تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شبهات پیرامون فلسفه و عرفان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۱۱/خرداد/۹۲ ۴:۰۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]
در مورد مجسمه سازی یا نقاشی یه سری حدیث داریم که احتمالا شنیدید

اون موقع مجسمه ها و نقاشی های باطل درست میکردند(چه محتوای باطل چه بدون پوشش یا هر مورد دیگه ای)

خب حالا معصوم علیه السلام میفرمودند که این نوعش خوب نیست فلان نوعی که مردم اون موقع ندیده بودند مباحه

به همین خاطر اون حدیث رو فرمودند(نظر شخصیمه و فتوا نیست)




اولا که ثابت است کسی که عمدا به اهل بیت علیهم السلام دروغ ببندد، فلیتبوء مقعده من النار

در رابطه با حرام بودن نقاشی و مجسمه سازی:

فتوی علماء و فقهاء در طول تاریخ بدون تغییر این بوده است که:

نقاشی و مجسمه سازیِ موجودات ذی روح(یعنی حیوان و انسان) حرام است.

و در هیچ حدیثی هم نیامده است که مضمون باطل و ...

بلکه قوم نوح که بت پرست شدند، ابتداء کارشان از جائی بود که مجسمه 5 تن از عابدان خود را ساختند و در میادین نصب کردند و هر روز به عنوان احترام تعظیم میکردند، تا آنکه کم کم کار به پرستش کشید.

لذا چون که الله متعال ما را دستور به حرام بودن نقاشی و مجسمه سازی موجودات ذی روح داده است، ما نیز بدون چون و چرا اطاعت می کنیم و در دین خدا بدعت وارد نمی کنیم.

در مورد نظر دادن نیز انسان باید اطلاع کامل داشته باشد و نظر دهد، به ویژه در امور دینی و الا موجب آتش جهنم است.


إن العاشق إذا اتفق له ما كانت غاية متمناة و هو الدنو من معشوقه و الحضور في مجلس صحبته معه فإذا حصل له هذا المتمنى يدعي فوق ذلك و هو تمني الخلوة و المصاحبة معه من غير حضور أحد فإذا سهل ذلك و خلي المجلس عن الأغيار تمنى المعانقة و التقبيل فإن تيسر ذلك تمنى الدخول في لحاف واحد و الالتزام بجميع الجوارح أكثر ما ينبغي و مع ذلك كله الشوق بحاله- و حرقة النفس كما كانت بل ازداد الشوق و الاضطراب - اسفار / ج7 / صفحه 179 - طبع دار احیاء الثراث العربی

این عبارات ملاصدرا در مورد عشق بازی و مکیدن لب و رساندن اعضاء بدن به بدن پسر جوان زیر لحاف است و وضاح الدلالة است، این را توضیحی اگر دارید بدهید.

صحبت کردن در مورد مسائل دیگر اسفار فرار از موضوع است دوست عزیز.

(۱۱/خرداد/۹۲ ۸:۱۱)حق الیقین نوشته است: [ -> ]
این عبارات ملاصدرا در مورد عشق بازی و مکیدن لب و رساندن اعضاء بدن به بدن پسر جوان زیر لحاف است و وضاح الدلالة است، این را توضیحی اگر دارید بدهید.


1. دوستمون آقا حسن عزیز در ارسال قبل تو ارسال قبل توضیح داده اند ... به طور مبسوط هم توضیح دادند ... مطالعه کردید؟؟؟
2. اگر بخواهید تهمت های بی شرمانه ی بی اساس خودتون رو که پاسخ داده شده دوباره تکرار کنید مطمئن باشید اجازه این کار این کار به شما داده نخواهد شد و برخورد مقتضی صورت خواهد گرفت ...
دوست عزیزجواب سوالات ما داده نشده است، بی خودی هم لازم به تهدید نیست..

جناب س در مواردی توضیح دادند که اصلا مربوط به موضوع نیست
(۱۱/خرداد/۹۲ ۱۵:۲۰)حق الیقین نوشته است: [ -> ]دوست عزیزجواب سوالات ما داده نشده است،
سلام دوست عزيز


منتظر جواب نباشيد .


زيرا تجربه ثابت كرده اين جور بحث ها نه تنها ختم به نتيجه نميشه بلكه اكثراً به ناراحتي و دشمني ختم ميشه و طرفي طرف ديگر را با اتهام و افترا از ميدان به در مي نمايد . تو اين مسئله بسياري از بزرگان و فقيهان و عالمان اسلام موندند و هنوز بعد از مدتها به يك اجماع نرسيدند چه برسه به دوستان و كاربران فضاي مجازي كه نهايتاً 10 تا كتاب خوندن و....


وقتي آن بزرگواراني كه از نظر علوم ديني به درجه اجتهاد رسيده نتونه اين مسائل را حل كنند نبايد انتظار از بقيه داشت .


اگر اين مسائل پاسخ دادني بود و حل شدني كه آن بزرگواران از همه وارد تر بودند .


در اين گونه مسائل بايد منتظر بود تا عقل كل عالم هستي بيايد ولاغير





حقير به عنوان كوچكترين و كمترين عضو اين تالار از همه بزرگواران و كاربران تقاضا دارم اين بحث ها را ادامه ندن تا خداي ناكرده حقي را ناحق و ناحقي را حق جلوه داده باشند. و افراد نامطلع و كم اطلاعي همچون من و... را از دايره ولايت دور نسازيم .




موفق و پيروز و سربلند باشيد
يا علي عليه السلام
(۱۱/خرداد/۹۲ ۱۵:۲۰)حق الیقین نوشته است: [ -> ]دوست عزیزجواب سوالات ما داده نشده است، بی خودی هم لازم به تهدید نیست..

جناب س در مواردی توضیح دادند که اصلا مربوط به موضوع نیست

برادر گرامی چرا وقتی پاسخ شما داده می شود، شجاعت گفتن یک معذرت ساده را ندارید؟!؟! آمده اید به یک عالم دینی تهمت می زنید و آنگاه که مطلب مشخص می گردد بر باطل خود اصرار می فرمایید؟!؟!

شما یک نقل قولی از اسفار ملاصدرا(رحمة الله علیه) آوردید:


نقل قول:إن العاشق إذا اتفق له ما كانت غاية متمناة و هو الدنو من معشوقه و الحضور في مجلس صحبته معه فإذا حصل له هذا المتمنى يدعي فوق ذلك و هو تمني الخلوة و المصاحبة معه من غير حضور أحد فإذا سهل ذلك و خلي المجلس عن الأغيار تمنى المعانقة و التقبيل فإن تيسر ذلك تمنى الدخول في لحاف واحد و الالتزام بجميع الجوارح أكثر ما ينبغي و مع ذلك كله الشوق بحاله- و حرقة النفس كما كانت بل ازداد الشوق و الاضطراب - اسفار / ج7 / صفحه 179 - طبع دار احیاء الثراث العربی



از کجای این متن متوجه شدید که در این جا شرح ارتباط با پسر بچه ذکر گردیده است؟ کدام لغت دلالت بر پسر جوان می نماید؟ بنده کامل شرح دادم که این عبارت کجا چرا و چگونه در آن فصل اسفار به کار رفته است؛ یک ارتباط زناشویی شرح شده است که اتفاقا از این مطالب در کتب حدیثی ما فراوان است؛ چرا انسان باید به هر چیزی برای بیان باطل خود اصرار نماید؟ محدثان و فقهای ما که این کتاب ها را نوشته و از معصوم(علیه السلام) ذکر نموده اند...نگذارید از شیوه ی استدلال شما عده ای مغرض بر علیه خودتان استفاده نمایند؛ البته شاید شما شیوه ی جدیدی برای ارتباط از راه دور در راوابط زناشویی آموخته اید ولی آنچه که خدا و پیغمبران(علیه السلام) و عقل ما به ما یاد داده است همین گونه است!!! حالا شما اصرار دارید از یک عبارت ملاصدرا که اولا شرح یک رابطه ی زناشویی است ثانیا نقل قولی از رساله ی دیگر است ثالثا استدلالی تجربی پیرامون یک گزاره ی فلسفی است، رابطه ی با پسر جوان را بفهمید این به باطن شما بر می گردد که اینگونه اقتضاء دارد.


به هر صورت دیگر از این بیشتر پرداختن به این مطلب فایده ای ندارد شما اشکال خود را فرمودید و بنده هم جواب دادم؛ آن کسانی که باید قضاوت نمایند خوانندگان این پست هستند...والسلام...
نقل قول: از کجای این متن متوجه شدید که در این جا شرح ارتباط با پسر بچه ذکر گردیده است؟ کدام لغت دلالت بر پسر جوان می نماید؟ بنده کامل شرح دادم که این عبارت کجا چرا و چگونه در آن فصل اسفار به کار رفته است؛ یک ارتباط زناشویی شرح شده است که اتفاقا از این مطالب در کتب حدیثی ما فراوان است؛ چرا انسان باید به هر چیزی برای بیان باطل خود اصرار نماید؟ محدثان و فقهای ما که این کتاب ها را نوشته و از معصوم(علیه السلام) ذکر نموده اند...نگذارید از شیوه ی استدلال شما عده ای مغرض بر علیه خودتان استفاده نمایند؛ البته شاید شما شیوه ی جدیدی برای ارتباط از راه دور در راوابط زناشویی آموخته اید ولی آنچه که خدا و پیغمبران(علیه السلام) و عقل ما به ما یاد داده است همین گونه است!!! حالا شما اصرار دارید از یک عبارت ملاصدرا که اولا شرح یک رابطه ی زناشویی است ثانیا نقل قولی از رساله ی دیگر است ثالثا استدلالی تجربی پیرامون یک گزاره ی فلسفی است، رابطه ی با پسر جوان را بفهمید این به باطن شما بر می گردد که اینگونه اقتضاء دارد.

ببینم برادر عزیز، اگر کمی عربی بلد باشی و به ضمیر ها دقت کنی واضح است...
(۱۱/خرداد/۹۲ ۲۰:۰۹)حق الیقین نوشته است: [ -> ]
ببینم برادر عزیز، اگر کمی عربی بلد باشی و به ضمیر ها دقت کنی واضح است...

عزیز برادر شما جدی می فرمایید؟!؟!
Blush

عاشق و معشوق اینجا اعم از مذکر و مونث است. وقتی می خواهیم قضیه ای را به صورت کلی بیان نماییم و مثلا بگوییم ورزشکار زیاد غذا می خورد در قواعد عربی به صورت مذکر به کار می بریم. اینجا هم عاشق و معشوق اعم از جنسیت است. قرآن که مطالعه می فرمایید این سخن از اشکالاتی است که اغلب اهل عناد به قرآن وارد می نمایند. این ها به کنار، بزرگان شما که فلسفه و عرفان را کنار می زنند بسیار خود را در فقه و اصول مسلط می دانند؛ لااقل همان کتاب ها را که خوب بخوانیم؛ قاعده ی ارتکاز متشرعه، تنقیح مناط ،الغای خصوصیت و ...در بکارگیری این قواعد عباراتی که اعم از جنسیت است قابل حمل بر هر دوست.ملاصدرا(رحمة الله علیه) که از کتاب اخوان الصفا این متن را می آورد دارد از حکمی کلی پیرامون عاشق و معشوق و اعم از جنسیت سخن می گوید؛ می خواهد بیان نماید چه زن که عاشق مردی است و چه مردی که عاشق زن است در شرایط اتحاد و فوران محبت اینچنین عمل می نمایند.

جناب حق اليقين عزیز، ما همه همتمان ترویج معارف اهل البیت(علیه السلام) است. مگر رهبری عزیز که تمام قد از ملاصدرا دفاع می نمایند ، نمی دانند که چه چیزی برای ترویج تشیع لازم است؟ مگر امام خمینی(رحمة الله علیه) که در نامه ی عظیم خود که فروپاشی شوروی را نوید می دهند، نمی دانند قرآن و کلام اهل البیت(رحمة الله علیه) با تفسیر چه کسی باید به دنیا عرضه شود؟ چرا می گویند کارشناسان خود را بفرستید تا تفسیر ملاصدرا از قرآن و سخن اهل البیت(علیه السلام) بیان شود؟ چرا در منشور روحانیت اسفار اربعه ی آخوند را خلاصه ی تلاش بزرگان بر روی فهم عمیق قرآن و سخن اهل البیت(علیه السلام) می دانند؟

بسیار خوب شما نمی پذیرید اما حیف نیست به هر قیمتی بزرگان خود را مورد تعرض قرار دهیم؟ فکر می نمایید تفسیر المیزان علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) که حتی در الازهر مصر هم همه را انگشت به دهن گذاشت چگونه رخ نمود؟ غیر از این است که علامه طباطبایی فرمود بنده شاکله ی اینگونه تفسیر را از استادم مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) آموختم و هر چه از معارف قرآنی و غیر آن عرضه نمودم حاصل تدبری است که از دستگاه حکمت متعالیه آخوند(رحمة الله علیه) به من رسید؟ واقعا اسباب شرمندگی است که عده ای می خواهند به خاطر اصرار بر مسلک خود همه چیز را زیر سوال ببرند؛ شیعه هم علامه ی مجلسی(رحمة الله علیه) است هم ملاصدرا؛ این دو و امثال اینان با هم می توانند مطابق نفس هر شیعه ی و بر میزان تعقل هر دوستدار اهل البیتی(علیه السلام)، معارف قرآن و حدیث را به او نیوشانند و او را به در خانه قرآن و اهل البیت(علیه السلام) رهنمون سازند. خداوند همه ما را عاقبت به خیر نماید ان شاء الله.

عدم پذیرش اشتباه نشانه غرور و تکبر است و نشان می دهد که طرف اصلا دنبال فهمیدن نیست بلکه دنبال تخریب است.
کسی که دنبال فهمیدن باشه انصاف را رعایت می کنه و نمیره بگرده تو کل کتاب یا عالم یک خط پیدا کنه بکشه بیرون و اون را یه جوردیگه تفسیر کنه که اصلا منظور نویسنده نبوده.
اینها همه تکنیکهای شبهه پراکنی است که بعضی مسلمانها هم عمدا یا از روی نادانی این شبهه ها را تکرار می کنند.
به نام الله
آیت الله بهجت خواندن فلسفه را خطرناک می‌دانستند

آیت الله بهجت خواندن فلسفه را خطرناک می‌دانستند مگر بعد از اجتهاد در علم کلام و تصحیح اعتقادات[sup]۱[/sup] و به کسی که قبل از کلام می‌خواست فلسفه بخواند فرمودند: آقا می‌خواهد برود کافر شود!
از جمله سفارشات دیگر آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) که براساس گفته های دوستان نزدیک و شاگردان ملازم ایشان بازگو شده است تاکید بر مطالعه کتاب خاطرات مستر همفر می باشد.
ملاصدرا در اسفار اربعه خود از محی الدین ابن عربی با نام شیخ اکبر (در متن عربی اسفار) یاد میکند، و این امر تا جایی است که بزرگ و استاد عرفای معاصر میگوید :
[b] بعد از مقام عصمت و امامت، در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محیی الدین عربی نیست و کسی به او نمی رسد، و ملاصدرا هر چه دارد از محیی الدین دارد و در کنار سفره او نشسته است!


نظر آیت الله بهجت در مورد میرزا مهدی اصفهانی:
جناب آقای محمدی ری شهری می‌گوید: در ديداري ، از آية الله بهجت درباره آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني پرسيدم.
ايشان پاسخ دادند: «ايشان در اواخر عمر، از آنچه در مورد فلسفه و فلاسفه گفته بود، برگشته بود و اين معنا براي من ثابت شده است.»
زمزم عرفان، محمدی ری شهری، ص 134

نظر آیت الله بهجت در مورد ابن عربی
ابن عربی شیعه است
آیة الله بهجت، معتقد بودند که برخی از عرفا که کتاب های آنان، حاکی از آن است که پیرو مذهب اهل سنّت هستند، در اواخر عمر، مذهب اهل بیت علیهم السلام را اختیار کرده اند. ایشان در این باره فرمودند:

ابن عربی، مانند غزّالی، شیعه شده. البتّه کتاب های آنان، دلالت بر سنّی بودن آن ها دارد؛ ولی [از عقیده شان] برگشته اند. حال، برگشتن آن ها را با آن کتاب ها، خدا قبول کند یا نه، مطلب دیگری است. احتمالاً سیوطی هم مذهب امامیّه را پذیرفته است.1
ایشان در پاسخ این سوال که « آیا محیی الدین عربی، ضالّ و مُضل است »، فرموده اند:

این سوال را باید از آقا سیّد محمّد کاظم یزدی پرسید که با آن همه تورّّع، احتیاط می کند. البتّه ما نمی توانیم از محی الدین و امثال او و گفته ی آن ها تبعیّت کنیم و از آن ها متابعت نماییم و بنا بگذاریم که: «کلّ ما یقوله حقّ». 2

ما باید در اعتقاد و عمل، تابع انبیا و اوصیا علیهم السلام و با آنها باشیم. این که بگوییم: اینها کافرند و تناکح و تناسل با آن ها جایز نیست، این را هم نمی توانیم بگوییم؛ زیرا آن ها به نماز و روزه التزام داشته اند. حرف های آن ها، قابل تأویل است. مثل بایزید و جنید که دارای شطحیّات بوده اند، و به طور کلّی، در مورد افرادی که نمی دانیم چگونه بوده اند و عاقبت شان چه شده، می گوییم: هر کس که موافق با اهل بیت علیهم االسلام باشد، ما هم با او موافقیم؛ و هر کس با آن ها مخالف باشد، [با او] مخالف هستیم.

در هر حال، باید از « ثقلّین » تقلید کرد و مرجع همه مسلمانان، « ثقلین » است. 3
منبع: زمزم عرفان، محمدی ری شهری

چرا صراط مستقیم رو ول کنیم و از ظالین باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آب در هاون کوفتن است.................
با عرض احترام خدمت جناب نیستان 23

اگر پست اول را می خواندید بنده عرض نمودم شبهات را در این تاپیک ارسال نمایید و نه نقل قول....
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع