تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: وســــــــــــــــــوسه............گناه!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
(۸/مهر/۹۲ ۱۷:۱۰)سیمرغ نوشته است: [ -> ]به نام اللهHeart


البته این داستانهایی که کاربر محترم "شاهد"، زحمتشو کشیدن فقط من باب مقدمه و شروعی برای مبحثی بوده که قصد مباحثه در این زمینه را داشتند، شما اگر روال تاپیک را دنبال می کردید پی میبردید که مباحث مهم و مفیدی رو دوستان ارائه دادند که بی شک تخیلی نبودندAngel




http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28...#pid215937
سلام خدمت شما
اتفاقا بنده تمام موضوع رو خوندم راستش مبحث مفیدی ندیدم .
ببنید گرامیان
ما حق نداریم قرآن را بیاوریم و چیزی که خودمان دلمان می خواهد را از آن برداشت کنیم .
قرآن کریم معنی دارد ، تفسیر دارد .
اگر من آیه ای که دوستمان آوردند را بیاورم و از آن برداشت شخصی کنم
اینها همه مصداق تفسیر به رای هست :
[b]
نقل قول:مکر شیطان ذاتا ضعیف نیست والا این همه انسان فریب خورده نداشتیم
اصلا این استدلال اشتباهی هست !!!
نقل قول:درست اینه که بگیم
1- کید شیطان در برابر خداوند ضعیف است


نقل قول:- کید آدم ها(اعم از زن و مرد) و کید شیطان هر دو عظیم است مگر در برابر انسان مومن که ضعیف است.
نقل قول:و مورد سوم که برداشت خودمه شاید صحیح نباشه
3- کید زنان (و مردان) هم جزیی از کید شیطان است(عموم و خصوص مطلق)

نقل قول:حقیقتا در قرآن داریم که مکر شیطان ضعیف است و مکر زنان عظیم!
که همه اینها توضیح دیگری دارند . بخواهید عرض می کنم .
لینک رو هم دیدم .
همون هم مصداق تفسیر به رای هست .

یک وقت هست من بک داستانی میبنم .
و این فقط یک داستان هست که اسمش رو می گذاریم داستان آموزنده .

[size=x-large]ولی یک وقتهایی هست دارم از دین و قرآن مایه می گذارم .
التقاط اینها + برداشت شخصی ، خطرناک هست .
نقل قول:ولی یک وقتهایی هست دارم از دین و قرآن مایه می گذارم .
التقاط اینها خطرناک هست .

بهتر است از کارشناس دینی بپرسید
به نام اللهHeart

رک به تفسیر المیزان و تفسیر نمونه ذیل آیه 28 سوره یوسف

اینجا هم اشاراتی کوتاه شده؛

http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaa...an_03.html
به نام خدا
سلام به همگی دوستان
خب چون برای بعضی دوستان سوال پیش اومده بود
باید بگم که تو ارسال اول گفتم که بررسی گناهان
یعنی نه فقط خ ی ا ن ت!!!
فعلا در مورد این موضوع صحبت کردیم اما اصل بحث به طور خاص ،روی همین موضوع وســــــــــــــــوسه هستش

این متن رو بخونید:
وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنم ؟ در اين حال افكارم چه طريقه خاصي را دنبال مي كند ؟

وقتي يك وسوسه سراغم مياد (و مهم نيست چه وسوسه اي ... وسوسه ي دروغ گفتن ، وسوسه ي يك لذت ، وسوسه ي شيريني خامه اي ، وسوسه ي كلاهبرداري ، وسوسه ي ايجاد رابطه ي عاطفي يا هر چيز ديگه اي ... چه اتفاقي برام ميافته ؟ چه حسي دارم ؟ چجوري ميشم ؟

در اين لحظات حس مي كنم زندگيم با رسيدن به هدفي كه روش قفل كردم ديگه كامل ميشه !!! (حتي اگه هدف همون شيريني خامه اي باشه )
احساس مي كنم تحت هر شرايطي بايد به هدفم برسم ، احساس مي كنم مهم ترين چيز دنيا همين لحظه و رسيدن به اون وسوسست ...
مخم تعطيل ميشه ، اصطلاحا افكارم تونلي ميشه و فكرم عاقبت انديشي رو از دست ميده (انگار كه توي تونلي حركت مي كنه كه همه چيز جز آخر كار واسش تاريكه ) ، اخمام ميره تو هم ، خودمحور ميشم و به هيشكي و هيچي ديگه اهميت نمي دم ، به هر قيمتي فكرم دنبال راهي ميگرده كه به وسوسش بها بده ...

اما ...

نكته ي زيباي اين سوال اينه كه بدونيم در چنين حالي چه كنيم ؟


اول بيايد يادمون باشه كه وسوسه فكر سمجيه كه در شرايطي به وجود مياد كه از شرايط فعلي راضي نيستيم ... يك فكر ... نارضايتي ... خوب !
فكرها به خودي خود هيچ خطري ندارن تا وقتي كه بهشون بها ندیم
پس وقتي وسوسه به سرم مي زنه بهش بها نمي دم چون مي دونم اگه بهش بها بدم تبديل به اجبار ميشه و ديگه تقريبا از دستم خارج ميشه و ديگه كنترل دست من نخواهد ...
.
.
راه رهايي از وسوسه صبر و عجله نكردنه و فورا اون رو با كسي مشاركت میدم (مشاركت كردن يعني در ميون گذاشتن صادقانه ي احساسات و افكارم با كسي كه بهش اعتماد دارم . ) و چه معجزه اي مي كنه گفتن احساسات ... باور نكردنيه كه بزرگترين وسوسه هاي عالم در مقابل بيان شدن عاجزن و فورا فرار مي كنن !!!!

نكته ي بعدي زمانيه كه وسوسه هاي مختلف سراغمون مياد ...
وقتي كه از شرايط ناراضي هستيم ...
وقتي احساس خلا مي كنيم ...
.
.
.
اما...
.
.

اما راه هایی هست
راه هایی که:
اونقدر آرام و راضي خواهيم شد كه ديگه وسوسه ...
حتي وسوسه ي يه دروغ كوچيك ...
حتي وسوسه ي يك ريال پول حروم ...
جرأت حضور تو ذهنمون رو نداشته باشه ...
و در شرايطي كه وسوسه اي مياد اونقدر ابزار داريم كه نگهداريش نكنيم و ازش فورا رها بشيم ...

اما این ابزار ها چیه؟؟؟؟؟
ادامه دارد...!
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع