(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۲:۱۴)mahpare نوشته است: [ -> ]
از وقتی که مردا به بچه داری و شیردادن به بچه و ... خندیدن و خانومهای باربی رو بیشتر پسندیدن خانوم ها هم سعی کردن اونی بشن که مردا میخوان. یه دونه بچه آوردن . به بچشون شیر ندادن. شکمشونو بعد زایمان ساکشن کردن/ دماغاشونو عمل کردن و سعی کردن خودشونو ثابت کنن و بگن ماهام هوش ریاضی داریم مام میتونیم دکتر و مهندس و راننده بشیم و به اصطلاح ببخشیدا (به جز کهنه شستن )کارای دیگه ای هم ازمون برمیاد . این شدکه اینطوری شد. به نظر من.
اینم بخونید
نسبی دین رو فهمیدیم و رعایت کردیم . با توجه به موقعیت مسلمونی کردیم نه با توجه به خواست خدا.
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-5508.html
مثل مردها زندگی کردن خیلی سخته...
چون کاری رو داری انجام میدی که واسش ساخته نشدی...
شاید این دلایل که گفتید موجه باشه اما سخته یک زن، مردانه زندگی کنه...
سلام به همه عزیزان
.
.
خدا رو شکر این چند سال محیط کار من جوری بوده که بیشتر با مردا سرو کار داشتیم و تو محل کارمون خانوم همکار نداشتم .
اما پارسال به مدت یک ماه این شرایطی که شما گفتین رو دقیقا حس کردم .
یه کار آموز داشتیم که خانوم بود . این بنده خدا فکر می کرد خواهر ماست

هر چی پرو بازی در می آورد ما میزدیم تو پرش.
باور کن بهش رو میدادی بعد از ظهر که میخواست بره به عنوان خداحافظی بغلتم میکرد!!!!!!!!!!!!!!!!


هیچی دیگه تو این یه ماه خیلی ما رو اذیت کرد .........
تحمل این جور جاها واقعا مشکله.
.
.
.
یا علی
میدونید اینجور فضاها زیاده.مهم اینه که آدم به کسی رو نده.مثلا من توی شرکت حتی هم اتاقی های آقام رو هم به فامیل صدا میکنم.میدونید؟یه جور حریم خصوصی باید برای خودتون درست کنید که هر کسی بهش وارد نشه و در عین حال وارد حریم خاص اونها هم نشین تا به حریم خودتون لطمه نخوره.خیلی هم راحت کارها رو انجام میتونین بدین.

امروز محیط کارم رو به طور کامل ترک کردم دوستان!بسی طاقت فرسا بود و ...
عطایش را به لقایش بخشیدم!!!
یه مدت ، یکی در میون رفتم الانم دیگه تسویه حساب و خلاص....
(۹/مهر/۹۲ ۱:۵۷)mahpare نوشته است: [ -> ]امروز محیط کارم رو به طور کامل ترک کردم دوستان!بسی طاقت فرسا بود و ...
عطایش را به لقایش بخشیدم!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
یه حدیث داریم که میگه
اگر از ترس خدا از چیزی درگذری، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد.
امیدوارم خداوند بهتر از آن را به شما بدهد...
بعضییا میگن به سینما (که خودتون وضیعتش رو میدونید)نریم" یکی از دوستان من گفتش که باید بریم تو اینجور جاها تا یکمی حالت ارشادی داشته باشه!؟
نظر شما چیه!؟
(۹/مهر/۹۲ ۱۱:۳۱)neda نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
یه حدیث داریم که میگه
اگر از ترس خدا از چیزی درگذری، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد.
امیدوارم خداوند بهتر از آن را به شما بدهد...
ممنون ندا جان.
نوشتی از ترس خدا .میدونم ترس از خدا نه تنها مذمت شده نیست بلکه خوب هم هست ولیکن من عاشق خدام واز رو علاقم به خدا اینکارو کردم....
شاید این حرفا به قدوقواره ی من نخوره اما من واقعا خدا رو خیلی دوست دارم. بند بندم از عشق به خدا سرشاره...
(۹/مهر/۹۲ ۱۳:۱۹)mahpare نوشته است: [ -> ]ممنون ندا جان.
نوشتی از ترس خدا .میدونم ترس از خدا نه تنها مذمت شده نیست بلکه خوب هم هست ولیکن من عاشق خدام واز رو علاقم به خدا اینکارو کردم....
شاید این حرفا به قدوقواره ی من نخوره اما من واقعا خدا رو خیلی دوست دارم. بند بندم از عشق به خدا سرشاره...
با اجازه تون بنده یک توضیحی بدم در مورد ترس از خدا.
حاج آقا پناهیان در تفسیر خطبه همام به نکات بسیار جالبی توجه میکردند که یکی از اونها همین ترس از خدا بود:
ترس از خدا رو برای ما بد جا انداختن،گویا چون خدا خیلی بزرگه باید از او ترسید یا چون خدا امکان داره ما رو عقوبت کنه باید از او ترسید.خیر این حرف ها نیست.
ترس از خدا ترس عاشق از معشوق است.عاشق ترس دارد مبادا کاری را ندانسته انجام دهد و خاطر معشوقش را مکدر کند.
پس ترسی که ندا جان گفتن با عشقی که مهپاره ی عزیزم گفتن دقیقا مترادف هستند.
به قول حاج آقا از این به بعد هرجا واژه های ترس از خدا و تقوا و پرهیزگاری رو دیدید این معنی رو در ذهنتون متبادر کنید.
بله متاسفانه محیط کار منم
تقریبا همینطوره
ادم منزوی میشه دیگه
اون وقت می گن شما خشکید
واقعا چه راهکاری دارید؟
من نمی خوام وجهه مذهبی ها بیش از این خراب بشه
حتی موقع نماز آدم خجالت میکشه کسی ببیندش
