تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دلیل شما واسه ازدواج چیه؟؟؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه. انشاا... که همتون خوبییییییییییییییییییییییییین.Angel

بعضی وقتا بعضی سوالا هست که خیلیا از روش رد میشن
Confused، بعضیا اصلا بهش فکر نمیکنن، یعنی اصلاً نمیدونن شاید همچین سوالی هم وجود داشته باشهHuh، بعضیا بهش فکر میکنن ولی جوابشو پیدا نمیکنن و بیخیالش میشنDodgy، بعضیا هم همیشه ب فکرشنو بعد از مدتی به جوابش میرسن.Big Grin

یکی از اون سوالا اینه: هدفتون از ازدواج چیه؟
Huh
خوب آدم هر کاری رو میکنه که به یه چیزی برسه دیگه!
Wink
حالا به نظر شما آدم با ازدواج به چی میرسه؟
Huh

به نام خدا
سلام
بحث خوبی رومطرح کردید..
به شخصه هدفم ازازدواج اینه که کسی روبه همسری خودم انتخاب کنم که بتونم به اهداف اخروی خودم برسم...ازدواج برای من یه نوع ترقی هست ....تابه حال خیلی بهش فکرکردم...من دوست دارم باکسی ازدواج کنم که ازنظرایمانی ازمن برترباشه وبتونه دستمو بگیره وبهم کمک کنه...
این باتقوابودن دغدغه ی اصلی من درازدواجه...
وشرایط مالی خداروشکربرای بنده دررتبه های بعدی وپایین قرارمیگیره...
اینو که میگم خواهشاآقایون ناراحت نشن...متاسفانه دیگه الان نمیشه به راحتی به هرکسی اعتماد کرد برای ازدواج..
هرچند که بنده خواستگارداشتم ولی چون دیدم به هدف ازدواج من که همون تقواس نمیخورن وباعقایدمن میونه ای ندارن رد کردم..نمیگم خودم فوق العاده ام خیر...ولی من عقایدی دارم که برای خودم محترمه
ولی متاسفانه برای بعضی ازپسران الان جامعه ی ماخیر...
به همین دلیل تصمیم گرفتم فعلا ازدواج نکنم ...چون نمیتونم کسی رو که باعقایدم میونه ای نداره بپذیرم ...
همه هم اینطوری نیستن ولی اینو قبول دارم که جامعه خیلی فرق کرده وایمان ها دیگه خالص نیست...
وخداروشکرچون استعداددرسیم خوبه ورشته ی تحصیلیم هم نیاز جامعه س ،تصمیم گرفتم درزمینه ی درسی خودم پیشرفت کنم تابتونم ازاین طریق به جامعه خدمت کنم...
سلام ، هدف از ازدواج به وجود آوردن شرایطی برای رشد معنوی بیشتر هست در کنار کسی که بشه بهش اعتماد کرد و همه زندگی دنیا و آخرتت رو باهاش شریک بشی .

کسی که بتونی دستشو بگیری و با کمک هم به سمت خدا برید !
و جدیدا یک هدف هم اضافه شده به اهدافم اونم اینکه فرصت جهاد پیدا کنم ، همانطور که خانم ها با ازدواج فرصت جهاد پیدا می کنند (شوهر داری) ما هم با ازدواج فرصت جهاد پیدا می کنیم (خدمت به جامعه و کسب روزی حلال برای خانواده).
ضمن اینکه یک هدف از ازدواج هم تربیت فرزندان صالح هست.

کلا الان که فکر می کنم زیاد هدف و انگیزه هست ولی Big Grin هیچی !
آرامش
تامین جنسی و عاطفی
داشتن یک پشتیبان و مشوق در زندگی
شاید این تاپیک بتونه کمک کننده باشه

سوال از متاهل ها (انگیزه و هدف درست ازدواج )
1 - برطرف کردن نیاز جنسی که زمینه ساز ازدواج هست.
2- پیدا کردن آرامش روحی
سلام به همه بچه های گل
من دوس دارم ازدواج کنم تا به آرامش روح و جسم برسم
البته کنار کسی که اگه ازم بهتر نیست حداقل مثل خودم باشه(اعتقادات)
HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart
دوس دارم زندگی عاشقانه داشته باشم کنار کسی که برام میمیره و منم براش تب میکنم
Angelو البته باهم پیشرفت کنیم توی همه چیزAngel
نقل قول:یکی از اون سوالا اینه: هدفتون از ازدواج چیه؟[تصویر: huh.png]

قبلا یه مدتی بود خیلی دلم میخواست ازدواج کنم ولی از وقتی به این سوال فکر کردم دیگه هیچ شوقی واسه ازدواج ندارم فقط فشارهای روحی خیلی اذیتم میکنه و باعث میشه به ازدواج فکر کنم مگرنه اصلا حسش نیست.

مگرنه به غیر از دلیل گناه نکردن هیچ انگیزه ای واسه ازدواج ندارم. اصلا حوصله یک آدم دیگه رو ندارم، حوصله بچه، حوصله یک خونواده جدید، حوصله کار، حوصله هیچی رو ندارم. اصلا حوصله درس خوندن و ادامه تحصیل رو هم ندارم. اصلا از زندگی سیر شدم اگه اعمالم خوب میبود دعا میکردم هرچه زودتر بمیرم.

دلم میخواد برم پیش خدا دیگه از این همه آدم های بی وفا و گناه کار خسته شدم، از گناه کردن خسته شدم، حوصله هیچکی رو ندارم. میخوام برم بخوابم بی خیال...

البته این حالتی که در من به وجود اومده موقتیه چند ماه دیگه از بین میره ولی خیلی دوست داشتم یک دوست مومن پیدا میکردم، چقدر خوب میشد... یک نفر که دستمو بگیره و با خدا آشتی بده...

یعنی باور ندارم که یک زن مومن گیرم میاد مگرنه اشتیاقم به ازدواج زیاد میشد ولی از این آدما کم پیدا میشه و اگه پیدا هم بشه با کسی که لیاقتشو داره ازدواج میکنه... به هر حال اگه شرایط ازدواج داشتم ازدواج میکردم.
(۲۲/تیر/۹۲ ۲۳:۴۵)مهدی2012 نوشته است: [ -> ]قبلا یه مدتی بود خیلی دلم میخواست ازدواج کنم ولی از وقتی به این سوال فکر کردم دیگه هیچ شوقی واسه ازدواج ندارم فقط فشارهای روحی خیلی اذیتم میکنه و باعث میشه به ازدواج فکر کنم مگرنه اصلا حسش نیست.

مگرنه به غیر از دلیل گناه نکردن هیچ انگیزه ای واسه ازدواج ندارم. اصلا حوصله یک آدم دیگه رو ندارم، حوصله بچه، حوصله یک خونواده جدید، حوصله کار، حوصله هیچی رو ندارم. اصلا حوصله درس خوندن و ادامه تحصیل رو هم ندارم. اصلا از زندگی سیر شدم اگه اعمالم خوب میبود دعا میکردم هرچه زودتر بمیرم.

دلم میخواد برم پیش خدا دیگه از این همه آدم های بی وفا و گناه کار خسته شدم، از گناه کردن خسته شدم، حوصله هیچکی رو ندارم. میخوام برم بخوابم بی خیال...

البته این حالتی که در من به وجود اومده موقتیه چند ماه دیگه از بین میره ولی خیلی دوست داشتم یک دوست مومن پیدا میکردم، چقدر خوب میشد... یک نفر که دستمو بگیره و با خدا آشتی بده...

یعنی باور ندارم که یک زن مومن گیرم میاد مگرنه اشتیاقم به ازدواج زیاد میشد ولی از این آدما کم پیدا میشه و اگه پیدا هم بشه با کسی که لیاقتشو داره ازدواج میکنه... به هر حال اگه شرایط ازدواج داشتم ازدواج میکردم.
تقریبا شبیه خودمی. منم حوصله ی هر کسی رو ندارم. اما منم مثل تو دنبال یکی می گردم که تکمیلم کنه. همین که گفتی "خیلی دوست داشتم یک دوست مومن پیدا میکردم، چقدر خوب میشد... یک نفر که دستمو بگیره و با خدا آشتی بده...".
فکر کنم دیر ازدواج کنم، اما اون قدر صبر می کنم تا دختر مومن و خوبی پیدا کنم و می دونم پیدا می شه. شما هم صبر کن، پیدا می کنین همدیگه رو.
توی فیلم طلا و مس، سکانس اخر، اون اقایی که داره اخلاق درس میده، میگه که انسان با عشق زندس.
عشق خدا به بندش که بحثش جداست.

زمانی که ادم سنش کمه، عشق و محبتی که روحشو زنده نگه میداره، با خونوادش و پدر مادرش تامین میشه. همینطور که میگذره نیاز های جدید و روحیات جدید به وجود میاد تا زمانی که انسان به طور غریزی دوست داره توی همه چیز زندگیش با یکی شریک بشه. دوست داره علاوه بر دوست داستن خونوادش ، یه نفر دیگه هم یه جور دیگه دوست داشته باشه، مشکلاتشم به جون میخره، اینا میشه عشق زمینی ولی از همینجا عشق اسمونی شروع میشه.
یه مکمل، یه انگیزه، یه هدف، یه نیرویی که دیگه میدونی داری واسه خودت تلاش میکنی که بهترین باشی واسه کسی که خدا بهش داده. و اونم با تو همین حس رو داشته باشه.
هدف از ازدواج من اون یکی دو خط بالاست.
هدف و انگیزه داریم، شرایط نداریم Undecided
هیی
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع