(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۹:۱۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]مثلا من بیام یه تاپیک بزنم
بعد بهم انگ فلان رو بزنن
من اگر برای رضای خدا کار کنم نمیگم اه آش نخورده و فلان
ببینید دوست عزیز، مسئلهی ضربالمثلها از اسمشون معلومه: برای ضرب ِ مثل!
مسلماً بسیاری از مثلهایی که میزنیم اینطور نیستن که بشه در اون کلمات، هر مفهوم ممکن رو جایگذاری کرد!
همونطور که آقا وحید گفتن، خودمون باید ببینیم جای صحیح ِ بکار بردنش چیه.
(۲۰/بهمن/۹۲ ۷:۴۶)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]در ضمن اگر بخوام تو فاز درست پسند
برم باید بگم تو عرفان هم غلطه
فاز درست پسند؟!

یعنی من اینقدر اشکال میگیرم؟!
همونطور که میدونید، در اشعار عرفانی و امثال اینها منظورها کنایهای هست و از عمد مغلطه میکنن. پایهشون بر ایهام و توریه هست(البته واقعاً موجودات خوشحالی بودهاند که بجای اینکه منظورشون رو صاف و واضح بگن، اینجوری رمزنگاریش کردن

).
با عرفا کاری ندارم(چون از بسیاری بیانهاشون سردرنمیارم

)
اما
این مَثَل مسلماً در معنای ظاهریاش داره به قضیهی درستی اشاره میکنه.
توجه بفرمایید نمیگه این «رسوا شدن» واقعاً «رسوا شدن» هست یا نه.
میگه اگر میخواید توی این جمع(از نظر این جمع) رسوا نشید، باید همرنگشون بشید.
سوره ابراهیم: أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلاً۬ كَلِمَةً۬ طَيِّبَةً۬ كَشَجَرَةٍ۬ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٌ۬ وَ فَرۡعُهَا فِى ٱلسَّمَآءِ (24) تُؤۡتِىٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۭ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ وَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ (25) وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ۬ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ۬ (26) يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡقَوۡلِ ٱلثَّابِتِ فِى ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَ فِى ٱلۡأَخِرَةِۖ وَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلظَّـٰلِمِينَۚ وَ يَفۡعَلُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ (27)
آیا ندیدهای که خداوند چگونه مثل زده است؟ کلمهای پاک مانند درختی پاک است، ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است. (24) هر زمان به اذن خدا میوهاش را میدهد و خداوند برای مردم مثلها میزند باشد که پند گیرند. (25) و مَثَل کلمهای ناپاک مانند درختی ناپاک است، از روی زمین برکنده شده و ثباتی ندارد. (26) خداوند مؤمنان را با سخن استوار در دنيا و آخرت استوار میدارد و ظالمان را گمراه میسازد و خدا آنچه خواهد انجام میدهد. (27)
«کلمه» در بسیاری ترجمهها «سخن» ترجمه شده. البته معنی سخن رو هم میده، ولی معنای قرآنی فراتری داره(تا جایی که بنده فهمیدهام، به معنی وجودها و امور در نزد خدا) بنابراین من همون کلمه نوشتم.
در آیهی 27 هم دقیقاً به سخن اشاره شده.
از آیهی 27 درمییابیم که هدایت خداوند به وسیلهی سخن ِ استوار هست، و این یعنی برای استوار موندن در راه هدایت باید به استوار بودن سخنهامون توجه بسیار بالایی داشته باشیم.
بنابراین کلیت حرف جناب عبدالرحمن در توجه به استوار بودن سخنها صدالبته بسیار درسته.