تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: **** محیط کار شمام اینجوریه؟****
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام


از دانشگام بگیم؟
ما ک دیگه کلا دیدمون رعنا شده!!!!!!!!
دیگه از کنار هم نشستن بگیر تا سوار ماشین هم شدن و خونه هم رفتن(خونه دانشجویی)...........دیگه من وارد ریز مسائل نمیشم!!
اسم صدا کردن و با هم رفتن و اومدن و تو گفتن ک دیگه چیزی نیس
همینام فردا میرن سر کار دیگه(جهت ربط دادن ب موضوع!!!)

سخت نگیر دوست عزیز
باید ی فرقی بین خوب و بد باشه دیگه(اینجوری فک کن)=جهت افزایش روحیت تو این جور وقتا!!


یا علی....
(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۳۵)s.zareii نوشته است: [ -> ]
سلام
ولله محیط آزمایشگاه ما که به دلیل پروژمون صبح تا شب اونجاییم، از این توصیفی که کردید هزار مرتبه بدتره
ولی خداروشکر خودشون خوب می دونن با کی ... داشته باشن
کشته ی این شعورشونم که لااقل لااقل وقتی منو دوستم اونجاییم، یه 2 درصدی شرم حضور می گیردشون

یه دلیل این همه احساس صمیمیت Big Grinهمینه دیگه. چون مدت زیادی آدم سر کاره. بیچاره متاهل ها بیشتر از اینکه با همسرشون باشن با مرد و زن غریبه ان . شبام که جنازشون میرسه خونه. تو مترو (تهرانی ها میدونن چی میکم) قیافه ها رو نیگا میکنی زرد زرد.

اصلا خییلی بد شده. آدم دیگه هیچی ازش نمیمونه. چه محبتی چه کشکی. بیچاره همه. زن شوهر بچه. همه درگیر .


(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۴۹)kayo نوشته است: [ -> ]سلام


از دانشگام بگیم؟
ما ک دیگه کلا دیدمون رعنا شده!!!!!!!!
دیگه از کنار هم نشستن بگیر تا سوار ماشین هم شدن و خونه هم رفتن(خونه دانشجویی)...........دیگه من وارد ریز مسائل نمیشم!!
اسم صدا کردن و با هم رفتن و اومدن و تو گفتن ک دیگه چیزی نیس
همینام فردا میرن سر کار دیگه(جهت ربط دادن ب موضوع!!!)

سخت نگیر دوست عزیز
باید ی فرقی بین خوب و بد باشه دیگه(اینجوری فک کن)=جهت افزایش روحیت تو این جور وقتا!!


یا علی....

من سخت نمیگیرم .اونا راحت می گیرن. هیچ حدو مرزی نیست.

بابا والا ما از ضمیر مفرد استفاده نمیکنیم علم و آگاهی مون کم نمیشه.
(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۵۲)mahpare نوشته است: [ -> ]یه دلیل این همه احساس صمیمیت Big Grinهمینه دیگه. چون مدت زیادی آدم سر کاره. بیچاره متاهل ها بیشتر از اینکه با همسرشون باشن با مرد و زن غریبه ان . شبام که جنازشون میرسه خونه. تو مترو (تهرانی ها میدونن چی میکم) قیافه ها رو نیگا میکنی زرد زرد.
این حرفی که شما زدید توی شهرهای بزرگ بیشتر دیده میشه...
وقتی تهران میام، کاملا تفاوتش برام ملموس هست...

یک سبک زندگی مدرن!!!

نمیخوام موضوع رو منحرف کنم، اما چرا اینطوری شده؟؟؟

فکر میکنید کجای کار اشتباه کردیم؟؟؟
(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۲:۰۷)neda نوشته است: [ -> ]این حرفی که شما زدید توی شهرهای بزرگ بیشتر دیده میشه...
وقتی تهران میام، کاملا تفاوتش برام ملموس هست...

یک سبک زندگی مدرن!!!

نمیخوام موضوع رو منحرف کنم، اما چرا اینطوری شده؟؟؟

فکر میکنید کجای کار اشتباه کردیم؟؟؟

از وقتی که مردا به بچه داری و شیردادن به بچه و ... خندیدن و خانومهای باربی رو بیشتر پسندیدن خانوم ها هم سعی کردن اونی بشن که مردا میخوان. یه دونه بچه آوردن . به بچشون شیر ندادن. شکمشونو بعد زایمان ساکشن کردن/ دماغاشونو عمل کردن و سعی کردن خودشونو ثابت کنن و بگن ماهام هوش ریاضی داریم مام میتونیم دکتر و مهندس و راننده بشیم و به اصطلاح ببخشیدا (به جز کهنه شستن )کارای دیگه ای هم ازمون برمیاد . این شدکه اینطوری شد. به نظر من.
اینم بخونید

نسبی دین رو فهمیدیم و رعایت کردیم . با توجه به موقعیت مسلمونی کردیم نه با توجه به خواست خدا.

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-5508.html
به نام خدا

به عنوان یک کارمند دولت چیزهایی در محیط کار خود که مثلا دولتی میباشد میبینم که چیزی کم از شرکتهای خصوصی ندارد به عنوان مثال خانومهای متاهل برای طی کردن سریعتر پله های ترقی دست به روابط نامشروع با مدیران میزنند که حالا شاید علنی نشود ولی مایی که از نزدیک با انها برخورد داریم به راحتی متوجه این حرکات میشویم

چه دلیلی دارد که یک زن و یک مرد باهم به ماموریت خارج شهر فرستاده شوند. کی میدونه انها چکار میکنند.

بارها شده که به اتاقی وارد شده ام و دیده ام خانوم کارمند متاهل یه جورایی بسیار نزدیک به کارمند مرد که معمولا رده بالا هم هستند نشسته به طوری که باعث ایجاد شبهه میشود که چرا این دو به تنهایی در یک اتاق در کنار هم نشسته اند اصلا چه دلیلی دارد و واقعا نکته بسیار تاسف بار اینجاست که این حرکات بیشتر از جانب کارمندان زن متاهل اتفاق میافتد تا دختران مجرد. به هر حال انگار همسران این زنان غیرت و ناموس ندارند که اجازه میدهند همسرانشان برای به دست آوردن مقداری بیشتری پول دست به اعمالی بزنند که فقط فواحش به آن عمل میپردازند.

به هر حال اوضاع اخلاقی در خیلی از ادارات چه دولتی چه خصوصی بسیار بغرنج میباشد و خیلی روابط نامشروع به خصوص بین زن متاهل و مرد متاهل شکل میگیرد البته متاسفانه خیلیها رابطه نامشروع را فقط در همخوابگی میبینند ولی به نظر بنده معاشقه و صحبتهای خارج از عرف و حرکات به خصوص زنان متاهل در تحریک مردان دیگر کم از خیانت و رابطه نامشروع ندارد در واقع رابطه نامشروع حتما همبستری نیست و خیلی کارهای دیگر نیز جزو تعریف خیانت و رابطه نامشروع میگنجد که از حوصله بحث خارج است.

خیلی جالبه که خیلی از این شوهران زمانی که زنشان میخواهد به ماموریت خارج شهر با مرد غریبه و همکارش برود اصلا مخالفتی ندارند و به راحتی اجازه میدهند و اصلا نمیگن همسر ما با یک مرد غریبه در خارج شهر چه کارهایی ممکن است انجام دهد.

شوخیهای جلف خانومها متاهل با مردان مجرد و متاهل که به وفور در محیط کار اینجانب وجود دارد. انگار نه انگار و باز هم باید بگم که متاسفانه در اکثر این اتفاقات خانومهای متاهل مقصرند که گفتم برای انکه به پله های ترقی برسن هر کاری میکنند و به علت اینکه کارشان پیش برود با عشوه گری و حرکاتی که باعث تحریک مردان میشود توجه آنهارا به خود جلب میکنند که متاسفانه اکثر مردان نیز در دام آنها میافتند و به راحتی بذر یک خیانت کاشته میشود. واقعا این وضع ناراحت کنندست و همیشه پیش خود میگویم که خداوندا پس عذاب چرا بر اینها وارد نمیشود چرا هرچه عذاب است برسر افراد خوب و مومن میاید و این افراد زشت خو به راحتی زندگی میکنند و همگونه کار زشت و کثیف انجام میدهند ولی هر روز هم بیشتر پله ترقی را طی میکنند.

یک مثال بزنم راجب یک خانوم چادری در محل کارم که متاسفانه انقدر به او متلک انداختند و او را طرد کردند که مجبور شد چادر را کنار بگذارد. بله این است وضع خیلی از مراکز دولتی و خصوصی ما و متاسفانه که این اتفاقات در یک مرکز دولتی میافتد. در این گونه اتفاقات هم خانومها مقصرند هم آقایون ولی به نظر خانومها بیشتر مقصر هستند به خصوص اگر متاهل باشند چون تا خانومی اجازه ندهد هیچ آقایی جرات نزدیکی به خانوم را هم ندارد و همیشه این خانومها هستند که با نوع پوشش خود یا رفتار خود آقایان را تحریک میکنند. خدایا ما منتظریم بدیها زیاد شده و تحملش سخت خودت امام ما را بفرست که تعداد خوبان روز به روز کمتر میشود.
(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۴۴)mahpare نوشته است: [ -> ]بله دیگه دقیقا همین طوره. می خوان آدمو عین خوردشون کنن.

تاز ه به آدم میگن تو هم راه میفتی...Confused

ولی انصافا سخته ها...

تو تولداشون آدم عین مریخیا میشه. حس میکنه با اونا هم کره ای نیستBig Grin


چنین اتفاقی ممکنه در هرجا و هر موقعیتی که هستید اتفاق بیفته مثلا توی دانشگاه ، اگه خوابگاهی باشی توی خوابگاه ، یا مثلا وقتی با یه گروهی مسافرت میری یا....همیشه یه تعدادی هستن که یا خلاف تو نظر دارن (مخصوصا در موارد اعتقادی) یا رفتاری مخالف تو انجام میدن..........

توی این مواقع اگه ما مطمئنیم که راهمون درسته نباید حتی المقدور تاثیر بگیریم و عقب نشینی کنیم از اعتقاداتمون... ولی تحت هیچ شرایطی هم نباید جنگ و جدال لفظی راه بندازیم...اگه قدرتشو داریم اونهارو از اشتباهشون آگاه کنیم تا به قول آقای قرائتی لذت گناه رو ازشون بگیریم ( البته ما کسی نیستیم که بخوایم لذت گناه رو از کسی بگیریم ما یه وسیله میشیم )
و خیلی موقع ها ما با رفتارهامون دیگران رو از اشتباهاشون میتونیم آگاه کنیم...
دوستانتان را امر به معروف کنید. با زبان دوستانه
بسم الله الرحمن الرحیم

سوال:اصلا چه لزومی برای مختلط بودن محیط کار وجود دارد؟

اگر یک روزی امکانش باشه که این جداسازی ها انجام بشه بازم لزوم داره یا نه؟
اینجاست که می گن در آخر الزمان دینداری مثل نگه داشتن ذغال گداخته در کف دست هستش!!!!
لزومش فضای کمتر و هزینه کمتر است.
اینها را مدیران شرکتها و ادارات و دانشگاهها و... باید بفهمند که نمی فهمند.
خیلی از مدیران دنبال رابطه بیشتر با کارمندان خانم هستند.
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع