۲۰/دی/۹۱, ۱۱:۳۳
دوستان عزیزم لطفا این مطلب را با دقت و حوصله بخوانید :
((بازی مار و پله ))
«با مخاطبان موعود!»
گمان نمیکنم با آشنایی و شناخت دیرین میان ما و شما، برای عرض حال و توصیف احوالمان نیازمند توضیح و طولِ تفسیر باشیم.
حکایت ما و روز و روزگارمان با شرایطی که برایمان فراهم آوردهاند، بیشباهت به بازی قدیمی «مار و پلّه» نیست. آرام آرام با تلاش و صبوری، خانه به خانه از میان کشمکشها، کمبودها، کملطفیها، حسادتها، مقرّرات دست و پا گیر، سوءتفاهمها و کجفهمیها و غیره بالا آمدیم. گاهی وقتها هم نردبان دستی و عنایتی چند خانه ما را بالا کشید تا آنکه به خانه هفدهمین از سال فعّالیت موعود رسیدیم.
اگر رانتهای اقتصادی، اطّلاعاتی و ارتباطات و نوازشهای پیدرپی عموها و عموزادهها به دستگاههای فرهنگی و مؤسّسات خودی و بیخودی در کار نبود و میدان مسابقه با شرایط مساوی و بدون «آوانتاژ» برپا میشد، آن وقت معلوم میشد که راستی راستی مردان میدان چه کسانیاند و پای کار کیانند. بگذریم ... حالا که عادت کردهایم و چارهای هم نداریم.
بر همان صفحه مار و پلّه، به ناگهان در سال 1391 ماری با عنوان بحران اقتصادی ما را گزید و دهها خانه، بلکه صدها خانه سقوط کردیم و کمرمان شکست.
اگرچه عموم تولیدکنندگان و واردکنندگان، اجناس انبار شده خود را بر مبنای دلار جدید و ارتقاء یافته فروختند و با صد ترفند شرعی و غیر شرعی از افت 60، 70 درصدی سرمایههای خود جلوگیری کردند و ماندند؛ ولی ما ناگزیر به فروش کتب منتشر شده، به همان قیمت پشت جلد سابق شدیم؛ در حالی که قیمت کاغذ قریب به 400٪ افزایش یافت و عملاً فعّالیت نشرها به رکود و تعطیلی کشیده شد و مجال چاپ کتب جدید و تجدید چاپ کتب قبلی از دست ما رفت.
از دیگر سو، اشتغال ذهنی مردم به امور معیشتی و جبران مافات، عملاً بازار تقاضای محصولات فرهنگی را به رکود بیسابقهای کشید.
در این میان هم، نه تنها «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» قدمی شایسته برنداشت؛ بلکه به بهانه کمبود بودجه از پرداخت مطالبات معوّقه ناشران نیز خودداری کرد و تیر خلاص بر مغز آسیب دیدگان بحران اقتصادی در حوزه فرهنگ وارد شد.
گمان میکردیم با تعدیل نیروهای انسانی میتوان تا حدّی از شدّت بحران کاست؛ امّا متأسّفانه به رغم آنکه جمعی از نیروهای کارآمد و مجرّب را از دست دادیم، افزایش سرسامآور هزینههای جاری (چاپ، لیتوگرافی، صحافی، آب، برق، گاز، تلفن، ادوات و وسایل اداری و ...) عملاً ما و جمع دیگری از مؤسّسات فرهنگی، مذهبی عامّ المنفعه را فلج کرد.
بر هیچ کس پوشیده نیست که موعود، با ارائه سه سایت پر قدرت (موعود فارسی، موعود عربی، مستور) سالانه میلیونها تومان صرف ارائه مطالب فرهنگی و نشر معارف مهدوی و علوی و مبارزه با جلوات شرک و کفر و نفاق معاصر میکند. هزاران مقاله، کتاب، فیلم، خبر، همه روزه جمع بزرگی از مردم ما را تغذیه میکند؛ امّا به راستی، متکفّل تأمین هزینه این رسانه پر قدرت کیست؟ جمعی پژوهشگر و محقّق که قوت لایموت خود را با سختی به دست میآورند یا دولت اسلامی؟
نظام اسلامی مؤسّسات و سازمانهایی را متکفّل مددرسانی به اینگونه مراکز کرده است؛ امّا باید پرسید مدد آنها به کجا میرود؟
سازمان عریض و طویلی، مثل سازمان تبلیغات اسلامی، سالیانه میلیاردها تومان بودجه به منظور حمایت از مراکز مذهبی و فرهنگی مستقل و عامّ المنفعه از طریق بودجه رسمی مجلس دریافت میکند؛ امّا دریغ از یک هزار تومان همراهی و مساعدت این سازمان با مراکزی چون ما.
سالهاست که از داشتن یک سرور مطمئن و پر قدرت و محلّ استقرار آن در یک مجموعه، برای خوراکرسانی گسترده از طریق سایتهای موعود در رنج و تعب و آزاریم. همه جغرافیای کشورهای اروپایی و آمریکایی را برای استقرار سرور در شبکه جهانی اینترنت درنوردیده و از عموم آنها به دلیل مشیّ اسلامی و ضدّ صهیونیستی موعود ضربه خوردهایم. هیهات! نمیدانیم دردمان را به کجا بریم. هر کس یک بار و تنها یک بار به سایت موعود مراجعه کند، به گستردگی مطالب و ژرفای نگرش مطالب مندرج در آن و عامّ المنفعه بودنش پی میبرد ... بگذریم.
اگرچه طیّ نامههایی وزیر محترم و معاونشان را در جریان قضایای مختلف قرار دادهایم؛ امّا هر چه گفتیم و نوشتیم کمتر جواب یافتیم. نمیدانیم حضرات در کجا و نزد کدامین استاد درس آموختهاند که پاسخ جواب سلام را هم بر خود فرض نمیدانند.
به اطّلاع شما عزیزان میرسانیم که فعّالیت واحد «انتشارات موعود» با 90٪ افت و ایستایی، واحد تولید لوح فشرده با 100٪ افت و ایستایی، واحد تألیف «دائرة المعارف آخرالزّمان» با 100٪ افت و ایستایی، «مجلّه موعود جوان» با 100٪ افت و ایستایی و انتشار «مجلّه موعود» نیز با 50٪ افت و ایستایی مواجه شده است.
نقدینگی مؤسّسه به صفر رسیده و میزان استقراض برای فعّالیتهای جاری از مرز یکصد میلیون تومان گذشته است.
خدا میداند با این وضع تا چه روزی میتوان ادامه داد. این همه در حالی است که موعود در زمره اوّلین و پر کارترین مؤسّسة فرهنگی مهدوی قابل شناسایی است که با محصولات متنوّعش پاسخگوی بخش بزرگی از نیازهای فرهنگی جوانان این سرزمینها بوده است.
نمیدانیم از دست شما مخاطب محترم، چه برمیآید؟
ما تا به امروز به تکلیف خویش عمل کردهایم و همه معامله را با صاحب و مولایمان، حضرت صاحب الأمر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام داده و از ایشان تنها امید یاری و مساعدت داریم؛ لیکن مباد که موعود و آنچه که فراروی جوانان این سرزمین ـ به وقت غفلت و غیبت بزرگترین سازمانهای فرهنگی کشور ـ قرار داده و میتواند قرار دهد و وضع امروز، نیش آزمونی باشد برای شما و سنجش همّت شما و همه مدیرانی که بیتردید فرداروزی در پیشگاه مولا و صاحبمان از آنان شکایت خواهیم کرد. انشاءالله. والسّلام
اسماعیل شفیعی سروستانی ، مدیر مسئول موسسه موعود عصر
(نمی دونم بعد از خواندن این متن چه حالی به شما دست داد ولی من احساس غریبی دارم.....
در مملکت شیعه و به قول استاد شفیعی شیعه خانه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مردم اینقدر مشغول امور دنیوی هستند که حتی یه نیم نگاهی هم به اطراف نمی اندازن.یعنی ما خود ما همین دوستان تالاری عزیز که دور هم جمع شدیم بصیرتهامون رو به لطف خداوند و عنایت امام حی و حاضرمون بالا ببریم نمی تونستیم فقط ماهی 1000 تومن به این موسسات کمک و حمایت مالی کنیم تا اینطور به قهقرا نروند؟ !!!!
چرا تفکر ما ایرانیها اینطوریه؟ چرا به نظرمون هرچی که داره درباره امام معصوم و دین و مذهب صحبت میکنه باید مجانی باشه و اگر پول درخواست بشه خدا می دونه که چه چیزهایی بار این بندگان خدا نمیشه؟؟
حاضریم ماهیانه کلی هزینه خرید اینترنت بدیم و سخنرانی مجانی دانلود کنیم !!اما اگر همین افراد سخنرانیهاشون رو 2000 تومن بفروشن چه ها که نمیگیم و نمی کنیم که به اینها هم میگن مسلمان و..... یعنی امام باید بیاد در مورد اینها معجزه کنه تا ما به خودمون بیایم؟
دنبال کارها و ریاضتهای عجیب و غریبیم که به ما بگن منتظر مهدی اما اگر بگن منتظر مهدی چقدر حاضری برای امامت از مال و در آمدت بگذری همه قصه هزار و یک شب از بدبختیهامون تعریف میکنیم.
به خدای احد و واحد که خیلی دردناکه از استاد رائفی پور این همه مطلب یاد گرفتیم این همه به گردن ما حق داره اما اگه بگه به خاطر حمایت مالی یکی از سخنرانیهای من رو ارجینال تهیه کنید یا کتاب من رو بخرید همگی ناراحت میشیم که دیدی اینم بله!!!
مگر نه اینکه فراماسونری و مجامع مخفی تحت حمایتهای مالی و رسانه ای آنچنانی به اینجا رسیدن و عقاید کثیفشون رو به کل دنیا دارن تحمیل میکنن پس چرا ما 1000 تومن که برای امام عزیزمون میدیم این همه منت سرش میذاریم ؟چرا مباحث فرهنگی ما درباره امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به اندازه خودش غریب و مظلوم و منزوی شده؟
به خودمون بیایم تا دیر نشده فکری بکنیم مگه در دعای عهد نمی خونیم که ظهور نزدیک است انشاءالله....)
((بازی مار و پله ))
«با مخاطبان موعود!»
گمان نمیکنم با آشنایی و شناخت دیرین میان ما و شما، برای عرض حال و توصیف احوالمان نیازمند توضیح و طولِ تفسیر باشیم.
حکایت ما و روز و روزگارمان با شرایطی که برایمان فراهم آوردهاند، بیشباهت به بازی قدیمی «مار و پلّه» نیست. آرام آرام با تلاش و صبوری، خانه به خانه از میان کشمکشها، کمبودها، کملطفیها، حسادتها، مقرّرات دست و پا گیر، سوءتفاهمها و کجفهمیها و غیره بالا آمدیم. گاهی وقتها هم نردبان دستی و عنایتی چند خانه ما را بالا کشید تا آنکه به خانه هفدهمین از سال فعّالیت موعود رسیدیم.
اگر رانتهای اقتصادی، اطّلاعاتی و ارتباطات و نوازشهای پیدرپی عموها و عموزادهها به دستگاههای فرهنگی و مؤسّسات خودی و بیخودی در کار نبود و میدان مسابقه با شرایط مساوی و بدون «آوانتاژ» برپا میشد، آن وقت معلوم میشد که راستی راستی مردان میدان چه کسانیاند و پای کار کیانند. بگذریم ... حالا که عادت کردهایم و چارهای هم نداریم.
بر همان صفحه مار و پلّه، به ناگهان در سال 1391 ماری با عنوان بحران اقتصادی ما را گزید و دهها خانه، بلکه صدها خانه سقوط کردیم و کمرمان شکست.
اگرچه عموم تولیدکنندگان و واردکنندگان، اجناس انبار شده خود را بر مبنای دلار جدید و ارتقاء یافته فروختند و با صد ترفند شرعی و غیر شرعی از افت 60، 70 درصدی سرمایههای خود جلوگیری کردند و ماندند؛ ولی ما ناگزیر به فروش کتب منتشر شده، به همان قیمت پشت جلد سابق شدیم؛ در حالی که قیمت کاغذ قریب به 400٪ افزایش یافت و عملاً فعّالیت نشرها به رکود و تعطیلی کشیده شد و مجال چاپ کتب جدید و تجدید چاپ کتب قبلی از دست ما رفت.
از دیگر سو، اشتغال ذهنی مردم به امور معیشتی و جبران مافات، عملاً بازار تقاضای محصولات فرهنگی را به رکود بیسابقهای کشید.
در این میان هم، نه تنها «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» قدمی شایسته برنداشت؛ بلکه به بهانه کمبود بودجه از پرداخت مطالبات معوّقه ناشران نیز خودداری کرد و تیر خلاص بر مغز آسیب دیدگان بحران اقتصادی در حوزه فرهنگ وارد شد.
گمان میکردیم با تعدیل نیروهای انسانی میتوان تا حدّی از شدّت بحران کاست؛ امّا متأسّفانه به رغم آنکه جمعی از نیروهای کارآمد و مجرّب را از دست دادیم، افزایش سرسامآور هزینههای جاری (چاپ، لیتوگرافی، صحافی، آب، برق، گاز، تلفن، ادوات و وسایل اداری و ...) عملاً ما و جمع دیگری از مؤسّسات فرهنگی، مذهبی عامّ المنفعه را فلج کرد.
بر هیچ کس پوشیده نیست که موعود، با ارائه سه سایت پر قدرت (موعود فارسی، موعود عربی، مستور) سالانه میلیونها تومان صرف ارائه مطالب فرهنگی و نشر معارف مهدوی و علوی و مبارزه با جلوات شرک و کفر و نفاق معاصر میکند. هزاران مقاله، کتاب، فیلم، خبر، همه روزه جمع بزرگی از مردم ما را تغذیه میکند؛ امّا به راستی، متکفّل تأمین هزینه این رسانه پر قدرت کیست؟ جمعی پژوهشگر و محقّق که قوت لایموت خود را با سختی به دست میآورند یا دولت اسلامی؟
نظام اسلامی مؤسّسات و سازمانهایی را متکفّل مددرسانی به اینگونه مراکز کرده است؛ امّا باید پرسید مدد آنها به کجا میرود؟
سازمان عریض و طویلی، مثل سازمان تبلیغات اسلامی، سالیانه میلیاردها تومان بودجه به منظور حمایت از مراکز مذهبی و فرهنگی مستقل و عامّ المنفعه از طریق بودجه رسمی مجلس دریافت میکند؛ امّا دریغ از یک هزار تومان همراهی و مساعدت این سازمان با مراکزی چون ما.
سالهاست که از داشتن یک سرور مطمئن و پر قدرت و محلّ استقرار آن در یک مجموعه، برای خوراکرسانی گسترده از طریق سایتهای موعود در رنج و تعب و آزاریم. همه جغرافیای کشورهای اروپایی و آمریکایی را برای استقرار سرور در شبکه جهانی اینترنت درنوردیده و از عموم آنها به دلیل مشیّ اسلامی و ضدّ صهیونیستی موعود ضربه خوردهایم. هیهات! نمیدانیم دردمان را به کجا بریم. هر کس یک بار و تنها یک بار به سایت موعود مراجعه کند، به گستردگی مطالب و ژرفای نگرش مطالب مندرج در آن و عامّ المنفعه بودنش پی میبرد ... بگذریم.
اگرچه طیّ نامههایی وزیر محترم و معاونشان را در جریان قضایای مختلف قرار دادهایم؛ امّا هر چه گفتیم و نوشتیم کمتر جواب یافتیم. نمیدانیم حضرات در کجا و نزد کدامین استاد درس آموختهاند که پاسخ جواب سلام را هم بر خود فرض نمیدانند.
به اطّلاع شما عزیزان میرسانیم که فعّالیت واحد «انتشارات موعود» با 90٪ افت و ایستایی، واحد تولید لوح فشرده با 100٪ افت و ایستایی، واحد تألیف «دائرة المعارف آخرالزّمان» با 100٪ افت و ایستایی، «مجلّه موعود جوان» با 100٪ افت و ایستایی و انتشار «مجلّه موعود» نیز با 50٪ افت و ایستایی مواجه شده است.
نقدینگی مؤسّسه به صفر رسیده و میزان استقراض برای فعّالیتهای جاری از مرز یکصد میلیون تومان گذشته است.
خدا میداند با این وضع تا چه روزی میتوان ادامه داد. این همه در حالی است که موعود در زمره اوّلین و پر کارترین مؤسّسة فرهنگی مهدوی قابل شناسایی است که با محصولات متنوّعش پاسخگوی بخش بزرگی از نیازهای فرهنگی جوانان این سرزمینها بوده است.
نمیدانیم از دست شما مخاطب محترم، چه برمیآید؟
ما تا به امروز به تکلیف خویش عمل کردهایم و همه معامله را با صاحب و مولایمان، حضرت صاحب الأمر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام داده و از ایشان تنها امید یاری و مساعدت داریم؛ لیکن مباد که موعود و آنچه که فراروی جوانان این سرزمین ـ به وقت غفلت و غیبت بزرگترین سازمانهای فرهنگی کشور ـ قرار داده و میتواند قرار دهد و وضع امروز، نیش آزمونی باشد برای شما و سنجش همّت شما و همه مدیرانی که بیتردید فرداروزی در پیشگاه مولا و صاحبمان از آنان شکایت خواهیم کرد. انشاءالله. والسّلام
اسماعیل شفیعی سروستانی ، مدیر مسئول موسسه موعود عصر
(نمی دونم بعد از خواندن این متن چه حالی به شما دست داد ولی من احساس غریبی دارم.....
در مملکت شیعه و به قول استاد شفیعی شیعه خانه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مردم اینقدر مشغول امور دنیوی هستند که حتی یه نیم نگاهی هم به اطراف نمی اندازن.یعنی ما خود ما همین دوستان تالاری عزیز که دور هم جمع شدیم بصیرتهامون رو به لطف خداوند و عنایت امام حی و حاضرمون بالا ببریم نمی تونستیم فقط ماهی 1000 تومن به این موسسات کمک و حمایت مالی کنیم تا اینطور به قهقرا نروند؟ !!!!
چرا تفکر ما ایرانیها اینطوریه؟ چرا به نظرمون هرچی که داره درباره امام معصوم و دین و مذهب صحبت میکنه باید مجانی باشه و اگر پول درخواست بشه خدا می دونه که چه چیزهایی بار این بندگان خدا نمیشه؟؟
حاضریم ماهیانه کلی هزینه خرید اینترنت بدیم و سخنرانی مجانی دانلود کنیم !!اما اگر همین افراد سخنرانیهاشون رو 2000 تومن بفروشن چه ها که نمیگیم و نمی کنیم که به اینها هم میگن مسلمان و..... یعنی امام باید بیاد در مورد اینها معجزه کنه تا ما به خودمون بیایم؟
دنبال کارها و ریاضتهای عجیب و غریبیم که به ما بگن منتظر مهدی اما اگر بگن منتظر مهدی چقدر حاضری برای امامت از مال و در آمدت بگذری همه قصه هزار و یک شب از بدبختیهامون تعریف میکنیم.
به خدای احد و واحد که خیلی دردناکه از استاد رائفی پور این همه مطلب یاد گرفتیم این همه به گردن ما حق داره اما اگه بگه به خاطر حمایت مالی یکی از سخنرانیهای من رو ارجینال تهیه کنید یا کتاب من رو بخرید همگی ناراحت میشیم که دیدی اینم بله!!!
مگر نه اینکه فراماسونری و مجامع مخفی تحت حمایتهای مالی و رسانه ای آنچنانی به اینجا رسیدن و عقاید کثیفشون رو به کل دنیا دارن تحمیل میکنن پس چرا ما 1000 تومن که برای امام عزیزمون میدیم این همه منت سرش میذاریم ؟چرا مباحث فرهنگی ما درباره امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به اندازه خودش غریب و مظلوم و منزوی شده؟
به خودمون بیایم تا دیر نشده فکری بکنیم مگه در دعای عهد نمی خونیم که ظهور نزدیک است انشاءالله....)
