شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
امروز عموم رسانه ها و خصوصاً رسانه های غربی و البته رسانه ملی پیرامون ترویج سبک زندگی غربی انجام می دهند تولید نیاز کاذب است.
این امر بیشتر از طریق آگهی های بازرگانی صورت می گیرد، گاهی اینقدر در مورد یک کالا در جامعه از طریق رسانه تبلیغات می شود که آن کالا به یکی از نیازهای اساسی آن جامعه تبدیل می شود و برخی می گویند اصلا نمی توان بدون آن زندگی کرد!
(۱۹/فروردین/۹۲ ۱۶:۰۲)سید سجاد نوشته است: [ -> ]بحث خوبی رو شروع کردید.
اتفاقا میخواستم یکجا این حرف رو بگم که شروع وضعیت بی حجابی ما نشات گیرنده از سریال ها و فیلم های خارجی بوده که در صدا وسیما شروع شده و ادامه داره .
ایجاد شبکه های خارج از کنترل ایران برای ایرانیها خودش مهر صحته که این عمل رو ما جواب داده و باید تقویتش بکنند.
سلام
این حرف زمانی درسته که فقط صداوسیمای ما از این فیلمها نشون بده.
بیشتر سریالها و فیلمهای خارجی که در صداو سیما نشون میده اینقدر سانسور شده هست که کسی که فقط فیلم و سریال خارجی میبینه اصلا نگاه بهش نمیکنه و زبان اصلی میگیره.
اما دوستان به لیبرالیزم و غربزدگی و ... اشاره کردن.
من میخوام بگم که حق اینکه مردم چه چیزی رو انتخاب کنن تا حد زیادی باخودشونه (بحث نفوذ رسانه رو نادیده نمیگیریم)
اما چرا توجه به لیبرالیزم و توجه به غرب در مردم بیشتره؟
سه حالت داره اونهم اینکه یا چیزی برای عرضه شدن به جز این دو مقوله وجود نداره یا اینکه اگه وجود داره اونقدر ضعیفه که توانایی برابری نداره یا درست تبلیغ نمیشه و در انزوا مونده.
(۲۴/فروردین/۹۲ ۱۴:۲۷)Reza71 نوشته است: [ -> ]اما دوستان به لیبرالیزم و غربزدگی و ... اشاره کردن.
من میخوام بگم که حق اینکه مردم چه چیزی رو انتخاب کنن تا حد زیادی باخودشونه (بحث نفوذ رسانه رو نادیده نمیگیریم)
اما چرا توجه به لیبرالیزم و توجه به غرب در مردم بیشتره؟
سه حالت داره اونهم اینکه یا چیزی برای عرضه شدن به جز این دو مقوله وجود نداره یا اینکه اگه وجود داره اونقدر ضعیفه که توانایی برابری نداره یا درست تبلیغ نمیشه و در انزوا مونده.
در واقع در این تاپیک قصد این بوده که بگیم چقدر سبک زندگی های ما وابسته به رسانه هست و سبک زندگی اسلامی چقدر مهجور مونده در این بین.
ببینید تمدن غرب همچنان تمدن غالب هست و هر تمدنی برای بقا از ابزار های مورد نیاز به شیوه ی مورد نظر خود استفاده می کنه. و رسانه در این بین به عنوان ابزاری اساسی به شمار میره.
در ارسال اول عرض کردم که حتی بسیاری از اندیشمندان عصر ما ، وسایل ارتباط جمعی را حتی
محور شکل دهی به اندیشه می دانند. حالا در این بین انچه به عنوان سبک زندگی غالب توسط این تمدن معرفی مشه از طریق همین ابزار یعنی رسانه سبک زندگی امریکاییست.
نکته اینجاست که نمی توان از مهجور بودن سبک زندگی اسلامی در رسانه ها به عدم توانمندی آن پی برد!
(۱۹/فروردین/۹۲ ۱۵:۰۲)مجید املشی نوشته است: [ -> ]شکی در این نیست که بیشتر مردم معتقدند خود باید آزادانه سبک زندگی شان را انتخاب کنند و این جزو اختیارات و حقوق قانونی آنها است . اما آیا در دنیای امروز این اتفاق می افتد ؟!!!
دست اندرکاران رسانه ها اغلب می گویند که این خود مردم هستند که سبک زندگی خود را برمی گزینند . آنان می گویند که به طور مرتب از مخاطبان خود نظر سنجی می کنند و برای نظر و عقیده ایشان احترام قائل می شوند و به آنها اطمینان می دهند که برنامه هایشان بر اساس نظر مخاطبان تولید می شود . اما در همین زمینه سوالات اساسی وجود دارد و همه چیز به سادگی انجام نمی شود .
طبق تعریف "مک لوهان"، تلویزیون رسانه ای سرد است. بدین معنا که تمام حواس شما را می گیرد و مجالی برای فکر کردن و تامل کردن برای شما باقی نمی گذارد؛
و مثل یک ساندویچ آماده فقط می گوید بخور، در حالی که کمتر به عناصر و مواد تشکیل دهنده این ساندویچ فکر می کنید و تنها به جذابیت ظاهری و مزه اش توجه دارید.
تلویزیون به دلیل جذابیت های تصویری و قدرت داستان گویی بالا بر بعد احساس انسان تاثیر بیشتری دارد تا بعد عقلانی. در نتیجه تاثیر آن بر فرد بیشتر و بتدریج عمیق تر است. تا جایی که استفاده زیاد از این رسانه جذاب، اعتیاد آور است و اکنون مرجع تمام اخبار و اطلاعات شناخته می شود!
تلویزیون موضوعات را برای شما ساده و ملموس تر و عینی تر می سازد. در حالی که موضوعات داخل روزنامه ها و نشریات و سایت ها کمتر ملموس اند. بنابراین در حوزه سبک زندگی و ارائه الگو به دلیل جذابیت های زیاد، تلویزیون گوی سبقت را از دیگر رقبا ربوده است.
در واقعه می توان گفت که: دنیا، دنیای تلویزیونی شده است و نه دنیای رسانهای!!!
به نام خداوند بخشنده ومهربان
این سطر،هشتمین سطر از اولین پروتکل یهود(کتابی سیاسی و خطرناک که در کل از سخنرانی های یک ماسون برای برخی ثروتمندان و افراد با نفوذ یهود ایراد کرده) است.
حیا و عفت و ناموس را توسط قهرمانان،اموزگاران و مجامع اموزشی و رسانه از مغزها بیرون بیاورید به طوری که دیگر این مطالب در اجتماع مفهومی نداشته باشند.
بله همان قهرمانان فیلمها که از ته دل احساسشان میکنیم و همان اموزگارانی که با فیلم به ما می اموزند!!!
فقط میتونم اینو بگم که تواین خواستشون به موفقیت کامل رسیدند و واقعا کلا حیا و ناموس و غیرت رو تو جوامع غیر اسلامی از بین بردن.
البته ما تو ایران هم غیرت و هم ناموسمون رو خوب حفظ کردیم ولی....
ولی حیا دیگه مثل قدیما نیست!!
(۲۸/فروردین/۹۲ ۳:۱۹)شهرام نوشته است: [ -> ]به نام خداوند بخشنده ومهربان
این سطر،هشتمین سطر از اولین پروتکل یهود(کتابی سیاسی و خطرناک که در کل از سخنرانی های یک ماسون برای برخی ثروتمندان و افراد با نفوذ یهود ایراد کرده) است.
حیا و عفت و ناموس را توسط قهرمانان،اموزگاران و مجامع اموزشی و رسانه از مغزها بیرون بیاورید به طوری که دیگر این مطالب در اجتماع مفهومی نداشته باشند.
بله همان قهرمانان فیلمها که از ته دل احساسشان میکنیم و همان اموزگارانی که با فیلم به ما می اموزند!!!
فقط میتونم اینو بگم که تواین خواستشون به موفقیت کامل رسیدند و واقعا کلا حیا و ناموس و غیرت رو تو جوامع غیر اسلامی از بین بردن.
البته ما تو ایران هم غیرت و هم ناموسمون رو خوب حفظ کردیم ولی....
ولی حیا دیگه مثل قدیما نیست!!
نقل قول:(۱۸/بهمن/۹۱ ۶:۵۳)
مجید املشی نوشته است: [url=http://forum.bidari-andishe.ir/post-176091.html#pid176091][/url]
وقتی حیا نشانه گرفته شد یعنی بنیان های دینی نشانه گرفته شده اند. با یک نگاه اجمالی به این سریال ها می بینیم که این سریال ها تماما در حال تبلیغ روابط مثلثی و تایید روابط نامشروع و عدم پایبندی به خانواده و ... که همه ی اینها ارتباط مستقیم با حیا دارند. اینجاست که باید گفت ریشه ی عقایدمان مورد حمله قرار گرفته است.
این رسانه ها به خوبی می دانند که برای از میان بردن ارزشهای دینی و تمدن اسلامی باید به سراغ زنان جامعه رفت و با از بین بردن حیا این مسئله خیلی تدریجی در حال انجام است.
رسانه ای که از اعتماد عمومی برخوردار باشد، می تواند بر الگوهای ذهنی و مردم و درنهایت سبک زندگی آنان تاثیر بگذارد.
مثلاً در حوزه ی حیا و از بین بردن عفت که در شبکه ی فارسی وان بسیار مورد توجه بود یک کار خوبی صورت گرفت و رسانه ی داخلی یک جریان عمومی نقد برنامه های غیر اخلاقی این شبکه شکل داد و مکررا گفته شد که سریال های این شبکه خیانت را در خانواده ها تئوریزه می کند، و حیا را نشانه گرفته است. درنتیجه بسیاری از خانواده ها و حتی خانواده های غیر مذهبی هم از دیدن این شبکه اجتناب کردند، چون برخی مسائل فطری است مثلا هیچ پدر ومادر حتی غیر مذهبی ای هم دوست ندارند بچه هایشان تماشاگر برنامه های غیر اخلاقی باشند. در نتیجه این شبکه با ریزش شدید مخاطب مواجه شد.
متاسفانه در این عصر وقتی دشمن میبیند که توان مقابله نظامی علیه ایران را ندارد متوسل به شیوه ای نوین میشود که همان جنگ رسانه ای علیه ایران می باشد. جنگی که حتی در شرایط صلح هم میتواند ادامه پیدا کند و نکته نگران کننده همین جاست . میلیون ها دلار بودجه کشوری مثل آمریکا صرف راه اندازی شبکه های فارسی زبان میشود .
قدرت رسانه و تاثیر اجتناب ناپذیر آن محرک قویی شده که دشمن از آن استفاده کرده و فرهنگ چند هزارساله ما رو به ورطه نابودی بکشد. به شخصه شاهد تاثیرات خطرناک این قبیل سریالها بوده ام . باور کنید ممکنه جای یک گلوله بهبود پیدا کنه ولی ضایعه ای که این قبیل برنامه ها ایجاد میکنند ابدا قابل جبران نیست به دلیل اینکه فرد ابدا احساس نمیکند روبه روی اعتقاداتش ایستاده !!!!!!!!!!
به قول یه بنده خدایی :
"یه زمانی میگفتیم امریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه..ولی حالا تو خونه هامون دکل زده و ما غافلیم"
(۴/اردیبهشت/۹۲ ۵:۰۰)مجید املشی نوشته است: [ -> ]رسانه ای که از اعتماد عمومی برخوردار باشد، می تواند بر الگوهای ذهنی و مردم و درنهایت سبک زندگی آنان تاثیر بگذارد.
مثلاً در حوزه ی حیا و از بین بردن عفت که در شبکه ی فارسی وان بسیار مورد توجه بود یک کار خوبی صورت گرفت و رسانه ی داخلی یک جریان عمومی نقد برنامه های غیر اخلاقی این شبکه شکل داد و مکررا گفته شد که سریال های این شبکه خیانت را در خانواده ها تئوریزه می کند، و حیا را نشانه گرفته است. درنتیجه بسیاری از خانواده ها و حتی خانواده های غیر مذهبی هم از دیدن این شبکه اجتناب کردند، چون برخی مسائل فطری است مثلا هیچ پدر ومادر حتی غیر مذهبی ای هم دوست ندارند بچه هایشان تماشاگر برنامه های غیر اخلاقی باشند. در نتیجه این شبکه با ریزش شدید مخاطب مواجه شد.
(۴/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۱۷)saloomeh نوشته است: [ -> ]متاسفانه در این عصر وقتی دشمن میبیند که توان مقابله نظامی علیه ایران را ندارد متوسل به شیوه ای نوین میشود که همان جنگ رسانه ای علیه ایران می باشد. جنگی که حتی در شرایط صلح هم میتواند ادامه پیدا کند و نکته نگران کننده همین جاست . میلیون ها دلار بودجه کشوری مثل آمریکا صرف راه اندازی شبکه های فارسی زبان میشود .
قدرت رسانه و تاثیر اجتناب ناپذیر آن محرک قویی شده که دشمن از آن استفاده کرده و فرهنگ چند هزارساله ما رو به ورطه نابودی بکشد. به شخصه شاهد تاثیرات خطرناک این قبیل سریالها بوده ام . باور کنید ممکنه جای یک گلوله بهبود پیدا کنه ولی ضایعه ای که این قبیل برنامه ها ایجاد میکنند ابدا قابل جبران نیست به دلیل اینکه فرد ابدا احساس نمیکند روبه روی اعتقاداتش ایستاده !!!!!!!!!!
قدم اول در این مقطع آگاه سازیی عموم در مورد خطراتیه که در مواجهه با چنین رسانه هایی وجود داره.
چنین کارهایی لزوما باید در مورد شبکه های مخرب دیگر هم هم ادامه پیدا کنه
و فراتر از حوزه رسانه و در همه حوزه های فردی و اجتماعی ما باید ضدیت سبک زندگی مدرن غربی را با آموزه های دینی و فطرت انسانی نشان بدیم، چون هنوز چنین طرز تلقی به صورت نهادینه شده به وجود نیومده.
مصرف گرایی از دیگر شاخصه های سبک زندگی مدرن است که رسانه در ترویج آن تا به حال کم نگذاشته!!!
غیر از رسانه های خارجی، رسانه ای داخلی هم سهمی بسزا در این مورد ایفا کرده اند!!!
مصرفگرایی شادی و خوشحالی را برای مدت زمان کوتاه، آن هم تنها برای کسانی که میتوانند در رفاه زندگی کنند، فراهم میآورد و دیگران را که نمیتوانند مرفه باشند از این لذت محروم میسازد.
البته غلبهی مصرفگرایی مطلق همواره یکی از نگرانیهای متفکران در دهههای پیشین بوده است.
بعضی آن را همان داستانی میداند که در آن فرد تلاش میکند با مصرف کردن به خشنودی و همرنگی با دیگران برسد !
بتپرستی عمومی، ایدهآلهای مصرفکننده را جایگزین تجربیات فرهنگی، هنری، مذهبی و خانوادگی کرده است که در این هیاهو گم شدهاند.
صفهای طولانی مشتریان برای خرید آخرین محصولات کمپانیهای بزرگ، صرف هزینههای زیاد برای خرید مارکها و برندهای مشهور، علاقه و گرایش به برنامههای مرتبط با دکوراسیون، مد، پوشاک و... مصرف و اشتیاق به کالاهای فرهنگی خاص و تلاش برای تعریف هویت خود بر اساس آنها، تنها جلوههایی از این مصرف گرایی هستند.