۲۸/شهریور/۹۲, ۱۴:۵۵
رعايت مصالح اسلام و جامعه اسلامى، تنها عامل در موضع گيرىهاى على(عليه السلام)
مسأله ديگر در همين زمينه اين است كه پس از انحراف خلافت از مسير اصلى خود، اميرالمؤمنين(عليه السلام)چگونه رفتار كرد؟ گاهى تعبير بعضى از ما شيعيان اين است كه على(عليه السلام)قهر كرد و در خانه نشست، يا اين كه على(عليه السلام)25 سال خانه نشين شد. اين گونه تعابير درست نيست. اگر مىگوييم خانه نشين شد، مقصود اين است كه حق خلافت آن حضرت را غصب كردند، اما چنين نبود كه اميرالمؤمنين(عليه السلام)در كارهاى مسلمانان دخالت نكند و قهر كرده، در خانه بنشيند و بگويد، يا همه آنچه كه اسلام گفته، بايد باشد، يا هيچ چيز اسلام نباشد. به عكس، على(عليه السلام)
در متن مسايل اجتماعى حضور داشت و خلفا در هر مسألهاى كه به مشكل برخورد مىكردند به سراغ آن حضرت مىآمدند. اهل تسنن در كتب معتبر روايى، در قضاياى متعددى از خليفه اول و دوم اين مضمون را نقل كردهاند كه اگر اميرالمؤمنين(عليه السلام) نبود آنان در اداره امور حكومت در مىماندند. خود اهل سنّت از خليفه دوم نقل كردهاند كه گفت:
لا اَبْقانِىَ اللّهُ لِمُعْضَلَة لَيْسَ لَها ابوالحَسَن؛خدا مرا نگه ندارد در مشكلى كه على(عليه السلام)نباشد.
هم چنين نقل شده كه خليفه دوم بارها گفت:
لَوْلا عَلِىٌّ لَهَلَكَ عُمَر،اگر على(عليه السلام)نبود عمر هلاك مىشد.
بسيارى از اوقات، خلفا در مسايل جنگى با حضرت مشورت و طبق نظر ايشان عمل مىكردند. اگر على(عليه السلام)از حكومت و جامعه قهر كرده بود، پس اين روايات چيست؟
بنابراين بايد به اين نكته توجه كرد كه حضرت على(عليه السلام) نفرمود، حال كه خلافت مرا نپذيرفتيد من هم با شما كارى ندارم! آن حضرت(عليه السلام)مصلحت اسلام را رعايت مىكرد، نه آن كه قهر كند و بگويد حال كه خلافت من نشد پس هيچ! شعار «يا همه يا هيچ»، در مكتب اهل بيت(عليهم السلام)در چنين مواردى پذيرفتنى نيست. اگر زمانى ممكن نشد تمام احكام اسلام اجرا شود، آيا بايد قهر كنيم و برويم در خانه بنشينيم، يا بايد سعى كنيم به همان اندازه كه امكان دارد احكام اسلام را اجرا كنيم؟ رويّه درست اين است كه اگر نود درصد ممكن است احكام اسلام پياده شود، به اندازه همان نود درصد، اگر نشد، هشتاد درصد، و خلاصه هر مقدار كه ممكن است، بايد همان را عمل كنيم، نه آن كه كناره بگيريم و هيچ اهتمامى به اجراى احكام اسلام نداشته باشيم. اگر چنين سيرهاى از سوى ائمه(عليهم السلام)در پيش گرفته مىشد، اسمى از اسلام باقى نمىماند. ظلمى كه به اميرالمؤمنين(عليه السلام) شد در تاريخ بى سابقه بود، اما عكس العمل آن حضرت اين نبود كه قهر كند و كنار برود. در هر موردى بايد مصلحت اسلام سنجيده شود. طبق برخى روايات، در داستان فدك وقتى حضرت زهرا
(عليها السلام)به خانه برگشتند به اميرالمؤمنين(عليه السلام)عرض كردند كه چرا كمك نمىكنى تا حق خود را بگيرم. حضرت
(عليه السلام)فرمود: اگر مىخواهى صداى اذان بلند باشد، بايد تحمّل كنى؛ يعنى اگر مىخواهى اسلام باقى بماند و در همين حدى كه الآن هست به اسلام عمل شود، بايد صبر پيشه كنى. اين مسأله (رعايت و تقدم مصالح اسلام و جامعه اسلامى در همه امور) يكى از درسهاى بزرگى است كه بايد از مكتب غدير و اميرالمؤمنين(عليه السلام) بياموزيم.
![[تصویر: 12_0.gif]](http://s4.picofile.com/file/7935213652/12_0.gif)
مسأله ديگر در همين زمينه اين است كه پس از انحراف خلافت از مسير اصلى خود، اميرالمؤمنين(عليه السلام)چگونه رفتار كرد؟ گاهى تعبير بعضى از ما شيعيان اين است كه على(عليه السلام)قهر كرد و در خانه نشست، يا اين كه على(عليه السلام)25 سال خانه نشين شد. اين گونه تعابير درست نيست. اگر مىگوييم خانه نشين شد، مقصود اين است كه حق خلافت آن حضرت را غصب كردند، اما چنين نبود كه اميرالمؤمنين(عليه السلام)در كارهاى مسلمانان دخالت نكند و قهر كرده، در خانه بنشيند و بگويد، يا همه آنچه كه اسلام گفته، بايد باشد، يا هيچ چيز اسلام نباشد. به عكس، على(عليه السلام)
در متن مسايل اجتماعى حضور داشت و خلفا در هر مسألهاى كه به مشكل برخورد مىكردند به سراغ آن حضرت مىآمدند. اهل تسنن در كتب معتبر روايى، در قضاياى متعددى از خليفه اول و دوم اين مضمون را نقل كردهاند كه اگر اميرالمؤمنين(عليه السلام) نبود آنان در اداره امور حكومت در مىماندند. خود اهل سنّت از خليفه دوم نقل كردهاند كه گفت:
لا اَبْقانِىَ اللّهُ لِمُعْضَلَة لَيْسَ لَها ابوالحَسَن؛خدا مرا نگه ندارد در مشكلى كه على(عليه السلام)نباشد.
هم چنين نقل شده كه خليفه دوم بارها گفت:
لَوْلا عَلِىٌّ لَهَلَكَ عُمَر،اگر على(عليه السلام)نبود عمر هلاك مىشد.
بسيارى از اوقات، خلفا در مسايل جنگى با حضرت مشورت و طبق نظر ايشان عمل مىكردند. اگر على(عليه السلام)از حكومت و جامعه قهر كرده بود، پس اين روايات چيست؟
بنابراين بايد به اين نكته توجه كرد كه حضرت على(عليه السلام) نفرمود، حال كه خلافت مرا نپذيرفتيد من هم با شما كارى ندارم! آن حضرت(عليه السلام)مصلحت اسلام را رعايت مىكرد، نه آن كه قهر كند و بگويد حال كه خلافت من نشد پس هيچ! شعار «يا همه يا هيچ»، در مكتب اهل بيت(عليهم السلام)در چنين مواردى پذيرفتنى نيست. اگر زمانى ممكن نشد تمام احكام اسلام اجرا شود، آيا بايد قهر كنيم و برويم در خانه بنشينيم، يا بايد سعى كنيم به همان اندازه كه امكان دارد احكام اسلام را اجرا كنيم؟ رويّه درست اين است كه اگر نود درصد ممكن است احكام اسلام پياده شود، به اندازه همان نود درصد، اگر نشد، هشتاد درصد، و خلاصه هر مقدار كه ممكن است، بايد همان را عمل كنيم، نه آن كه كناره بگيريم و هيچ اهتمامى به اجراى احكام اسلام نداشته باشيم. اگر چنين سيرهاى از سوى ائمه(عليهم السلام)در پيش گرفته مىشد، اسمى از اسلام باقى نمىماند. ظلمى كه به اميرالمؤمنين(عليه السلام) شد در تاريخ بى سابقه بود، اما عكس العمل آن حضرت اين نبود كه قهر كند و كنار برود. در هر موردى بايد مصلحت اسلام سنجيده شود. طبق برخى روايات، در داستان فدك وقتى حضرت زهرا
(عليها السلام)به خانه برگشتند به اميرالمؤمنين(عليه السلام)عرض كردند كه چرا كمك نمىكنى تا حق خود را بگيرم. حضرت
(عليه السلام)فرمود: اگر مىخواهى صداى اذان بلند باشد، بايد تحمّل كنى؛ يعنى اگر مىخواهى اسلام باقى بماند و در همين حدى كه الآن هست به اسلام عمل شود، بايد صبر پيشه كنى. اين مسأله (رعايت و تقدم مصالح اسلام و جامعه اسلامى در همه امور) يكى از درسهاى بزرگى است كه بايد از مكتب غدير و اميرالمؤمنين(عليه السلام) بياموزيم.
![[تصویر: 12_0.gif]](http://s4.picofile.com/file/7935213652/12_0.gif)