اینجا آیا خواسته نفسم بر خواست خداوند ترجیح پیدا کرده است یا خیر!؟!؟!
معلومه که نه ما باید یه جایی ثابت کنیم بنده نفسیم یا خدا........
به دل ما که نیست به خواست خداست..........
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
در اول ایه برای عظمت ماه مبارک از نزول قران در این ماه گفته میشه
و در مورد این قسمت که خداوند اسانی برای شما میخواد این بنظرمه که در مورد تمامی عبادات خداوند
باید یه کاری را انجام بدیم مانند نماز وضو بگیریم و
نماز را بخوانیم ولی در مورد روزه لازم نیست کاری انجام بدیم بلکه کارهایی را نباید انجام بدیم و جلوی خودمون
در خوردن و اشامیدن و حرامهای دیگر بگیریم
یعنی نخوریم و نیاشامیدن و ......... بعبارت دیگر نیت را خالص کردن در این امر یه مقدار نسبت به عبادات دیگر راحتتر می
باشدکه خداوند گفته اسانی را برای شما میخواهم
ان شاءالله از شکر گزاران باشیم
التماس دعا
وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
باشد که شاکرت باشیم.
امید که شکر گزاری را در این ماه بیاموزیم.
[/font]
[font=Times New Roman]
بسم الله الرحمن الرحیم
(۲۵/تیر/۹۲ ۱۲:۴۰)pid='204675 نوشته است: [ -> ]اینجا آیا خواسته نفسم بر خواست خداوند ترجیح پیدا کرده است یا خیر!؟!؟!
مگه روزه رو واسه خدا نمیگیریم؟ و مگه واسه نزدیکی و تقرب به اون؟
حالا من از شما می پرسم منِ بشر راه رو مشناسم یا خدا؟
اگه بنا به خواسته ما بود که دیگه مهمونی خدا نمی شد می شد ( نمی دونم چی میشد ولی مهمونی نبود

)
راجع به این که تو مهمونی خدام نباید لب به چیزی بزنیم دیروز توی برنامه معرفت شبکه 4 قبل اذان تهران توضیح میداد می گفت (چیزی که من فهمیدم)مگه نه اینکه وقتی بطن ما (شکم) پر باشه راهی نیست واسه خدا. مهمونی مهمونیِ معنویه. و معنویت تمام کنار مادیت تمام جا نمی گیره. شکم که پر شد انرژی صرف هضم غذا میشه و دیگه حالی واسه گپ. گفت با خدا نمیمونه.
هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ
یعنی هدایت و دلایل روشن از ((هدی)) و قرآن. هدی رو خودتون راهبر معنی کردید راهبر ما کیه؟
یعنی توی ماه بزرگ رمضان هدایت نصیب کسایی میشه که همزمان از راهبر و قرآن استفاده کنند. توی مراسم شیرین قرآن به سر خدا رو به راهبرهامون قسم میدیم - بفاطمةٍ .....- و سعی میکنیم هر روز یک جز قرآن با تدبر بخونیم.
امید که هدایت الهی در این ماه نصیبمون بشه
راستی امام جمعه قم میگفت تو این ماه حواستون به امام زمانتون باشه ایشون اعمال رو میبینن. توسل کنید به ایشون
(۲۹/تیر/۹۲ ۱۵:۳۴)هدهد نوشته است: [ -> ]مگه روزه رو واسه خدا نمیگیریم؟ و مگه واسه نزدیکی و تقرب به اون؟
حالا من از شما می پرسم منِ بشر راه رو مشناسم یا خدا؟
درسته
اصلا همونطوری که می دونیم اصل بر عبودیت هست .
راه نزدیک است برای پوینده آن ...
یکی دیگر از مفاهیمی که به ذهنم می رسد این هست که
خوب در این آیه قرار است یکی از واجبات از طرف خداوند متعال بیان شود .
می خواهد بگوید ای بنده روزه بگیر .
ولی بیان مطلب رو انگار با یک جور دلسوزی شفقت آمیز دارد می گوید !
اول واجب بیان میشود .
بعد می گوید اگر هم حالا نتوانستی ، بعدا بگیر ،
بعد می گوید من خیر تو را می خواهم ... برای تو سختی نمی خواهم ...
عجب خدای مهربانی داریم

.
.
.
دیگه اگر کسی حرفی ندارد ، میرویم سراغ جمع بندی ...
نقل قول:ولی بیان مطلب رو انگار با یک جور دلسوزی شفقت آمیز دارد می گوید !
اول واجب بیان میشود .
بعد می گوید اگر هم حالا نتوانستی ، بعدا بگیر ،
بعد می گوید من خیر تو را می خواهم ... برای تو سختی نمی خواهم ...
عجب خدای مهربانی داریم ![[تصویر: heart.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/heart.png)
واقعا همینطوره. بعضی موقع ها که قرآن میخونم و فکر میکنم میبینم خدا چقدر میگه اینکار رو بکنید، اینکار رو نکنید، مثال میاره، داستان میگه و ... و انگار که تمام تلاشش رو میکنه تا هدایت بشیم. واسم خیلی عجیبه که چقدر خدا به ما اهمیت میده! اون موقع میگم خدایا ما اصلا ارزششو نداریم ولی چقدر برای تو مهم هستیم.
واقعا اگه یکم به این چیزها و نعمت هایی که خدا به ما داده فکر کنیم میفهمیم که خدا خیلی ما رو دوست داره. همون موقع بود که یاد این حرف خدا افتادم که گفت اگه بنده هام میدونستن چقدر من دوستشون دارم، بند بند وجودشون از هم میگسست.
آدم بعضی موقع ها خیلی حال میکنه وقتی میبینه چنین عظمتی اینقدر آدمو دوست داره
ولی افسوس که ما...
(۲۹/تیر/۹۲ ۲۰:۲۷)جوانمرد نوشته است: [ -> ]وقتی کمتر آب و غذا بخوریم و کمتر به امور دنیایی فکر کنیم، وجود ما از شهوات و قید و بندهایی که قبلا برای خودمان درست کرده ایم فاصله می گیرد و این امکان برای ما به وجود میآید که بتوانیم انسانیت را بیش از پیش در خودمان تقویت کنیم. در واقع انسان به قدر ظرفیتی که از امور دنیایی کم کند به همان مقدار میتواند به امور معنوی بپردازد
البته کسی که واقعاً از دنیا چشمپوشی کنه، و این کارش بخاطر چیز دیگهای در دنیا نباشه، حتماً بخاطر خدا هست، و علاوه بر اینکه امکان خدایی شدن بوجود میاد، حتماً هم اتفاق میفته.
کسی که بال و پر گرفتنش با دنیا باشه، چه جایی گذاشته برای اینکه خداوند بهش بال و پر بده؟
گفت که با بال و پری، من پرو بالت ندهم
در هوس بال و پرش بی پر و پر کنده شدم
(۳۰/تیر/۹۲ ۱۶:۰۵)درست پسند نوشته است: [ -> ]البته کسی که واقعاً از دنیا چشمپوشی کنه، و این کارش بخاطر چیز دیگهای در دنیا نباشه، حتماً بخاطر خدا هست، و علاوه بر اینکه امکان خدایی شدن بوجود میاد، حتماً هم اتفاق میفته.
کسی که بال و پر گرفتنش با دنیا باشه، چه جایی گذاشته برای اینکه خداوند بهش بال و پر بده؟
گفت که با بال و پری، من پرو بالت ندهم
در هوس بال و پرش بی پر و پر کنده شدم
باور کنید به اندازه یک کتاب مطلب در ذهنم هست در این مورد .
کمی رو عرض می کنم .
در واقع روزه گرفتن یک نوع از خود گذشتگی هست . یک مدل از پرهیز .
کسی که روزه می گیرد ، در واقع می تواند بخورد ، اما چون خداوند فرمان داده ، پس گذشت می کند .
تا اینجا مقداری از انتظار برآورده شده . چون فرمانبرداری خداوند شده .
ولی جهتش هم مشخص باید بشود ، هرچه این عبودیت بر اثر فرمانبرداری از خداوند باشد ، خلوصی که در عمل پیدا می کند ، بیشتر هست .
اصولا عمل ما قدری پیدا نمی کند چون خلوصش پایین هست . مثلا فردی می گوید ، من نماز میخوانم تا آرامش روحی پیدا کنم . در اینجا عمل انجام شده ، ولی باعث ارتقاء نمی شود چون جهت آن خدایی نیست . البته نماز باعث آرامش روحی می شود ، اما چون نیت (آرامش روحی ) قرار داده شده ، عبودیت محسوب نمیشود

اگر خالص هم بشود که نمیشود ، خودِ عمل ، در مقابل وجود خداوندی اندک است
و اگر بخشش و کرامت خداوند نباشد ، عمل ما پذیرفته نمیشود ، چون لیاقت پذیرش ، در قلیل ِ ناقص نیست .
این خودش البته مراتبی دارد ...
ما عبدناک حق عبودیتک ، اصلا عمل رو خداوند قبول می کند با صفات خودش اگر نه ارزشی در عمل ما نیست .
راه خیلی باریک هست !
اما مطلبی که خیلی مهم هست این هست که ماه ماه خداست و جلوه عبودیت در روزه پررنگ تر هست .
خصوصا اینکه جلوه ای ریایی ندارد ، ( تا نپرسی متوجه نمیشوی فرد روزه هست )
یعنی فصل ، فصل بخشش است ... در حد ما فوق ادراک ...
سخن بسیار است ...