کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شهید محمد رضا تورجی زاده
۱۰:۴۷, ۲۳/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۱ ۱۰:۴۸ توسط fiftynine.)
شماره ارسال: #1
آواتار
شهید محمد رضا تورجی زاده از فرماندهان و مداحان خوب زمان جنگ بودند. فایل های صدای زیبا و ناله دلسوز ایشان هنوز هم موجود است و می توانید در آدرس زیر آن را دانلود کنید
http://nimsookhteh.blogfa.com/post-36.aspx
صدای بچه های جبهه و ناله های آنها در دعاهایشان و طلب یاری از خدا و آمدن امام منتظرشان بسیار زیباست. حتما گوش کنید، پشیمان نمی شوید.

براتون یه بخش از کتاب یا زهرا (علیها السلام) رو میذارم که مطالعه کنید (زندگی نامه اش) و با او بیشتر آشنا شوید . ایشان در همه کارها به حضرت زهرا (علیه السلام) توسل می کرده اند...
نماز شب ( برادر شهید)
آمده بود خانه. در کنار خانواده خیلی شاد و سرحال بود. می گفت و می خندید. آخر هفته ها همیشه از پادگان به خانه می آمد.
آن زمان در مقطع دبیرستان مشغول بودم. با هم سر سفره بودیم. من خیلی خسته بودم، بعد از شام رفتم و سریع خوابیدم.
نیمه های شب بود. حدود ساعت سه. با صدایی از خواب پریدم. از جا بلند شدم. با تعجب از اتاقم بیرون آمدم. با چشمانی گرد شده به اطراف نگاه می کردم. به دنبال علت صدا بودم، یک نفر با حالتی محزون گریه می کرد.
صدا از داخل اتاق محمد بود. ناله جانسوزی داشت. مرتب گریه می کرد و می گفت : الهی العفو....
از صدای او خواهرانم هم بیدار شدند. محمد مشغول نماز شب بود. حال عجیبی داشت ، حال او تا موقع اذان صبح به این صورت بود. بعد هم نماز صبح را خواند. بعد از نماز تا زمان طلوع آفتاب مشغول زیارت عاشورا و قرآن شد. البته محمد همیشه این گونه بود اما این اواخر تهجد و عبادت او بیشتر شده بود.
ساعتی بعد وقتی برای صبحانه آمد حالش متفاوت بود. شاد بود. می گفت و می خندید. برای من عجیب بود. گریه نیمه های شب، ناله و .... حالا هم خنده...؟؟؟

بعدها در کلام بزرگان خواندم که :
نماز شب و گریه از خوف خدا، نشاط در روز را به همراه دارد.
بعد از صبحانه با هم رفتیم بیرون. در راه با من صحبت کرد. از اهمیت یاد پروردگار گفت. از نماز شب. از بیداری در سحر. بعد پرسید : مگه برای نماز شب بیدار نمیشی؟؟ گفتم چرا، اما بیشتر مواقع با خودم می گم حالا زوده. کمی بخوابم و دوباره بلند شوم. وقتی هم بببیدار میشم اذان را گفتند.
محمد گفت:مواظب باش . شیطان خیلی تلاش میکنه که انسان نماز شب نخونه . بعد به احادیث پیامبر اشاره کرد که فرمودند :
بر شما باد نماز شب حتی اگر یک رکعت باشد. زیرا نماز شب انسان را از گناه بازمی دارد. خشم پروردگار را خاموش می کند و سوزش آتش جهنم را برطرف می سازد. (کنزالعمال ج7 ص791)

محمد که در خانه بود حتما برای نماز شب بیدار میشد. تهجد و نماز شب زنده داری او عجیب بود. آن قدر از خوف خدا اشک می ریخت که که دلهای ما را به لرزه می انداخت . شب هایی که او در خانه بود همه برای نماز شب بیدار می شدیم.
مدتی از این ماجرا گذشت. رفتار و نحوه نماز شب محمد برای خواهرم خیلی عجیب بود برای همین نامه ای به او نوشت. صبح وقتی می خواست از خانه خارج شود، نامه را به محمد داد.
در نامه نوشته بود: برادر عزیزم ، نماز شب های شما خواهرانت را با این عمل مقدس آشنا نمود و با توفیق خدا اهل نماز شب کرد. اما سوالی برای من ایجاد شده که علت این همه ناله ها و گریه ها چیست؟؟ کدام گنبه کبیره را مرتکب شده ای ؟ کدام معصیت را انجام داده ای که این گونه اشک می ریزی؟
محمد در جواب نوشته بود : خواهرم . مگر باید گناه کبیره کرد و بعد به درگاه خدا بازگشت. اینکه انسان به راحتی از نعمت های پروردگار استفاده می کند و شکر او را به جا نمی آورد بالاترین معصیت است.
مگر امام سجاد (علیه السلام) گناهی کرده بود . مگر امام عزیز ما نماز شب طولانی ندارد. انسان وقتی با اشک و ناله به سراغ پروردگار می رود عجز و ناتوانی خود را در محضر حق اثبات می کند.
و به خاطر همه خطاهایش از خدا عذر می خواهد. بعد هم چند داستان آموزنده از اهمیت شب زنده داری نوشته بود.
اما مادر می گفت: نمی توانم ناله ها و گریه های محمد را بشنوم. برای همین محمد وسایلش را برداشت و به زیر زمین برد. شب ها برای خواب به آن جا می رفت.

این شعر بیانگر حال درونی او در فراق دوستان عزیزش بود
هیهات مصیبتی است تنها ماندن / هنگام رحیل همرهان جا ماندن
سخت است زمان هجرت هم قفسان / مبهوت قفس شدن ز ره وا ماندن
در چون و چرای حسرت هستی تا چند / تا چند اسیر خود سری ها ماندن
در حسرت پر کشیدن از دام وجود / ماندیم و نبود در خور ما ماندن
مشتاق رحیل و بال و پر سوخته ایم / سخت است در این سرا خدایا ماندن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۵۸, ۲۴/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
عاشق بود. عاشقی دلسوخته. چهره ای ملکوتی داشت.مظهر تمام خوبی ها بود. همه وجودش با محبت حضرت زهرا (سلام الله علیها) عجین شده بود. مداحی بودبا صدایی بسیار زیبا و دلنشین. هنوز هم نوای ملکوتی او دل ها را آسمانی می کند.
در لشگر امام حسین(علیه السلام) گردانی بود به نام یا زهرا(سلام الله علیها) ، فرماندهیش را به عهده داشت. محمد بر دلهای بسیجیان فرماندهی می کرد.رزمندگان عاشقش بودند.
در سخت ترین ماموریت ها و عملیات ها حاضر می شد.با توسل به حضرت و عنایت های ایشان این مراحل را با پیروزی پشت سر می گذاشت.
نوروز 66 در سفر به مشهد برات شهادتش را گرفت!حتی مکان و زمان شهادتش را می دانست! محل مزار خود را هم مشخص کرد. گفت: روی قبرم فقط بنویسید یا زهرا(سلام الله علیها).
در کربلای ده حماسه بزرگی را خلق کرد. پنجم اردیبهشت بود. یک گلوله خمپاره سفر او را به آسمان آغاز کرد. محمدرضا تورجی زاده باترکش هایی که به پهلو، سر و بازویش اصابت کرد به مادرش اقتدا نمود!
قرآن شهدا را زنده خوانده. حضور محمد پس ازشهادت بیشتر احساس می شود! مزار او اکنون در گلستان شهدای اصفهان دارالشفای عاشقان است! زیارتگاه عارفان و دلسوختگان است. کسانی به سراغ او می آیند که حتی جنگ راندیده اند. او دوست داشت مشکلات مردم را حل کند و حالا این گونه است!
محمدرضا مصداق کلام نورانی امام عزیز این امت است. آن گاه که تربت شهدا را تا قیامت دارالشفا خوانده بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۶, ۹/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۴۷ توسط fiftynine.)
شماره ارسال: #3
آواتار
علی تورجی (برادر شهید) :
از مشهد که برگشت حال و روزش تغییر کرد نشاط عجیبی داشت، از بیشتر دوستان و آشنایان خداحافظی کرد و از همه حلالیت طلبید.
[تصویر: F-8.jpg]
قرار بود فردا با دوستانش عازم جبهه شود، همان روز رفتیم به گلستان شهدا، سر قبر شهید سید رحمان هاشمی. دیگر گریه نمی‌کرد.
دو تن دیگر از دوستانش در کنار رحمان آرمیده بودند، به مزار آن‌ها خیره شد؛ گویی چیزهایی می‌دید که ما از آن‌ها بی خبر بودیم.
رفت سراغ مسئول گلستان شهدا، از او خواست در کنار سید رحمان کسی را دفن نکند.
ایشان هم گفت : من نمی‌توانم قبر را نگه دارم؛ شاید فردا یک شهید آوردند و گفتند می‌خواهیم اینجا دفن کنیم.
محمد نگاهی به صورت پیرمرد انداخت و گفت :
شما فقط یک ماه اینجا را برای من نگهدار.
همان‌طور هم شد و محمد در کنار سید رحمان دفن شد.

مصاحبه با شهید
:[تصویر: F-10.jpg]
در نوار مصاحبه به عنوان آخرین سوال از محمد پرسیدند :
اگر پیامی برای مردم دارید بفرمایید.
محمد گفت:
آخرین پیام من این است که قدر امام و ولایت فقیه را بدانید.
خداوند می‌گوید : اگر شکر نعمت کردید نعمت را افزون می‌کنم، اگر هم کفران نعمت کنید از شما می‌گیرم.
شکرگزاری از خدا فقط دعا به امام نیست بلکه اطاعت از فرمان‌های اوست.
قدر امام را بدانید، مواظب باشید دل امام به درد نیاید و خدای ناکرده از ما به امام زمان شکایت نکند.
ما بر اساس نیازی که به اسلام داریم باید تلاش کنیم، اسلام به ما هیچ نیازی ندارد.
خداوند در قرآن می‌فرماید :
اگر شما امت، اسلام را یاری نکردید، شما را برمیدارم و امت دیگری را قرار می‌دهم که اسلام را یاری کنند.
مسئله دیگر حمایت از شخصیت‌های مملکتی است که پشت سر ولایت قرار دارند. مثل آیت الله خامنه‌ای و مشکینی و...
کلام آیت الله جوادی آملی در خصوص شهید تورجی زاده:
به نقل از شهید سید محمد حسین نواب (روحانی وارسته‌ای که در سال ۷۳ در منطقه بوسنی به شهادت رسید)
تعریفش را از برادرم که همرزم او بود زیاد شنیده بودم، یک‌بار یکی از نوارهایش را گوش دادم؛ حالت عجیبی داشت.
از آنچه فکر می‌کردم زیباتر بود؛ نوایی ملکوتی داشت؛ بعد از آن همیشه در حجره به همراه دیگر طلبه‌ها نوارهایش را گوش می‌کردیم.
بسیاری از دوستان مجذوب صدای او بودند، دعای کمیل و توسل او مسیر زندگی خیلی از افراد را عوض کرد.
شب بود که به همراه چند نفر از دوستان دور هم نشسته بودیم، دعای توسل شهید تورجی زاده در حال پخش بود، هر کس در حال خودش بود، صدای در آمد بلند شدم و در را باز کردم، در نهایت تعجب دیدم استاد گرامی ما حضرت آیت الله جوادی آملی پشت در است؛ با خوشحالی گفتم بفرمایید.
ایشان هم در نهایت ادب قبول کردند و وارد شدند، البته قبلاً هم به حجره‌ها و طلبه‌هایشان سر می‌زدند.
سریع ضبط را خاموش کردیم، استاد در گوشه‌ای از اتاق نشستند، بعد گفتند :
اگر مشکلی نیست ضبط را روشن کنید.
صدای سوزناک و نوای ملکوتی او در حال پخش بود.
استاد پرسیدند: اسم ایشان چیست؟
گفتم : محمد رضا تورجی زاده.
استاد پس از کمی مکث فرمودند :
ایشان (در عشق خدا) سوخته است.



[b][تصویر: F-12.jpg]
گفتم : ایشان شهید شده. فرمانده گردان یا زهرا (سلام الله علیها) هم بوده.
استاد ادامه داد:
ایشان قبل از شهادت سوخته بوده


مصاحبه با شهید محمود اسدی (از فرماندهان گمنام و بی مزار گردان یا زهرا) :

بعد از شهادت محمد تا چند روز در اردوگاه فقط نوارهای مداحی و مناجات‌های محمد را پخش می‌کردند،
[تصویر: F-9.jpg]


بیشتر مناجات‌ها و مداحی‌های محمد در مورد امام زمان بود؛ خیلی ناراحت بودم تا اینکه یک شب محمد را در خواب دیدم،
خوشحال بود و بانشاط، لباس فرم سپاه بر تنش بود، چهره‌اش خیلی نورانی‌تر شده بود؛ یاد مداحی‌های او افتادم. پرسیدم :
محمد، این همه در دنیا از آقا خواندی، توانستی او را ببینی؟
محمد در حالی که می‌خندید گفت :
من حتی آقا امام زمان را در آغوش گرفتم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۵, ۲/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۳ ۱۶:۴۲ توسط help me.)
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
بخشی از زندگینامه شهید محمدرضا تورجی زاده
[تصویر: 139548701901221.jpg]
شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد
. در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود
ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود
کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند . با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت . شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود . وی که از فعالان مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و بنی صدر بود بار ها مورد ضرب و شتم طرفداران بنی صدر و اعضای این گروهک ها قرار گرفت
ایشان به شهید مظلوم بهشتی و آیت الله خامنه ای علاقه ی فراوانی داشتند
شهید تورجی زاده مداحی و روضه خوانی را در دبیرستان هاتف با دعای کمیل آغاز کرد
شبهای جمعه در جمع دانش آموزان زیبا ترین مناجات را با خدای خویش داشت.
در سال شصت و یک به جبهه عزیمت نمود و در تیپ نجف اشرف به خدمت مشغول شد
و در عملایات های محرم والفجر ها و کربلا ها شرکت نمودند .پس از عزیمت به جبهه در جمع رزمندگان به مداحی و نوحه سرایی پرداخت و بسیاری از رزمندگان جذب نوای گرم و دلنشین او می شدند و در وصیت نامه های خود تقاضا داشتند در مراسم هفته ی آن ها ایشان دعای کمیل را بخوانند . این علاقه و تقاضا های رزمندگان بود که باعث شد ایشان هیئت گردان یازهرا را تاسیس کنند که هر دوشنبه در جبهه در محل گردان و در هنگام مرخصی در اصفهان برگذار می شد . که این هیئت بعد ها به هیئت محبان حضرت زهرا و هیئت رزمندگان اسلام شهر اصفهان تغییر نام داد


عاشق بود. عاشقی دلسوخته وچهره ای ملکوتی داشت.مظهر تمام خوبیها بود.همه ی وجودش با محبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) عجین شده بود.مداحی بود با صدایی بسیار زیبا و دلنشین. هنوزهم نوای ملکوتی او دلها را آسمانی می کند
. در لشگر امام حسین(علیه السلام) گردانی بود به نام یا زهرا(سلام الله علیها) فرماندهیش را او به عهده داشت. محمد بر دلهای بسیجیان فرماندهی می کرد رزمندگان عاشقش بودند
در سختترین ماموریت ها و عملیاتها حاضر می شد. با توسل به حضرت وعنایت های ایشان این مراحل را با پیروزی پشت سر می گذاشت
66 نوروز در سفر به مشهد برات شهادتش را گرفت! حتی مکان و زمان شهادتش را هم می دانست! محل مزار خود را هم مشخص کرد. گفت روی قبرم فقط بنویسید یا زهرا (سلام الله علیها) در کربلای 10 حماسه ی بزرگی را بر پا کردپنجم اردیبهشت بود . یک گلوله خمپاره سفر او را به آسمان آغاز کرد. محمد رضا تورجی زاده با ترکش هایی که به پهلو سر و بازویش اصابت کردبه مادرش اقتدا کرد
! قران شهدا را زنده خوانده. حضور محمد پس از شهادت بیشتر حس میشود! مزار او هم اکنون در گلستان شهدای اصفهان دار الشفای عشاق است!زیارتگاه عاشقان و دلسوختگان است. کسانی به سراغ او می آیند که حتی جنگ را ندیده اند. او دوست داشت مشکلات مردم را حل کند.و حالا اینگونه است! محمد رضا مصداق کلام نورانی امام عزیز این امت است.

برای شادی روحش صلوات



اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اینجا روهم بخونیدشهید مورد نظر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  وصیت نامه شهید محمد جهان آرا hadis222 1 772 ۴/اسفند/۹۴ ۱۶:۳۴
آخرین ارسال: mohammadz
  بسیار خواندنی : زندگی شهید محمد صنيع خانی soheyl68 1 1,433 ۲۳/خرداد/۹۳ ۲۲:۴۲
آخرین ارسال: soheyl68
  "شهید محمد سلیمانی" محمد امین + 0 853 ۲۷/آبان/۹۲ ۱۲:۵۳
آخرین ارسال: محمد امین +

پرش در بین بخشها:


بالا