۲۳/اسفند/۹۱, ۱۰:۴۷
شهید محمد رضا تورجی زاده از فرماندهان و مداحان خوب زمان جنگ بودند. فایل های صدای زیبا و ناله دلسوز ایشان هنوز هم موجود است و می توانید در آدرس زیر آن را دانلود کنید
http://nimsookhteh.blogfa.com/post-36.aspx
صدای بچه های جبهه و ناله های آنها در دعاهایشان و طلب یاری از خدا و آمدن امام منتظرشان بسیار زیباست. حتما گوش کنید، پشیمان نمی شوید.
براتون یه بخش از کتاب یا زهرا (علیها السلام) رو میذارم که مطالعه کنید (زندگی نامه اش) و با او بیشتر آشنا شوید . ایشان در همه کارها به حضرت زهرا (علیه السلام) توسل می کرده اند...
نماز شب ( برادر شهید)
آمده بود خانه. در کنار خانواده خیلی شاد و سرحال بود. می گفت و می خندید. آخر هفته ها همیشه از پادگان به خانه می آمد.
آن زمان در مقطع دبیرستان مشغول بودم. با هم سر سفره بودیم. من خیلی خسته بودم، بعد از شام رفتم و سریع خوابیدم.
نیمه های شب بود. حدود ساعت سه. با صدایی از خواب پریدم. از جا بلند شدم. با تعجب از اتاقم بیرون آمدم. با چشمانی گرد شده به اطراف نگاه می کردم. به دنبال علت صدا بودم، یک نفر با حالتی محزون گریه می کرد.
صدا از داخل اتاق محمد بود. ناله جانسوزی داشت. مرتب گریه می کرد و می گفت : الهی العفو....
از صدای او خواهرانم هم بیدار شدند. محمد مشغول نماز شب بود. حال عجیبی داشت ، حال او تا موقع اذان صبح به این صورت بود. بعد هم نماز صبح را خواند. بعد از نماز تا زمان طلوع آفتاب مشغول زیارت عاشورا و قرآن شد. البته محمد همیشه این گونه بود اما این اواخر تهجد و عبادت او بیشتر شده بود.
ساعتی بعد وقتی برای صبحانه آمد حالش متفاوت بود. شاد بود. می گفت و می خندید. برای من عجیب بود. گریه نیمه های شب، ناله و .... حالا هم خنده...؟؟؟
بعدها در کلام بزرگان خواندم که :
نماز شب و گریه از خوف خدا، نشاط در روز را به همراه دارد.
بعد از صبحانه با هم رفتیم بیرون. در راه با من صحبت کرد. از اهمیت یاد پروردگار گفت. از نماز شب. از بیداری در سحر. بعد پرسید : مگه برای نماز شب بیدار نمیشی؟؟ گفتم چرا، اما بیشتر مواقع با خودم می گم حالا زوده. کمی بخوابم و دوباره بلند شوم. وقتی هم بببیدار میشم اذان را گفتند.
محمد گفت:مواظب باش . شیطان خیلی تلاش میکنه که انسان نماز شب نخونه . بعد به احادیث پیامبر اشاره کرد که فرمودند :
بر شما باد نماز شب حتی اگر یک رکعت باشد. زیرا نماز شب انسان را از گناه بازمی دارد. خشم پروردگار را خاموش می کند و سوزش آتش جهنم را برطرف می سازد. (کنزالعمال ج7 ص791)
محمد که در خانه بود حتما برای نماز شب بیدار میشد. تهجد و نماز شب زنده داری او عجیب بود. آن قدر از خوف خدا اشک می ریخت که که دلهای ما را به لرزه می انداخت . شب هایی که او در خانه بود همه برای نماز شب بیدار می شدیم.
مدتی از این ماجرا گذشت. رفتار و نحوه نماز شب محمد برای خواهرم خیلی عجیب بود برای همین نامه ای به او نوشت. صبح وقتی می خواست از خانه خارج شود، نامه را به محمد داد.
در نامه نوشته بود: برادر عزیزم ، نماز شب های شما خواهرانت را با این عمل مقدس آشنا نمود و با توفیق خدا اهل نماز شب کرد. اما سوالی برای من ایجاد شده که علت این همه ناله ها و گریه ها چیست؟؟ کدام گنبه کبیره را مرتکب شده ای ؟ کدام معصیت را انجام داده ای که این گونه اشک می ریزی؟
محمد در جواب نوشته بود : خواهرم . مگر باید گناه کبیره کرد و بعد به درگاه خدا بازگشت. اینکه انسان به راحتی از نعمت های پروردگار استفاده می کند و شکر او را به جا نمی آورد بالاترین معصیت است.
مگر امام سجاد (علیه السلام) گناهی کرده بود . مگر امام عزیز ما نماز شب طولانی ندارد. انسان وقتی با اشک و ناله به سراغ پروردگار می رود عجز و ناتوانی خود را در محضر حق اثبات می کند.
و به خاطر همه خطاهایش از خدا عذر می خواهد. بعد هم چند داستان آموزنده از اهمیت شب زنده داری نوشته بود.
اما مادر می گفت: نمی توانم ناله ها و گریه های محمد را بشنوم. برای همین محمد وسایلش را برداشت و به زیر زمین برد. شب ها برای خواب به آن جا می رفت.
این شعر بیانگر حال درونی او در فراق دوستان عزیزش بود
هیهات مصیبتی است تنها ماندن / هنگام رحیل همرهان جا ماندن
سخت است زمان هجرت هم قفسان / مبهوت قفس شدن ز ره وا ماندن
در چون و چرای حسرت هستی تا چند / تا چند اسیر خود سری ها ماندن
در حسرت پر کشیدن از دام وجود / ماندیم و نبود در خور ما ماندن
مشتاق رحیل و بال و پر سوخته ایم / سخت است در این سرا خدایا ماندن
http://nimsookhteh.blogfa.com/post-36.aspx
صدای بچه های جبهه و ناله های آنها در دعاهایشان و طلب یاری از خدا و آمدن امام منتظرشان بسیار زیباست. حتما گوش کنید، پشیمان نمی شوید.
براتون یه بخش از کتاب یا زهرا (علیها السلام) رو میذارم که مطالعه کنید (زندگی نامه اش) و با او بیشتر آشنا شوید . ایشان در همه کارها به حضرت زهرا (علیه السلام) توسل می کرده اند...
نماز شب ( برادر شهید)
آمده بود خانه. در کنار خانواده خیلی شاد و سرحال بود. می گفت و می خندید. آخر هفته ها همیشه از پادگان به خانه می آمد.
آن زمان در مقطع دبیرستان مشغول بودم. با هم سر سفره بودیم. من خیلی خسته بودم، بعد از شام رفتم و سریع خوابیدم.
نیمه های شب بود. حدود ساعت سه. با صدایی از خواب پریدم. از جا بلند شدم. با تعجب از اتاقم بیرون آمدم. با چشمانی گرد شده به اطراف نگاه می کردم. به دنبال علت صدا بودم، یک نفر با حالتی محزون گریه می کرد.
صدا از داخل اتاق محمد بود. ناله جانسوزی داشت. مرتب گریه می کرد و می گفت : الهی العفو....
از صدای او خواهرانم هم بیدار شدند. محمد مشغول نماز شب بود. حال عجیبی داشت ، حال او تا موقع اذان صبح به این صورت بود. بعد هم نماز صبح را خواند. بعد از نماز تا زمان طلوع آفتاب مشغول زیارت عاشورا و قرآن شد. البته محمد همیشه این گونه بود اما این اواخر تهجد و عبادت او بیشتر شده بود.
ساعتی بعد وقتی برای صبحانه آمد حالش متفاوت بود. شاد بود. می گفت و می خندید. برای من عجیب بود. گریه نیمه های شب، ناله و .... حالا هم خنده...؟؟؟
بعدها در کلام بزرگان خواندم که :
نماز شب و گریه از خوف خدا، نشاط در روز را به همراه دارد.
بعد از صبحانه با هم رفتیم بیرون. در راه با من صحبت کرد. از اهمیت یاد پروردگار گفت. از نماز شب. از بیداری در سحر. بعد پرسید : مگه برای نماز شب بیدار نمیشی؟؟ گفتم چرا، اما بیشتر مواقع با خودم می گم حالا زوده. کمی بخوابم و دوباره بلند شوم. وقتی هم بببیدار میشم اذان را گفتند.
محمد گفت:مواظب باش . شیطان خیلی تلاش میکنه که انسان نماز شب نخونه . بعد به احادیث پیامبر اشاره کرد که فرمودند :
بر شما باد نماز شب حتی اگر یک رکعت باشد. زیرا نماز شب انسان را از گناه بازمی دارد. خشم پروردگار را خاموش می کند و سوزش آتش جهنم را برطرف می سازد. (کنزالعمال ج7 ص791)
محمد که در خانه بود حتما برای نماز شب بیدار میشد. تهجد و نماز شب زنده داری او عجیب بود. آن قدر از خوف خدا اشک می ریخت که که دلهای ما را به لرزه می انداخت . شب هایی که او در خانه بود همه برای نماز شب بیدار می شدیم.
مدتی از این ماجرا گذشت. رفتار و نحوه نماز شب محمد برای خواهرم خیلی عجیب بود برای همین نامه ای به او نوشت. صبح وقتی می خواست از خانه خارج شود، نامه را به محمد داد.
در نامه نوشته بود: برادر عزیزم ، نماز شب های شما خواهرانت را با این عمل مقدس آشنا نمود و با توفیق خدا اهل نماز شب کرد. اما سوالی برای من ایجاد شده که علت این همه ناله ها و گریه ها چیست؟؟ کدام گنبه کبیره را مرتکب شده ای ؟ کدام معصیت را انجام داده ای که این گونه اشک می ریزی؟
محمد در جواب نوشته بود : خواهرم . مگر باید گناه کبیره کرد و بعد به درگاه خدا بازگشت. اینکه انسان به راحتی از نعمت های پروردگار استفاده می کند و شکر او را به جا نمی آورد بالاترین معصیت است.
مگر امام سجاد (علیه السلام) گناهی کرده بود . مگر امام عزیز ما نماز شب طولانی ندارد. انسان وقتی با اشک و ناله به سراغ پروردگار می رود عجز و ناتوانی خود را در محضر حق اثبات می کند.
و به خاطر همه خطاهایش از خدا عذر می خواهد. بعد هم چند داستان آموزنده از اهمیت شب زنده داری نوشته بود.
اما مادر می گفت: نمی توانم ناله ها و گریه های محمد را بشنوم. برای همین محمد وسایلش را برداشت و به زیر زمین برد. شب ها برای خواب به آن جا می رفت.
این شعر بیانگر حال درونی او در فراق دوستان عزیزش بود
هیهات مصیبتی است تنها ماندن / هنگام رحیل همرهان جا ماندن
سخت است زمان هجرت هم قفسان / مبهوت قفس شدن ز ره وا ماندن
در چون و چرای حسرت هستی تا چند / تا چند اسیر خود سری ها ماندن
در حسرت پر کشیدن از دام وجود / ماندیم و نبود در خور ما ماندن
مشتاق رحیل و بال و پر سوخته ایم / سخت است در این سرا خدایا ماندن
![[تصویر: F-8.jpg]](http://salehat.ir/images/stories/gallery/2/57/F-8.jpg)
![[تصویر: F-10.jpg]](http://salehat.ir/images/stories/gallery/2/57/F-10.jpg)
![[تصویر: F-12.jpg]](http://salehat.ir/images/stories/gallery/2/57/F-12.jpg)
![[تصویر: F-9.jpg]](http://salehat.ir/images/stories/gallery/2/57/F-9.jpg)
![[تصویر: 139548701901221.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/139548701901221.jpg)