیه السلام) يا حضرت فاطمه(علیه السلام) روشن و مبرهن هست،ديگر نيازي نيست كه وقتي ان حضرات از رضايت مندي كودكانشون اطلاع داشتند،از اونها بپرسند
اگر رضایت داشتند یا اطمینان داشتند که رضایت داشتند ،
چرا دیگ آب را برای دلگرمی شان روی آتش گذاشتند ؟!
جالبه،خودتون سوال مي كنيد و خودتون در سوالتون جواب خودتون رو ميديد، ديگ آب را براي
دلگرمی شان روی آتش گذاشتند نه براي كسب رضايت يا ....
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است: [ -> ] (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]خوب يك سوالي كه به احتمال زياد در ذهن شما هست رو من با روايت خودتون پاسخ ميدم،
حضرت علي (علیه السلام) چگونه از رضايتمندي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در مورد انفاق اطمينان داشت؟؟؟
رفتارهای امام علی و حضرت زهرا یک رفتار زمینی در راستای الگو سازی است ،
اینکه بخواهیم آنرا ماورایی بدانیم و بگوییم معصوم بودند و علم غیب داشتند و پیش بینی می کردند، صحیح نیست ...
در روایت زیر شما می بینید که هم فرزندان محتاج هستند و هم از انفاق سرپرستشان آگاهی ندارند :
روزى فرزندان فاطمه عليها السلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل ديدند، به سوى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) شتافتند و بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و گفتند: يا رسول الله ! گرسنه ايم ، به مادرمان بگو قرص نانى به ما بدهد تا رفع گرسنگى نمائيم . پيامبر داخل منزل آمد و خطاب به فاطمه عليها السلام فرمود: دخترم به دو فرزندم طعام بده ، پاسخ شنيد: پدرجان ! در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خدا وجود ندارد(فرهنگ فاطميه ، ص 111 - 112)
برادر من يك اگر حرف هاي بنده رو يك خط در ميان نميخونديد متوجه ميشديد كه من به معصوم بودن آنها براي حرف خودم استناد نكردم،بلكه داخل پرانتز اشاره كردم،همچنين آيا اون كلمه ي "سواي" رو داخل پرانتز مي بينيد يا نه؟ انشاءالله كه ميدونيد معني "سواي" چي هست،من به
سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و گفتارها و رفتارهاشون استناد كردم كه با توجه به سيره ي آن حضرت،حضرت علي (علیه السلام) مي تونستند بفهمند كه نظر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در مورد انفاق كردن در چنين وضعيتي چيست.
(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: [ -> ]جواب خيلي ساده هست (سواي معصوم بودن و خالص بودن حضرات معصوم كه خود نشانگر رضايت آنها از هر عمل خير و خداپسندانه هست) از سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و گفتارها و رفتارهاشون...
موفق باشيد.