تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: روایتی از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)=
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
فاطمه(علیه السلام) و ولایت

رسول گرامي اسلام درحالي چشم ازدنيا فرو بست كه تشنگان قدرت و منتظران فرصت نقشه هاي خود را به كمال رساندندودرحضور پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نيز شرم نكردند و مانع آوردن قلم و دوات شدند و رو در روي پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)به او جسارت كردند و عمر گفت : مريض است و نمي داند چه مي گويد ، ”قرآن ما راكافي است .“1

ازهمان آغازین روزهای رحلت رسول اکرم توطئه های دشمنان علیه اسلام و مسلمین آغاز شد .حتی برخی از به ظاهر مسلمانان خود در پیدایش این توطئه ها دست آلوده بودند .اسلام نیاز به حمایت و دفاع داشت و این امر تنها از جانب مسلمین و یاران راستین رسول الله امکان پذیر بود .امايكي از روشهاي دفاعي ، دفاع مسلحانه از اسلام و ولايت و عترت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود . آيا امكان چنين دفاعي وجود داشت ؟

آيا مسلمانان واقعي شهادت طلب ، قدرت و امكانات لازم براي دفاع مسلحانه را داشتند ؟

و مي توانستند به صحنه سياسي آمده و انحراف آغازين را پاسخ لازم دهند ؟

در عمل ،گروه به ظاهر مسلمان نشان دادند كه در ايمان ضعيف هستند و در آزمايش سخت ،سكوت كردند و از آن روح حماسي و شهادت طلب ميدانهاي جهاد در جبهه داخلي فاصله گرفتند و شمشير ها را غلاف كردند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) مهاجران و انصار را از اينكه شمشيرها را غلاف كرده و از عترت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفاع نمي كنند سرزنش فرمود :

” چه زشت است كندي شمشيرها و سستي و بازيچه بودن مردانتان پس از آنهمه تلاش و كوشش ها ، چه زشت است سر بر سنگ خارا زدن و شكاف برداشتن نيزه ها و فساد آراء و انديشه ها و انحراف آرمان و انگيزه ها“2

برخورد مسلحانه امام علي (علیه السلام) :

يكي از احتمالات آنكه امام علي (علیه السلام) خود وارد صحنه سياسي شده قدر ت طلبان تشنه حكومت را ادب كند . خاطره بدر و احد و خيبر را زنده نمايد و همه رشادت ها و ايثار گريها را سازمان بخشد ؟

چون همان ذوالفقار در كنارش بود وزنگار زمان فرسوده اش نكرده بود وهمان دست خيبر شكن هم چنان پرتوان نمود.

اما با چه كسي ، و با حمايت چه كساني امام دست به شمشير ببرد ؟ و اگر هم قدرت طلبان كودتا گر را كنار زد با چه كساني و با چه احزابي هم پيمان گردد؟

و آيا سران شكست خورده احزاب، اوباش طمعكار تازه به دوران رسيده با حقيقت خالص كنار مي آمدند ؟

كه امام خود توضيح داد :

” نگاه كردم و ديدم براي گرفتن حق خود ياوري جز خاندان خويش ندارم و به مرگ آنان راضي نشدم ، چشمهاي پر از خاشاك را فرو بستم و با همان گلويي كه گويا استخواني در آن گير كرده بود جرعه حوادث را نوشيدم . با اينكه تحمل دربرابر گرفتگي راه گلو ونوشيدن جرعه اي تلخ تر از حنظل،كارطاقت فرسايي بود شكيبايي كردم .“ 3

پس اين احتمال نيز كارساز نبود و تازه امام علي (علیه السلام) از طرف رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مامور به سكوت وشكيبايي بود.

وظيفه مهم دفاعي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) :

حال كه كودتاگران سقيفه قدرت را به دست گرفته و از انجام هيچ خلافي پروا نمي كنند . و امام نيز مامور به سكوت است و هر لحظه تهاجم و يورش امكان پذير مي باشد . و هر گونه برخورد مسلحانه يا امكان پذير مي باشد . و يا به صلاح اسلام نيست چه بايد كرد ؟

چه كسي بايد از حريم ولايت دفاع كند ؟و...

” در اين لحظه هاي حساس ، نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نقش آفريني كوثر قرآن روشن مي شود.با عرفان و معنويتي كه از پيامبر و قرآن دارد. با صبر و تحملي كه از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به يادگار گرفته است . با جسارت وشجاعتي كه از علي (علیه السلام) آموخته است . در برابر يورش ها مي ايستد . از ولايت دفاع مي كند . امام را نجات مي دهد در حاليكه مقابل شمشيرها برهنه دشمن ايستاده بود.“4

با حفظ جان امام (علیه السلام) و حرمت ولايت ، راه رسالت را تداوم بخشيد .وبا نظارت دائمي عترت را به تداوم اسلام ناب جاودانه نمود كه به تداوم اصالت قرآن انجاميد . و با سفارش به پنهان كردن محل قبر خود ، منتظران فرصت را براي هميشه تاريخ تا ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسوا كرد.

آري كودتاگران سقيفه شكست خوردند گرچه در ظاهر به حكومت رسيدند و حضرت زهرا (سلام الله علیها) پيروز وسربلند شد و توانست :

به بهترين شكل ممكن از حريم ولايت دفاع كند.

مانع يورش بيشتر به حريم عترت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گردد.

از سلامت و اصالت اسلام جانبداري نمايد .

و از تداوم سلامت قرآن پاسداري كند.

انواع انحرافات و تحريف را بشناساند و راه مقابله با آن را بياموزد .

و براي هميشه تاريخ مدعيان دروغين را افشا كند.

و نقش دفاعي خود را به بهترين شكل ممكن به انجام رساند .

با بررسي اين مسائل متوجه مي شويم كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقش بسزايي در ثابت نمودن پايه ولايت و مانع اصلي براي دشمنان براي ريشه كن كردن اسلام ايفا نمودند

وي‍گيهاي دفاع و مبارزه را به او عطا فرمود .او كه وقتي همه سكوت كردند فرياد مظلوميت علي (عليه السلام ) را بر آورد . او كه با قاطعيت و شجاعت علوي و معنويت فاطمي در برابر مهاجمان ايستاد و سردمداران شرك و نفاق را افشا نمود ..

آري بدون فاطمه مسئله تداوم رهبري و امامت وجود نداشت و ره آورد رسالت و ولايت بر باد مي رفت . واين انتخاب شايسته الهي بود كه تا 75يا 95 روز پس از رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله وسلم ) او را براي دفاع از حريم نبوي بر گزيد .




1-محمد بن اسماعيل بخاري، صحيح بخاري ، ج2،ص22،وج4ص85،انتشارات دارالقلم.

2-علامه مجلسي ،بحارالانوار ،ج43

3-استاد محمد دشتي ،ترجمه نهج البلاغه ،چ5،انتشارات آستان قدس رضوي ،سال 1383.

4-سيد محمد كاظم قزويني ، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از ولايت تا شهادت ، ترجمه دكتر حسين فريدوني ، نشر آفاق ، چاپ سوم ، سال 65 ،
زهد فاطمه علیهاالسلام

بزرگترین زهد حضرت که پشت پا زدن به تعلقات دنیوی بود ازدواج ایشان با حضرت علی صلوات الله علیه می باشد. در حالی که او دختر پیامبر خداست و بسیاری از صاحبان ثروت، خواهان ازدواج با ایشان بودند اما ایشان نپذیرفت و با حضرت علی علیه السلام که در آن زمان به علت درگیریهای اوایل اسلام با کفار فرصت برای فعالیت اقتصادی نداشت و دستش خالی بود حاضر شد ازدواج کند؛ با وجود سرزنش و نیز وسوسه زنان مدینه که چرا می خواهد با جوانی که نه خانه ای دارد و نه شغلی و نه مال قابل توجهی بر ازدواج با ایشان اصرار داشت؛ سید زنان عالم خطاب به پدر بزرگوارش نظر خود را اینگونه بیان کرد: ما اختار علیه احدا من اهل الارض. یعنی جز علی را اختیار نمی کنم. 3 مولا را برگزید و به جهان و جهانیان درس داد که فاطمه کسی را برای زندگی انتخاب می کند که دارای فضائل انسانی است و بدنبال دنیا و دنیا پرستان نمی رود. فاطمه آسمانی است و آسمانی می اندیشد.

در میان امت اسلامی کسی بیش از فاطمه به عبادت نمی پرداخت. او آن چنان در این زمینه پیش رفت که پاهای مبارکش متورم شد



زهد فاطمه علیهاالسلام و اسلام شمعون یهودی

وقتی قرار شد مسلمان تازه وارد را طعامی دهند و طعامی یافت نشد سلمان به در خانه حضرت زهرا آمد؛ آن حضرت فرمودند: سلمان! سه روز است که خود و فرزندانم گرسنه ایم و چیزی در خانه نداریم اما خیر را از خود بر نمی گردانم. اینک بیا این چادر مرا بگیر و به سراغ خانه شمعون یهودی برو و پیغام مرا برسان و بگو این چادر فاطمه است او می گوید: در مقابل آن به طور رهن سه کیلو خرما و سه کیلو جو بدهید، إن شاء الله پول آن را می پردازم. سلمان می گوید من چادر را به شمعون دادم و پیغام فاطمه سلام الله علیها را رساندم شمعون چادر را گرفت و مرتب آن را در دستش نگه داشت و خیره شد و پاره ها و وصله های آن را دید و چشمانش پر از اشک گردید و چنین گفت: یا سلمان هذا هم الزهد فی الدنیا... ای سلمان! این چادر نشانه زهد فاطمه در دنیاست این دین همان است که موسی در تورات به ما خبر داده؛ سپس شهادتین گفت و در ایمانش ثابت قدم گشت.


سیدروح الله علوی
بخش عترت و سیره تبیان
بسم الله


حکایاتی از آئین همسرداری وادب زهرا (سلام الله علیها):

الف - زهرا از دیدگاه علی (علیه السلام) :

پاسخ صریح وزیبای علی (علیه السلام) به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در فردای عروسی ، فاطمه را بهترین یار ومدد کاردر طاعت حق معرفی می کند . وقتی که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از او پرسید : زهرا را چگونه یافتی ؟ عرض کرد : نعم العون علی طاعه الله . فاطمه چه خوب یاوری برای طاعت الهی است ..

ب - ایثار وتعاون زهرا (سلام الله علیها) :

ایثار واز خودگذشتگی یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط میان اعضای یک مجموعه است ، نمونه ای از ایثار وگذشت در زندگی هر انسانی نشانه بزرگی روح وعلو همت اوست . در زندگی فاطمه (سلام الله علیها) وایثار در برابر شوی بزرگش نمونه های بارزی به چشم می خورد . هنگامی که پیامبر آندو را مشغول کار دید از آنها پرسید کدامیک از شما خسته ترید ؟ هر یک از آنها دیگری را مقدم دانسته واو را خسته از مشقت کار ذکر کرد.

د - تقسیم کار:

یکی از نمادهای زندگی مشترک زندگی علی (علیه السلام) وفاطمه (سلام الله علیها) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود . وقتی که پیامبر تقاضا کردند تا کارها را میان آن دو تقسیم کند ، رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کارهای خانه را به فاطمه (سلام الله علیها) سپرد ومسئولیت خارج از منزل را به علی (علیه السلام) واگذار کرد . زهرا (سلام الله علیها) بارها اظهار خشنودی می کرد ورضایت خود را از تقسیم ابراز می داشت .

ذ - محبت به همسر (رعایت یکدیگر ) :

پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بارها دختر وداماد گرامی اش را به محبت یکدیگر سفارش می فرمود . روزی به زهرا فرمودند : دخترم شوهر تو بهترین همسرهاست تو را از نافرمانی او بر حذر می دارم . سپس به علی (علیه السلام) فرمود : علی جان به همسرت مهربانی کن زیرا فاطمه پاره تن من است . رنج او رنج من است وشادی او خشنودی من است .

ه - رازداری زهرا (سلام الله علیها):


روزی فاطمه (سلام الله علیها) به حضورپدرش رسید در حالیکه آثار ضعف وگرسنگی از چهره فرخنده اش نمایان بود . رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مشاهده این حالت دستهایش را به سوی آسمان بلند نمود وگفت : خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن ووضع او را سامان بده .

آری زهرا (سلام الله علیها) از فقر خانه علی شکوه نمی کند وپیامبر بدون اینکه زهرا سخنی یه او بگوید از ضعف وگرسنگی او باخبر می شود . که این خود یکی از نمونه های پایبندی یه اساس واسرار خانواده است .
...
نگاه شفا وروح بخش :

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند : هیچ گاه فاطمه از من نرنجید. واو نیز هرگز مرا نرنجاند . او را به هیچ کاری نرنجاند. او را به هیچ کاری مجبور نکردم . وهر گاه بصورت ورخساره اش نظاره می کردم تمام غصه های من برطرف می شد . ودردهایم را فراموش می کردم . بخدا قسم هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود . او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد . آری فاطمه (سلام الله علیها) برای ایجاد یک محیط آرام وبا صفا در درون خانه بود وآنچه می گفت در جهت اهداف همسر فداکار ودلاورش بود .

- تقویت روانی شوهر مجاهد :

هنگامی که علی (علیه السلام) از جبهه باز می گردد. فاطمه (سلام الله علیها) به استقبال اومی رود وبا رویی گشاده ولبخند حاکی از رضایت وافتخار به او مینگرد ، لباس وشمشیر خون آلود او را می شوید واز حوادث میدان جنگ می پرسد . وبدین وسیله نقش خود را در جهاد سرنوشت ساز اسلام ودر تقویت روانی شوی مجاهدش ایفا می کند .

- تسلیم اختیارات شوهر :


خلیفه اول ودوم چندین بار تقاضای ملاقات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) کرده بودند وفاطمه نپذیرفته بودند . علی (علیه السلام) در آخرین روزهای واپسین عمر زهرا (سلام الله علیها) نزد او آمد وتقاضای آنان را برای ملاقات با فاطمه بازگو کرد واز او اجازه خواست . زهرا (سلام الله علیها) چنین گفت : خانه از آن شما ودر اختیار شمایم آنچه خود صلاح می دانی عمل کن

- محبت به همسر :

روزی پیامبر از فاطمه سلام الله پرسید شوهرت با تو چگونه است ؟ فاطمه (سلام الله علیها) عرض کرد: خوب است اما زنان قریش مرا با ازدواج با کسی که دستش از مال دنیا خالی است سرزنش می کنند . پیامبر فرمود : دخترم شوهر تو بهترین همسرهاست . به او محبت کن ! تو را از نافرمانی او برحذر می دارم .

- زهرا (سلام الله علیها) وتربیت فرزندان : ( وراثت در شخصیت فرزندان زهرا (سلام الله علیها) ) :

یکی از عوامل موثر در تشکیل شخصیت فرزندان زهرا (سلام الله علیها) وراثت است . زیرا در این خانواده مادر از مقام عصمت بهره مند است . در وجود مطهر او هیچ رجس وگناهی راه ندارد . چنانچه در زیازت امام حسین (علیه السلام) داریم که : گواهی می دهم که شما در اصلاب پاک وارحام مطهر بودید وهیچ غباری از شرک وجهالت بر دامن شما ننشست .

_ زهرا مادری پاکدامن :

امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا حقیقتی را بازگو کرد تا از آن طریق بر حقانیت خود تاکید ورزد . بدین جهت در آن روز تاریخی فرمود : شهامت ، آزاد منشی وکرامت خود را مرهون پاکدامنی وطهارت مادرم زهرا ( سلام الله علیها ) هستم .

- اعتقاد به عقیقه :

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هرگاه صاحب فرزندی می شد برای او گوسفندی را عقیقه می داد . سپس روز هفتم تولد هر یک از عزیزانش ، سر او را می تراشید وبرابر وزن موهای او نقره صدقه می داد . برای همسایه ها هدیه می فرستاد ودیگران را در شادی خود سهیم می نمود .

- عواطف مادری ونقش آن در تربیت فرزند :

سلمان می گوید : روزی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را دیدم که مشغول آسیاب بود . در این هنگام فرزندش حسین گریه کرد وبیتابی نمود . عرض کردم برای کمک به شما آسیاب می کنم یا بچه را آرام می نمایم . ایشان فرمود من به آرام کردن فرزند اولی هستم . شما آسیاب را بچرخانید .

- بازی وتحرک :

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با فرزندانش همبازی می شد وبه این نکته توجه داشت که در بازی نوع الفاظ وحرکات مادر سرمشق کودک قرار می گیرد . نقل شده است که حضرت با فرزندش امام حسن (علیه السلام) بازی می کرد واو را بالا می انداخت وبرایش شعر می خواند .

- رعایت عدالت در میان کودکان :

روزی امام حسن (علیه السلام) نزد پیامبر آمد واظهار تشنگی کرد وتقاضای آب نمود . رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بی درنگ برخاسته وظرفی برداشت واز گوسفندی مقداری شیر دوشید وبه امام حسن (علیه السلام) داد و در این هنگام که امام حسین (علیه السلام) خواست تا ظرف شیر برادرش را بگیرد . اما پیامبر در حمایت از امام حسن (علیه السلام) مانع گرفتن ظرف او شد . فاطمه (سلام الله علیها) عرض کرد گویا حسن برای شما عزیزتر است . پیامبر فرمود ند : هر دو برایم عزیز ومحبوبند . چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم .

سخنان برگزیده از حضرت زهرا (سلام الله علیها):
در خدمت مادر باش زیرا بهشت در زیر پای مادران است .
آن گاه در که روز قیامت برانگیخته شوم ، گناهکاران امت پیامبر اسلام را شفاعت خواهم کرد.
اگر به آنچه تو را به آن فرمان می دهیم عمل کنی واز آنچه بر حذر می داریم دوری کنی ، از شیعیان مایی والا هرگز.
از دنیای شما محبت سه چیز در دل من نهاده شد ؛ تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر خدا وانفاق در راه خدا .
خوش رویی در هنگام روبه رو شدن با مؤمن ، بهشت را بر فرد خوش رو واجب می کند .

والسلام
از دنیای شما، سه چیز در دل من نهاده شد:

- تلاوت قـــــرآن

- نگاه به چهره رسول خدا

- انفاق در راه خـــدا

-----------------------------------
حضرت زهرا سلام الله علیها
-----------------------------------

[تصویر: 6802.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم





نام او **فـــــاطمـــــه** است


<فـــاطمـــه> وصفی است از مصدر <فطم>



و <فطم> در لغت عرب به معنی <<بریدن، قطع کردن و جدا شدن>>


پس <فـــــاطمــــه> یعنی = **<<بریـــده و جـــدا شــــده>>**

________________________


*فــــاطمــــه* از چــــه چیز جـــــدا شـــــده است؟


در کتـــاب های شیعه و سنی روایتی می بینیم که پیغمبـــر فرمـــود:


◄◄

او را فـــاطمــــه نامیدند، چون خود و شیعیان او از آتش دوزخ بریده اند.

◄◄



بحار ص 18 ج 43
الصواعق المحرقه ص 160
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت فاطمه سلام الله علیها در عالم محشر...



[تصویر: 23968197151157186218581011322894111197129.jpg]


حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نیز همانند دیگران این مسیر را مى‏پیماید و پس از عالم برزخ به محشر مى‏آید و در پیشگاه خداوند، مقام او بر دیگران ثابت مى‏شود.
حضرت على علیه‏السلام مى‏فرمایند: روزى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله براى دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه‏ ما آمد،ولى دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینى؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم كه مردم در آن حال عریان خواهند بود. (ذكرت المحشر و وقوف الناس عراه...)
رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آن كه من، على و ابراهیم خلیل علیه‏السلام سر از قبر برمى‏داریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملک به سراغ تو مى‏فرستند، سپس اسرافیل در حالى كه با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، كنار تو مى‏آید و تو را از قبر بیرون مى‏نماید، در حالى كه بدنت پوشیده است...
آنگاه با عزت و احترام بى‏نظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان تو را وارد محشر مى‏كنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالت مى‏آیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه (دختر خویلد)، حوا (زن آدم)، آسیه، (دختر مزاحم) هر كدام با صفوف ملائكه اطراف تو را مى‏گیرند و تو را بر روى منبرى از نور مى‏نشانند. در این هنگام جبرئیل به حضور تو مى‏رسد و مى‏گوید: هر حاجتى دارى بگو و تو مى‏گویى: خدایا! حسن و حسینم را مى‏خواهم.
در آن ساعت حسینت را مى‏بینى كه با بدن خون آلود به محشر مى‏آید و از خدا مى‏خواهد كه قاتلان وى را به كیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائكه نیز به خشم آیند و شعله‏هاى جهنم زبانه مى‏كشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افكنده مى‏شوند.
منبع:[/b]
بحارالانوار، ج 43، ص 226- 225 با تلخیص.
بسم الله الرحمن الرحیم


ایستادم به نوک پنجه ے پا اما حیف ؛

دستش از روے سرم رد شد و بر مادر خورد ...


مــــادر ، غروبای مدینه دلگیره *** حسن با روضه ے تو میمیره ...

سلام و درود خداوند بر تو ای مادر..ای پاره تن پدر ، ای دلخوشی همسر ...
[تصویر: %D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%8A%D9%87-%D8...%D8%9F.jpg]
لحظات وداع حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در اوراق تاریخ
[/font]
در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید
:

از ابن‌عباس شنیدم که می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌ علیه السلام را طلبید و فرمود:

“وصیت می‌کنم تو را که بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائکه برای من وصف کردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت کرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم.”

پس ابوبکر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبکر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن کردیم. عمر به ابوبکر گفت: نگفتیم چنین خواهند کرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت کرده بود که شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما کینه قدیم خود را هرگز ترک نمی‌کنید، والله که می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌کنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بکشم و در نیام نکنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه کردند که علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نکشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبکر گفت: چه کسی این جرأت را می‌کند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر کشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبکر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس که پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبکر زندگی می‌کرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، کنیزک خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. ” وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین.”(سوره قصص؛ آیه ۲۰) چون کنیزک آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت کند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بکشند چه کسی با ناکثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد کرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبکر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید که اگر علی علیه السلام شمشیر بکشد؛ اول او را بکشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن که نزدیک شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید که اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل کند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مکن آنچه را گفته بودم، اگر بکنی تو را خواهم کشت.(کتاب سلیم بن قیس؛ ص ۲۵۵/ احتجاج؛۱/۲۴۰) و این فتنه دفع شد.

به روایت شیخ صدوق

همچنین شیخ صدوق روایت کرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و – او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌کنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است که امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی که تربیت کننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائکه برای من تصویر کردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما که چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را که ملائکه از جانب حق تعالی برای او وصف کرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است که در هر ساعت از شب و روز که وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن کنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا که بر من ستم کرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم کرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تکفین آن حضرت گردید. پس از آن که از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن کرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن که در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن کردند…(علل الشرایع؛۱۸۵) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز کمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌کند بر آن که بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت کرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛۴۹)

روایات درباره سن حضرت زهرا (س
)

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اکثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اکثر روایات معتبر دلالت می‌کند بر آن که سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

به روایت کتاب روضة الواعظین

در کتاب روضة الواعظین روایت کرده‌اند که حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌کنم به چیزی چند که در خاطر دارم.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت کن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر که در آن خانه بود بیرون کردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت کن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌کنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌کنم تو را اول که بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا که ملائکه را دیدم که صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌کنم تو را که نگذاری که یکی از آنها که بر من ستم کرده و حقّ مرا غصب کردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا که ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری که احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن کنی، در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛۱۵۱)

روایت کشف الغمّه

در کشف الغمّه روایت کرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیک شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور که من وضو بگیرم، پس وضو گرفت – به روایتی دیگر غسل کرد – و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم کافور آورد، حضرت آن را سه قسمت کرد و یک بخش را از برای خود گذاشت و یکی را برای من و یکی را برای علی، آن کافور را بیاور که مرا به آن حنوط کنند. چون کافور را آورد، فرمود: نزدیک سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود کشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر کن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب کن و بدان که من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار کشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا کرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین کسی که بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن کسی که در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مبارکش برداشت، دید که مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز کرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیکن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افکند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن که روحم از جسد مفارقت کند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن که دلم شکافته شود و از دنیا مفارقت کنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر کنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیک مسجد رسیدند صدا به گریه بلند کردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به که تسلی دهم. (کشف الغمة؛۲/۱۲۲)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌کردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌کشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن کردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت که ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام کدام است.

به روایات دیگر

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند که قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود که موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛۱۵۱) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیک قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا که حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌کند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت کرده‌اند چون خواستند که آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ ۳/۴۱۴ با کمی اختلاف.)

بودم.

به روایت مفضل
[font=Tahoma]
مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه کسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا که فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص۱۸۴) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن که فاطمه علیهاالسلام وصیّت کرده بود که آن دو مرد اعرابی که هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص۱۸۵) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا که او خشمناک بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر کسی که ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، که بر احدی از فرزندان فاطمه نماز کند.(امالی شیخ صدوق؛ ص۵۲۳)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است، هفت کس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛۳۶۱)

منبع: برگزیده از کتاب جلاءالعیون، علامه محمّدباقر مجلسی /از صفحه (۶۰ تا ۷۳)/ اقتباس: علی لباف – خبرآنلاین

ارسال مطلب : مسلم مهکی

منبع: رهبران شیعه / به سوی بیداری (گروه چشمان منتظر)
حضرت فاطمه سلام الله علیها می‌فرمایند :

لذتی كه از خدمت حضرت حق می‌برم ، مرا از هر خواهشی باز‌داشته است.



(ریاحین‌الشریعه/1/105)
بسم الله

...

«ابن قتیبه» در ادامه می‌گوید:
فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پشت در‌آمد و فرمود: «ای پسر خطاب! این بود عمل به سفارش رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که بعد از من با خاندانم نیکی کنید؟! هنوز کفن پدر من خشک نشده است، با خاندان او این گونه برخورد می‌کنید؟».
او گفت: ای دختر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می‌دانم که نزد پدرت چه قدر محبوب بودی. اما اگر در را نگشایی تا آنها بیعت کنند، این خانه را آتش می‌زنم و این کار دین پدرت را محکم‌تر می‌کند!
حضرت زهرا علیها‌السلام وقتی چنین دیدند، خطاب به پیغمبر عرضه داشتند: «ای پدر! بعد از تو، ما از پسر ابی قحافه و پسر خطاب چه‌ها که ندیدیم»
و شروع به استغاثه‌ای کرد که به نقل «ابن قتیبه» چنان دلخراش بود که همان افرادی که آمده بودند، نزدیک بود دل‌هایشان شکافته و جگرهایشان پاره‌پاره شود و به شدت گریستند و عده زیادی از آنها صحنه را ترک کردند، منتها «ابن قتیبه» دیگر نمی‌گوید چگونه!

نقل می‌کند که در خانه باز شد و اینها وارد خانه شدند و بازوان علی علیه السلام را بستند و او را وارد مسجد کردند تا از او بیعت بگیرند.
اما منابع شیعه می‌گویند که عمر بن خطاب تهدید خودش را عملی کرد، در را آتش زد، همین که در مقداری باز شد، آن را با فشار سختی گشود، در حالی که حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در بود و بین در و دیوار این ضربت بر او وارد شد و چون باردار بود، موجب سقط جنین آن حضرت شد و حضرت از هوش رفت و زمانی که به هوش آمد، دید امیر‌المومنان علیه‌السلام را کشان کشان با بازوان بسته به طرف مسجد می‌برند،
این بود که خود را با همان حالت زار به امیر‌المومنان علیه السلام چسباند، لباس او را گرفت و فرمود: «نمی‌گذارم با پسرعمویم این گونه رفتار کنید».
به نقلی خود ابن خطاب و به نقلی به دستور او «قنفذ» با غلاف شمشیر به دستان حضرت زدند که دستان مبارکش کبود و قدرت او زائل و دوباره بیهوش شد و امیر‌المومنین علیه السلام را رها کرد.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع