۲۸/تیر/۹۲, ۱۵:۵۰
بسمه تعالی
طاعات و عباداتتون قبول
همگی میدونیم که در حقیقت،خیلی وقته جنگ سرد تموم شده و دیگه دوران ، دوران جنگ نرم و کار فرهنگیه
سالهاست جوانان دنیا تحت تاثیر جنگ های نرم امروزی،زندگیشونو باختن یا رنگ عوض کردن
اما جنگ نرم سایبری،کمی عمر کمتری داره و به کمک تکنولوژی روز انجام میشه. و چند سالی هم میشه که قشر های مختلف مردم ایران،از مسئولین گرفته تا نوجوانان، تصمیم به انجام کار های فرهنگی مثبت گرفتن.یعنی در مقابل جنگ نرم غربی
اما در طول این چند سال،هیچ کار فرهنگی انجام نشده که با اقتدار بتونیم اونو به خودمون نسبت بدیم و بگیم تاثثیر خوب و گسترده ای داشته، و قاعدتا دلایلی هم داره
خواهش میکنم ابتدا مطلب زیر رو مطالعه کنید:
مشکلات مالي
يکي از دلايل بسيار مهم در عدم تثبيت و استمرار فعاليتهاي فرهنگي مشکلات مالي مي باشد. يعني در عرصهاي که نياز است بدون چشم داشت مالي خدمات و افکار مورد نياز جامعه ترويج شود حرف اول را پـــــــول ميزند.
اصولا بسياري از فعاليتهاي فرهنگي به جهت عدم بازدهي مالي و تامين هزينههاي بسيار زياد آن در مدتي کوتاه از دور خارج ميشود. اگر تجربهاي کوتاه در فعاليتهاي فرهنگي بطور مثال انتشار يک ماهنامهداشته باشيد بهخوبي اين موضوع را متوجه ميشويد که در طي مسير انتشار نشريه اگر به لحاظ مالي تامين نشويد و به قولي پشتيبان مالي نداشته باشيد به سرعت متوقف خواهيد شد. حتي با وجود يک حمايت کننده نيز زياد دوام نخواهيد آورد چون کم کم مجموعه حمايت کننده احساس ميکند اگر اين هزينه را در جاي ديگري خرج کند بازخورد بسيار بهتري خواهد گرفت.
اين اولين گام و يا عاملي هست که موجب عدم تثبيت و استمرار فعاليتهاي فرهنگي خواهد شد.
براي گذر از اين شرايط چه پيشنهادي داريد؟؟
1- کارهاي فرهنگي را به شکلي مديريت کنيم که داراي بازدهي مالي شود؟
2- يا مخالف ديدگاه بازدهي مالي در فعاليتهاي فرهنگي هستيد؟
چراکه معمولامسائل مالي موجب تفرقه در بين يک گروه فرهنگي و عدم توجه به اصول کار فرهنگي ميشود.
شما پيشنهاد ديگري داريد؟ و چه راهي را برايعبور از اين مرحله پيشنهاد مي کنيد؟
شايد بعضيها معتقد باشند کارهايي که بازدهي مالي نداشته باشند امکان استمرار نخواهند يافت و محکوم به فنا هستند حال اگر ادبيات فرهنگي را نيز يدک بکشد ديگر جاي خود دارد.
با اين برداشت بايد گفت نسخه کار فرهنگي در همين گام اول پيچيده خواهد شد و ديگر راهي براي ادامه مسير پيدا نخواهد کرد، به نظر من اين استنباط غلط است و بايد گفت حداقل در کشور عزيزما ايران کار فرهنگي در اين مرحله متوقف نخواهد شد. روحيه عجيب مردم ما را شايد بايد سالها مورد مطالعه قرارداد چنانچه مردم ما اگر به يک فعاليتي اعتقاد پيدا کنند آنگاه با تمام وجود پاي آن خواهد ايستاد. براي حل مشکل مالي در فعاليتهاي فرهنگي فقط کافي است شما ارزش يک کار را به خوبي تشريح کنيد. براي مثال تجربه شخصي خود را در اين خصوص نقل مي کنم. مدت سه سال در يک نشريه فرهنگي که بصورت رايگان منتشر وتوزيع (در يکي از مناطق تهران) مي شد همکاري داشتم سال اول فعاليت به سختي طي شد اما آهسته آهسته اين مردم و مطالعه کنندگان بودن که ادامه کار را مطالبه مي کردند. با گذشت يک سال يعني در سال دوم فعاليت مشکل تامين هزينهها براي اين نشريه به حداقل رسيده بود و در سال سوم مجموعه منتشر کننده اين نشريه تنها دقدقهاي که نداشتند هزينههاي آن بود. هزينه انتشار اين نشريه از بين خود مردم تامين ميشد و براي نمونه جالب است برايتان نقل کنم شخصي با مراجعه به دستاندر کاران نشريه گفته بود علاقمند است ماهيانه مبلغي را که براي اموات خود خيرات ميکرد به اين نشريه کمک کند.
من به اين مسئله معتقد هستم که اين عامل (مشکلات مالي) نميتواند در تثبيت و استمرار يک فعاليت فرهنگي نقش اصلي را بازي کند. پس بايد به بررسي ساير مشکلات پيش رو پرداخت.
اهميت هدف در استمرار يک فعاليت
از جمله عوامل مهم ديگر در استمرار يک فعاليت فرهنگي ميتوان به ترسيم هدف در فعاليتهاي فرهنگي اشاره نمود. به نظر شما هدف چه نقشي مي تواند در تثبيت و استمرار فعاليتهاي فرهنگي داشته باشد؟
هدف عاملي هست که معمولا در بين ما بياهميت طلقي ميشود و معمولا ما فعاليت را شروع مي کنيم و در طي مسير تصميم گرفته ميشود که چه کنيم و به کجا برويم.!
هر چند تعيين هدف و برنامه ريزي براي دستيابي به آن به شدت زمانگير و خارج از حوصله است اما بايد دانست که بدون اين عامل راه به جايي نخواهيم برد و زودتر از آنکه پول و بودجه ما تمام شود فعاليت ما سر نگون خواهد شد. لذا بسياري از فعاليتهاي فرهنگي بعد از طي زماني کوتاه دچار سردرگمي مي شوند و کار را به حال خود رها ميکنند.
چنانچه هدف وجود نداشته باشد کارها اسير طوفان احساسات خواهد شد و کارهايي که با طوفاني رشد کند با همان سرعت رشد از گردونه رقابت خارج خواهد شد. پس لازم است براي استمرار يک فعاليت ابتدا هدف گزاري و سپس برنامهريزي داشت تا در طي مسير به ارزيابي فعاليت فرهنگي پرداخت.
زمان بازدهي
از عوامل ديگري که موجب عدم استمرار کارهاي فرهنگي ميشود بازدهي بلند مدت اين فعاليتها ميباشد، مثلا شما با انتشار يک نشريه نميتوانيد اندازه بگيريد و يا بفهميد چه تاثيري داشتهايد و چقدر مفيد بودهايد. نقش و اهميت يک نشريه زماني خود را نشان ميدهد که مثلا ده سال يا پانزده سال بعداز انتشار آن ميبينيد يک جريان فکري در بين مردم رواج پيدا کرده است. مثل جنبش عدالت خواهي دانشجويي که ابتداء از انتشار يک نشريه شروع شد که در آن مطالبي با محوريت عدالت منتشر ميشد. حال شايد کسانيکه انتشار يک نشريه و يا يک فعاليت فرهنگي را آغاز کرده باشند در زمان ثمره دادن آن حضور نداشته باشند تا از ميوه آن بهره ببرند.
تنها عامل ادامه يک کار فرهنگي
تنها عاملي که مي تواند تمام موارد بالارا در بر بگيرد و موجب شود تمام مشکلات و سختيهاي يک کار فرهنگي اعم از مشکلات مالي، سختي برنامه ريزي و هدف گزاري، عدم توجه به بازده در کوتاه مدت و بسياري از موارد ريز ودرشت ديگري که ما به آن نپرداخته ايم را تحمل شود تا فعاليت فرهنگي به وضعيت استمرار و تثبيت برسد در يک کلمه خلاصه مي شود و آن «انگيزه» است، اگر در مجموعه اي انگيزه از بين برود با وجود پول، برنامه، هدف، امکانات، نيروي انساني متخصص، بازدهي خوب و... بازهم نميتوان به استمرار و تثبيت آن اميدي داشت.
انگيزه تنها عامل استمرار و تعطيلي فعاليتهاي فرهنگي است. اگر انگيزه وجود داشته باشد گروهها ومجموعه هاي فرهنگي به راحتي مي توانند راه حلهايي براي ادامه فعاليت خود پيدا کنند و با هر سختي ممکن تلاش کنند تا فرهنگي بمانند.
در این چند سال،بازی کامپیوتری ساختیم،سایت زدیم،انیمیشن ساختیم،مستند ساختیم
اما نتیجه محسوسی دربر نداشت.این ها همه نشون میده که جوونای ما پتانسیل کار دارن،اما هیچوقت یک هدف کامل و یک برنامه کامل نداشتن و خوب حمایت نشدن
در این تاپیک قراره در مورد همین عوامل بحث کنیم ، موانع کارفرهنگی رو بررسی کنیم و راهکار دقیق ارائه بدیم
پس، بسم الله...
طاعات و عباداتتون قبول
همگی میدونیم که در حقیقت،خیلی وقته جنگ سرد تموم شده و دیگه دوران ، دوران جنگ نرم و کار فرهنگیه
سالهاست جوانان دنیا تحت تاثیر جنگ های نرم امروزی،زندگیشونو باختن یا رنگ عوض کردن
اما جنگ نرم سایبری،کمی عمر کمتری داره و به کمک تکنولوژی روز انجام میشه. و چند سالی هم میشه که قشر های مختلف مردم ایران،از مسئولین گرفته تا نوجوانان، تصمیم به انجام کار های فرهنگی مثبت گرفتن.یعنی در مقابل جنگ نرم غربی
اما در طول این چند سال،هیچ کار فرهنگی انجام نشده که با اقتدار بتونیم اونو به خودمون نسبت بدیم و بگیم تاثثیر خوب و گسترده ای داشته، و قاعدتا دلایلی هم داره
خواهش میکنم ابتدا مطلب زیر رو مطالعه کنید:
مشکلات مالي
يکي از دلايل بسيار مهم در عدم تثبيت و استمرار فعاليتهاي فرهنگي مشکلات مالي مي باشد. يعني در عرصهاي که نياز است بدون چشم داشت مالي خدمات و افکار مورد نياز جامعه ترويج شود حرف اول را پـــــــول ميزند.
اصولا بسياري از فعاليتهاي فرهنگي به جهت عدم بازدهي مالي و تامين هزينههاي بسيار زياد آن در مدتي کوتاه از دور خارج ميشود. اگر تجربهاي کوتاه در فعاليتهاي فرهنگي بطور مثال انتشار يک ماهنامهداشته باشيد بهخوبي اين موضوع را متوجه ميشويد که در طي مسير انتشار نشريه اگر به لحاظ مالي تامين نشويد و به قولي پشتيبان مالي نداشته باشيد به سرعت متوقف خواهيد شد. حتي با وجود يک حمايت کننده نيز زياد دوام نخواهيد آورد چون کم کم مجموعه حمايت کننده احساس ميکند اگر اين هزينه را در جاي ديگري خرج کند بازخورد بسيار بهتري خواهد گرفت.
اين اولين گام و يا عاملي هست که موجب عدم تثبيت و استمرار فعاليتهاي فرهنگي خواهد شد.
براي گذر از اين شرايط چه پيشنهادي داريد؟؟
1- کارهاي فرهنگي را به شکلي مديريت کنيم که داراي بازدهي مالي شود؟
2- يا مخالف ديدگاه بازدهي مالي در فعاليتهاي فرهنگي هستيد؟
چراکه معمولامسائل مالي موجب تفرقه در بين يک گروه فرهنگي و عدم توجه به اصول کار فرهنگي ميشود.
شما پيشنهاد ديگري داريد؟ و چه راهي را برايعبور از اين مرحله پيشنهاد مي کنيد؟
شايد بعضيها معتقد باشند کارهايي که بازدهي مالي نداشته باشند امکان استمرار نخواهند يافت و محکوم به فنا هستند حال اگر ادبيات فرهنگي را نيز يدک بکشد ديگر جاي خود دارد.
با اين برداشت بايد گفت نسخه کار فرهنگي در همين گام اول پيچيده خواهد شد و ديگر راهي براي ادامه مسير پيدا نخواهد کرد، به نظر من اين استنباط غلط است و بايد گفت حداقل در کشور عزيزما ايران کار فرهنگي در اين مرحله متوقف نخواهد شد. روحيه عجيب مردم ما را شايد بايد سالها مورد مطالعه قرارداد چنانچه مردم ما اگر به يک فعاليتي اعتقاد پيدا کنند آنگاه با تمام وجود پاي آن خواهد ايستاد. براي حل مشکل مالي در فعاليتهاي فرهنگي فقط کافي است شما ارزش يک کار را به خوبي تشريح کنيد. براي مثال تجربه شخصي خود را در اين خصوص نقل مي کنم. مدت سه سال در يک نشريه فرهنگي که بصورت رايگان منتشر وتوزيع (در يکي از مناطق تهران) مي شد همکاري داشتم سال اول فعاليت به سختي طي شد اما آهسته آهسته اين مردم و مطالعه کنندگان بودن که ادامه کار را مطالبه مي کردند. با گذشت يک سال يعني در سال دوم فعاليت مشکل تامين هزينهها براي اين نشريه به حداقل رسيده بود و در سال سوم مجموعه منتشر کننده اين نشريه تنها دقدقهاي که نداشتند هزينههاي آن بود. هزينه انتشار اين نشريه از بين خود مردم تامين ميشد و براي نمونه جالب است برايتان نقل کنم شخصي با مراجعه به دستاندر کاران نشريه گفته بود علاقمند است ماهيانه مبلغي را که براي اموات خود خيرات ميکرد به اين نشريه کمک کند.
من به اين مسئله معتقد هستم که اين عامل (مشکلات مالي) نميتواند در تثبيت و استمرار يک فعاليت فرهنگي نقش اصلي را بازي کند. پس بايد به بررسي ساير مشکلات پيش رو پرداخت.
اهميت هدف در استمرار يک فعاليت
از جمله عوامل مهم ديگر در استمرار يک فعاليت فرهنگي ميتوان به ترسيم هدف در فعاليتهاي فرهنگي اشاره نمود. به نظر شما هدف چه نقشي مي تواند در تثبيت و استمرار فعاليتهاي فرهنگي داشته باشد؟
هدف عاملي هست که معمولا در بين ما بياهميت طلقي ميشود و معمولا ما فعاليت را شروع مي کنيم و در طي مسير تصميم گرفته ميشود که چه کنيم و به کجا برويم.!
هر چند تعيين هدف و برنامه ريزي براي دستيابي به آن به شدت زمانگير و خارج از حوصله است اما بايد دانست که بدون اين عامل راه به جايي نخواهيم برد و زودتر از آنکه پول و بودجه ما تمام شود فعاليت ما سر نگون خواهد شد. لذا بسياري از فعاليتهاي فرهنگي بعد از طي زماني کوتاه دچار سردرگمي مي شوند و کار را به حال خود رها ميکنند.
چنانچه هدف وجود نداشته باشد کارها اسير طوفان احساسات خواهد شد و کارهايي که با طوفاني رشد کند با همان سرعت رشد از گردونه رقابت خارج خواهد شد. پس لازم است براي استمرار يک فعاليت ابتدا هدف گزاري و سپس برنامهريزي داشت تا در طي مسير به ارزيابي فعاليت فرهنگي پرداخت.
زمان بازدهي
از عوامل ديگري که موجب عدم استمرار کارهاي فرهنگي ميشود بازدهي بلند مدت اين فعاليتها ميباشد، مثلا شما با انتشار يک نشريه نميتوانيد اندازه بگيريد و يا بفهميد چه تاثيري داشتهايد و چقدر مفيد بودهايد. نقش و اهميت يک نشريه زماني خود را نشان ميدهد که مثلا ده سال يا پانزده سال بعداز انتشار آن ميبينيد يک جريان فکري در بين مردم رواج پيدا کرده است. مثل جنبش عدالت خواهي دانشجويي که ابتداء از انتشار يک نشريه شروع شد که در آن مطالبي با محوريت عدالت منتشر ميشد. حال شايد کسانيکه انتشار يک نشريه و يا يک فعاليت فرهنگي را آغاز کرده باشند در زمان ثمره دادن آن حضور نداشته باشند تا از ميوه آن بهره ببرند.
تنها عامل ادامه يک کار فرهنگي
تنها عاملي که مي تواند تمام موارد بالارا در بر بگيرد و موجب شود تمام مشکلات و سختيهاي يک کار فرهنگي اعم از مشکلات مالي، سختي برنامه ريزي و هدف گزاري، عدم توجه به بازده در کوتاه مدت و بسياري از موارد ريز ودرشت ديگري که ما به آن نپرداخته ايم را تحمل شود تا فعاليت فرهنگي به وضعيت استمرار و تثبيت برسد در يک کلمه خلاصه مي شود و آن «انگيزه» است، اگر در مجموعه اي انگيزه از بين برود با وجود پول، برنامه، هدف، امکانات، نيروي انساني متخصص، بازدهي خوب و... بازهم نميتوان به استمرار و تثبيت آن اميدي داشت.
انگيزه تنها عامل استمرار و تعطيلي فعاليتهاي فرهنگي است. اگر انگيزه وجود داشته باشد گروهها ومجموعه هاي فرهنگي به راحتي مي توانند راه حلهايي براي ادامه فعاليت خود پيدا کنند و با هر سختي ممکن تلاش کنند تا فرهنگي بمانند.
در این چند سال،بازی کامپیوتری ساختیم،سایت زدیم،انیمیشن ساختیم،مستند ساختیم
اما نتیجه محسوسی دربر نداشت.این ها همه نشون میده که جوونای ما پتانسیل کار دارن،اما هیچوقت یک هدف کامل و یک برنامه کامل نداشتن و خوب حمایت نشدن
در این تاپیک قراره در مورد همین عوامل بحث کنیم ، موانع کارفرهنگی رو بررسی کنیم و راهکار دقیق ارائه بدیم
پس، بسم الله...

.الان کسی که شغلش موزیکه چی داره؟امنیت شغلی؟رفاه اقتصادی؟یه کارگردان و سینماگر چطور؟یه نویسنده چطور؟کسی که کارش هنرهای دستیه چی؟خب فرهنگ همیناست دیگه!!
![[تصویر: 46044841055850778847.jpg]](http://upload7.ir/images/46044841055850778847.jpg)