تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ایا شما در زندگی هدف دارید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بستگی داره چرا بخواید برید.....از یه لحاظ هایی خوبه رفتن...ادمو محکم و مستقل میکنه...موقعیت بدی هم نداشته باشید،مثلا بورس،از لحاظ مالی هم خوبه،اگر جای خوبی هم برید،ممکنه از مثلا کافرها بیشتر احترام ببینید به خاطر مسلمان بودنتون تا اینجا،اما هدفتون از کسب علم اونجا چیه؟
من مدتهاست قصد دارم برم،و برگردم،و کمکی باشم،اگه لایقش باشم،فکر کنم هرکدوم ماها از تواناییمون،شغلمون ،علممون استفاده کنیم برای کمک به ظهور امامون،بهترین کاری هست که از دستمون برمیاد،چرا که نه،برید و کمک خلق باشید :-)
نقل قول:
بنده دانشجوی کارشناسی ارشد نرم افزار تو دانشگاه تهران هستم، میخواستم ببینم رفتن به خارج از کشور برای ادامه ی تحصیل هدف خوبیه؟

بله هدف خوبیه.منتها هند نباشه . هر جا خواست باشه.
نقل قول:
آیا اصلا درس خوندن خوبه؟ زندگی ساده بهتر نیست؟

خیر درس خوندن خوب نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!Dodgy زندگی ساده اگه منظور درس نخوندنه. 100 سال سیاه میخوام زندگیم ساده نباشه.
حرف هایی میزنید برادر یا خواهر .
نقل قول:
آیا بهتر نبود که من حتی ارشد هم نمیخوندم و حتی لیسانس هم نمیگرتم، مثل خیلی ها بلاتشبیه مثل میرزاجواد آقا ملکی تبریزی که نه ارشد داشت و نه مهندس بودو و نه خارج از کشور رفت، سعادت مند هم شد

هر کسی یه راهی برای خودش انتخاب میکنه و تا تهش میره.سعادتمندی و درس نخوندن ربطی به هم ندارن .
نقل قول:
ما هم اینطوری زندگی می کردیم؟ اصلا کارم درسته یا نه؟ درس خوندن تو مقاطع بالاتر مثل دکترا چه تو ایران چه تو خارج، و در مرحله ی بعد آیا رفتن به خارج از کشور مورد رضایت امام زمان هست یا نه؟

شما ببینید از ارشد و دکترا چه انتظاری دارید ؟ تدریس تو دانشگاه و هیات علمی شدن و یا شرکت زدن و کار دولتی و .....
خود رفتن و بورس گرفتن واسه کسی که پشتکار داره 1 سال کم کم طول میکشه. بهترین موقعیت تحصیلی برای دکترا خارج از کشوره. رفتید اونجا برید دانشگاه و تحقیق و سرتون تو کار خودتون باشه و نرید سراغ کار های +18 و دوستان ناباب . حداقل پدر و مادرتون ازتون راضی هستن . دیگه امام زمان رو نمیدونم . بعدم هر جای دنیا باشید و واسه دینتون دغدغه داشته باشید . دیگه خدا و امام زمان ان شاالله که ازتون راضی خواهند بود.الله اعلم.
(۱۲/فروردین/۹۳ ۰:۰۰)SkyGirl نوشته است: [ -> ]دانشگاه و تحقیق و سرتون تو کار خودتون باشه و نرید سراغ کار های +18 و دوستان ناباب . حداقل پدر و مادرتون ازتون راضی هستن . دیگه امام زمان رو نمیدونم .


دقیقاً مشکل همینجاست.

اگر مسلمانیم و به حداقل های دین اعتقاد داریم، پس خداوند هر کسی رو در این عالم بهر کاری ساخته. باور بفرمایید رفتن سراغ کاری که خداوند ما رو بهر اون نساخته (شما بخونید همون کاری که امام زمان ازش راضی نیست) تو این دنیا هم، از دماغمون در میاد.

به فاطمه زهرا من تجربه کردم. یا حرف من رو گوش بدید یا شما هم تجربه کنید.

فقط اگر روش تجربه کردن رو انتخاب کردید، دعا کنید با هزینه های کم، حداقل هزینه قابل جبران از دماغتون در بیاید. برای بعضی، من سراغ دارم، چنان هزینه ای به بار آورده که فکر نکنم تا آخر عمر بتونن قد راست کنن.

این برادرمون هم اگر انتخاب غلط انجام بده (انتخاب درست می تونه رفتن باشه می تونه موندن باشه کاملاً به خود شخص و شرایطش بستگی داره.) باور بفرمایید تا آخر عمر گرفتار خواهد بود.

اگر گزینه درست ایشون رفتن باشه و ایشون بمونه، فقط خدا به دادش برسه از بدبختی های بعدش. دقیقاً عکسش هم صادقه اگر موندن گزینه درست ایشون باشه و ایشون بره باز هم فقط خدا به دادشون برسه که می دونم بلاهایی به سرش میاد که مرغ های آسمون به حالش بگریند.

پ.ن.
جناب آقای خنده وقت تنگه باید زود تصمیم بگیری. من آخرین روش عملی که بکار بردم این بود که رفتم قم پیش خانم گفتم سپردم به شما هرچی شما نظرتون باشه. داداش من خلاص کن، فرمون رو بده دست صاحبش، خودشون بلدن چطوری هدایت کنن. (تنها کاری که شما باید بکنید اینه که روی من بودن خط بکشید، باقی حله)
(۱۲/فروردین/۹۳ ۱۱:۱۹)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]جناب آقای خنده وقت تنگه باید زود تصمیم بگیری...


با تشکر از شما دوست گرامی، دقیقا باید سریعتر تصمیم بگیرم، چون اگه بخوام برم یا بمونم، کارهایی که انجام میدوم فرق میکنن، اگه بخوام برم باید به فکر تافل و جی آر ئی و... باشم، اگه بخوام بمونم باید به فکر کارو آزمون دکترا باشم.

اگه من برم حتما برمیگردم، چون به قول یکی از اساتیدمون که از کانادا فارغ التحصیل شدن و مدتی هم همونجا کار می کردن، میگفت که ما یک دِینی بر گردنمونه که حتما باید اونو ادا کنیم، کاری ندارم ولی شهدا خیلی بیشتر از اینها به گردن ما حق دارن که ما بخواییم به این زودی فراموششون کنیم.

ولی در مورد اینکه من به علمی که دارم کسب می کنم مردد هستم باید بگم که به قول دوستمون داخل کشور از علوم مهندسی به خوبی استفاده نمی شه. خدایی نکرده اینطور برداشت نشه که ما مخالف نظام و ... هستیم. ماخودمون در حال حاضر تو صنایع دفاع مشغول انجام پروژه ای هستم. ولی اگه این جور پروژه ها تو بخش خصوصی هم راه پیدا می کرد و آدم هایی بودن که ازت کارهای علمی حمایت مالی میکردن خیلی خوب میشد.

خیلی از اینهایی که میرن و میمونن آدم های بدی نیستند، بنده کسی رو میشناسم که برای دکترا رفت دانشگاه کلمبیا و اونطوری که خودش میگفت، تنها کتابی که با خودش برده بود قرآن بود، توی فرودگاه به محجبه بودن خانمش گیر دادند و حتی میگفت داخل هوا پیما قبله نما رو در آووردم و شروع به خوندن نماز روی صندلی کردم.

کی دوست داره از خانوادش جدا بشه؟ کی دوست نداره به کشورش خدمت کنه؟ کی دوست نداره کار تخصصی انجام بده (حتی اگه حقوقش نصف حقوق کشور های خارجی هم باشه بنده راضی هستم همینجا بمونم و بی خیال رفتن بشم).

ولی نکته ای که دوستان هم اشاره کردند و نکته ی خوبی بود اینه که قبل از رفتن باید کمی خودمون رو قوی کنیم، خیلی ها حتی بعد از ورود به دانشگاه های ایران (یعنی بعد از اینکه دانشجو شدن) خیلی تغییر کردن، خیلی ها بعد از اینکه ازدواج کردن عوض شدن، خیلی ها بعد از اینکه رفتن سر کار عوض شدن، هر لحظه ممکنه منی که الان ادعای مسلمانیم میشه از مسیر خارج شم.

بنده تقریبا تصمیم رو گرفتم، به امید خدا میرم، ولی قبلش ازدواج می کنم و با همسرم میرم، اینطوری خیلی بهتره، دلیل رفتن و ادامه ی تحصیل هم به قول مرحوم کافی " ثَروت، مُکنت، دارایی" نیست. مگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهندس کامپیوتر نمی خواهد؟ مگر به کسانی که زبان انگلیسی بلد هستند نیاز ندارد؟ مگر کشور ما به نرم افزارهایی که موشک و ماهواره رو کنترل می کنن نیاز ندارد؟ ولی همه ی اینها رو باید در کنار تهذیب نفس داشت، اگر اخلاق نباشد هیچ کدوم از اینها فایده ای نداره، جوری باید رفت دنبال اینها که از هدف اصلی جا نمونیم.

برای همه ی دوستانی که راهنمایی کردن، آرزوی بهترین ها رو دارم : اللهم اعطنا جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره. التماس دعا
مهم هدف شماست
دکتر چمران به خاطر هدفشون سال ها در خارج از کشور بودن برای تحصیل و غیره
ولی هدف و کشورشون رو فراموش نکردن
هدفتون رو بسنجید و شرایط رو مقایسه کنید
و راهی رو انتخاب کنید که بیشتر از همه شما رو به هدفتون نزدیک میکنه
نقل قول:
SkyGirl نوشته است: دانشگاه و تحقیق و سرتون تو کار خودتون باشه و نرید سراغ کار های +18 و دوستان ناباب . حداقل پدر و مادرتون ازتون راضی هستن . دیگه امام زمان رو نمیدونم .


نقل قول:
MohammadSadra
دقیقاً مشکل همینجاست.

اگر مسلمانیم و به حداقل های دین اعتقاد داریم، پس خداوند هر کسی رو در این عالم بهر کاری ساخته. باور بفرمایید رفتن سراغ کاری که خداوند ما رو بهر اون نساخته (شما بخونید همون کاری که امام زمان ازش راضی نیست) تو این دنیا هم، از دماغمون در میاد.

به فاطمه زهرا من تجربه کردم. یا حرف من رو گوش بدید یا شما هم تجربه کنید.

فقط اگر روش تجربه کردن رو انتخاب کردید، دعا کنید با هزینه های کم، حداقل هزینه قابل جبران از دماغتون در بیاید. برای بعضی، من سراغ دارم، چنان هزینه ای به بار آورده که فکر نکنم تا آخر عمر بتونن قد راست کنن.


ببخشید من اصلا متوجه این بخش حرف های شما نشدم . مخاطبتون من بودم یا شخصی که راهنمایی میخواست ؟
یه جا هم نوشته بودید علوم مهندسی تو این مملکت بدرد نمیخوره . اشتباهه . سیستم اموزشی مشکل داره و نظام اموزشی مریضه .ربطی به رشته ها نداره .
(۱۹/فروردین/۹۳ ۱۱:۵۲)SkyGirl نوشته است: [ -> ]ببخشید من اصلا متوجه این بخش حرف های شما نشدم . مخاطبتون من بودم یا شخصی که راهنمایی میخواست ؟
یه جا هم نوشته بودید علوم مهندسی تو این مملکت بدرد نمیخوره . اشتباهه . سیستم اموزشی مشکل داره و نظام اموزشی مریضه .ربطی به رشته ها نداره .


نخير مخاطب شما نبوديد. منظور دوستي بودند كه مي خواستند تصميم بگيرند.

دقيقاً، ما تو كشورمون مشكل علوم مهندسي نداريم. طبق رسم بوجود آمده از سيستم آموزشي بيمار موجود، تمام نخبه ها ميرن رياضي و بعدش مهندس ميشن و دست آخر ميفهمن كه چه كلاه گشادي سرشون رفته. اصلاً مسئله و مشكل علوم مهندسي نيست و نبوده.

علوم مهندسي به درد مي خوره ولي بايد جاي دو قشر عوض ميشد. دانش آموزهاي تاپ ميرن رياضي و مهندس ميشن، ضعيف ترها ميرن علوم انساني و مديريت.............. در صورتي كه جاي اين دوتا بايد عوض بشه ضعيف تر ها بايد برن مهندس بشن قوي ترها بايد برن علوم انساني و مديريت و اقتصاد بخونن.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع