تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سطرهائی از یک کــتــــاب !
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
HeartHeartHeartHeartHeartملاصدرا می گوید



:
خداوند بی‌نهایت است و لامكان و بی زمان
اما به قدر فهم تو كوچك می‌شود
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
و به قدر ایمان تو كارگشا می‌شود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریك می‌شود،
و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود



...
پــدر می‌شود یتیمان را و مادر



.
برادر می‌شود محتاجان برادری را



.
همسر می‌شود بی همسر ماندگان را



.
طفل می‌شود عقیمان را



.
امید می‌شود ناامیدان را



.
راه می‌شود گم‌گشتگان را



.
نور می‌شود در تاریكی ماندگان را



.
شمشیر می‌شود رزمندگان را



.
عصا می‌شود پیران را



.
عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را



...
خداوند همه چیز می‌شود همه كس را



.
[b]به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكی دل؛ به شرط طهارت روح؛[/i]
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس



.
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا



!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاك،
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار



...
و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها



!
چنین كنید تا ببینید كه خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما،
با كاسه‌یی خوراك و تكه‌ای نان می‌نشیند و بر بند تاب،
با كودكانتان تاب می‌خورد،
و در دكان شما كفه‌های ترازویتان را میزان می‌كند
و "در كوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند



"
مگر از زندگی چه می‌خواهید،
كه در خدایی خدا یافت نمی‌شود، كه به شیطان پناه می‌برید؟



[تصویر: heart.png]
جناب رهگذر متن خیلی زیبایی بود کاش می گفتید مربوط به چه کتابی هست
بسم الله الرحمن الرحیم

-بانو! ویرانه ایست این جهان. عمر کفاف نمی دهد آباد کنیم، غیرت رخصت نمی دهد رها کنیم.
اینگونه ویرانه رها کردن نشانه ی دنائت است و جاهلانه مذمت کردن نشانه ی رذالت درد ما اینست که خدا با ما خاموش است...

- آقا! اگر به راستی همین گونه است که می فرمایید، پس قدری بر قدرکی بر این ویرانی بی افزایید! آیا این کار شما را به مقصود نزدیک تر نمی کند؟

- گفتم خدا با ما خاموش است، استغفرالله! خداوند با ما سخن می گوید و مارا گوش شنوا نیست.... ملامت به شیرینی شهد زنبوران سبلان است....
دانستم چه می گویید در نوسازی یک گوشه بسیار کوچک جهان با بهره گیری از عقل و نقل و با اتکای ایمان همت می کنیم ...
آبادسازی یک گوشه ی گم این جهان بدست ما آباد سازی کل عالم است به دست همگان...

کتاب مردی در تبعید ابدی (زندگی نامه ملاصدرا)
نادر ابراهیمی
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز نماهایی ازفیلم "گاندی" به کارگردانی ریچاردادینبرودرهمه ی برنامه های سیاسی داخل عنوان کارمی شود.چرا؟
برای اینکه اولا دوره، دوره ی مصاف است،پس کسانی مثل گاندی نیم قرن پیش کاردکرد مثبتی ندارند.برای همین است که درزمان گاندی این فیلم ساخته نمی شود.
گاندی درزمان خودش - زمان تاثیراجتماعی اش- یک جوکی مفنگی تحقیرشده است که فقط به دردتمسخررسانه ها میخورد.اما امروز میتواندیک شخصیت منفعل جهان سومی باشدکه حمله ی آمریکابه خاورمیانه رابزرگ وارانه تحمل کند!...
کسی امروز راجع به [امام]خمینی وحتافیدل [کاسترو]فیلم نخواهدساخت.امروز حتی دوره
"چه گوارا"هم نیست،دوره گاندی است درجهان سوم.


نشت نشا--رضای امیرخانی
بنام خدا
سلام دوستان راستش چند وقت پیش یه داستان کوتاه خواندم که بد نیست سطرهایی از انرا برایتان بنویسم اسم این داستان عجایب هفتگانه نوشته خانم زهره زاهدی از کتاب مجموعه داستانهای کوتاه تالیف دکتر هادی کیانور میباشد:
آ موزگارازدانش اموزان خواست عجایب هفتگانه رانام ببرنداکثر دانش اموزان نوشته بودند:اهرام مصر -تاج محل-گراند کانیون -کانال پاناما-کلیسای پترس مقدس -دیوار چین موقع جمع کردن نوشته های دانش اموزان متوجه دانش اموزی شد که هنوز کارش تمام نشده بود ازدخترک پرسیدآیا مشکلی دارد دخترجواب داد:بله کمی مشکل دارم چون تعداد شگفتیها بسیار زیاد است نمیدانم کدام را بنویسم.آموزگار گفت:آنهایی را که نوشته ای نام ببر شاید ما هم بتوانیم کمکت کنیم دخترک با تردید چنین خواند :به نظر من عجایب هفتگانه دنیا عبارتند از :دیدن -شنیدن لمس کردن چشیدن احساس کردن دوست داشتن خندیدن و.....
و تـو ای معبود مـن ؛
دیدی که من از برداشتن بار سنگین رنج ها نـاتـوانم . . .
پـس بی آنـکه بـخواهم یـاری ام کردی
و بـه قدرت خود پـشت مرا مـحکم ساختی . . .
Heart
( صحیفه سجادیه ؛دعای49)
ساعت 11 شب است و اتوبوس هنوز برای نماز نگه نداشته است.

همه ساکت و صامت خفته اند و کسی دم بر نمی آورد که نماز ...

از گردنه های فردوس گذشتیم و ....

اما آیا می توانیم از گردنه های صراط هم بگذریم ؟





از آینه تا پنجره - نرجس خاتون آیتی


.
اﯾﻦ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﯿـــﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ، ﻣﻮﻗﻊ پیـــرﯼ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ ﺭﺍ

ﺑﯽﺧﻮﺩﯼ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺍﯾﻢ ﻧﻔﺮﯾــــﻦ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿـــﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯽﺧﻮﺩﯼ ﺗﻠﻒ

ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺍﯾﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ

ﮐﻪ، ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾــــﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺟﺎ، ﻫﯽ ﺑـــﺮﻭﯼ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ پیر

ﺑﺸﻮﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ، ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻃﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ.



ماهی سیاه کوچولو / صمد بهرنگی
جنازه اش مفقود شده بود ؛ همان چیزی که آرزویش را داشت.
حتی وصیت کرده بود روی قبرش سنگ نگذاریم و اسمش را هم ننویسیم.
می خواست به تبعیت از مادرش ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قبرش بی نام و نشان باشد.
روزی که روحش را توی شهر تشییع کردیم ، یک روز بهاری بود ، نهم اردیبهشت هزار و سیصد و شصت و چهار.

خاکهای نرم کوشک / سعید عاکف
خاطرات شهید برونسی
[b]من این طرح رو تو یکی از سایت ها دیدم, به جای نوشتن متن کتاب, از اون صفحه خاص عکس بگیرید و اینجا قرار بدید

اینجوری ظاهرا جذاب تره :

آسمانی ترین مهربانی

[تصویر: 234744132970918799.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع