بسم الله الرحمن الرحیم
حورالعين در لغت همان زنان بهشتي است، حور جمع «حَوَر، احور و حوراء» است و «حَوْراء» به معناي شدّت سفيدي چشم همراه با شدّت سياهي آن است(1) برخي گفتهاند:(2) حَوَر به معناي پديدار شدن اندكي از سفيدي چشم از ميان سياهي [آن] است. «عين» جمع «عيناء» و آن مؤنث اَعْيَن به معني درشت چشم است، حورالعين يعني زنان سيمين تن و درشت چشم.
مرواريد در صدف
خداي متعال حوريان بهشتي را به خاطر اينكه در نهايت صفا و طراوت هستند به مرواريد نهفته در صدف تشبيه كرده كه دستي بر آن نخورده است:
«وحورٌ عينْ كَأمثالِ اللؤلؤِ المكنون» (واقعه / 22 و 23)
«همسراني از حورالعين دارند همچون مرواريد در صدف پنهان»
و به خاطر زيبا و جذّاب بودنشان به ياقوت و مرجان تشبيه كرده است: «كانّهُنّ الياقوتُ والمَرجانُ»(3)
«گويا آنان (در سرخي) چون ياقوت (و در سفيدي پوست) چون مرجانند»
در مجمع البيان (4) ذيل همين آيه گفته است:
«در حديث آمده كه زنان بهشتي آن قدر لطيفند كه مغز استخوان ساق پايشان ديده ميشود هر چند كه هفتاد جامه از حرير پوشيده باشند»
ويژگيهاي حورالعين در قرآن
1- اخلاق نيكو و صورت زيبا:
«فيهنّ خَيْراتٌ حِسانٌ »(5)
«در آن باغهاي بهشتي رناني نيكو خلق و زيبايند»
2- مستور در خيمهها و پنهان از ديد مردان بيگانه:
«حُورٌ مَقصُوراتٌ في الخيام»(6)
«حورياني كه در خيمههاي بهشتي مستورند»
معنايش اين است كه از دستبرد ديگران محفوظند، زناني مبتذل نيستندكه غير شوهرانشان نيز ايشان را تماشا كنند. (7)
3- بكارت و دوشيزگي دائمي:
«إنّا أنْشَأناهُنَّ إنْشاءاً فجعلناهُنّ أبكاراً »(8)
«ما آنها را آفرينشي نوين بخشيديم و همه را دوشيزه قرار داديم»
يعني ما آن زنان را ايجاد و تربيت كرديم، ايجادي خاص و تربيتي مخصوص، در اين آيه اشارهاي هم به اين نكته هست كه وضع زنان بهشتي از نظر جواني و پيري و زيبايي و زشتي اختلاف ندارد و معناي اينكه فرمود: «فجَعلناهُنّ أبْكارا» اين است كه ما زنان بهشتي را هميشه بكر قرار داديم به طوري كه هر بار كه همسران ايشان با آنان بيامیزند
ايشان را بكر بيابند:(9)
«لم يَطمِثْهُنَّ إنْسٌ قَبْلَهُمْ و لا جآنٌّ » (الرحمن / 74)
«هيچ انس و جن پيش از شوهران با آنها تماس نگرفته (و دوشيزهاند)»
4- شيفتۀ شوهران خود:
«زناني كه تنها به همسرشان عشق ميورزند و خوش زبان و فصيح و هم سنّ و سالند»
عُرُب جمع عروب و به معناي زني است كه به شوهرش عشق ميورزد و يا حداقل او را دوست ميدارد و در برابرش ناز و كرشمه ميكند و كلمۀ «اَتراب» جمع «تَرَب» به معناي مثل است ميفرمايد: ما زنان بهشتي را امثال يكديگر كرديم و يا از نظر سنّ و سال، همسان شوهرانشان قرار داديم. (11) در سورۀ نبأ آيه 33 در مورد حوريان تعبير به كواعب آورده كه جمع كاعب و آن، دختر و دوشيزۀ جوانيست كه تازه پستانهاي وي بزرگ شده است.(12)
5- زيبايي چشم:
«وعندهم قاصراتُ الطَرفِ عينٌ كَأنهُنّ بَيْضٌ مكنونٌ»(13)
«و نزد آنها همسراني زيبا چشم است كه جز به همسران خود عشق نميورزند گويي از (لطافت و سفيدي)همچون تخم مرغهايي هستند كه (در زير بال و پر مرغ) پنهان مانده (ودست انساني هرگز آن را لمس نكرده است)»(14)
بعضي از مفسرين گفتهاند:
«منظور از تشبيه حوريان به "بيض مكنون" باطن تخم مرغ است، قبل از اينكه شكسته شود و دست خورده گردد»
«قاصرات الطَرف»(15) كنايه از اينكه نگاه كردن آنان با كرشمه و ناز است ومؤيد آن اين است كه دنبال كلمۀ «عين» را آورده كه جمع «عيناء» و به معناي چشمي است كه درشت و در عين حال زيبا باشد (مانند چشم آهو).
حورالعين؛ حوريان بهشتي همسران أصحاب يمين در بهشت هستند(16) و يا در سوره دخان ميفرمايد:
«كذلك وزوّجناهم بحورٍ عينٍ»(17)
«اينچنيناند بهشتيان (اهل تقوا) و آنها را با "حور العين" تزويج ميكنيم»
و در سورۀ صافات آیه 48 از حوريان به عنوان همسراني زيبا براي مخلصين ياد كرده است و در سورۀ طور آیه 17 و 20 از ازدواج متّقين با حوريان بهشتي به عنوان پاداش و نعمتي الهي ياد شده است.
پ.ن :
[1] . مجمع البحرين، طريحي فخرالدين، ناشر؛ كتابفروشي مرتضوي، تهران، 1375 ش، ج 3، ص 278 ، ماده حور.
[2] . مفردات، راغب اصفهاني مادۀ «حور».
[3] . الرحمن / 58
[4] . مجمع البيان علامه طبرسي ج 9، ص 315، انتشارات ناصرخسرو، تهران، 137 ش.
[5] . الرحمن / 70
[6] . همان / 72
[7] . الميزان، محمد حسين طباطبايي، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، ج 19 ص 187: انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم، 1374 ش.
[8] . واقعه / 35 و 36
[9] . ترجمه الميزان همان، ج 19، ص 213
[10] . واقعه / 37
[11] . ترجمه الميزان، همان، ج 19، ص 213
[12] . مجمع البيان، طبرسي، ج 26، ص 247، ترجمه: مترجمان: انتشارات فراهاني تهران، 1360 ش.
[13] . صافات / 48 و 49
[14] . ترجمه الميزان همان ج 17 ص 207
[15] . همان
[16] . واقعه / 38
[17] . دخان / 54
بله خب ، مردمی که واسه ی این چیزا دینداری میکنن ، وضع جامعشون هم معلوم هست .....
(۲۶/اسفند/۹۱ ۱۳:۰۰)blue.blood نوشته است: [ -> ]بله خب ، مردمی که واسه ی این چیزا دینداری میکنن ، وضع جامعشون هم معلوم هست .....
به نام خدا
سلام
جناب blue.Blood ما همیشه شاکر تمام نعمتهای خداوند هستیم . البته وعده نعمتهای بهشتی از خوردنیها و پوشیدنیها و همچنین حورالعین داده شده و وعده وصال و لذت مانوس بودن با پروردگار هم , داده شده .
هر کسی باندازه پرهیزکاریش , از نعمات خدا , هم در این دنیا و هم در آن دنیا بهره خواهد برد . اما نمیدونم از
کجا تشخیص دادید که دینداری ما برای چیست ؟
شما اگر دینداری تان برای چیز دیگریست خوشا به حالتان . اگر با طعنه زدن به دیگران , شما بالاتر میروی , پس راحت باش
من و برادران شیعه مسلمانم , همیشه دل به تمام نعمتهای خدا , خوش داریم . شما اگر مدعی روش تفکر دیگه ای هستی
بفرما این گوی و میدان . میتونیم در موردش صحبت کنیم . ما تکیه مون بخداست و خیالمون کاملا آسوده و نیازمون فقط بخدا و رحمت بیکرانشه ! ترسی هم از مخالفین نداریم . وعده خدا حتمیست و دینش جهان رو خواهد گرفت .

من خیلی به دنبال چنین تاپیکی بودم.
ان شاءالله که به مرور زمان این نوشته با توجه به تفاسیر دیگر،کامل تر و مفصّل تر بشه..
یک دنیا سپاس از برای ایجاد این تاپیک.

نیت برای اعمال نیک 3 دسته هستند یکی برای دنیا و ثروت که خدا معمولا خواسته هایشان را اجابت میکند گروه دوم برای وعده های الهی مانند بهشت و حوری ها و گروه سوم که محبوب خداوندند کسانی که تمام کارهایشان برای خداوند است درود خدا بر گروه سوم خدا مارا به انان نزدیک کند
(۲۶/اسفند/۹۱ ۲۲:۵۱)blue.blood نوشته است: [ -> ]
راستش واسه ی اینکه بهم نگید مرتد و خونم رو حلال نکنید ، .....
فلان کار رو بکنم که اون دنیا برم حوری بازی ....
ببین کاربر گرامی , همین الان به همه ما اتهام زدی و در جملات بعد که نقل قولهای خودت هست ,
داری از اخلاقیات خودت , دم میزنی ! نگاه کن ...

(۲۶/اسفند/۹۱ ۲۲:۵۱)blue.blood نوشته است: [ -> ]
راستش من با یه چیزی تصمیم میگیرم به اسم وجدان ، که درونم هست ، نه مثل یه سری که وجدانشون توی تاقچه هست و هر جا که نیاز داشته باشن میرن خاک ِ روش رو پاک میکنن و استفاده میکنن...
شما که وجدان داری , مبارکت باشد ! چون در همون جملات بالایی همه تالار رو متهم کردی که خونت رو حلال میکنند و برای حوری بازی کار نیک انجام میدن !!
ممکنه یه نیم نگاهی منتقدانه به خودت بیاندازی ؟ واقعا این ما هستیم که خیلی بد هستیم ؟ آیا این حرف زدنهای شما , اثبات میکند که واقعا تابع وجدان هستید ؟
آیا اتهاماتی که به ما زدید از روی وجدان تصمیم گرفتید ؟
(۲۶/اسفند/۹۱ ۲۲:۵۱)blue.blood نوشته است: [ -> ]
راستش من با یه چیزی تصمیم میگیرم به اسم وجدان
(۲۶/اسفند/۹۱ ۲۲:۵۱)blue.blood نوشته است: [ -> ]
کاری نمیکنم که کسی ازم ناراحت بشه و یا پشت سر ِ کسی حرف نمیزنم ، حتی اگه به ظاهر هم اون طرف مورد داشته باشه ،
فعلا که حداقل منو بخاطر اتهاماتی که زدید ناراحت کردید .
(۲۶/اسفند/۹۱ ۲۲:۵۱)blue.blood نوشته است: [ -> ]خواهشا" ، خـــواهـــــشــــا" در موارد ِ اعتقادی و این چیزا بحث و گفت و گو درست نکنید ، 4تا کیلیپ میذارم و 4تا تاپیک باز میکنم مثل دفعه ی قبلی همه چیز میریزه به هم ، دوستان مثل آقای بیداری اندیشه و سایرین شاکی میشن ...
تهدید هم میکنید ؟ واقعا ایولا به این همه اخلاقیات و وجدانی که از همین جملاتت معلومه داری !!!

قال َحُسَيْنِ بن علىّ(عليه السلام):
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.
حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند; و اين نوع، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5
اگرم کسی فقط به خاطر خوب وبدن عمل کاری انجام بده اجری نداره
اجر و مزد فقط به نیت تبعیت و تقرب داده میشود .
اینکه بحث نداره!!!
مثل اینه که ما میریم مهمونی...برای دیدن خود صاحب خونه هم میریم
و ایشون هم برای پذیرایی از ما چای و میوه و... میارن و ما هم میل میکنیم

حالا ما که برای چای و میوه اش نرفته بودیم

البته ممکنه بعضیا هم برای خوردن برن جایی!!!ولی صاحب خونه نمیگه برو بیرون!!!!
باز پذیرایی میکنه!!!
ان شاءالله هممون بریم
