تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کارگاه خلاقیت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

با اجازه ی nina ی عزیز یه جمع بندی می کنم.

سوال : تصور کنید یه سینما دارید در یک شهری که جمعیت متوسط داره، میخواید درامدش رو زیاد کنید،چه کارهایی به ذهنتون میرسه؟؟


1-سانس های نصف قیمت واسه مدارس
2-بین خریداران بلیت قرعه کشی می کردم ، بعد می گفتم در روز بعد نفر برنده رو اول فیلم نشون داده میشه! (این جوری یک بار می اومدند برای برنده شدن ، یک بار میان برای این که ببینن برنده شدن یا نه ، عکسشون هست یا نه))
3-پول می گرفتم وسط فریم های فیلم subliminal message می گذاشتم (البته این یکی باید استفتاء بشه!)
4-یک سری خوراکی می خریدم ، توی فروشگاه می فروختم ، با سود کم ، برای این که یک سری آدم شکمو بگن هم بریم فیلم ببینیم هم خوراکی ارزون بخوریم.
5-اسم مشتری ها رو می نوشتم ، بعد هر چند وقت یک بار ، اگر می دیدم یکی چند وقته نمی آد ، بهش پیامک می دادم می گفتم می تونی با یک بلیت دو تا فیلم ببینی (الکی می گفتم برنده شدی (دروغ نمیشه ها ، چون در یک معیار دیگه ای برنده شده)) تا اعتیادش به سینما کم نشه.
6 - یک سیر کاهشی برای قیمت بلیت ها می گذاشتم ، که با افزایش تعداد فیلم در هفته یا ماه یا هر دوره ای ، قیمت بلیت کمتر بشه ، تا مشتاق بشند به مشاهده بیشتر فیلم و ....
7-برای فیلم بین های حرفه ای، دوره های بررسی فیلم های کارگردان های معروف میذاشتم
8-و ماهی یک بار ،از عوامل فیلم دعوت میکردم بیان و فیلم رو نقد کنند
9-کارگاه های فیلم نامه نویسی و فیلم برداری و عکاسی میذاشتم،بازیگری نمیذاشتم چون دردسر داره
10-تو سینمام فیلم های هالیوودی پخش میکردم(البته با سانسورها!) بعد بالا سر درش مینوشتم همراه با بررسی و تحلیل نماد های فراماسونری!
11- چون بچه ها می تون در آوردن خانواده ها به سینما موثر باشن،به کسانی که با بچه هاشون میان به بچه ها شکلات یا ... می دادم.
12- استفاده از تخفیفات ویژه در ایام اعیاد و مناسب ها.
13- از این عروسک ها هست که یکی می ره توش و برای تبلیغات جلوی شهربازی ها و ... استفاده میشه، می ذاشتم جلوی سینما و مردم رو دعوت می کردم به تماشای فیلم.





14- به ازای مثلا 5 تا بلیط یه بلیط رایگان می دادم اینجوری اگه 3 نفر باشن می شن 5 تاBig Grin
15-فیلم های پر طرف دار قدیمی رو هر دفعه با قرعه کشی هدیه میدادم
16- هر از چندگاهی فیلمای قدیمی رو با انتخاب مردم با یک چهارم قیمت اکران می کردم (البته اگه این کارار تو این صنف ممنوع نباشهBig Grin)
15- اگه به بدبختی میفتادم دیگه اجازه فیلم برداری می دادمBig Grin


در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد
بسم الله الرحمن الرحیم
مرسی ضحی جان
و مرسی از دوستان خلاق،ایده ها واقعا فوق العاده بود
16-من میرفتم طبقه اخر پاساژ رو سینما میزدم که کسانی که اومدن خرید و خسته شدن بیان فیلم ببینن و استراحت کنن
17-واسه زوج های جوان هر ماه،به عنوان سالگرد ازدواج فیلم عاشقانه پخش میکردیم و طبق معمول به قید قرعه بن تخفیف از مغازه های پاساژ میدادیم بعد میرفتیم پورسانتمون رو از مغازه دار میگرفتیم
18-کنار سینما از این مغازه ها میزدم که سی دی و دی وی دی فیلم هایی که از پرده پایین اومده رو میفروختم
19-یه بخش کتاب خونه میذاشتم که فیلمنامه و نمایشنامه های معروف رو توش میفروختیم،بعضی هاش رو هم میدادم کارگردانها امضا میکردن هیجان انگیز تر شه
20-سعی میکردم اولین سینمایی در ایران باشم که فیلم سه بعدی پخش می کنه
.............................
ما قبلا در حومه تهران بودیم، یه سینمایی بود که ما چند بار رفتیم، و شاید در زمان هایی که باید پیک باشه، ده نفر به زور تو سینما بودن،من همیشه واسم عجیب بود که شهری که اون همه جمعیت داشت چرا هیچکس نمی اومد و چرا این اقای سینما دار واقعا هیچ کاری نمیکرد!! من هی فکر میکردم با خودم میگفتم تتو کاغذ بنویسم بعد یه روز ببرم بده به مسئولش، اخرشم این کار رو انجام ندادماما اگه دقت کرده باشید از این 20 تا ایده ، ده تاشون واقعا عملی هستن و اتفاقا ایده های فوق العاده ای بودن،ادم هوس میکنه سینما بزنه Smile،گاهی اوقات با چندتا ایده میشه بعضی شماغل رو از ورشکستگی نجات داد
حالا سوال بعدی
تصور کنید مثلا جایی مثل اکباتان(حالا هر کس در شهر خودش، یه جایی که مجتمع مسکونی زیاد باشه)داریم،اصل ایده اینه،شما مسئول هستید مثلا نان بربری تازه تهیه کنید و ماهانه یه مقدار پول از هر خانواده بگیرید و صبح اون رو توزیع کنید:


1-خوب مثل سولای قبل کارهایی رو که واسه جذب مشتری انجام میدید چیه؟
2-این دفعه موانعی که ممکن واسه تون پیش بیاد که نتونید اون طور که میخواید از پسش بربیاید رو بگید؟

[/b]
خوب جواب خودم:
1-یه فرم تهیه میکنم که روزای هفته توش مشخص شده باشه، بعد میرم جلوی درب منازل و کارمون رو توضیح میدم، هر کس خواست توی فرم روزایی که میخواد رو پر میکنه با ساعت که میخواد نون رو تحویل بگیره بعد ما جامعه اماری مون رو تنظیم میکنیم.
2-با خودمون پنیر وخامه و ... هم میبریم که شاید کسی احتیاج داشته باشه(البته لبنیات محلی)
..........
اما موانع
1-ممکن برف بیاد ترافیک شه و دیر برسیم،چون ده دقیقه ام دیر برسیم دیگه طرف دیرش شده و به درد نمیخوره
2-تنظیم کردن زمان نان دهی،در بلوک های مختلف کمی سخته
بقیه اش با شما
3-نون بربری ها رو با قیچی به شکل های مختلف در میارم واسه جذب بچه های خونواده!
4-به ازای فروش 5تا نون،یه نون سنگک مجانی هم میدمSmile
سلام
یادم رفته بود قسمت پایینش رو ببینم!
اما جواب های بنده :
1- از هر خانواده مشخصات اعضای خانواده ، مریضی ها ، خواسته ها و ... رو می گیرم ، بعد متناسب با این ها از روی داده های علمی نون مناسب رو تولید می کنم
مثلا برای افراد مسن نان ملایم تر و نازک تر می زنم ، برای قندی ها برشته تر و .....
2- از تبلیغ حسین رضازاده برای نون بربری استفاده می کنم Big Grin
3- یک برگه حاوی مشخصات برتر نون خودم ، برتری های نان بربری بر دیگر نان ها ، تاریخچه نان بربری و ... درست می کنم و پخش می کنم.
4- در روزهایی که تقاضا کمتر هست ، تخفیف قرار می دم.همین طور برای خرید تعداد نون بیشتر.این طوری هزینه رفت و آمد کمتر و فشار کاری متعادل میشه.
5- از یک نرم افزار استفاده می کنم ، که با برآورد تجربی ترافیک روزانه ، مسیرهای میان بر ، مدت زمان طی مسیر ، مسیرهای سری و ... ، حداقل زمان ممکن و بهترین راه رو به من معرفی کنه.مثلا مسیرها رو تا جای ممکن حلقوی انتخاب می کنم.
6- به منظور تقسیم عادلانه نان ها ، ساعت مورد نیاز برای دریافت نان ، و تولرانس مورد پسند طرف رو ازش در همون فرم می گیرم.
7- در صورت بروز تاخیر با عذرخواهی و دادن یک سری آوانس به طرف مقابل در روزهای آینده جبران می کنم.همین طور در صورت امکان نان رو + یک محصول تکمیلی به محل کار طرف ارسال می کنم.
8- برای این که نون ها داغ دست طرف برسه ، وسایل نقلیه رو به یک گرمکن داخلی مجهز می کنم.همین طور در مسیرهای پر رفت و آمد میشه از ماشین های پخت نان سیار استفاده کرد (این رو از ژاپنی ها ایده گرفتم که توی مسیر جنس مونتاژ می کنند!)
9- این رو همه می دونید ، اما گفتم بگم عریضه خالی نمونه ، باید همیشه نظرسنجی و فیدبک داشته باشیم تا به بهبود کار کمک کنه.
اما مشکلات :
- در صورت نبود امکان گرم کردن نان ، ممکنه که نان سرد و یا بیات دست مشتری برسه و همه چیز خراب بشه.
- در صورت نبود چند مشتری ، ممکنه نون ها روی دستم باد کنه و باید برای رفعش از تکنیک مرسوم بسته بندی و توزیع عمومی استفاده کرد.
- باید یک جورای هزینه رفت و آمد رو در قیمت نان سرشکن کرد ، و الا ممکنه باعث متضرر شدن بشه.البته معمولا خیلی از مردم حاضرند پول بدند ، اما صبح مجبور نباشند از خواب نازشون برای گرفتن نون بزنند!.
راه حل بنده این هستش که همه ماشین ها جمع بشن !!!!
الودگی هوا یکی از مهمترین دلایلش ماشین ها هستند البته کارخانه ها هم تاثیر خیلی زیادی دارند
ولی شما مردمی رو تصور بکنید که همه طی العرض دارند!!!!!! اونوقت برای جابجایی چه احتیاجی به ماشین هستش Big Grin

شاید خندتون بگیره بگید داره شوخی میکنه که البته شوخی میکنم Big Grin ولی این راه حل هم کاملا عملی هستش!!!! هم بهتون قول میدم در اینده ی نه چندان دور در حکومت عدل الهی که علم کامل میشه اجرایی خواهد شدBlush

برای مشکلات کلان بشر به یک فرا بشر نیاز هستش روزی که مردم این رو بفهمن از این مشکلات فراوون امروزی نجات پیدا میکنند
بسم الله الرحمن الرحیم

این سوال رو اینجا مطرح میکنم که اگه کسی در این موقعیت بود اما نمیدونست چیکار کنه از ایده های دوستان استفاده کنه

و آما سوال:

اگه یه مغازه داشتید باهاش چه جوری پول در میاوردید؟
حالت اول اگه در مکان شلوغی بود و حالت دوم اگه در مکان خلوت بود و به قول خودشون پاخورش کم بود.

سرمایه اولیه تون هم خیلی زیاد نیست.
به به چه بچه های خلاق و اکتیوی
یکیش رو خودم میگم
من اگه مغازه داشتم یه سال میدادم اجاره،بعد اگه کار یارو میگرفت ،سر سال اجاره رو میبردم بالا نمیتونست بده ،بعد میرفت،خودم همون کار رو ادامه میدادم،اخرشم میرفتم جهنمBig Grin
اگه اون محل ساختمان پزشکانش زیاد بود داروخانه میزدم
اگه محل رفت و امد ماشین های لوکس بود کارواش میزدم
محل عبور بچه مدرسه ای بود،لوازم تحریری
.....
نقل قول:من اگه مغازه داشتم یه سال میدادم اجاره،بعد اگه کار یارو میگرفت ،سر سال اجاره رو میبردم بالا نمیتونست بده ،بعد میرفت،خودم همون کار رو ادامه میدادم،اخرشم میرفتم جهنم[تصویر: biggrin.png]
اگه محلش خلوت بود مثل محل ما یه بقالی کوچیک میزدم و تریاک میفروختم مثل محله ما، آخرشم میرفتم جهنمBig Grin

جای خلوت هم پلیس نمیاد خیلی خوبهCool

ببخشید من ذهنم تو کارهای خوب کار نمیکنهConfused مهم خلاقیتهSmile
(۳۰/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۴)nina نوشته است: [ -> ]به به چه بچه های خلاق و اکتیوی
یکیش رو خودم میگم
من اگه مغازه داشتم یه سال میدادم اجاره،بعد اگه کار یارو میگرفت ،سر سال اجاره رو میبردم بالا نمیتونست بده ،بعد میرفت،خودم همون کار رو ادامه میدادم،اخرشم میرفتم جهنمBig Grin
اگه اون محل ساختمان پزشکانش زیاد بود داروخانه میزدم
اگه محل رفت و امد ماشین های لوکس بود کارواش میزدم
محل عبور بچه مدرسه ای بود،لوازم تحریری
.....
سلام
داروخانه به این راحتی ها نمیشه زد ، ظاهرا تقریبا زدن داروخانه جدید نزدیک به غیر ممکنه.
__________________________________________________________________________________________
اما جواب سوال
راه ها زیاد هست :
- با کسی که مورد اعتماد هست ،و سرمایه داره ، به کارش هم وارده ، شریک می شدم و مغازه رو در اختیارش قرار می دادم و رفته رفته با کار هم آشنا می شدم.
- یک پرده می زدم برای نظرسنجی و از افراد خود محل درخواست می کردم نظراتشون رو اعلام کنند، این طوری مخاطب حس می کنه که به نظرش احترام گذاشتم + اینکه فردا حس خوبی داره موقع خرید و حتی مقداری هم احساس مسئولیت می کنه که نکنه این بابا به خاطر نظر من کارش به شکست بخوره.به همین خاطر هم خودش میاد خرید!
اگر محله شلوغ باشه ، به نظر من بهترین کارها کار شکم هستند (اگر فقط هدف درآمد باشه) ، و باید سعی کرد خوراکی های متناسب با فرهنگ محل و فصول سال ارائه کرد.
در محل های خلوت ، اگر جای با کلاسی بود ، مثلا به دلیل مساحت زیاد خانه ها و جمعیت کم خانواده ها خلوت بود ، کار خدماتی می زدم که مردم بهش نیاز دارند.مثلا کارهای خدماتی مثل تعمیرات تاسیسات و ....
اگر هم به دلیل کم سکنه بودن و نو بودن محل خلوت بود ، می زدم تو کار بنگاه معاملات املاک!
من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردمBig Grin (چون درآمدش بیشتره)
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع